string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
محمدرضا رحیم‌پور

محمدرضا رحیم‌پور

اخبار

32123
دانش فوتبال، ملیت نمی‌شناسد

فدراسیون‌ها در جست‌وجوی ایده‌های تازه برای نیمکت‌های ملی

دانش فوتبال، ملیت نمی‌شناسد

 جام جهانی ۲۰۲۶ یک تغییر مهم در فوتبال ملی جهان را ثبت کرد؛ برای نخستین بار اکثریت نیمکت‌ها در اختیار مربیان خارجی بود. با این حال، رکوردی که نزدیک به یک قرن قدمت دارد همچنان دست‌نخورده باقی ماند: هیچ مربی خارجی تاکنون با تیمی غیر از کشور خودش قهرمان جام جهانی نشده است.
جام جهانی ۲۰۲۶ در آمریکا، کانادا و مکزیک برای نخستین بار با حضور ۴۸ تیم برگزار شد و از میان ۴۸ سرمربی حاضر، ۲۸ نفر ملیتی متفاوت با تیم تحت هدایت خود داشتند. در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، این رقم تنها ۹ مربی از ۳۲ تیم بود. بخشی از این افزایش به بیشتر شدن تعداد تیم‌ها مربوط است، اما رشد سهم مربیان خارجی نشان می‌دهد فوتبال ملی نیز بیش از گذشته از مرزهای سنتی خود فاصله گرفته است.
با وجود این تغییر، یک خط تاریخی همچنان پابرجاست. از آلبرتو سوپیچی که اروگوئه را در نخستین جام جهانی ۱۹۳۰ قهرمان کرد تا لیونل اسکالونی که در سال ۲۰۲۲ آرژانتین را به قهرمانی رساند، تمام سرمربیان قهرمان جهان، بومی کشور خود بوده‌اند.
حتی در میان مربیان خارجی موفق نیز رسیدن به فینال استثنا بوده است. جورج رینور، مربی انگلیسی، در جام جهانی ۱۹۵۸ سوئد را به فینال رساند و برابر برزیل شکست خورد. ۲۰ سال بعد، ارنست هاپل اتریشی با هلند به فینال ۱۹۷۸ رسید، اما تیمش برابر آرژانتین میزبان شکست خورد. در دوره‌های بعد نیز گاس هیدینک با کره جنوبی، لوئیز فیلیپه اسکولاری با پرتغال و روبرتو مارتینس با بلژیک تا مراحل پایانی پیش رفتند، اما هیچ‌کدام نتوانستند آخرین قدم را بردارند.

چرا فدراسیون‌ها سراغ خارجی‌ها می‌روند؟
پاسخ را باید در جهانی‌شدن فوتبال و تغییر بازار مربیگری جست‌وجو کرد. فوتبال ملی برای دهه‌ها یکی از مهم‌ترین نمادهای هویت ورزشی کشورها بود. زبان، فرهنگ فوتبال و شناخت فضای اجتماعی تیم، عواملی بودند که انتخاب مربی بومی را طبیعی جلوه می‌دادند. سیمون کوپر، نویسنده و تحلیلگر فوتبال، نیز به همین تصور قدیمی اشاره کرده است؛ اینکه مربی تیم ملی باید بخشی از فرهنگ فوتبالی همان کشور باشد.
این نگاه در دو دهه اخیر تغییر کرده است. تاکتیک‌ها، روش‌های تمرین، تحلیل داده و علوم ورزشی دیگر در چهارچوب مرزهای ملی تعریف نمی‌شوند. مربیان نیز مانند بازیکنان در یک بازار جهانی جابه‌جا می‌شوند و تجربه‌های خود را میان لیگ‌ها و کشورها منتقل می‌کنند.
در برخی قدرت‌های بزرگ فوتبال نیز بازار مربیان داخلی محدودتر شده است. انگلیس نمونه روشنی از این وضعیت است. کاهش حضور مربیان انگلیسی در بالاترین سطح فوتبال باشگاهی، یکی از عواملی بود که اتحادیه فوتبال این کشور را به سمت انتخاب توماس توخل آلمانی سوق داد. این انتخاب نشان داد ملیت دیگر الزاماً معیار اصلی برای هدایت یک تیم ملی نیست.

برزیل؛ عبور از یک خط قرمز تاریخی
برزیل مهم‌ترین نمونه این تغییر است. سلسائو، با 5 بار قهرمان جهان، برای دهه‌ها به مربیان داخلی متکی بود. ناکامی‌های متوالی پس از قهرمانی ۲۰۰۲، این سنت را تحت فشار قرار داد تا اینکه فدراسیون فوتبال برزیل سراغ کارلو آنچلوتی ایتالیایی رفت.
آنچلوتی با 5 قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا و سابقه کار در رئال مادرید، میلان، چلسی، پاری‌سن‌ژرمن و بایرن مونیخ، یکی از باتجربه‌ترین مربیان فوتبال جهان بود. انتخاب او نشان داد برزیل حاضر است برای بازگرداندن تیم ملی به مسیر قهرمانی، از یکی از سنت‌های دیرینه خود عبور کند.
جام جهانی ۲۰۲۶ برای آنچلوتی موفقیت نهایی به همراه نداشت و برزیل در مرحله یک‌هشتم نهایی حذف شد، اما قرارداد او تا سال ۲۰۳۰ تمدید شد. همین تصمیم نشان می‌دهد فدراسیون برزیل عملکرد یک مربی خارجی را در چهارچوب یک پروژه بلندمدت ارزیابی می‌کند، نه صرفاً نتیجه یک تورنمنت.

مزیت مربی داخلی؛ هویت یا زمان؟
افزایش حضور مربیان خارجی یک مسأله مهم را مطرح می‌کند: چرا در تمام تاریخ جام جهانی، قهرمانان با مربیان بومی به جام رسیده‌اند؟
فوتبال ملی با باشگاهی تفاوت بنیادی دارد. مربی باشگاهی تقریباً هر روز بازیکنانش را می‌بیند، اما سرمربی تیم ملی در طول سال فقط در چند مقطع کوتاه به بازیکنان دسترسی دارد. در چنین شرایطی، شناخت قبلی از بازیکنان، زبان مشترک و آشنایی با فرهنگ فوتبال کشور می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
لوئیس دلافوئنته نمونه قابل توجهی است. او پیش از رسیدن به تیم بزرگسالان اسپانیا سال‌ها در ساختار تیم‌های پایه این کشور فعالیت کرد و با بخشی از نسل جدید بازیکنان از سال‌های جوانی آشنا بود.
لیونل اسکالونی نیز مسیر متفاوتی داشت. او پیش از هدایت آرژانتین سابقه طولانی در مربیگری سطح اول باشگاهی نداشت، اما شناختش از فوتبال آرژانتین و نسل بازیکنان تیم ملی در نهایت به ساخت تیمی منجر شد که در سال ۲۰۲۲ قهرمان جهان شد.
این نمونه‌ها برتری قطعی مربی بومی را ثابت نمی‌کنند، اما نشان می‌دهند در فوتبال ملی، زمان محدود تمرین و اهمیت رابطه میان مربی و بازیکن، شناخت فرهنگی و تجربه در ساختار داخلی می‌تواند یک مزیت مهم باشد.

فوتبال ملی در حال باشگاهی‌شدن است؟
تغییر اصلی شاید افزایش تعداد مربیان خارجی نباشد، بلکه تغییر معیار انتخاب آنهاست. فدراسیون‌ها بیش از گذشته به جای جست‌وجوی «بهترین مربی کشور»، به دنبال مربی متناسب با پروژه خود هستند؛ رویکردی که فوتبال ملی را به بازار مربیان باشگاهی نزدیک می‌کند.
جام جهانی ۲۰۲۶ تصویری روشن از این تغییر ارائه داد: ۲۸ سرمربی از ۴۸ تیم، تیمی را هدایت کردند که کشور خودشان نبود. توخل با انگلیس به نیمه‌نهایی رسید، آنچلوتی با برزیل در یک‌هشتم نهایی حذف شد و اسپانیا با دلافوئنته قهرمان جهان شد.
موج مهاجرت مربیان احتمالاً ادامه خواهد داشت، اما یک مرز تاریخی هنوز پابرجاست: جام جهانی در انتظار نخستین قهرمانی با سرمربی خارجی است. فوتبال ملی از نظر دانش، تاکتیک و بازار مربیگری هر روز جهانی‌تر می‌شود، اما در بزرگ‌ترین صحنه فوتبال جهان، هنوز جام قهرمانی در اختیار مربیان بومی مانده است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها