فوتبال ایران
31918
چند بازیکن تاریخساز عبدی او را در ناگویا همراهی میکنند؟
نسل سوخته جاکارتا
پیش از آنکه تیم ملی امید ایران در ناگویا به میدان برود و نسل جدید فوتبال ایران برای بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ در معرض یک آزمون تازه قرار بگیرد، بد نیست یک قدم به عقب برداریم؛ به جاکارتا، به نوامبر ۲۰۲۳ و به نسلی که آن روزها تصور میشد میتواند بخشی از آینده فوتبال ایران را بسازد. نسلی که در جام جهانی نوجوانان اندونزی نهتنها از گروهش صعود کرد، بلکه در یکی از بهیادماندنیترین بازیهای تاریخ فوتبال پایه ایران، برزیل را ۳بر۲ شکست داد.
حالا کمتر از سه سال بعد، وقتی فهرست تیم امید برای ناگویا را کنار فهرست همان تیم حسین عبدی میگذاریم، یک واقعیت نگرانکننده خودش را نشان میدهد؛ از آن نسل فقط چهار بازیکن باقی ماندهاند؛ کسری طاهری، اسماعیل قلیزاده، رضا غندیپور و امیرمحمد رزاقینیا. یعنی بخش بزرگی از بازیکنانی که قرار بود از مرحله نوجوانان به ردههای بالاتر منتقل شوند، در این مسیر گم شدهاند.
آرشا شکوری، محمدحسین شریفی، سمیر حبوباتی، ابوالفضل ذلیخایی، ابوالفضل زمانی، علیرضا همائیفرد، نیما اندرز، علیرضا شریفی، عرفان درویشعالی، ابوالفضل موردی، ضرغام سعداوی، مهدی جنادله، محمد عسکری، یعقوب براجعه، سیدفرجاد فیاض، حمیدرضا شمسی و ماهان صادقی، نامهایی هستند که در آن نسل حضور داشتند اما حالا در فهرست امید ناگویا دیده نمیشوند. این غیبت لزوماً بهمعنای پایان مسیر حرفهای آنها نیست، اما وقتی تعدادشان اینقدر زیاد است، نمیتوان آن را صرفاً اتفاقی تلقی کرد.
در ایران برای نسلها برنامه مستمر وجود ندارد. موفقیت در رده نوجوانان بهخودی خود ارزشی ندارد اگر بازیکن پس از آن وارد یک مسیر مشخص نشود. تیمهای پایه ساخته میشوند، در مسابقات جهانی نتیجه میگیرند، چند بازیکن مورد توجه قرار میگیرند و سپس بخش مهمی از آن نسل در فاصله نوجوانی تا بزرگسالان از چرخه رقابت کنار میروند. نمونه مقایسهای روشن، همان تیم برزیلی است که در جاکارتا با دو گل از ایران پیش افتاد اما در نهایت ۳بر۲ شکست خورد. در آن مسابقه، رایان گل اول برزیل را زد و استوائو نیز از روی نیمکت وارد زمین شد. حالا استوائو و رایان همچنان در مسیر فوتبال ملی برزیل قرار دارند و استوائو در چرخه فعلی تیم ملی بزرگسالان برزیل نیز حضور دارد.
این تفاوت فقط به برزیل محدود نیست. انگلیس هم در همان جام جهانی با ایران بازی کرد؛ مسابقهای که با شکست ۲بریک ایران تمام شد. در فوتبال این کشورها، بازیکن مستعد پس از یک تورنمنت پایه رها نمیشود؛ باشگاه، فدراسیون و تیمهای ملی ردههای مختلف تلاش میکنند مسیر رشد او را ادامه دهند. در ایران اما فاصله میان «کشف استعداد» و «ساختن بازیکن» همچنان زیاد است. حضور چهار بازیکن از یک نسل ۲۳نفره در تیم امید، پیش از آغاز ناگویا، باید زنگ هشدار باشد. اگر قرار است تیم امید ناگویا سکوی پرتاب نسل بعدی باشد، باید از همین حالا پرسید نسل جاکارتا کجا رفت و چرا تعداد زیادی از آن بازیکنان حتی به مرحله بعدی نرسیدند؟ ناگویا فرصتی است برای اینکه دوباره همان اشتباه تکرار نشود. اگر قرار باشد چند بازیکن درخشش داشته باشند و بعد دوباره فراموش شوند، فوتبال ایران نه نسلسازی کرده و نه آینده ساخته است.
