اخبار
31016
نسخه ناقص اروپایی برای اقتصاد بیمار فوتبال ایران
پس از سه فصل اجرای قانون سقف بودجه، فدراسیون فوتبال سرانجام تصمیم گرفت این مقررات را کنار بگذارد و اجرای فیرپلی مالی را جایگزین آن کند؛ تصمیمی که میتوان آن را پایان یکی از پرحاشیهترین قوانین سالهای اخیر فوتبال ایران دانست. قانونی که قرار بود هزینههای باشگاهها را کنترل کند، اما نه تنها به اهداف خود نرسید، بلکه با اعتراض باشگاهها، ابهامات اجرایی و پروندههای متعدد انضباطی همراه شد.
مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، با اعلام پایان اجرای سقف بودجه تأکید کرده است که از این پس باشگاهها باید بر اساس مقررات فیرپلی مالی فعالیت کنند؛ الگویی که سالهاست در فوتبال اروپا اجرا میشود و مبنای نظارت یوفا بر وضعیت اقتصادی باشگاههاست. با این حال، پرسش مهم این است که آیا میتوان نسخهای را که برای اقتصاد حرفهای فوتبال اروپا طراحی شده، در ساختار اقتصادی فوتبال ایران نیز اجرا کرد؟
فیرپلی مالی یا مقررات پایداری مالی، با هدف جلوگیری از هزینهکرد بیرویه و حفظ تعادل اقتصادی باشگاهها شکل گرفته است. بر اساس این مدل، هر باشگاه باید هزینههای خود را متناسب با درآمدهای واقعی تنظیم کند و از ایجاد بدهیهای انباشته جلوگیری شود. سه اصل اساسی این قانون شامل نداشتن بدهی معوق، تناسب میان درآمد و هزینه در یک دوره چندساله و کنترل هزینههای تیم است. مطابق مقررات جدید یوفا، مجموع دستمزد بازیکنان و مربیان، هزینه نقلوانتقالات و کمیسیون مدیران برنامه نباید از ۷۰ درصد درآمد باشگاه فراتر برود.
اما اجرای چنین مدلی مستلزم وجود منابع درآمدی پایدار است؛ موضوعی که بزرگترین نقطه ضعف فوتبال ایران به شمار میرود. باشگاههای اروپایی بخش عمده درآمد خود را از حق پخش تلویزیونی، فروش بلیت، قراردادهای تجاری، اسپانسرها، فروش محصولات هواداری و نقلوانتقال بازیکنان به دست میآورند. برای نمونه، طبق گزارش «دیلویت مانیلیگ ۲۰۲۶»، رئال مادرید با بیش از ۱.۱ میلیارد یورو درآمد، پردرآمدترین باشگاه جهان است؛ درآمدی که حاصل یک مدل اقتصادی حرفهای و متنوع است.
در مقابل، بیشتر باشگاههای ایرانی از چنین منابعی بیبهره هستند. حق پخش تلویزیونی واقعی هنوز به باشگاهها پرداخت نمیشود، درآمد فروش بلیت سهم ناچیزی در بودجه باشگاهها دارد، بهرهبرداری اقتصادی از ورزشگاهها محدود است و بازار فروش محصولات هواداری نیز به دلیل ضعف در حفاظت از برند باشگاهها، درآمد قابل توجهی ایجاد نمیکند. از سوی دیگر، بسیاری از باشگاهها با بدهیهای انباشته به بازیکنان، مربیان، سایر باشگاهها و حتی فیفا روبهرو هستند؛ موضوعی که با اصول اولیه فیرپلی مالی مغایرت دارد.
هرچند الزام باشگاهها به ارائه صورتهای مالی شفاف و نظارت دقیقتر بر هزینهها میتواند گامی مثبت در مسیر حرفهایسازی فوتبال ایران باشد اما نباید فراموش کرد که شفافیت مالی، جایگزین درآمدزایی نیست. باشگاهی که منابع درآمدی پایدار ندارد، حتی با شفافترین صورتهای مالی نیز برای تأمین هزینههای خود با مشکل مواجه خواهد شد.
در واقع، حذف قانون سقف بودجه را میتوان اعترافی به ناکامی یک سیاست اقتصادی دانست، اما موفقیت فیرپلی مالی نیز تنها با تدوین آییننامههای جدید حاصل نخواهد شد. تا زمانی که مشکلات بنیادینی مانند حق پخش تلویزیونی، مالکیت و بهرهبرداری از ورزشگاهها، توسعه درآمدهای تجاری، حفاظت از برند باشگاهها و اصلاح ساختار باشگاهداری حل نشود، اجرای کامل فیرپلی مالی با چالشهای جدی همراه خواهد بود.
فوتبال ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به اصلاح زیرساختهای اقتصادی نیاز دارد چرا که بدون ایجاد منابع درآمدی واقعی، اجرای هر الگوی مالی، حتی موفقترین مدل اروپایی، تنها به تغییر نام یک قانون محدود خواهد شد.
انتهای پیام/