string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"

گزارش

32491
چوب حراج به پول مردم

قراردادهای سنگین، درآمدهای ناچیز و نظارتی که هنوز کافی نیست

چوب حراج به پول مردم

از آغاز فصل جدید لیگ برتر فوتبال ایران، بازار نقل‌وانتقالات تابستانی فصل جاری بیش از آنکه نشانی از یک رقابت حرفه‌ای و اقتصادی داشته باشد، به صحنه‌ای برای مسابقه بر سر ارقام قراردادها تبدیل شده است؛ ارقامی که هر فصل رکوردهای قبلی را جابه‌جا می‌کنند و فاصله میان هزینه‌های باشگاه‌ها و درآمد واقعی فوتبال را بیش از گذشته نشان می‌دهند. در شرایطی که بسیاری از باشگاه‌های ایرانی هنوز از ابتدایی‌ترین منابع درآمدی پایدار برخوردار نیستند، قراردادهای چند ده میلیارد تومانی به امری عادی تبدیل شده‌اند. تیم‌هایی که قراردادهای میلیون دلاری خود را با نرخ ارز دیگری بسته‌اند، امروز با شرایط متفاوتی در بازار ارز مواجه هستند. همین وضعیت این پرسش جدی را ایجاد می‌کند که منابع این هزینه‌ها از کجا تامین می‌شود و چه کسی مسئول پاسخگویی درباره آن است؟
مساله فقط افزایش قیمت بازیکنان نیست. مساله اصلی، شکل‌گیری اقتصادی در فوتبال ایران است که در آن هزینه‌ها با سرعت زیادی رشد می‌کنند، اما درآمدها یا ثابت مانده‌اند یا اساساً به باشگاه‌ها نمی‌رسند. در چنین شرایطی، فوتبال به جای حرکت به سمت حرفه‌ای‌سازی، بیش از پیش به منابع بیرونی وابسته شده است.
مسابقه‌ای نابرابر با پول‌های نامتوازن
یکی از مهم‌ترین تبعات این وضعیت، برهم خوردن توازن رقابتی میان باشگاه‌هاست. بخشی از تیم‌های لیگ برتر از پشتوانه مالی صنایع بزرگ، شرکت‌های دولتی، بانک‌ها یا مجموعه‌های اقتصادی برخوردارند و طبیعتاً قدرت بیشتری برای حضور در بازار نقل‌وانتقالات دارند. در مقابل، باشگاه‌هایی قرار دارند که منابع مالی محدودی در اختیار دارند و نمی‌توانند با چنین ارقامی رقابت کنند.
در نتیجه، بازار نقل‌وانتقالات دیگر صرفاً محل رقابت فنی برای جذب بازیکن نیست؛ بلکه به رقابت اقتصادی میان باشگاه‌هایی تبدیل شده است که اساساً از امکانات مالی یکسانی برخوردار نیستند. این وضعیت نه‌تنها عدالت رقابتی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه انگیزه باشگاه‌ها برای سرمایه‌گذاری روی آکادمی، استعدادیابی و تولید بازیکن را نیز کاهش می‌دهد.
امسال یکی از باشگاه‌های لیگ برتر مبلغ ۱۲۰ میلیارد تومان برای رضایت‌نامه یک بازیکن جوان هزینه کرد و این تنها نمونه‌ای از قراردادهایی است که با ارقام سنگین در فوتبال ایران منعقد می‌شوند. حتی اگر این ارقام را صرفاً به عنوان نمونه‌ای از وضعیت بازار در نظر بگیریم، پرسش مهم همچنان پابرجاست: آیا درآمد فوتبال ایران نیز با همین سرعت افزایش یافته است؟
پاسخ روشن است. فوتبال ایران همچنان با مشکلات جدی در حوزه حق پخش تلویزیونی، فروش بلیت، درآمدهای تجاری و تبلیغات محیطی مواجه است. بنابراین وقتی هزینه‌ها با سرعتی چند برابر رشد می‌کنند، اما درآمدهای پایدار چنین رشدی ندارند، فاصله ایجادشده ناگزیر باید از منابع دیگری جبران شود؛ منابعی که در بسیاری از موارد به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به بخش عمومی و صنایع وابسته‌اند.
