string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
محمدرضا رحیم‌پور

محمدرضا رحیم‌پور

گزارش

31774
رتبه ششم آسیا و زنگ خطری که به صدا درآمده است

سقوط آزاد فوتبال ایران در قاره کهن

رتبه ششم آسیا و زنگ خطری که به صدا درآمده است

زمانی بود که وقتی نام «لیگ قهرمانان آسیا» در اخبار شنیده می‌شد، ناخودآگاه تصویر ایستادن تیم‌های ایرانی در مراحل نهایی و فینال‌ها در ذهن‌ها نقش می‌بست. آن روزها، استقلال، پرسپولیس، سپاهان و ذوب‌آهن نه‌تنها برای حضور در رقابت‌ها، بلکه با هدف اصلی، یعنی «قهرمانی»، وارد میدان می‌شدند. اگرچه همیشه در بحث بودجه و سرمایه‌گذاری، در برابر غول‌های جدید منطقه و قدرت‌های سنتی شرق آسیا کم می‌آوردیم، اما یک حقیقت غیرقابل‌انکار وجود داشت؛ فوتبال ایران از نظر فنی، استراتژیک و روحی، توان رقابت در سطح اول قاره را داشت. ما تیم‌هایی داشتیم که با تکیه بر هوش تاکتیکی مربیان و روحیه جنگندگی بازیکنان، می‌توانستند برتری مالی رقبا را به برتری فنی تبدیل کنند.
اما امروز، تصویر پیش روی ما، تصویری نیست که با آن غرور کنیم؛ بلکه تصویری است که لرزه بر اندام هواداران می‌اندازد. ما دیگر در جمع قدرت‌های بلامنازع آسیا نیستیم. ما دیگر آن تیم‌هایی نیستیم که رقیب را در خانه خودش به زانو درآورند. امروز، فوتبال باشگاهی ایران در حال تجربه یک «سقوط استراتژیک» است؛ سقوطی که نه از یک اتفاق، بلکه از یک روند طولانی و ساختاری نشأت می‌گیرد.


آمار که دروغ نمی‌گوید


فراتر از یک رتبه در جدول، بگذارید از اعداد و ارقام صحبت کنیم؛ چون اعداد، دقیق‌ترین قاتل احساسات هستند. در رده‌بندی باشگاهی AFC برای فصل ۲۰۲۴-۲۵، ایران با کسب ۶۸.۹۰۷ امتیاز، در رتبه ششم ایستاده است. این عدد، فراتر از یک جایگاه ساده در یک جدول است؛ این عدد نشان‌دهنده فاصله ما با پیشتازان فوتبال آسیاست. ما در حالی به رتبه ششم رسیده‌ایم که رقبای هم‌منطقه‌ای ما، یعنی عربستان، ژاپن، کره جنوبی، امارات و قطر، با اختلاف از ما جلو افتاده‌اند.
وقتی نگاه می‌کنید که عربستان با ورود سرمایه‌های میلیاردی و جذب ستاره‌های کلاس جهانی، در حال بازتعریف جایگاه خود در آسیاست، یا وقتی می‌بینید ژاپن و کره جنوبی با ساختارهای علمی و آکادمی‌های پیشرفته، فوتبال خود را به یک صنعت دقیق تبدیل کرده‌اند، تازه می‌فهمید که رتبه ششم ایران، تنها یک عدد نیست؛ بلکه یک «زنگ خطر» است. ما در حال عقب ماندن از قطار پیشرفت هستیم و این قطار هرگز منتظر کسانی که در ایستگاه‌های گذشته مانده‌اند، نمی‌ماند.

 

 

 شکاف رو به گسترش با همسایگان خلیج فارس


اگر افت عملکرد ایران را در خلأ بررسی کنیم، شاید تصویر کامل نباشد. آنچه این روند را نگران‌کننده‌تر می‌کند، سرعت پیشرفت رقبای منطقه‌ای، به‌ویژه عربستان سعودی، امارات و قطر است. عربستان سعودی که تا یک دهه پیش در سایه ایران و کره‌جنوبی قرار داشت، اکنون به‌طور رسمی در صدر رده‌بندی باشگاهی آسیا نشسته است. 
این جابه‌جایی قدرت، محصول یک برنامه بلندمدت و هدفمند است. عربستان با پشتوانه صندوق سرمایه‌گذاری عمومی (PIF) میلیاردها دلار در باشگاه‌های بزرگ خود مانند الهلال، النصر، الاتحاد و الاهلی سرمایه‌گذاری کرده و با جذب ستارگان درجه‌یک جهان، سطح کیفی لیگ خود را به‌طور محسوسی ارتقا داده است. امارات و قطر نیز با وجود جمعیت و پیشینه فوتبالی کوچک‌تر، با برنامه‌ریزی مالی منسجم توانسته‌اند جایگاه خود را در رده‌بندی قاره‌ای تثبیت کنند. یکی از کارشناسان فوتبال در این‌باره به‌صراحت گفت: ما از لحاظ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری از حوزه خلیج فارس خیلی عقب افتادیم؛ شما نگاه کنید که هر کدام از کشورهای عربستان، قطر و امارات، سه نماینده در لیگ نخبگان دارند. این نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری‌هایشان به بار نشسته است.


ماهم سرمایه داریم!
جالب آن‌جاست که این عقب‌ماندگی، ناشی از کمبود منابع مالی در فوتبال ایران نیست؛ بلکه به گفته همین کارشناس، مسئله اصلی نحوه هزینه‌کرد این منابع است اما سرمایه‌گذاری ما بدون نظارت است و بازیکنان خارجی بی‌کیفیت می‌آوریم. پول‌ها و رقم‌های آن‌چنانی بدون نظارت جابه‌جا می‌شود و کیفیت فوتبالمان پایین است. این جمله، در واقع به یکی از تناقض‌های بزرگ فوتبال ایران اشاره دارد؛ هزینه‌های سرسام‌آور، اما بازده کیفی نازل.این تناقض در آمار دستمزدها نیز به‌وضوح قابل مشاهده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، میانگین حقوق بازیکن در ایران تا دو فصل پیش، پس از عربستان، امارات و قطر، در بالاترین سطح آسیا قرار داشت؛ رقمی که با توجه به نتایج ضعیف باشگاه‌های ایرانی در میدان، هیچ توجیه فنی و اقتصادی روشنی ندارد. به بیان دیگر، فوتبال ایران هزینه‌هایی در حد قدرت‌های اقتصادی منطقه می‌پردازد، اما محصولی به مراتب ضعیف‌تر از آنها روی زمین چمن ارائه می‌دهد.


چشم‌انداز پیش رو؛ آیا بازگشت ممکن است؟
با این وجود تصویر نگران‌کننده، فوتبال ایران هنوز از ظرفیت‌های بالقوه قابل‌توجهی برخوردار است. جمعیت جوان علاقه‌مند به فوتبال، پایگاه هواداری گسترده و پرشور، و وجود استعدادهای فردی در سطح بین‌المللی (که بسیاری از آن‌ها اکنون در لیگ‌های معتبر اروپایی بازی می‌کنند)، نشان می‌دهد مشکل اصلی فوتبال ایران، کمبود استعداد نیست، بلکه ناتوانی در تبدیل این استعدادها به یک محصول رقابتی پایدار در سطح باشگاهی است.
برای معکوس کردن این روند، باید در چند جبه تغییر دیدگاه اساسی به فوتبال مان داشته باشیم؛  نخست، ایجاد ثبات مالی و مدیریتی در باشگاه‌های بزرگ از طریق تسریع در روند خصوصی‌سازی واقعی و شفاف؛ دوم، بازنگری در سیاست‌های جذب بازیکن خارجی با تمرکز بر کیفیت به‌جای کمیت یا نمایش؛ سوم، سرمایه‌گذاری جدی و بلندمدت در فوتبال پایه و آکادمی‌های باشگاهی؛ و چهارم، ایجاد نظام مالی شفاف و ناظر بر دستمزدها برای جلوگیری از تکرار چالش‌های مالی باشگاه‌ها.
بدون اصلاحات ساختاری در این حوزه‌ها، احتمال تداوم روند نزولی فوتبال ایران در آسیا بسیار بالاست؛ روندی که در صورت تداوم، می‌تواند سهمیه ایران را حتی از سطح فعلی نیز پایین‌تر بیاورد و فاصله با قدرت‌های نوظهور منطقه، به‌ویژه عربستان سعودی، امارات و قطر را به شکافی غیرقابل‌جبران تبدیل کند.


چرا شکست‌ها تکرار می‌شوند؟


یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات در تحلیل وضعیت فوتبال ایران، تقلیل دادن شکست‌ها به یک مربی یا یک بازیکن است. همیشه وقتی تیم‌های ایرانی در آسیا حذف می‌شوند، مقصر اصلی را در دستان سرمربی یا عملکرد ضعیف دروازه‌بان جست‌وجو می‌کنیم. اما حقیقت، بسیار تلخ‌تر و ریشه‌ای‌تر از این‌هاست. فوتبال ذاتاً با نوسان همراه است؛ حتی بزرگ‌ترین تیم‌های جهان هم دوره‌های افت دارند. اما وقتی این «افت» از حالت یک دوره گذرا خارج می‌شود و به یک «الگوی همیشگی» تبدیل می‌گردد، دیگر با نوسان طرف نیستیم؛ ما با «افول ساختاری» روبه‌رو هستیم.
مشکل اصلی، نه در چمن ورزشگاه‌ها و نه در مهارت پاهای بازیکنان، بلکه در «اتاق‌های مدیریت» نهفته است. باشگاه‌های ایرانی با چالش همیشگی عدم ثبات دست‌وپنجه نرم می‌کنند. باشگاه‌هایی که در ایران می‌بینیم، بیشتر شبیه به پروژه‌های کوتاه‌مدت هستند تا نهادهای فوتبالی ماندگار. مدیریت‌هایی که با هر تغییر در ساختار حاکمیتی یا تصمیمات سیاسی، دچار لرزش می‌شوند و برنامه‌های چندساله خود را قربانی تصمیمات لحظه‌ای می‌کنند. این عدم ثبات باعث شده که باشگاه‌ها نتوانند روی توسعه آکادمی، زیرساخت‌های تمرینی و جذب استعدادهای جوان سرمایه‌گذاری کنند. در مقابل، رقبای ما بر پایه «ثبات» حرکت می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که ساختن یک باشگاه حرفه‌ای، فراتر از خرید ۱۰ بازیکن است؛ آنها در حال ساختن «سیستم» هستند.
وقتی جایگاه ما در لبه پرتگاه قرار دارد، یکی از ملموس‌ترین و نگران‌کننده‌ترین پیامدهای این عقب‌ماندگی، وضعیت سهمیه‌های ایران در رقابت‌های آسیایی است.
بیایید این موضوع را با گذشته مقایسه کنیم. سال‌ها پیش، داشتن چندین نماینده در سطح اول لیگ قهرمانان آسیا، برای ایران یک «حق مسلم» و یک وضعیت عادی محسوب می‌شد. امروز، ما حتی برای حفظ همین سهمیه محدود نیز در لبه پرتگاه ایستاده‌ایم. اگر عملکرد تیم‌های ما در سطح داخلی ضعیف شود یا در رقابت‌های قاره‌ای با شکست‌های ناگهانی مواجه شویم، خطر از دست دادن جایگاه در رده‌بندی AFC و در نتیجه کاهش سهمیه‌ها، یک واقعیت تلخ و قریب‌الوقوع است. ما در حال جنگیدن برای حفظ چیزی هستیم که زمانی مال ما بود، در حالی که دیگران در حال تصاحب آن هستند.


ورود به میدان با جراحت‌های پیشین
نگرانی‌ها درباره فصل جدید رقابت‌های آسیایی تنها یک هیاهو نیست؛ بلکه برآمده از واقعیت‌های تلخ باشگاه‌های حاضر در رقابت است. نمایندگان ایران در شرایطی وارد میدان می‌شوند که خودشان درگیر بحران‌های داخلی هستند.
بیایید به تراکتور نگاه کنیم. تیم تبریز که در سال‌های اخیر یکی از امیدهای اصلی برای بازگرداندن اعتبار آسیایی به ایران بود، امسال با یک چالش«عدم ثبات» مواجه است. تغییرات در کادر فنی و نبود یک برنامه مشخص مدیریتی باعث شده که این تیم با شک و تردید وارد رقابت‌ها شود. آیا تراکتور می‌تواند با این وضعیت، از پس رقبای منظم‌تر بربیاید؟
در مورد استقلال، وضعیت به همان اندازه پیچیده است. استقلال که روزگاری در فینال‌های آسیا جولان می‌داد، امروز با چالش‌های عمیق نقل‌وانتقالات و محدودیت‌های اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند. از دست دادن بازیکنان کلیدی و محدودیت‌های پنجره‌ای باعث شده است که این باشگاه با ترکیبی وارد رقابت‌ها شود که حتی هواداران پرشور خود را هم نسبت به آن نگران کرده است.
حتی تیم‌هایی مثل گل‌گهر که با هیجان به سهمیه آسیایی رسیدند، اکنون با تغییرات گسترده در ترکیب و از دست دادن ستون‌های اصلی خود، در وضعیتی قرار دارند که فراتر از یک تغییر ساده، یک «بحران جایگزینی» را تجربه می‌کنند. این‌ها نشان می‌دهند که ما با تیم‌هایی وارد آسیا می‌شویم که حتی در داخل کشور هم به آرامش و ثبات کامل نرسیده‌اند.
اختلاف در «نگاه» است، نه در «پول»
شاید بتوان گفت یکی از بزرگ‌ترین برداشت‌های غلط ما این است که فکر می‌کنیم رقبایمان فقط با «پول بیشتر» از ما جلو افتاده‌اند. بله، سرمایه‌گذاری‌های عربستان و قطر چشم‌گیر است، اما اگر به فوتبال ژاپن و کره جنوبی نگاه کنید، می‌بینید که آنها با بودجه‌هایی بسیار بیشتر از ما، اما با «فکر و ساختار» بسیار برتر، از ما فاصله گرفته‌اند.
تفاوت اصلی در «نگاه به فوتبال» است. رقبای ما به فوتبال به‌عنوان یک «صنعت» نگاه می‌کنند؛ صنعتی که نیاز به تحقیق، توسعه، آکادمی و مدیریت داده‌ها دارد. اما ما هنوز در ایران، فوتبال را به‌عنوان یک «بازی» یا یک «ابزاراجتماعی» می‌بینیم. ما هنوز هم درگیر تصمیمات کوتاه‌مدت هستیم؛ تصمیماتی که شاید یک فصل نتیجه بدهد، اما در بلندمدت، زیربنای فوتبال ما را ویران می‌کند.
پرسپولیس چند سال پیش توانست با وجود محدودیت‌های مالی، به فینال برسد. آن موفقیت، نشان‌دهنده قدرت اراده بازیکنان و مربیان بود، اما ما نمی‌توانیم برای همیشه روی «استثناها» حساب کنیم. نمی‌توانیم منتظر بمانیم که هر سال یک معجزه رخ دهد تا بتوانیم در آسیا دوام بیاوریم. وقتی رقیب شما هر سال با سیستم و برنامه پیش می‌آید و شما هر سال با بحران و معجزه سر می‌کنید، فاصله شما و آنهاروزبه‌روز بیشتر خواهد شد.
سقوط فوتبال باشگاهی ایران، یک اتفاق یک‌شبه نیست و با یک قهرمانی اتفاقی یا یک صعود ساده هم برطرف نمی‌شود. اگر می‌خواهیم دوباره نام باشگاه‌های ایرانی را در فهرست مدعیان اصلی قاره ببینیم، باید از این نگاه سنتی و سطحی دست برداریم.

 

