واکاوی دلایل افت پرسپولیس در ۳۰ دقیقه پایانی مسابقاتش
تارتار علیه یک پارادوکس
کمتر از دو هفته دیگر مقطع دوم فصل برای پرسپولیس آغاز خواهد شد و با توجه به شروع نسبتاً امیدوارکننده سرخها، این انتظار وجود دارد که روند این تیم با توجه به با هماهنگی بیشتر کادر فنی و بازیکنان، کاهش فشار روانی روی آنها و البته برنامه و قرعه پیش روی تیم بهتر باشد. در عین حال جدا از مسأله نتیجه و جمعآوری حداکثر امتیاز از هر بازی، این انتظار از تیم تارتار وجود دارد که در بازیهای مقطع دوم کیفیت بالاتری ارائه داده و از نظر فنی هم در وجوه مختلف پیشرفت کند.
یکی از مواردی که در تیم پرسپولیس طی شش هفته نخست لیگ مشهود بود و از نظر هواداران، پیشکسوتان و کارشناسان فوتبال دور نماند افت نسبی تیم در نیمههای دوم و بخصوص در سی دقیقه پایانی بازیهاست آن هم در شرایطی که تارتار در تمام بازیهای تیمش هر 5 تعویض خود را انجام داده و با توجه به اسکواد فوقالعاده و نیمکت قدرتمندی که در اختیار دارد عجیب و غیر قابل قبول به نظر میرسد و یک پارادوکس در تیم این فصل سرخهاست.
خارج از خانه ضعیفترند؟
پرسپولیس در شش هفته ابتدایی فصل تازه لیگ برتر در سه مسابقه خانگی خود پیروزیهای قابل قبولی به دست آورد و به تیمهای ذوبآهن، ملوان و استقلال خوزستان به ترتیب، دو، سه و چهار گل زد و با مجموع هشت گل زده فقط یک گل دریافت کرد. با این حال سرخها در سه بازی خارج از خانه ابتدا مقابل شمسآذر پیروز شدند سپس در مصاف با تراکتور شکست خوردند و در نهایت مقابل استقلال تن به تساوی دادند.
در واقع به نظر میرسد حتی بدون اینکه خبری از میزبانی در ورزشگاه آزادی و بازی مقابل دیدگان هواداران پرشمار باشد، این فصل نتایج پرسپولیس در بازیهای خانگی بهتر از مسابقات خارج از خانهاش بوده و البته کیفیت تیم تارتار نیز تغییرات و نوساناتی داشته است.
پرسپولیس در تبریز نمایش جالبی ارائه نکرد و در 30 دقیقه پایانی با تغییر سیستم گل خورد و باخت، سرخها در مصاف با استقلال بعد از دریافت گل مساوی چیزی حدود بیست دقیقه تیم برتر میدان بودند اما در ده دقیقه آخر افت کردند. در مصاف با شمسآذر نیز پرسپولیس در سی دقیقه پایانی شرایط خوبی نداشت و مقابل تیم جوان وحید رضایی عملکرد جالبی ارائه نداد.
نکته اینجاست که از شش بازی پیش روی سرخها در مقطع دوم فصل سه مسابقه با خیبر، نساجی و مس شهربابک در خانه حریف برگزار میشود و تیم تارتار فرصت این را خواهد داشت تا فرضیه افت در بازیهای خارج از خانه را کمرنگ کند یا به دست فراموشی بسپارد.
پراکندگی گلها و تصدیق یک نکته نگرانکننده
پرسپولیس در حالی شش هفته ابتدایی را پشت سر گذاشته که معمولاً در نیمه دوم و بخصوص سی دقیقه پایانی شرایط جالبی نداشته تا جایی که مدتی این سؤال در محافل فوتبالی و فضای هواداری مطرح بود که دلیل افت کیفی تیم تارتار در نیمههای دوم چیست؟
نکته اینجاست که پراکندگی گلهای پرسپولیس در شش بازی اخیر هم این مسأله را تا حدی تصدیق میکند. پرسپولیس در شش بازی 12 گل به ثمر رسانده که آمار قابل توجهی است اما فقط دو تا از این گلها در سی دقیقه پایانی به ثمر رسیده که یکی از آنها را هم با اغماض میتوان در این بازه زمانی قرار داد.
