string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
محمدرضا رحیم‌پور

محمدرضا رحیم‌پور

گزارش

32169
امید در ایستگاه سقوط

شکست ناگویا را نمی‌توان فقط به تصمیمات یک مربی یا عملکرد یک نسل نسبت داد

امید در ایستگاه سقوط

 تیم امید ایران دیگر فقط یک تیم فوتبال نیست که پس از یک شکست سنگین، چند روزی سوژه نقد و تحلیل باشد و بعد همه‌چیز به فراموشی سپرده شود. شکست ۴ بر یک مقابل کره شمالی در بازی‌های آسیایی ناگویا، اگرچه در ظاهر نتیجه یک مسابقه ۹۰ دقیقه‌ای است، اما در واقع تصویری فشرده از چالشی است که فوتبال پایه ایران سال‌هاست با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ چالشی که هر بار با تغییر مربی، تغییر نسل یا وعده‌ای تازه پوشانده شده، اما ریشه‌های آن هیچ‌گاه به‌صورت جدی مورد بررسی قرار نگرفته است.
صبح چهارشنبه اول مهر ۱۴۰۵، تیم امید ایران در سومین و آخرین مسابقه مرحله گروهی بازی‌های آسیایی ناگویا برابر کره شمالی قرار گرفت؛ مسابقه‌ای که برای شاگردان حسین عبدی فقط یک بازی معمولی نبود. ایران برای صعود به مرحله بعد حتی به پیروزی نیاز نداشت و یک تساوی نیز می‌توانست مسیر این تیم را به مرحله بعد باز کند. با وجود این، آنچه در زمین اتفاق افتاد، دقیقاً خلاف این سناریو بود. ایران ابتدا پیش افتاد، اما در ادامه نه‌تنها برتری خود را حفظ نکرد، بلکه در فاصله‌ای کوتاه کنترل مسابقه را از دست داد و در نهایت با دریافت چهار گل، یکی از تلخ‌ترین شکست‌های سال‌های اخیر فوتبال امید را تجربه کرد.
گل نخست ایران در دقیقه ۱۷ به ثمر رسید. کسری طاهری از سمت چپ توپ را به محوطه فرستاد و امیرحسین حسین‌زاده با ضربه‌ای از نزدیکی خط شش‌قدم دروازه کره شمالی را باز کرد. در آن لحظه، شرایط برای ایران ایده‌آل به نظر می‌رسید. تیمی که تنها به یک امتیاز نیاز داشت، گل اول را زده بود و می‌توانست با مدیریت مسابقه، ریتم بازی را کنترل کند.
اما از همین نقطه، روند مسابقه تغییر کرد. کره شمالی عقب ننشست، فشار خود را افزایش داد، کنترل بیشتری بر میانه زمین پیدا کرد و به‌تدریج تیم ایران را عقب راند. گل تساوی در دقیقه ۴۱ به ثمر رسید و تنها سه دقیقه بعد، گل دوم کره شمالی وارد دروازه ایران شد. دو گل در فاصله چهار دقیقه، آن هم در حساس‌ترین مقطع نیمه نخست، فقط تغییر نتیجه نبود؛ نشانه‌ای از افت تمرکز تیمی بود که تا چند دقیقه قبل خود را در مسیر صعود می‌دید.
ایران با شکست به رختکن رفت؛ تیمی که بازی را با گل آغاز کرده بود، در پایان نیمه نخست نه‌تنها برتری‌اش را از دست داده، بلکه از نظر ذهنی نیز در شرایط دشواری قرار گرفته بود. در نیمه دوم انتظار می‌رفت کادر فنی با تغییر آرایش، افزایش فشار و اصلاح نقاط ضعف، جریان مسابقه را تغییر دهد اما چنین اتفاقی رخ نداد.
کره شمالی در نیمه دوم دو گل دیگر زد؛ یکی در دقیقه ۵۱ و دیگری در دقیقه ۶۸. فاصله میان گل سوم و چهارم نشان داد که ایران دیگر کنترل مسابقه را در اختیار ندارد. تیم امید نه توان بازگشت داشت و نه حتی توان جلوگیری از سنگین‌تر شدن شکست. در نهایت، سوت پایان با شکست ۴ بر یک ایران به صدا درآمد؛ شکستی که بار دیگر توجه‌ها را به وضعیت فوتبال پایه کشور جلب کرد.

مسئولیت مستقیم کادر فنی
حسین عبدی در ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ به‌عنوان سرمربی تیم امید ایران منصوب شد. او پیش از آن در تیم جوانان فعالیت کرده بود و تجربه کار با بخشی از همین نسل بازیکنان را داشت. عبدی در صحبت‌های خود از اردوهای خارجی، برنامه‌ریزی برای ایجاد هویت تاکتیکی و افزایش شدت تمرینات سخن گفته بود و تأکید داشت که امکانات لازم برای آماده‌سازی تیم فراهم شده است. از این رو، نمی‌توان مسئولیت فنی شکست مقابل کره شمالی را از دوش کادر فنی برداشت.
تیمی که می‌دانست با یک تساوی صعود می‌کند، باید بیش از هر چیز مسابقه را مدیریت می‌کرد. چنین مسابقه‌ای الزاماً به فوتبال هجومی و پرریسک نیاز نداشت؛ کنترل فضا، حفظ نظم خطوط، کاهش اشتباهات فردی و استفاده صحیح از لحظات انتقالی می‌توانست در اولویت باشد. مهم‌تر از دریافت گل تساوی، واکنش تیم به آن گل بود. در فوتبال حرفه‌ای، گل خوردن بخشی از مسابقه است؛ آنچه اهمیت دارد واکنش تیم پس از گل است. ایران تنها سه دقیقه پس از گل تساوی، گل دوم را نیز دریافت کرد و همین اتفاق ساختار مسابقه را تغییر داد.
نیمه دوم نیز نتوانست نشانه‌ای از بازگشت فنی ایران ارائه کند. تعویض‌ها و تغییرات کادر فنی جریان بازی را برنگرداند و پس از گل سوم، تیم از نظر روحی و تاکتیکی با مشکل جدی مواجه شد. این بخش از شکست مستقیماً متوجه کادر فنی است و نمی‌توان آن را صرفاً به ساختار فوتبال ایران نسبت داد. مسئولیت فنی، البته، با مقصر بودن در همه ابعاد یک چالش تفاوت دارد. عبدی ممکن است در مدیریت این مسابقه تصمیمات قابل نقدی گرفته باشد، اما چالش تیم امید ایران بسیار قدیمی‌تر از حضور او روی نیمکت است. این تیم پیش از عبدی نیز شکست خورده، مربی عوض کرده، نسل عوض کرده و دوباره به همان نقطه بازگشته است.

۲۴ سال فاصله با آخرین قهرمانی
برای درک ابعاد شکست ناگویا، کافی است به گذشته برگردیم. ایران در بازی‌های آسیایی چهار بار قهرمان فوتبال شده است؛ تهران ۱۹۷۴، پکن ۱۹۹۰، بانکوک ۱۹۹۸ و پوسان ۲۰۰۲. آخرین قهرمانی نیز با هدایت برانکو ایوانکوویچ به دست آمد. از آن زمان، دیگر خبری از طلای فوتبال ایران در بازی‌های آسیایی نبوده است. ایران در دوحه ۲۰۰۶ به مدال برنز رسید و در گوانگژو ۲۰۱۰ چهارم شد، اما پس از آن فاصله با روزهای پرافتخار بیشتر شد. این فاصله اکنون به بیش از دو دهه رسیده است.
۲۴ سال برای فوتبال زمان بسیار زیادی است. در این مدت، چند نسل بازیکن آمده‌اند و رفته‌اند، ساختار مدیریتی فدراسیون تغییر کرده، مربیان متعددی روی نیمکت تیم امید نشسته‌اند و فلسفه‌های مختلفی برای فوتبال ایران مطرح شده است؛ اما خروجی نهایی همچنان مشابه است.
ایران در سه دوره اخیر بازی‌های آسیایی نیز نتوانسته به جایگاه مورد انتظار برسد. در چنین شرایطی، شکست ۴ بر یک مقابل کره شمالی دیگر نمی‌تواند صرفاً یک «بدشانسی» یا «روز بد» تلقی شود. این نتیجه در امتداد روندی قرار دارد که نشان می‌دهد مسأله تیم امید را نمی‌توان فقط در ترکیب یک مسابقه، تصمیمات یک مربی یا عملکرد یک نسل از بازیکنان جست‌وجو کرد.
مسأله اصلی، فراتر از یک نتیجه و حتی فراتر از یک تیم است. اگر قرار باشد فوتبال پایه ایران از تکرار چنین نتایجی فاصله بگیرد، باید درباره نحوه پرورش بازیکن، برنامه‌ریزی بلندمدت، ارتباط تیم‌های پایه با فوتبال باشگاهی، کیفیت آماده‌سازی و ثبات مدیریتی و فنی، جدی‌تر از گذشته فکر کرد. شکست ناگویا می‌تواند صرفاً یک نتیجه تلخ باقی بماند، یا فرصتی باشد برای بازنگری در مسیری که فوتبال امید ایران سال‌هاست در آن حرکت می‌کند.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های گزارش