نبرد نابرابر
سهراب بدون خرید جدید در جنگ با نکونام و تارتار
شکست تراکتور مقابل استقلال خوزستان در هفته هفتم لیگ برتر فقط یک باخت ساده برای تیم تبریزی نبود. تراکتور در شرایطی تهران را با شکست ترک کرد که پیش از این تصور میشد یکی از مدعیان اصلی قهرمانی میتواند از چنین مسابقاتی به سادگی عبور کند. استقلال خوزستان اما نشان داد فاصله میان تیمهای مدعی و سایر تیمها در لیگ برتر آنقدرها هم که روی کاغذ به نظر میرسد، زیاد نیست.
حالا تراکتور باید این شکست را به عنوان یک هشدار جدی در نظر بگیرد. نکونام و مجموعه تراکتور اگر میخواهند تا پایان فصل در کورس قهرمانی باقی بمانند، باید بدانند که هیچ مسابقهای در این لیگ از پیش برنده ندارد. استقلال خوزستان تهران را با خاطرهای خوش ترک کرد و از این پس نیز با بازگشت به اهواز، شرایط متفاوتی برای میزبانی از رقبای خود خواهد داشت.
اما فارغ از نتیجه تراکتور مقابل همنام اهوازی استقلال اتفاق مهمتر را باید در شرایط کنونی استقلال و عملکرد سهراب بختیاریزاده جستوجو کرد؛ تیمی که شاید از نظر جدول هنوز فاصله چندانی با رقبا ندارد، اما از نظر برخورداری از بازیکن، قابل مقایسه با دو مدعی دیگر یعنی تراکتور و پرسپولیس نیست.
بختیاریزاده در شرایطی استقلال را وارد کورس رقابت کرده که عملاً فرصت ساختن تیم مورد نظر خودش را نداشته است. او نه در ابتدای فصل تیم را با تفکرات خودش بسته و نه در ادامه امکان جذب بازیکنان مورد نیازش را داشته است. حتی یک بازیکن جدید نیز به انتخاب او به جمع استقلال اضافه نشده، اما با همین داشتهها توانسته تیم را در جمع مدعیان نگه دارد. به قول صمد مرفاوی برخی بازیکنان استقلال که روز دربی در لیست این تیم بودند را کسی نمیشناخت.
اینجاست که مقایسه عملکرد بختیاریزاده با جواد نکونام و مهدی تارتار معنا پیدا میکند. تراکتور و پرسپولیس با دست باز وارد فصل شدهاند. هر دو باشگاه در بازار نقل و انتقالات هزینه کردهاند، بازیکنان مورد نظر کادر فنی را جذب کرده و نیمکتهایی در اختیار دارند که از نظر تعداد و کیفیت بازیکن قابل مقایسه با شرایط استقلال نیست.
در چنین شرایطی نمیتوان صرفاً با نگاه کردن به جدول درباره کیفیت کار مربیان قضاوت کرد. فوتبال فقط اعداد جدول نیست. گاهی باید دید یک مربی با چه امکاناتی تیمش را به میدان فرستاده و چه میزان اختیار برای ساختن تیم داشته است.
سهراب بختیاریزاده دقیقاً در همین نقطه قابل توجه میشود. او تیمی را تحویل گرفته که با تفکرات او ساخته نشده، بخشی از نفراتش را از دست داده و امکان جذب بازیکن جدید نیز نداشته است. با این حال استقلال همچنان در کورس باقی مانده و توانسته در کنار تیمهایی قرار بگیرد که از نظر سرمایهگذاری و عمق ترکیب شرایط به مراتب بهتری دارند.

فاصله با تیم ایدهآل
طبیعی است که استقلال از نظر کیفیت فنی هنوز با تیم ایدهآل فاصله داشته باشد. طبیعی است که بختیاریزاده برای برخی پستها گزینههای محدودی در اختیار داشته باشد و طبیعی است که در طول یک فصل طولانی، چنین محدودیتی خودش را بیشتر نشان دهد. اما همین که استقلال با چنین شرایطی توانسته در جمع مدعیان باقی بماند، نشان میدهد عملکرد سرمربی این تیم را نمیتوان صرفاً با نتایج مقطعی سنجید.
از سوی دیگر، شکست تراکتور مقابل استقلال خوزستان نیز نشان داد حتی تیمهایی که با ترکیب پرستاره و امکانات بیشتر وارد مسابقات شدهاند، نمیتوانند خودشان را از پیش برنده بدانند. پرسپولیس نیز اگر بازی عقبافتاده خود را با پیروزی پشت سر بگذارد، میتواند به صدر جدول برسد و استقلال در شرایطی مشابه در رده سوم قرار خواهد گرفت. اما فاصله جدولی نباید باعث شود تفاوت شرایط این تیمها را فراموش کنیم.
پرسش مهم اینجاست که اگر نکونام یا تارتار در ابتدای فصل با محدودیتهایی مشابه بختیاریزاده مواجه میشدند، چه نتیجهای به دست میآوردند. اگر آنها اجازه جذب بازیکن مورد نظر خود را نداشتند، اگر تیمشان مطابق تفکراتشان بسته نشده بود و اگر مجبور بودند با ترکیبی که از قبل در اختیارشان قرار گرفته بود، وارد یک رقابت سنگین شوند، آیا امروز تراکتور و پرسپولیس نیز همین جایگاه را داشتند؟
پاسخ این سؤال را نمیتوان با قطعیت داد، اما همین پرسش نشان میدهد چرا باید برای عملکرد بختیاریزاده وزن بیشتری قائل شد.
مربی وقتی میتواند اثر واقعی خود را نشان دهد که ابزار لازم را در اختیار داشته باشد. با این حال گاهی هنر یک مربی دقیقاً در شرایطی نمایان میشود که ابزار کافی ندارد. بختیاریزاده تاکنون مجبور بوده با ترکیبی کار کند که انتخاب خودش نبوده و حتی برای ترمیم نقاط ضعف آن نیز دستش بسته بوده است. با وجود این استقلال همچنان در رقابت باقی مانده است.
شاید در ادامه فصل شرایط تغییر کند. شاید استقلال بتواند در نیمفصل بازیکنان مورد نیازش را جذب کند و آن زمان قضاوت درباره بختیاریزاده دقیقتر شود. اما تا همینجای کار نیز یک واقعیت قابل انکار نیست. استقلال با دست خالی در کورس مانده و سرمربی این تیم در شرایطی با نکونام و تارتار رقابت میکند که از نظر امکانات نقل و انتقالاتی و عمق ترکیب، فاصله قابل توجهی با آنها دارد.
به همین دلیل، اگر قرار باشد عملکرد مربیان را فقط با توجه به جایگاه جدول نسنجیم و شرایطی را که هر کدام در آن کار میکنند نیز وارد معادله کنیم، بختیاریزاده فعلاً حرف زیادی برای گفتن دارد. او تیمی را در کورس نگه داشته که خودش آن را نساخته و حتی اجازه تقویت آن را هم نداشته است. همین موضوع به تنهایی میتواند یک امتیاز بزرگ برای سرمربی استقلال محسوب شود.
حالا باید دید در ادامه فصل این استقلال تا کجا میتواند با همین داشتهها پیش برود و اگر در نیمفصل ابزار مورد نیاز بختیاریزاده در اختیارش قرار بگیرد، آیا تیم او میتواند فاصله خود را با تراکتور و پرسپولیس کمتر کند یا نه. فعلاً اما یک حقیقت روشن است؛ بختیاریزاده با کمترین امکانات، در رقابتی حضور دارد که رقبایش با بیشترین امکانات ممکن وارد آن شدهاند و همین تفاوت، ارزش کار او را بیشتر از چیزی میکند که جدول لیگ برتر در نگاه اول نشان میدهد.
انتهای پیام/
حالا تراکتور باید این شکست را به عنوان یک هشدار جدی در نظر بگیرد. نکونام و مجموعه تراکتور اگر میخواهند تا پایان فصل در کورس قهرمانی باقی بمانند، باید بدانند که هیچ مسابقهای در این لیگ از پیش برنده ندارد. استقلال خوزستان تهران را با خاطرهای خوش ترک کرد و از این پس نیز با بازگشت به اهواز، شرایط متفاوتی برای میزبانی از رقبای خود خواهد داشت.
اما فارغ از نتیجه تراکتور مقابل همنام اهوازی استقلال اتفاق مهمتر را باید در شرایط کنونی استقلال و عملکرد سهراب بختیاریزاده جستوجو کرد؛ تیمی که شاید از نظر جدول هنوز فاصله چندانی با رقبا ندارد، اما از نظر برخورداری از بازیکن، قابل مقایسه با دو مدعی دیگر یعنی تراکتور و پرسپولیس نیست.
بختیاریزاده در شرایطی استقلال را وارد کورس رقابت کرده که عملاً فرصت ساختن تیم مورد نظر خودش را نداشته است. او نه در ابتدای فصل تیم را با تفکرات خودش بسته و نه در ادامه امکان جذب بازیکنان مورد نیازش را داشته است. حتی یک بازیکن جدید نیز به انتخاب او به جمع استقلال اضافه نشده، اما با همین داشتهها توانسته تیم را در جمع مدعیان نگه دارد. به قول صمد مرفاوی برخی بازیکنان استقلال که روز دربی در لیست این تیم بودند را کسی نمیشناخت.
اینجاست که مقایسه عملکرد بختیاریزاده با جواد نکونام و مهدی تارتار معنا پیدا میکند. تراکتور و پرسپولیس با دست باز وارد فصل شدهاند. هر دو باشگاه در بازار نقل و انتقالات هزینه کردهاند، بازیکنان مورد نظر کادر فنی را جذب کرده و نیمکتهایی در اختیار دارند که از نظر تعداد و کیفیت بازیکن قابل مقایسه با شرایط استقلال نیست.
در چنین شرایطی نمیتوان صرفاً با نگاه کردن به جدول درباره کیفیت کار مربیان قضاوت کرد. فوتبال فقط اعداد جدول نیست. گاهی باید دید یک مربی با چه امکاناتی تیمش را به میدان فرستاده و چه میزان اختیار برای ساختن تیم داشته است.
سهراب بختیاریزاده دقیقاً در همین نقطه قابل توجه میشود. او تیمی را تحویل گرفته که با تفکرات او ساخته نشده، بخشی از نفراتش را از دست داده و امکان جذب بازیکن جدید نیز نداشته است. با این حال استقلال همچنان در کورس باقی مانده و توانسته در کنار تیمهایی قرار بگیرد که از نظر سرمایهگذاری و عمق ترکیب شرایط به مراتب بهتری دارند.

فاصله با تیم ایدهآل
طبیعی است که استقلال از نظر کیفیت فنی هنوز با تیم ایدهآل فاصله داشته باشد. طبیعی است که بختیاریزاده برای برخی پستها گزینههای محدودی در اختیار داشته باشد و طبیعی است که در طول یک فصل طولانی، چنین محدودیتی خودش را بیشتر نشان دهد. اما همین که استقلال با چنین شرایطی توانسته در جمع مدعیان باقی بماند، نشان میدهد عملکرد سرمربی این تیم را نمیتوان صرفاً با نتایج مقطعی سنجید.
از سوی دیگر، شکست تراکتور مقابل استقلال خوزستان نیز نشان داد حتی تیمهایی که با ترکیب پرستاره و امکانات بیشتر وارد مسابقات شدهاند، نمیتوانند خودشان را از پیش برنده بدانند. پرسپولیس نیز اگر بازی عقبافتاده خود را با پیروزی پشت سر بگذارد، میتواند به صدر جدول برسد و استقلال در شرایطی مشابه در رده سوم قرار خواهد گرفت. اما فاصله جدولی نباید باعث شود تفاوت شرایط این تیمها را فراموش کنیم.
پرسش مهم اینجاست که اگر نکونام یا تارتار در ابتدای فصل با محدودیتهایی مشابه بختیاریزاده مواجه میشدند، چه نتیجهای به دست میآوردند. اگر آنها اجازه جذب بازیکن مورد نظر خود را نداشتند، اگر تیمشان مطابق تفکراتشان بسته نشده بود و اگر مجبور بودند با ترکیبی که از قبل در اختیارشان قرار گرفته بود، وارد یک رقابت سنگین شوند، آیا امروز تراکتور و پرسپولیس نیز همین جایگاه را داشتند؟
پاسخ این سؤال را نمیتوان با قطعیت داد، اما همین پرسش نشان میدهد چرا باید برای عملکرد بختیاریزاده وزن بیشتری قائل شد.
مربی وقتی میتواند اثر واقعی خود را نشان دهد که ابزار لازم را در اختیار داشته باشد. با این حال گاهی هنر یک مربی دقیقاً در شرایطی نمایان میشود که ابزار کافی ندارد. بختیاریزاده تاکنون مجبور بوده با ترکیبی کار کند که انتخاب خودش نبوده و حتی برای ترمیم نقاط ضعف آن نیز دستش بسته بوده است. با وجود این استقلال همچنان در رقابت باقی مانده است.
شاید در ادامه فصل شرایط تغییر کند. شاید استقلال بتواند در نیمفصل بازیکنان مورد نیازش را جذب کند و آن زمان قضاوت درباره بختیاریزاده دقیقتر شود. اما تا همینجای کار نیز یک واقعیت قابل انکار نیست. استقلال با دست خالی در کورس مانده و سرمربی این تیم در شرایطی با نکونام و تارتار رقابت میکند که از نظر امکانات نقل و انتقالاتی و عمق ترکیب، فاصله قابل توجهی با آنها دارد.
به همین دلیل، اگر قرار باشد عملکرد مربیان را فقط با توجه به جایگاه جدول نسنجیم و شرایطی را که هر کدام در آن کار میکنند نیز وارد معادله کنیم، بختیاریزاده فعلاً حرف زیادی برای گفتن دارد. او تیمی را در کورس نگه داشته که خودش آن را نساخته و حتی اجازه تقویت آن را هم نداشته است. همین موضوع به تنهایی میتواند یک امتیاز بزرگ برای سرمربی استقلال محسوب شود.
حالا باید دید در ادامه فصل این استقلال تا کجا میتواند با همین داشتهها پیش برود و اگر در نیمفصل ابزار مورد نیاز بختیاریزاده در اختیارش قرار بگیرد، آیا تیم او میتواند فاصله خود را با تراکتور و پرسپولیس کمتر کند یا نه. فعلاً اما یک حقیقت روشن است؛ بختیاریزاده با کمترین امکانات، در رقابتی حضور دارد که رقبایش با بیشترین امکانات ممکن وارد آن شدهاند و همین تفاوت، ارزش کار او را بیشتر از چیزی میکند که جدول لیگ برتر در نگاه اول نشان میدهد.
انتهای پیام/