فوتبال ایران
31694
از اعتراض، درگیری و توهین در مستطیل سبز تا جنگ بیانیهای تراکتور و گلگهر
سقوط اخلاق زیر سایه فوتبال
نخستین بازی هفته ششم لیگ برتر قرار بود نبردی جذاب برای سه امتیاز باشد، اما خیلی زود ورق برگشت؛ اعتراض، درگیری، توهین، رفتارهای خارج از عرف، مصاحبههای جنجالی و در نهایت بیانیههایی که آتش اختلاف را شعلهورتر کردند. تراکتور و گلگهر نه فقط امتیازهای یک مسابقه، بلکه بخشی از اعتبار فوتبال را در جدالی پرتنش به میدان بردند؛ جدالی که بازنده بزرگ آن، اخلاق بود.
فوتبال قرار است محل رقابت باشد؛ جایی که بازیکنان برای پیروزی بجنگند، مربیان تصمیم بگیرند و هواداران از تماشای یک مسابقه لذت ببرند. اما آنچه در دیدار تراکتور و گلگهر رخ داد، فاصله زیادی با این تصویر داشت.
مسابقهای که میتوانست یکی از بازیهای زیبای هفته ششم باشد، تحت تأثیر اعتراضها و درگیریهای بازیکنان و اعضای کادر فنی دو تیم قرار گرفت و در نهایت به یکی از جنجالیترین اتفاقات هفته تبدیل شد؛ جنجالی که با سوت پایان هم تمام نشد.
3 امتیاز؛ مجوز بیاخلاقی نیست
هیچکس نمیتواند اهمیت این مسابقه برای تراکتور و گلگهر را انکار کند. در فوتبال حرفهای، هر امتیاز ارزشمند است و طبیعی است که حساسیت بازی بالا باشد. بازیکن تحت فشار قرار میگیرد، مربی عصبانی میشود و اعتراض به تصمیم داور نیز اتفاق تازهای نیست. اما یک سؤال ساده وجود دارد؛ آیا اهمیت مسابقه میتواند مجوز عبور از مرزهای اخلاقی باشد؟
هیچ نتیجهای، هیچ تصمیم داوری و هیچ فشاری در جریان مسابقه نمیتواند توجیه مناسبی برای فحاشی، توهین و رفتارهای خارج از عرف باشد. فوتبال اگر قرار است حرفهای باشد، حرفهای بودن فقط به قراردادهای چند میلیاردی، امکانات تمرینی و تاکتیکهای پیچیده محدود نمیشود؛ بخش مهمی از حرفهایگری، کنترل رفتار در لحظات بحرانی است.
یک واکنش که جنجال را بزرگتر کرد
در این میان، رفتار خداداد عزیزی بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفت. عزیزی که پیشتر نیز بارها درگیر حاشیههای فوتبالی شده، این بار نیز با رفتاری که بهشدت مورد انتقاد قرار گرفته، در مرکز جنجال قرار گرفت.
الفاظ ناشایستی که بنا بر گزارشهای منتشرشده در مقابل رختکن تیم فوتبال گلگهر به زبان آورده شد، موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد. چنین ادبیاتی، علاوه بر تبعات اخلاقی، میتواند تبعات حقوقی و انضباطی نیز داشته باشد. حتی اگر ادعاهای مطرحشده درباره توهین یا فحاشی بازیکن تیم مقابل درست باشد، پاسخ به رفتار نادرست، رفتار نادرست دیگری نیست. اگر عالیشاه مرتکب تخلفی شده باشد، مسیر برخورد با آن مشخص است؛ کمیتههای انضباطی و ارکان قضایی فوتبال برای همین موقعیتها وجود دارند. قرار نیست افراد شناختهشده فوتبال، خودشان نقش قاضی و مجری حکم را بازی کنند.
وقتی بزرگترها الگوی خوبی نیستند
سالهاست درباره فرهنگ هواداری و رفتار تماشاگران در ورزشگاهها صحبت میشود. از فحاشی روی سکوها تا درگیری و توهین، بارها این پرسش مطرح شده که چرا ورزشگاهها گاهی به محیطی پرتنش تبدیل میشوند. اما شاید باید سؤال را یک مرحله عقبتر برد. وقتی مدیر، مربی و بازیکن در زمین و کنار زمین کنترل خود را از دست میدهند، چگونه میتوان از هوادار انتظار داشت آرام باشد؟
فوتبال بخشی از جامعه است و طبیعتاً مشکلات فرهنگی جامعه را نیز با خود به ورزشگاه میآورد. اما چهرههای اصلی فوتبال نیز بخشی از همین جامعهاند و اتفاقاً مسئولیت بیشتری دارند.