داستانی که از سال‌ها قبل آغاز شد
ورود قراردادهای میلیاردی به فوتبال ایران اتفاق تازه‌ای نیست. از سال‌هایی که قراردادهای چند میلیاردی در فوتبال ایران به‌تدریج شکل گرفتند تا امروز، سقف ارقام به‌طور مستمر افزایش یافته است. آنچه زمانی رقم‌هایی عجیب و استثنایی تلقی می‌شد، حالا در بازار فوتبال ایران به عددی معمولی تبدیل شده است.
مساله دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ وقتی افزایش قیمت قراردادها بدون رشد متناسب کیفیت، درآمد و زیرساخت اتفاق می‌افتد، فوتبال با نوعی تورم درونی مواجه خواهد شد. بازیکن گران‌تر می‌شود، مربی گران‌تر می‌شود و هزینه مدیریت تیم افزایش پیدا می‌کند، اما محصول نهایی الزاماً ارزش اقتصادی بیشتری پیدا نمی‌کند.
جیب‌های بزرگ، درآمدهای کوچک
اقتصاد فوتبال ایران یک تناقض بزرگ دارد؛باشگاه‌ها هزینه‌های سنگین دارند، اما درآمد پایدار ندارند. بلیت‌فروشی در بسیاری از باشگاه‌ها سهم قابل توجهی در تامین بودجه ندارد. حق پخش تلویزیونی همچنان به شکل پایدار و متناسب با ارزش مسابقات در اختیار باشگاه‌ها قرار نمی‌گیرد و درآمدهای تجاری و تبلیغاتی نیز فاصله زیادی با استانداردهای فوتبال حرفه‌ای دارند.
در چنین شرایطی، چگونه می‌توان انتظار داشت باشگاهی قراردادهای چند ده میلیارد تومانی ببندد و در عین حال ساختار اقتصادی سالمی داشته باشد؟
اگر یک باشگاه درآمد واقعی نداشته باشد، اما همچنان هزینه کند، در واقع در حال مصرف سرمایه یا منابعی است که از محل دیگری تامین می‌شود. این مدل شاید در کوتاه‌مدت نتیجه ورزشی ایجاد کند، اما در بلندمدت می‌تواند بدهی و چالش‌های مالی برای باشگاه به همراه داشته باشد.
مساله فقط بازیکن نیست
در این میان، نباید تمام مسئولیت افزایش قراردادها را متوجه بازیکنان یا مربیان کرد. وقتی مدیر باشگاه حاضر است رقم بالاتری پیشنهاد دهد، بازیکن نیز طبیعی است که از فرصت موجود استفاده کند.
مساله اصلی، ساختار تصمیم‌گیری است؛ مدیری که با منابع محدود یا عمومی قرارداد سنگین می‌بندد، باید بداند که این تصمیم چه تبعاتی برای آینده باشگاه خواهد داشت. اگر مدیران در قبال قراردادهای سنگین و ایجاد بدهی‌های بلندمدت پاسخگو نباشند، این چرخه همچنان ادامه خواهد داشت.
مدیری که امروز برای کسب نتیجه کوتاه‌مدت هزینه می‌کند، ممکن است چند ماه بعد از باشگاه جدا شود، اما تعهدات قرارداد همچنان باقی می‌ماند. این همان نقطه‌ای است که ضعف حکمرانی مالی خود را نشان می‌دهد.
فوتبال بدون درآمد، با هزینه‌های نجومی
فوتبال ایران برای عبور از این چالش نیازمند تغییر نگاه است. مساله دیگر فقط این نیست که چه بازیکنی با چه مبلغی قرارداد می‌بندد؛ مساله این است که آیا باشگاه اساساً توان پرداخت آن قرارداد را دارد یا خیر. اگر درآمد باشگاه با هزینه‌هایش تناسب نداشته باشد، افزایش مداوم رقم قراردادها چیزی جز انتقال چالش به آینده نیست.
باشگاهی که امروز برای قهرمانی بیشتر هزینه می‌کند، اگر درآمد پایدار نداشته باشد، ممکن است فردا با بدهی، شکایت و مشکلات حقوقی مواجه شود. فوتبال حرفه‌ای باید بتواند هزینه‌های خود را از درآمدهای خودش تامین کند. بدون این اصل، صحبت از حرفه‌ای‌سازی بیشتر شبیه یک شعار خواهد بود.
زنگ خطر برای فوتبال ایران
بازار نقل‌وانتقالات امسال بار دیگر یک واقعیت را مقابل فوتبال ایران قرار داده است: هزینه‌ها با سرعتی بسیار بیشتر از درآمدها رشد می‌کنند. اگر این روند ادامه پیدا کند، دیر یا زود آثار آن در قالب بدهی‌های سنگین، مشکلات پرداخت، پرونده‌های حقوقی و کاهش توان باشگاه‌ها برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت نمایان خواهد شد.
راه‌حل، تعطیل کردن بازار نقل‌وانتقالات یا جلوگیری از پرداخت دستمزد بالا نیست. فوتبال حرفه‌ای باید بتواند به بازیکن ارزشمند دستمزد مناسب بپردازد. مساله، تناسب میان دستمزد، درآمد، منابع مالی و توان واقعی باشگاه است.
اکنون زمان آن رسیده است که فدراسیون و نهادهای مسئول از مرحله تعیین عدد و تصویب دستورالعمل عبور کنند و به سمت نظارت واقعی بر منابع و مصارف باشگاه‌ها بروند. قراردادها باید شفاف باشند، منابع مالی باید مشخص باشند و مدیرانی که تعهدات سنگین و خارج از توان باشگاه ایجاد می‌کنند، باید نسبت به تصمیم خود پاسخگو باشند.
در غیر این صورت، فوتبال ایران همچنان در یک چرخه تکراری گرفتار خواهد بود؛ چرخه‌ای که در آن قراردادها هر سال نجومی‌تر می‌شوند، درآمدها همچنان عقب می‌مانند و هزینه این شکاف، در نهایت نه از جیب فوتبال، بلکه از منابع عمومی پرداخت خواهد شد.

وقتی نرخ ارز فوتبال ایران را به گروگان می‌گیرد
در روزهای فیفادی، فوتبال ایران معمولاً در انتظار اخبار تیم ملی، برنامه اردوها و نتایج بازی‌های دوستانه است، اما در سکوت نسبی حاکم بر فوتبال، مساله‌ای دیگر در حال شکل‌گیری است؛ مساله‌ای که نه از زمین مسابقه، بلکه از اتاق‌های مالی باشگاه‌ها سرچشمه می‌گیرد. افزایش قابل توجه نرخ ارز، معادلات مالی فصل جاری لیگ برتر را با چالشی جدی روبه‌رو کرده است؛ چالشی که هم قراردادهای ریالی بازیکنان داخلی را تحت تأثیر قرار داده و هم هزینه تعهدات ارزی باشگاه‌ها را افزایش داده است.
فصل جاری لیگ برتر از ۲۳ مرداد آغاز شد و عمده فعالیت باشگاه‌ها در بازار نقل‌وانتقالات در هفته‌های پایانی تیر، مرداد و اوایل شهریور انجام گرفت. در آن مقطع، مدیران باشگاه‌ها بودجه فصل را با نرخ ارزی مشخصی محاسبه کردند و قرارداد بازیکنان و مربیان را بستند، اما افزایش نرخ دلار در هفته‌های اخیر باعث شده بخش مهمی از محاسبات زمان عقد قراردادها دیگر با واقعیت اقتصادی امروز همخوانی نداشته باشد.
برای درک ابعاد این تغییر، کافی است یک مبنای ثابت را در دو مقطع زمانی مقایسه کنیم. در ۲۷ تیرماه، نرخ دلار را به طور میانگین ۱۹۳ هزار تومان و نرخ فعلی را ۲۶۸ هزار تومان در نظر بگیریم. بر این اساس، دلار طی این مدت حدود ۳۸.۹ درصد افزایش یافته است. به زبان ساده، هر تعهد دلاری باشگاه‌ها امروز تقریباً ۳۹ درصد گران‌تر از زمان عقد قرارداد تمام می‌شود.
دستمزدی که در سکوت کوچک‌تر شد
نخستین گروهی که تحت تأثیر این تغییر قرار می‌گیرند، بازیکنان و مربیان داخلی هستند. قرارداد این گروه عمدتاً به ریال بسته می‌شود و افزایش نرخ ارز، ارزش دلاری دستمزد آنها را کاهش می‌دهد.
فرض کنیم بازیکنی در اواخر تیرماه قراردادی ۵۰ میلیارد تومانی امضا کرده باشد. با دلار ۱۹۳ هزار تومانی، ارزش دلاری این قرارداد حدود ۲۵۹ هزار و ۶۰۰ دلار بوده است. با افزایش نرخ دلار به ۲۶۸ هزار تومان، همان ۵۰ میلیارد تومان اکنون معادل حدود ۱۸۶ هزار و ۶۰۰ دلار است. در نتیجه، ارزش دلاری قرارداد این بازیکن حدود ۷۳ هزار دلار، معادل ۲۸.۱ درصد، کاهش یافته است؛ بدون آنکه حتی یک ریال از مبلغ قرارداد ریالی او کم شده باشد.