پرسپولیس در بازی هفته اول مقابل شمسآذر در همان 15 دقیقه نخست مسابقه دو گل زد و با همین پشتوانه سه امتیاز اول که اهمیت بسیاری داشت را از آن خود کرد. در بازی هفته دوم مقابل استقلال خوزستان دوباره در بیست دقیقه ابتدایی دو گل به ثمر رسید و گل دقیقه 48 به نوعی پایاندهنده بازی و حکم تعیین تکلیف نتیجه را داشت. با وجود این پرسپولیس در وقتهای تلف شده آن بازی یک گل دیگر هم زد که در واقع این گل شهرآبادی تنها گل پرسپولیس در سی دقیقه پایانی بازیهایش در مقطع ابتدایی فصل بوده است.
تیم تارتار در تبریز مقابل تراکتور موفق به گلزنی نشد و در مصاف با ملوان پس از ثبت پیروزی دوگله در نیمه نخست سومین گل خود را در دقیقه 56 به ثمر رساند. در مصاف با استقلال تنها گل سرخها در دقیقه 50 به ثمر رسید و سرانجام مقابل ذوبآهن در دقایق 42 و 63 به گل رسید که این گل آخر – با توجه به اینکه هر مسابقه وقتهای تلف شده بسیاری دارد و بعضاً 100 دقیقهای هم میشود - همان گلی است که به سختی میتوان در بازه زمانی سی دقیقه پایانی مسابقه قرارش داد.
مشکل بدنی، تغییر سیستم یا ناهماهنگی؟
پرسپولیس در سی دقیقه پایانی مسابقاتش شرایط و کیفیت خوبی نداشته و بعضاً پایینتر از حریفش بوده است به طوری که هر لحظه بیم دریافت گل وجود داشته و در دو مسابقه مهم مقابل تراکتور یک بار گل خورده و باخته و بار دیگر خطر دریافت گل (در ده دقیقه پایانی دربی) و شکست را حس کرده است.
نکته عجیب اینجاست که پرسپولیس مقابل تیم بیستاره و فوقالعاده جوان شمسآذر در هفته نخست طی یک سوم پایانی مسابقه شرایط خوبی نداشت و عجیبتر اینکه مقبل ملوان ده نفره که از دقیقه 70 یک بازیکنش را از دست داده و با احتساب وقتهای تلف شده سی دقیقه ده نفره بود، گلی به ثمر نرساند.
درباره دلایل افت پرسپولیس در این بازه زمانی ابتدا مسأله تغییر سیستم مطرح میشود. تارتار در دو بازی مقابل شمسآذر و تراکتور در این بازه زمانی رو به بازی با سه دفاع آورد که عملاً در کیفیت تهاجمی تیم تأثیر منفی گذاشت. جدا از این احتمال که تغییر سیستم باعث تضعیف تیم بخصوص در فاز حمله میشود، فرضیه افت بدنی هم مطرح شده که کادر فنی این فرضیه را نمیپذیرد. از سوی دیگر مربیان پرسپولیس به این نکته اشاره میکنند که با توجه به تغییرات کلی در اسکواد تیم و نیمی از ترکیب اصلی بحث ناهماهنگیها و جابهجایی بازیکنان میتواند روی کیفیت تیم در طول مسابقه تأثیر بگذارد که اگر این مسأله دلیل اصلی ضعف سرخها در بازه زمانی یاده شده باشد با توجه به دوری چند بازیکن مصدوم و ملیپوش در ایام فیفادی - که جملگی جزو نفرات ترکیب اصلی هستند - باز هم کار کادر فنی برای حل این مشکل سخت خواهد بود.
از سوی دیگر آنچه از نگاه عامیانه و غالب در فضای هواداری به عنوان دلیل اصلی این افت کیفی مطرح میشود همان مسأله احتیاط تارتار و کادر فنی است. این عده معتقدند، مهدی تارتار معمولاً بعد از راحت شدن خیالش از پیروزی و قطعیت یافتن کسب سه امتیاز، دستور به کنترل و مدیریت بازی میدهد که البته نکته عجیب و غیرمنطقیای هم نیست. البته واقعیت را باید پذیرفت و آن اینکه تغییرات کادر فنی و تعویضهای تارتار تقریباً هیچ گاه در این راستا صورت نگرفته و غالباً در فاز حمله و برای خلق موقعیتهای بیشتر و رسیدن به گلهای بعدی بوده است اما عملاً این اتفاق نیفتاده پس تارتار و همکارانش باید درباره این پارادوکس و چرایی رخ دادنش توضیح دهند و دنبال راهحلی برای ارتقای کیفیت فنی تیم خود در 30 دقیقه پایانی مسابقات پیش رو باشند.
انتهای پیام/
یکی از مواردی که در تیم پرسپولیس طی شش هفته نخست لیگ مشهود بود و از نظر هواداران، پیشکسوتان و کارشناسان فوتبال دور نماند افت نسبی تیم در نیمههای دوم و بخصوص در سی دقیقه پایانی بازیهاست آن هم در شرایطی که تارتار در تمام بازیهای تیمش هر 5 تعویض خود را انجام داده و با توجه به اسکواد فوقالعاده و نیمکت قدرتمندی که در اختیار دارد عجیب و غیر قابل قبول به نظر میرسد و یک پارادوکس در تیم این فصل سرخهاست.
خارج از خانه ضعیفترند؟
پرسپولیس در شش هفته ابتدایی فصل تازه لیگ برتر در سه مسابقه خانگی خود پیروزیهای قابل قبولی به دست آورد و به تیمهای ذوبآهن، ملوان و استقلال خوزستان به ترتیب، دو، سه و چهار گل زد و با مجموع هشت گل زده فقط یک گل دریافت کرد. با این حال سرخها در سه بازی خارج از خانه ابتدا مقابل شمسآذر پیروز شدند سپس در مصاف با تراکتور شکست خوردند و در نهایت مقابل استقلال تن به تساوی دادند.
در واقع به نظر میرسد حتی بدون اینکه خبری از میزبانی در ورزشگاه آزادی و بازی مقابل دیدگان هواداران پرشمار باشد، این فصل نتایج پرسپولیس در بازیهای خانگی بهتر از مسابقات خارج از خانهاش بوده و البته کیفیت تیم تارتار نیز تغییرات و نوساناتی داشته است.
پرسپولیس در تبریز نمایش جالبی ارائه نکرد و در 30 دقیقه پایانی با تغییر سیستم گل خورد و باخت، سرخها در مصاف با استقلال بعد از دریافت گل مساوی چیزی حدود بیست دقیقه تیم برتر میدان بودند اما در ده دقیقه آخر افت کردند. در مصاف با شمسآذر نیز پرسپولیس در سی دقیقه پایانی شرایط خوبی نداشت و مقابل تیم جوان وحید رضایی عملکرد جالبی ارائه نداد.
نکته اینجاست که از شش بازی پیش روی سرخها در مقطع دوم فصل سه مسابقه با خیبر، نساجی و مس شهربابک در خانه حریف برگزار میشود و تیم تارتار فرصت این را خواهد داشت تا فرضیه افت در بازیهای خارج از خانه را کمرنگ کند یا به دست فراموشی بسپارد.
پراکندگی گلها و تصدیق یک نکته نگرانکننده
پرسپولیس در حالی شش هفته ابتدایی را پشت سر گذاشته که معمولاً در نیمه دوم و بخصوص سی دقیقه پایانی شرایط جالبی نداشته تا جایی که مدتی این سؤال در محافل فوتبالی و فضای هواداری مطرح بود که دلیل افت کیفی تیم تارتار در نیمههای دوم چیست؟
نکته اینجاست که پراکندگی گلهای پرسپولیس در شش بازی اخیر هم این مسأله را تا حدی تصدیق میکند. پرسپولیس در شش بازی 12 گل به ثمر رسانده که آمار قابل توجهی است اما فقط دو تا از این گلها در سی دقیقه پایانی به ثمر رسیده که یکی از آنها را هم با اغماض میتوان در این بازه زمانی قرار داد.
پرسپولیس در بازی هفته اول مقابل شمسآذر در همان 15 دقیقه نخست مسابقه دو گل زد و با همین پشتوانه سه امتیاز اول که اهمیت بسیاری داشت را از آن خود کرد. در بازی هفته دوم مقابل استقلال خوزستان دوباره در بیست دقیقه ابتدایی دو گل به ثمر رسید و گل دقیقه 48 به نوعی پایاندهنده بازی و حکم تعیین تکلیف نتیجه را داشت. با وجود این پرسپولیس در وقتهای تلف شده آن بازی یک گل دیگر هم زد که در واقع این گل شهرآبادی تنها گل پرسپولیس در سی دقیقه پایانی بازیهایش در مقطع ابتدایی فصل بوده است.
