اخبار
30897
جام جهانی قربانی شوهای بیمحتوا
برنامههایی که ربطی به فوتبال نداشتند!
همزمان با آغاز جام جهانی ۲۰۲۶، رقابت میان پلتفرمها برای جذب مخاطب به اوج رسید. برنامههایی با عناوینی چون «بفرمایید جام»، «جیمی جام» و «در جام» با اتکا به چهرههای شناختهشده و بودجههای چندصد میلیارد تومانی راهی میدان شدند؛ اما خروجی این رقابت، بیش از آنکه یادآور یک ویژهبرنامه فوتبالی باشد، مجموعهای از برشهای اینستاگرامی، شوخیهای سطحی و آیتمهای بیارتباط با فوتبال بود. این گزارش، نگاهی انتقادی به رویکردی دارد که جام جهانی را صرفاً بهانهای برای تولید محتوای سرگرمکننده قرار داد و ماهیت اصلی فوتبال را به حاشیه راند.
شوخی به جای تحلیل؛ وقتی طنز جای فوتبال را میگیرد
نخستین و مهمترین انتقاد به این برنامهها، فاصله گرفتن کامل از ماهیت یک ویژهبرنامه فوتبالی است. مخاطب در جریان جام جهانی، به دنبال تحلیلهای فنی، بررسی تاکتیک تیمها، ارزیابی عملکرد بازیکنان و واکاوی تصمیمات داوری است؛ اما بخش قابل توجهی از زمان این برنامهها صرف آیتمهای کمدی تکراری و شوخیهای کلامی شد؛ بخشهایی که هیچ ارتباط معناداری با فوتبال نداشتند.
به نظر میرسید تهیهکنندگان تصور میکنند افزودن چند شوخی و آیتم طنز به یک برنامه فوتبالی، برای جذاب شدن آن کافی است؛ در حالی که حاصل کار، برنامههایی بود که اگر عنوان «جام جهانی» از روی آنها برداشته میشد، تفاوت چندانی با یک تاکشوی شبانه نداشتند. این رویکرد نه تنها از ارزش محتوایی برنامهها کاست، بلکه شأن رویدادی مانند جام جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داد و انتظار مخاطب علاقهمند به فوتبال را برآورده نکرد.
وقتی مسابقه تیم ملی قربانی استندآپ کمدی میشود
یکی از ناامیدکنندهترین بخشهای این ویژهبرنامهها، پوشش مسابقات تیم ملی ایران بود. درست در حساسترین لحظاتی که میلیونها بیننده انتظار داشتند تحلیلهای لحظهبهلحظه، بررسی تصمیمات داوران، تحلیلهای فنی و کارشناسی دقیق را دنبال کنند، حجم بالایی از گفتوگوهای حاشیهای، شوخیهای پرحاشیه و آیتمهای نمایشی، فضای برنامه را اشغال کرده بود؛ گویی اصل رویداد، یعنی جام جهانی، در اولویت قرار نداشت.
نتیجه آن شد که کیفیت فنی مسابقات زیر سایه حاشیهها گم شد. شاید یک کلیپ طنز چند دقیقهای بتواند مخاطب را سرگرم کند، اما بینندهای که نزدیک به ۹۰ دقیقه پای یک برنامه مینشیند، انتظار دارد محتوایی متناسب با مهمترین رویداد فوتبالی جهان دریافت کند؛ انتظاری که این برنامهها در بسیاری از مواقع از پاسخ دادن به آن ناتوان بودند.
از باکس پلتفرم تا برش اینستاگرامی؛ شکست در حفظ مخاطب
این ویژهبرنامهها به نمونهای آشکار از تجاریسازی سطحی فوتبال تبدیل شدند. شوخیهای تکراری، اجرای چهرههای غیرمتخصص و ساختار ضعیف برنامه باعث شد بسیاری از کاربران در شبکههای اجتماعی از آنها با تعابیری مانند «اتلاف وقت»، «بیربط» و «مبتذل» یاد کنند.
نکته قابل تأمل آن است که این برنامهها، به جای آنکه مخاطب را برای ساعتها در پلتفرمها نگه دارند، در نهایت به مجموعهای از برشهای کوتاه ۳۰ تا ۶۰ ثانیهای برای انتشار در اینستاگرام و دیگر شبکههای اجتماعی تبدیل شدند. به عبارت دیگر، استراتژی جذب مخاطب بلندمدت عملاً شکست خورد و محصول نهایی، بیشتر شبیه مجموعهای از تیزرهای تبلیغاتی بود تا یک ویژهبرنامه ماندگار و اثرگذار.
هزینههای نجومی، خروجی نازل
براساس شنیدهها، مجموع سرمایهگذاری پلتفرمها برای تولید این برنامهها از مرز ۴۰۰ میلیارد تومان عبور کرده است؛ چنین بودجهای با استاندارد تولید ویژهبرنامههای جام جهانی در بسیاری از کشورهای صاحب فوتبال قابل مقایسه است؛ اما خروجی نهایی، نه تحلیلهای عمیق و محتوای تخصصی، بلکه مجموعهای از شوخیهای سطحی و آیتمهای کماثر بود. پرسش اساسی اینجاست که این هزینه هنگفت صرف ارتقای کیفیت محتوا شد یا تنها برای ایجاد هیاهوی رسانهای، جذب اسپانسر و خرید چهرههای مشهور هزینه شد؟
شواهد نشان میدهد بخش قابل توجهی از این سرمایه، به جای آنکه صرف تولید محتوای فاخر و تخصصی شود، در مسیر «خرید نام» و «حاشیهسازی» هزینه شد؛ مسیری که در نهایت نتوانست رضایت مخاطب را جلب کند.
زمان عبور از فرمولهای تاریخمصرفگذشته
جام جهانی ۲۰۲۶ بار دیگر نشان داد مخاطب امروز، دیگر بیننده منفعل سالهای گذشته نیست که صرفاً با حضور چند چهره مشهور سرگرم شود. فرمول تکراری «سلبریتی + استندآپ کمدی + شوخیهای پرحاشیه» دیگر کارایی گذشته را ندارد و نمیتواند جایگزین تحلیل، تخصص و شناخت عمیق از فوتبال شود.
فوتبال، بهویژه در رویدادی مانند جام جهانی، پدیدهای ملی، احساسی و تخصصی است؛ رویدادی که مخاطب از آن انتظار تحلیل، آگاهی و همراهی دارد، نه مجموعهای از شوخیهای بیارتباط و آیتمهای نمایشی.
اگر پلتفرمها میخواهند در رویدادهای بزرگ آینده سهمی جدی از بازار رسانهای داشته باشند، ناگزیرند به اصول حرفهای تولید برنامههای ورزشی بازگردند؛ یعنی احترام به شعور مخاطب، اتکا به تحلیل کارشناسی و تولید محتوای مرتبط. در غیر این صورت، حتی بودجههای چندهمتی نیز نمیتواند برنامهای را که از فوتبال فاصله گرفته است، از شکست نجات دهد. جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد فوتبال قربانی شوهای بیمحتوا شد؛ اما این بار، مخاطب با انتخاب آگاهانه خود، قضاوت نهایی را انجام داد.
انتهای پیام/