عذر بدون تغییر هیچ دردی را دوا نمیکند
عذرخواهی، کسب و کار جدید فوتبال ایران
اولین بازی تیم ملی پس از جام جهانی ۲۰۲۶ با نمایشی ضعیف و شکست عجیب سه بر یک برابر ازبکستان همراه بود تا تیم ملی ایران علاوه بر هفتمین بازی بدون برد متوالی برابر ازبکها زیر نظر امیر قلعهنویی، سنگینترین شکست تاریخ خود مقابل تیم ملی ازبکستان را هم تجربه کند.
پس از این شکست که البته باید سرمشقی برای تیم ملی برای حضور قدرتمندتر در رقابتهای جام ملتهای آسیا باشد، امیر قلعهنویی مسئولیت شکست را البته با اشاره به اشتباهات بازیکنان خود برعهده گرفت و از مردم عذرخواهی کرد. این عذرخواهی، توسط حسین عبدی نیز پس از فاجعه در ناگویا و شکست چهار بر یک مقابل کره شمالی انجام شده بود و مسئولان فدراسیون فوتبال، بابت ناکامیهای سریالی خود در فوتبال پایه و ردههای مختلف بارها عذرخواهی کردهاند. همچنین در بحث رسوایی حضور گلگهر به جای چادرملو در لیگ قهرمانان آسیا ۲، مسئولان فدراسیون عدم احقاق حق یک باشگاه را با عذرخواهی جبران کردند؛ عذرخواهیای که هیچ ثمری برای این باشگاه و فوتبال ایران به همراه نداشت.
اینکه برخلاف گذشته برخی افراد در فوتبال ایران مسئولیت اشتباهها و خطاهای خود را میپذیرند، نشانه مثبتی است اما عذرخواهی بدون تغییر رویکرد و تغییرات ساختاری در ورزش و فوتبال کشور، هیچ فایدهای نخواهد داشت. در طول چند سال گذشته بارها شاهد این عذرخواهیها از طرف اعضای مختلف فوتبال ایران بودیم اما هیچکدام از این عذرخواهیها، به تغییرات ساختاری در فوتبال کشور بدل نشده است. کدام نهاد و کدام بخش فدراسیون فوتبال پس از ناکامیهای سالهای گذشته، تغییرات ساختاری و بنیادین در خود ایجاد کردهاند؟ شکل استعدادیابی و تمرینات در ردههای نوجوانان و جوانان پس از ناکامیهای متعدد در ردههای پایه در طول چند فصل اخیر چه تغییری کرد و این شکستها در طول چند سال اخیر، ترکیب نفرات حاضر در فدراسیون فوتبال و بخشهای فنی آن را اصلاح کرد؟
مسأله دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ عذرخواهی در فوتبال ایران اغلب به نقطه پایان یک اتفاق تبدیل میشود، در حالی که باید نقطه شروع اصلاح باشد. وقتی تیمی شکست میخورد، مربی عذرخواهی میکند، وقتی یک رده ملی نتیجه نمیگیرد، مسئول مربوطه از مردم پوزش میخواهد و وقتی یک تصمیم مدیریتی اشتباه از آب درمیآید، توضیحاتی ارائه میشود که در نهایت با یک عذرخواهی تمام میشود. اما سؤال اصلی این است که بعد از عذرخواهی چه اتفاقی میافتد؟
اگر قرار باشد همان مربی با همان روش کار ادامه دهد، همان مدیر با همان ساختار تصمیمگیری باقی بماند و همان فرآیند استعدادیابی و آمادهسازی دوباره تکرار شود، عذرخواهی بیشتر از آنکه نشانه مسئولیتپذیری باشد، تبدیل به راهی برای عبور موقت از بحران خواهد شد. فوتبال ایران بیش از آنکه به جملات پشیمانکننده نیاز داشته باشد، به پاسخ روشن درباره چرایی شکستها نیاز دارد؛ پاسخی که در ادامه آن، اقدام مشخص و قابل اندازهگیری دیده شود. برای تیم ملی بزرگسالان نیز همین مسأله اهمیت دارد. شکست مقابل ازبکستان میتواند یک هشدار جدی باشد، نه صرفاً یک نتیجه بد در تقویم بازیهای ملی. اگر قرار است این شکست مقدمهای برای حضور بهتر در جام ملتهای آسیا باشد، باید مشخص شود ایرادهای فنی، انتخاب بازیکنان، شیوه آمادهسازی و برنامهریزی تیم ملی چه هستند و برای هرکدام چه راهکاری در نظر گرفته شده است. صرف پذیرش اشتباه، هیچکدام از این مشکلات را برطرف نمیکند.
در فوتبال پایه، این ضرورت حتی بیشتر است. شکستهای متوالی در ردههای مختلف نباید فقط با تغییر کادر فنی یا عذرخواهی مسئولان از سر گرفته شود. باید مشخص شود چرا بازیکن مستعد به مرحله بعدی نمیرسد، چرا فاصله میان فوتبال پایه و تیم ملی بزرگسالان همچنان زیاد است و چرا تجربه شکستهای قبلی به اصلاح روشهای آموزشی و فنی منجر نمیشود. مردم در طول چند سال اخیر به اندازه کافی از مسئولان فوتبال کشور عذرخواهی شنیدهاند. آنچه کمتر دیده شده، گزارش روشنی از تغییراتی است که پس از این عذرخواهیها اتفاق افتاده باشد. عذرخواهی زمانی ارزش دارد که هزینهای برای تکرار اشتباه تعریف کند و بعد از آن، چیزی در ساختار، تصمیمگیری یا شیوه کار تغییر کند.
انتهای پیام/