انتهای پیام/
حالا کمتر از سه سال بعد، وقتی فهرست تیم امید برای ناگویا را کنار فهرست همان تیم حسین عبدی میگذاریم، یک واقعیت نگرانکننده خودش را نشان میدهد؛ از آن نسل فقط چهار بازیکن باقی ماندهاند؛ کسری طاهری، اسماعیل قلیزاده، رضا غندیپور و امیرمحمد رزاقینیا. یعنی بخش بزرگی از بازیکنانی که قرار بود از مرحله نوجوانان به ردههای بالاتر منتقل شوند، در این مسیر گم شدهاند.
آرشا شکوری، محمدحسین شریفی، سمیر حبوباتی، ابوالفضل ذلیخایی، ابوالفضل زمانی، علیرضا همائیفرد، نیما اندرز، علیرضا شریفی، عرفان درویشعالی، ابوالفضل موردی، ضرغام سعداوی، مهدی جنادله، محمد عسکری، یعقوب براجعه، سیدفرجاد فیاض، حمیدرضا شمسی و ماهان صادقی، نامهایی هستند که در آن نسل حضور داشتند اما حالا در فهرست امید ناگویا دیده نمیشوند. این غیبت لزوماً بهمعنای پایان مسیر حرفهای آنها نیست، اما وقتی تعدادشان اینقدر زیاد است، نمیتوان آن را صرفاً اتفاقی تلقی کرد.
در ایران برای نسلها برنامه مستمر وجود ندارد. موفقیت در رده نوجوانان بهخودی خود ارزشی ندارد اگر بازیکن پس از آن وارد یک مسیر مشخص نشود. تیمهای پایه ساخته میشوند، در مسابقات جهانی نتیجه میگیرند، چند بازیکن مورد توجه قرار میگیرند و سپس بخش مهمی از آن نسل در فاصله نوجوانی تا بزرگسالان از چرخه رقابت کنار میروند. نمونه مقایسهای روشن، همان تیم برزیلی است که در جاکارتا با دو گل از ایران پیش افتاد اما در نهایت ۳بر۲ شکست خورد. در آن مسابقه، رایان گل اول برزیل را زد و استوائو نیز از روی نیمکت وارد زمین شد. حالا استوائو و رایان همچنان در مسیر فوتبال ملی برزیل قرار دارند و استوائو در چرخه فعلی تیم ملی بزرگسالان برزیل نیز حضور دارد.
این تفاوت فقط به برزیل محدود نیست. انگلیس هم در همان جام جهانی با ایران بازی کرد؛ مسابقهای که با شکست ۲بریک ایران تمام شد. در فوتبال این کشورها، بازیکن مستعد پس از یک تورنمنت پایه رها نمیشود؛ باشگاه، فدراسیون و تیمهای ملی ردههای مختلف تلاش میکنند مسیر رشد او را ادامه دهند. در ایران اما فاصله میان «کشف استعداد» و «ساختن بازیکن» همچنان زیاد است. حضور چهار بازیکن از یک نسل ۲۳نفره در تیم امید، پیش از آغاز ناگویا، باید زنگ هشدار باشد. اگر قرار است تیم امید ناگویا سکوی پرتاب نسل بعدی باشد، باید از همین حالا پرسید نسل جاکارتا کجا رفت و چرا تعداد زیادی از آن بازیکنان حتی به مرحله بعدی نرسیدند؟ ناگویا فرصتی است برای اینکه دوباره همان اشتباه تکرار نشود. اگر قرار باشد چند بازیکن درخشش داشته باشند و بعد دوباره فراموش شوند، فوتبال ایران نه نسلسازی کرده و نه آینده ساخته است.
انتهای پیام/