تیم تارتار در تبریز مقابل تراکتور موفق به گلزنی نشد و در مصاف با ملوان پس از ثبت پیروزی دوگله در نیمه نخست سومین گل خود را در دقیقه 56 به ثمر رساند. در مصاف با استقلال تنها گل سرخها در دقیقه 50 به ثمر رسید و سرانجام مقابل ذوبآهن در دقایق 42 و 63 به گل رسید که این گل آخر – با توجه به اینکه هر مسابقه وقتهای تلف شده بسیاری دارد و بعضاً 100 دقیقهای هم میشود - همان گلی است که به سختی میتوان در بازه زمانی سی دقیقه پایانی مسابقه قرارش داد.
مشکل بدنی، تغییر سیستم یا ناهماهنگی؟
پرسپولیس در سی دقیقه پایانی مسابقاتش شرایط و کیفیت خوبی نداشته و بعضاً پایینتر از حریفش بوده است به طوری که هر لحظه بیم دریافت گل وجود داشته و در دو مسابقه مهم مقابل تراکتور یک بار گل خورده و باخته و بار دیگر خطر دریافت گل (در ده دقیقه پایانی دربی) و شکست را حس کرده است.
نکته عجیب اینجاست که پرسپولیس مقابل تیم بیستاره و فوقالعاده جوان شمسآذر در هفته نخست طی یک سوم پایانی مسابقه شرایط خوبی نداشت و عجیبتر اینکه مقبل ملوان ده نفره که از دقیقه 70 یک بازیکنش را از دست داده و با احتساب وقتهای تلف شده سی دقیقه ده نفره بود، گلی به ثمر نرساند.
درباره دلایل افت پرسپولیس در این بازه زمانی ابتدا مسأله تغییر سیستم مطرح میشود. تارتار در دو بازی مقابل شمسآذر و تراکتور در این بازه زمانی رو به بازی با سه دفاع آورد که عملاً در کیفیت تهاجمی تیم تأثیر منفی گذاشت. جدا از این احتمال که تغییر سیستم باعث تضعیف تیم بخصوص در فاز حمله میشود، فرضیه افت بدنی هم مطرح شده که کادر فنی این فرضیه را نمیپذیرد. از سوی دیگر مربیان پرسپولیس به این نکته اشاره میکنند که با توجه به تغییرات کلی در اسکواد تیم و نیمی از ترکیب اصلی بحث ناهماهنگیها و جابهجایی بازیکنان میتواند روی کیفیت تیم در طول مسابقه تأثیر بگذارد که اگر این مسأله دلیل اصلی ضعف سرخها در بازه زمانی یاده شده باشد با توجه به دوری چند بازیکن مصدوم و ملیپوش در ایام فیفادی - که جملگی جزو نفرات ترکیب اصلی هستند - باز هم کار کادر فنی برای حل این مشکل سخت خواهد بود.
از سوی دیگر آنچه از نگاه عامیانه و غالب در فضای هواداری به عنوان دلیل اصلی این افت کیفی مطرح میشود همان مسأله احتیاط تارتار و کادر فنی است. این عده معتقدند، مهدی تارتار معمولاً بعد از راحت شدن خیالش از پیروزی و قطعیت یافتن کسب سه امتیاز، دستور به کنترل و مدیریت بازی میدهد که البته نکته عجیب و غیرمنطقیای هم نیست. البته واقعیت را باید پذیرفت و آن اینکه تغییرات کادر فنی و تعویضهای تارتار تقریباً هیچ گاه در این راستا صورت نگرفته و غالباً در فاز حمله و برای خلق موقعیتهای بیشتر و رسیدن به گلهای بعدی بوده است اما عملاً این اتفاق نیفتاده پس تارتار و همکارانش باید درباره این پارادوکس و چرایی رخ دادنش توضیح دهند و دنبال راهحلی برای ارتقای کیفیت فنی تیم خود در 30 دقیقه پایانی مسابقات پیش رو باشند.
انتهای پیام/