همین محاسبه درباره قرارداد ۲۰ میلیارد تومانی نیز صدق می‌کند. این قرارداد در زمان عقد حدود ۱۰۳ هزار و ۶۰۰ دلار ارزش داشت، اما اکنون ارزش دلاری آن به حدود ۷۴ هزار و ۶۰۰ دلار رسیده است؛ یعنی نزدیک به ۲۹ هزار دلار یا حدود ۲۸ درصد کاهش.
این شرایط می‌تواند در ادامه فصل و هنگام مذاکره برای تمدید قراردادها اهمیت بیشتری پیدا کند. بازیکنان داخلی احتمالاً در مذاکرات آینده تلاش خواهند کرد کاهش ارزش واقعی دستمزد خود را جبران کنند و همین مساله می‌تواند هزینه دستمزد باشگاه‌ها را افزایش دهد.
خارجی‌ها؛ هزینه‌ای که هر روز بزرگ‌تر می‌شود
سوی دیگر این معادله برای باشگاه‌ها حساس‌تر است. قرارداد بازیکنان و مربیان خارجی، در صورتی که به دلار یا سایر ارزهای خارجی تعیین شده باشد، با افزایش نرخ ارز مستقیماً هزینه بیشتری به باشگاه تحمیل می‌کند.
برای مثال، قرارداد یک بازیکن یک میلیون دلاری را در نظر بگیریم. با دلار ۱۹۳ هزار تومانی، باشگاه برای تأمین این قرارداد به ۱۹۳ میلیارد تومان نیاز داشت. با نرخ ۲۶۸ هزار تومان، هزینه ریالی همان یک میلیون دلار به ۲۶۸ میلیارد تومان رسیده است. یعنی بدون آنکه مبلغ قرارداد حتی یک دلار افزایش پیدا کرده باشد، هزینه ریالی آن برای باشگاه ۷۵ میلیارد تومان بیشتر شده است؛ افزایشی معادل ۳۸.۹ درصد.
در قراردادی ۳۰۰ هزار دلاری نیز همین شرایط وجود دارد. چنین قراردادی با نرخ ۱۹۳ هزار تومان حدود ۵۷.۹ میلیارد تومان هزینه داشت، اما اکنون هزینه ریالی آن به ۸۰.۴ میلیارد تومان رسیده است. بنابراین باشگاه برای همان قرارداد باید ۲۲.۵ میلیارد تومان بیشتر از زمان عقد قرارداد منابع ریالی تأمین کند.
این اعداد نشان می‌دهند افزایش نرخ ارز دیگر صرفاً یک موضوع اقتصادی خارج از فوتبال نیست و مستقیماً با برنامه‌ریزی ورزشی و مالی باشگاه‌ها ارتباط پیدا کرده است.
قرارداد ریالی؛ راه‌حل یا مسکن؟
در چنین شرایطی، برخی باشگاه‌ها تلاش کرده‌اند با عقد قراردادهای ریالی با بازیکنان خارجی، خود را از نوسانات مستقیم ارز دور کنند. قرارداد ریالی می‌تواند در کوتاه‌مدت بخشی از فشار مالی ناشی از افزایش نرخ دلار را کاهش دهد، اما به معنای حذف ریسک ارزی نیست.
بازیکن خارجی در نهایت درآمد خود را با ارز کشور مبدأ یا ارزهای معتبر مقایسه می‌کند. اگر ارزش ریال در طول فصل کاهش محسوسی داشته باشد، قرارداد ریالی می‌تواند جذابیت خود را از دست بدهد و زمینه نارضایتی یا اختلافات قراردادی را فراهم کند.
بنابراین قرارداد ریالی بیشتر یک راهکار کوتاه‌مدت برای مدیریت هزینه است تا پاسخی اساسی به مساله. ریسک کاهش ارزش پول ملی همچنان در اقتصاد باشگاه باقی می‌ماند و دیر یا زود خود را در مذاکرات جدید، تمدید قراردادها یا جذب بازیکنان خارجی نشان خواهد داد.