 چرا فوتبال ایران عقب ماند؟ 
علل افت فوتبال باشگاهی ایران در آسیا را نمی‌توان در یک یا دو عامل خلاصه کرد؛ این بحران، ریشه در مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری، مدیریتی، مالی و حتی سیاسی دارد که در طول سالیان متمادی انباشته شده‌اند.
فقدان ساختار حرفه‌ای و شایسته‌سالاری
شاید مهم‌ترین و بنیادی‌ترین مشکل، نبود یک ساختار حرفه‌ای پایدار در فوتبال ایران باشد. کارشناسان بارها به این نکته اشاره کرده‌اند که مشکلات مالی، تنها بخشی از مسئله را توضیح می‌دهد.  فوتبال ایران با وجود برخورداری از استعدادهای فراوان و توانایی نسل جوان، همچنان نتوانسته در زمینه پرورش بازیکن و ایجاد یک سیستم حرفه‌ای و پایدار موفق عمل کند و در حال فاصله گرفتن از سطح اول آسیا است. مشکلات اصلی برای رسیدن به فوتبال حرفه‌ای را می‌توان در ضعف استعدادیابی، نبود شایسته‌سالاری، کمبود آموزش، مدیریت نامناسب فوتبال پایه و بی‌توجهی به ساختارسازی خلاصه کرد.
این ارزیابی نشان می‌دهد که چالش فوتبال ایران، صرفاً یک چالش مقطعی نتیجه‌گرایی نیست، بلکه ریشه در یک نظام آموزشی و مدیریتی معیوب دارد که سال‌هاست اصلاح نشده است. فوتبال پایه، که در کشورهایی مانند ژاپن و کره‌جنوبی ستون فقرات موفقیت تیم‌های ملی و باشگاهی محسوب می‌شود، در ایران هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده و آکادمی‌های حرفه‌ای باشگاه‌ها عمدتاً از استانداردهای بین‌المللی فاصله دارند.
سرمایه‌گذاری بدون نظارت و فرار سرمایه
یکی دیگر از تحلیل‌های قابل‌توجه در این زمینه، به عدم امنیت سرمایه‌گذاران در فوتبال ایران اشاره دارد. در تحلیلی با عنوان «عادی‌سازی ناکامی فوتبال ایران در آسیا» آمده است که یکی از دلایل اصلی این ناکامی‌ها، بی‌توجهی به جذب سرمایه، حفظ و تأمین امنیت ذی‌نفعان، صیانت از اندک سرمایه‌گذاران فعلی و پرهیز از دامن زدن بی‌مورد به رقابت بخش دولتی و خصوصی در فوتبال است که فرار سرمایه را باعث می‌شود.
این نکته اهمیت زیادی دارد، چرا که در حالی که باشگاه‌های خصوصی عربستانی و اماراتی از حمایت بلندمدت صندوق‌های ثروت ملی و سرمایه‌گذاران بزرگ برخوردارند، فوتبال ایران هنوز درگیر کشمکش میان بخش دولتی و خصوصی است. بسیاری از باشگاه‌های بزرگ کشور، از جمله استقلال و پرسپولیس، همچنان وابسته به بودجه‌های دولتی یا نیمه‌دولتی هستند و روند خصوصی‌سازی آن‌ها، پس از سال‌ها، هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است. این بلاتکلیفی مزمن، هرگونه برنامه‌ریزی بلندمدت مالی و فنی را با چالش جدی مواجه می‌کند.
محدودیت در جذب بازیکن خارجی باکیفیت
دشواری انتقال ارز، پیچیدگی‌های حقوقی قراردادهای بین‌المللی و ریسک بالای فعالیت مالی با باشگاه‌های ایرانی، بسیاری از بازیکنان و مربیان درجه‌یک را از پیوستن به لیگ ایران منصرف می‌کند. در نتیجه، باشگاه‌های ایرانی که تلاش می‌کنند با پرداخت دستمزدهای بالا بازیکن خارجی جذب کنند، اغلب مجبورند به گزینه‌های درجه دو یا سوم بازار بسنده کنند. این در حالی است که باشگاه‌های عربستانی و اماراتی، بدون چنین محدودیت‌هایی، می‌توانند مستقیماً با بازار جهانی و ستارگان درجه‌یک فوتبال اروپا و آمریکای جنوبی وارد مذاکره شوند.
تورم دستمزدها بدون نظارت مالی
حقوق و دستمزد بازیکنان به سطحی رسیده که با اعداد و ارقامی که می‌شنویم، اگر کنترل نشود، با یک فاجعه روبه‌رو خواهیم شد. این وضعیت نشان‌دهنده نبود نظام مالی فِیر پلی (Financial Fair Play) واقعی در فوتبال ایران است؛ باشگاه‌ها بدون توجه به منابع درآمدی پایدار (مانند حق پخش تلویزیونی، بلیت‌فروشی یا اسپانسرشیپ‌های بزرگ)، صرفاً برای حفظ ستاره‌های داخلی یا رقابت با یکدیگر، دستمزدها را افزایش می‌دهند. نتیجه این روند، بدهی انباشته باشگاه‌ها و ناتوانی آن‌ها در سرمایه‌گذاری روی زیرساخت‌ها، آکادمی‌های پایه و کادر فنی حرفه‌ای است؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که در بلندمدت اثر مستقیم بر نتایج قاره‌ای دارند.
بی‌ثباتی مدیریتی و فنی
یکی دیگر از عوامل مؤثر در افت مستمر نتایج، تغییرات پی‌درپی کادر فنی و مدیریت باشگاه‌هاست. اخراج مکرر سرمربیان، تغییر رویکردهای فنی از فصلی به فصل دیگر و نبود یک فلسفه بازی مشخص و پایدار در باشگاه‌های بزرگ، باعث می‌شود تیم‌ها هرگز فرصت کافی برای شکل‌گیری یک هویت تاکتیکی رقابتی در سطح آسیا پیدا نکنند؛ در حالی که باشگاه‌های موفق منطقه، غالباً با استخدام مربیان بین‌المللی باتجربه و حمایت بلندمدت از آنها، ثبات فنی لازم برای موفقیت در تورنمنت‌های طولانی و فرسایشی قاره‌ای را به دست آورده‌اند.


انتهای پیام/
دیدگاه ها