بازیکنی که میلیونها نفر او را میبینند، مربیای که حرفش در رسانهها بازتاب پیدا میکند و مدیری که نماینده رسمی یک باشگاه است، نمیتواند مانند یک فرد عادی در یک مشاجره خیابانی رفتار کند. هر کلمه آنها مخاطب دارد و هر رفتارشان میتواند الگو شود.
جنگ بیانیهها؛ ادامه مسابقه بیرون از زمین
اگر تصور میشد با پایان بازی، جنجالها تمام میشود، انتشار بیانیههای دو باشگاه خلاف آن را ثابت کرد. هر دو باشگاه خود را محق دانستند، علیه طرف مقابل موضع گرفتند و موضوع را به ارکان قضایی فوتبال کشاندند. پیگیری قانونی تخلفات، حق طبیعی هر باشگاه است؛ اما مشکل از جایی آغاز میشود که بیانیه رسمی از ابزار دفاع حقوقی به وسیلهای برای کنایهزدن، تحریک طرف مقابل و ادامه دادن جنگ لفظی تبدیل شود.
فوتبال ایران همین حالا هم با انواع مشکلات دستوپنجه نرم میکند. آیا واقعاً باید بخشی از انرژی باشگاهها صرف جنگ رسانهای و پاسخ دادن به یکدیگر شود؟
هوادار، قربانی اصلی این دعواست
در میان این همه اعتراض و بیانیه، یک نفر تقریباً فراموش شده است؛ هوادار.
هواداری که برای تماشای فوتبال به ورزشگاه میرود یا ساعتها پای تلویزیون مینشیند، قرار نیست شاهد مسابقهای باشد که حاشیههایش از خود فوتبال جذابتر و پررنگتر شود. هوادار حق دارد تیمش بجنگد، اعتراض کند و حتی شکست بخورد؛ اما حق ندارد از سوی چهرههای محبوبش شاهد عادی شدن توهین و پرخاشگری باشد. وقتی فوتبال به جای ساختن هیجان سالم، خشم تولید میکند، دیگر نباید از افزایش تنش در سکوها تعجب کرد.
اگر امروز عادی شود، فردا دیر است
مشکل اصلی اینجاست که چنین اتفاقاتی به مرور عادی میشوند. امروز یک توهین را با «فشار بازی» توجیه میکنیم. فردا یک درگیری را با «حساسیت مسابقه» میپذیریم. پسفردا بیانیهای تند منتشر میشود و همه میگویند «این هم بخشی از کریخوانی فوتبال است.» اما این مسیر پایان خوبی ندارد. فوتبال زمانی جذاب است که رقابت در زمین باقی بماند. وقتی اختلافات از زمین به رختکن، از رختکن به نشست خبری و از نشست خبری به شبکههای اجتماعی کشیده میشود، دیگر با یک مسابقه فوتبال مواجه نیستیم؛ با چرخهای از خشم و واکنش روبهرو هستیم که هر بار میتواند از مرحله قبل خطرناکتر شود.
انتهای پیام/
فوتبال قرار است محل رقابت باشد؛ جایی که بازیکنان برای پیروزی بجنگند، مربیان تصمیم بگیرند و هواداران از تماشای یک مسابقه لذت ببرند. اما آنچه در دیدار تراکتور و گلگهر رخ داد، فاصله زیادی با این تصویر داشت.
مسابقهای که میتوانست یکی از بازیهای زیبای هفته ششم باشد، تحت تأثیر اعتراضها و درگیریهای بازیکنان و اعضای کادر فنی دو تیم قرار گرفت و در نهایت به یکی از جنجالیترین اتفاقات هفته تبدیل شد؛ جنجالی که با سوت پایان هم تمام نشد.
3 امتیاز؛ مجوز بیاخلاقی نیست
هیچکس نمیتواند اهمیت این مسابقه برای تراکتور و گلگهر را انکار کند. در فوتبال حرفهای، هر امتیاز ارزشمند است و طبیعی است که حساسیت بازی بالا باشد. بازیکن تحت فشار قرار میگیرد، مربی عصبانی میشود و اعتراض به تصمیم داور نیز اتفاق تازهای نیست. اما یک سؤال ساده وجود دارد؛ آیا اهمیت مسابقه میتواند مجوز عبور از مرزهای اخلاقی باشد؟
هیچ نتیجهای، هیچ تصمیم داوری و هیچ فشاری در جریان مسابقه نمیتواند توجیه مناسبی برای فحاشی، توهین و رفتارهای خارج از عرف باشد. فوتبال اگر قرار است حرفهای باشد، حرفهای بودن فقط به قراردادهای چند میلیاردی، امکانات تمرینی و تاکتیکهای پیچیده محدود نمیشود؛ بخش مهمی از حرفهایگری، کنترل رفتار در لحظات بحرانی است.
یک واکنش که جنجال را بزرگتر کرد
در این میان، رفتار خداداد عزیزی بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفت. عزیزی که پیشتر نیز بارها درگیر حاشیههای فوتبالی شده، این بار نیز با رفتاری که بهشدت مورد انتقاد قرار گرفته، در مرکز جنجال قرار گرفت.
الفاظ ناشایستی که بنا بر گزارشهای منتشرشده در مقابل رختکن تیم فوتبال گلگهر به زبان آورده شد، موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد. چنین ادبیاتی، علاوه بر تبعات اخلاقی، میتواند تبعات حقوقی و انضباطی نیز داشته باشد. حتی اگر ادعاهای مطرحشده درباره توهین یا فحاشی بازیکن تیم مقابل درست باشد، پاسخ به رفتار نادرست، رفتار نادرست دیگری نیست. اگر عالیشاه مرتکب تخلفی شده باشد، مسیر برخورد با آن مشخص است؛ کمیتههای انضباطی و ارکان قضایی فوتبال برای همین موقعیتها وجود دارند. قرار نیست افراد شناختهشده فوتبال، خودشان نقش قاضی و مجری حکم را بازی کنند.
وقتی بزرگترها الگوی خوبی نیستند
سالهاست درباره فرهنگ هواداری و رفتار تماشاگران در ورزشگاهها صحبت میشود. از فحاشی روی سکوها تا درگیری و توهین، بارها این پرسش مطرح شده که چرا ورزشگاهها گاهی به محیطی پرتنش تبدیل میشوند. اما شاید باید سؤال را یک مرحله عقبتر برد. وقتی مدیر، مربی و بازیکن در زمین و کنار زمین کنترل خود را از دست میدهند، چگونه میتوان از هوادار انتظار داشت آرام باشد؟
فوتبال بخشی از جامعه است و طبیعتاً مشکلات فرهنگی جامعه را نیز با خود به ورزشگاه میآورد. اما چهرههای اصلی فوتبال نیز بخشی از همین جامعهاند و اتفاقاً مسئولیت بیشتری دارند.
بازیکنی که میلیونها نفر او را میبینند، مربیای که حرفش در رسانهها بازتاب پیدا میکند و مدیری که نماینده رسمی یک باشگاه است، نمیتواند مانند یک فرد عادی در یک مشاجره خیابانی رفتار کند. هر کلمه آنها مخاطب دارد و هر رفتارشان میتواند الگو شود.
جنگ بیانیهها؛ ادامه مسابقه بیرون از زمین
اگر تصور میشد با پایان بازی، جنجالها تمام میشود، انتشار بیانیههای دو باشگاه خلاف آن را ثابت کرد. هر دو باشگاه خود را محق دانستند، علیه طرف مقابل موضع گرفتند و موضوع را به ارکان قضایی فوتبال کشاندند. پیگیری قانونی تخلفات، حق طبیعی هر باشگاه است؛ اما مشکل از جایی آغاز میشود که بیانیه رسمی از ابزار دفاع حقوقی به وسیلهای برای کنایهزدن، تحریک طرف مقابل و ادامه دادن جنگ لفظی تبدیل شود.
فوتبال ایران همین حالا هم با انواع مشکلات دستوپنجه نرم میکند. آیا واقعاً باید بخشی از انرژی باشگاهها صرف جنگ رسانهای و پاسخ دادن به یکدیگر شود؟
هوادار، قربانی اصلی این دعواست
در میان این همه اعتراض و بیانیه، یک نفر تقریباً فراموش شده است؛ هوادار.
هواداری که برای تماشای فوتبال به ورزشگاه میرود یا ساعتها پای تلویزیون مینشیند، قرار نیست شاهد مسابقهای باشد که حاشیههایش از خود فوتبال جذابتر و پررنگتر شود. هوادار حق دارد تیمش بجنگد، اعتراض کند و حتی شکست بخورد؛ اما حق ندارد از سوی چهرههای محبوبش شاهد عادی شدن توهین و پرخاشگری باشد. وقتی فوتبال به جای ساختن هیجان سالم، خشم تولید میکند، دیگر نباید از افزایش تنش در سکوها تعجب کرد.
اگر امروز عادی شود، فردا دیر است
مشکل اصلی اینجاست که چنین اتفاقاتی به مرور عادی میشوند. امروز یک توهین را با «فشار بازی» توجیه میکنیم. فردا یک درگیری را با «حساسیت مسابقه» میپذیریم. پسفردا بیانیهای تند منتشر میشود و همه میگویند «این هم بخشی از کریخوانی فوتبال است.» اما این مسیر پایان خوبی ندارد. فوتبال زمانی جذاب است که رقابت در زمین باقی بماند. وقتی اختلافات از زمین به رختکن، از رختکن به نشست خبری و از نشست خبری به شبکههای اجتماعی کشیده میشود، دیگر با یک مسابقه فوتبال مواجه نیستیم؛ با چرخهای از خشم و واکنش روبهرو هستیم که هر بار میتواند از مرحله قبل خطرناکتر شود.
انتهای پیام/