کاهش سهمیه خارجی‌ها؛ تصمیمی با معنای اقتصادی تازه
در این میان، کاهش سهمیه بازیکنان خارجی از هشت نفر به چهار نفر نیز اکنون ابعاد اقتصادی قابل توجهی پیدا کرده است. این تصمیم در زمان خود با انتقادهایی از سوی برخی باشگاه‌ها و هواداران روبه‌رو شد، اما افزایش نرخ ارز نشان می‌دهد که تعداد بیشتر بازیکنان خارجی می‌تواند به معنای افزایش تعهدات ارزی و در نتیجه افزایش ریسک مالی باشگاه‌ها باشد.
برای نمونه، اگر یک باشگاه به جای چهار بازیکن، هشت بازیکن خارجی با قراردادهای دلاری جذب کند، افزایش نرخ ارز مستقیماً مجموع تعهدات ریالی آن باشگاه را افزایش خواهد داد.
کاهش سهمیه خارجی‌ها البته به تنهایی راه‌حل مساله مالی فوتبال ایران نیست، اما می‌تواند میزان مواجهه باشگاه‌ها با نوسانات ارزی را محدود کند؛ به‌خصوص برای باشگاه‌هایی که درآمد پایدار و منابع ارزی مشخصی ندارند.
مساله بزرگ‌تر از دلار است
آنچه فوتبال ایران را در برابر نوسانات ارزی آسیب‌پذیر کرده، صرفاً افزایش نرخ دلار نیست. مساله اصلی، ساختار مالی باشگاه‌هاست. باشگاهی که درآمد پایدار ندارد، چه با دلار ۱۹۳ هزار تومانی و چه با دلار ۲۶۸ هزار تومانی، در نهایت با مشکلات مالی روبه‌رو خواهد شد.
فوتبال ایران همچنان با مسائلی مانند نبود حق پخش مؤثر، درآمد محدود روز مسابقه، ضعف درآمدهای تجاری و وابستگی بسیاری از باشگاه‌ها به منابع بیرونی مواجه است. در چنین ساختاری، هر شوک اقتصادی می‌تواند برنامه یک فصل را با چالش مواجه کند.
اگر باشگاه‌ها بتوانند درآمدهای خود را به شکل واقعی و شفاف افزایش دهند، مدیریت نوسانات ارزی نیز امکان‌پذیرتر خواهد بود. وقتی بخش قابل توجهی از بودجه باشگاه از منابع غیرعملیاتی تأمین می‌شود، افزایش نزدیک به ۳۹ درصدی نرخ دلار می‌تواند برای یک قرارداد یک میلیون دلاری، ۷۵ میلیارد تومان هزینه اضافی ایجاد کند.
فوتبال در انتظار یک حساب‌وکتاب تازه
سکوت فیفادی نباید باعث شود این مساله از نگاه مدیران فوتبال دور بماند. افزایش نرخ ارز اکنون به بخشی از واقعیت فصل جاری تبدیل شده و باشگاه‌ها باید برای مدیریت تعهدات خود برنامه‌ای روشن داشته باشند.
شفافیت قراردادها، مشخص بودن منابع تأمین بودجه، پیش‌بینی ریسک ارزی و حسابرسی واقعی می‌تواند بخشی از راهکار باشد. باشگاهی که در ابتدای فصل برای یک قرارداد یک میلیون دلاری ۱۹۳ میلیارد تومان در نظر گرفته، اکنون باید برای همان تعهد ۲۶۸ میلیارد تومان منابع ریالی فراهم کند. این فاصله را نمی‌توان با نادیده گرفتن آن یا انتقال مساله به آینده حل کرد.
فوتبال ایران در سال‌های گذشته بارها نشان داده که هزینه کردن برای رسیدن به نتیجه کوتاه‌مدت، آسان‌تر از ساختن یک اقتصاد پایدار است. افزایش اخیر نرخ ارز، هشداری جدی برای این الگوست. اگر باشگاه‌ها همچنان بدون پشتوانه درآمدی مشخص قراردادهای سنگین ببندند، چالش بعدی ممکن است نه در جدول لیگ، بلکه در پرونده‌های مالی و حقوقی فوتبال ایران شکل بگیرد.
دلار در روزهای فیفادی شاید در زمین فوتبال دیده نشود، اما اثر آن می‌تواند خیلی زود به زمین مسابقه برسد؛ جایی که تصمیم‌های مالی امروز، نتیجه ورزشی فردا را نیز تحت تأثیر قرار خواهند داد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها