گزارش
32542
فوتبال آسیا در آستانه یک تغییر بزرگ؛ الگویی اروپایی برای قارهای با مختصات متفاوت
شاهکار آزمایشگاهی AFC
جلسه آنلاین مدیران سازمان لیگ و مسابقات کشورهای آسیایی، روز سهشنبه گذشته با حضور شیل منگ گیل، معاون دبیرکل AFC و رئیس مسابقات این کنفدراسیون برگزار شد. نزدیک به صد نفر، از جمله نمایندگان ۴۷ فدراسیون عضو AFC، در این نشست حضور داشتند. از ایران نیز محمدرضا کشوریفرد، دبیر سازمان لیگ و امیرحسین روشنک، مسئول برگزاری مسابقات لیگ برتر، شرکت کردند.
محور اصلی جلسه، بهروزرسانی تقویم مسابقات باشگاهی آسیا برای سه فصل آینده و مهمتر از آن، طرح پیشنهادی AFC برای راهاندازی «لیگ ملتهای آسیا» بود؛ رقابتی که قرار است جایگزین فرمت کنونی مقدماتی جام جهانی و جام ملتهای آسیا شود. این طرح پرسشهای مهمی درباره میزان انطباق آن با شرایط فوتبال آسیا ایجاد میکند؛ قارهای که از نظر جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی و زیرساختی تفاوتهای قابلتوجهی با اروپا دارد.
از اروپا تا آسیا
ایده «لیگ ملتها» ابتکار AFC نیست. این مدل نخستینبار در سال ۲۰۱۸ توسط یوفا اجرا شد تا بازیهای دوستانه در پنجرههای فیفادی، جای خود را به مسابقاتی رسمی و هدفمند بدهند. تیمهای اروپایی بر اساس رتبه در چند سطح قرار گرفتند تا بیشتر برابر حریفانی همسطح خود بازی کنند. این مدل علاوه بر افزایش ارزش رقابتی دیدارهای ملی، مسیر تازهای برای حضور تیمهای کوچکتر در تورنمنتهای بزرگ ایجاد کرد.
پس از اروپا، کنکاکاف نیز از سال ۲۰۱۸ نسخه خود را اجرا کرد و کنفدراسیون فوتبال آفریقا اعلام کرده است لیگ ملتهای آفریقا را از سال ۲۰۲۹ آغاز خواهد کرد. اکنون AFC نیز پس از یک دوره بازبینی و مشورت داخلی، راهاندازی لیگ ملتهای آسیا را دنبال میکند.
استدلال AFC مشابه استدلال یوفاست: پیدا کردن حریف مناسب برای بازیهای دوستانه دشوارتر شده، هزینههای اجرایی افزایش یافته و پیچیدگیهای لجستیکی، ارزش ورزشی بخشی از این مسابقات را کاهش داده است. اصل ایده قابل دفاع است، اما مسأله اصلی این است که آیا مدلی موفق در اروپا، در آسیا نیز قابل اجرا خواهد بود؟
ساختار پیشنهادی
بر اساس طرح مطرحشده، ۴۷ تیم ملی عضو AFC در سه سطح قرار میگیرند؛ ۱۸ تیم در سطح اول، ۱۸ تیم در سطح دوم و ۱۱ تیم در سطح سوم. این رقابتها هر دو سال یکبار برگزار میشود و قرار است در نهایت جایگزین مقدماتی جام جهانی و جام ملتهای آسیا شود.
در سطح اول، شش تیم برتر به صورت مستقیم به جام جهانی صعود میکنند. تیمهای هفتم تا دهم نیز در یک پلیآف داخلی به میدان میروند که دو برنده آن سهمیه مستقیم جام جهانی را به دست میآورند. بازندگان این پلیآف نیز به پلیآف بینقارهای راه خواهند یافت.
نسخه نهایی طرح قرار است از سال ۲۰۳۰ و در چرخههای دوساله، یعنی دورههای ۳۱-۲۰۳۰ و ۳۳-۲۰۳۲، اجرا شود. تا آن زمان AFC قصد دارد نسخهای آزمایشی برگزار کند و فرمت فعلی مقدماتی تا سال ۲۰۳۴ حفظ خواهد شد. این دوره گذار احتمالاً برای سطحبندی دقیقتر تیمهای آسیایی و آمادهسازی فدراسیونها برای ساختار جدید در نظر گرفته شده است.
شباهت این طرح با نسخه جدید لیگ ملتهای اروپا قابل توجه است. یوفا نیز رقابتهای خود را در سه سطح ۱۸ تیمی سازماندهی میکند. تفاوت مهم این است که یوفا پس از هفت سال تجربه اجرایی، اکنون در حال اصلاح مدل خود است؛ در حالی که AFC میخواهد ساختاری نسبتاً پیچیده را بدون تجربه قبلی در قارهای با مختصات متفاوت اجرا کند.
مسأله جغرافیا
یکی از مهمترین پرسشها درباره موفقیت این طرح، تفاوت جغرافیایی آسیا و اروپا است. اروپا، با وجود تنوع فرهنگی و سیاسی، قارهای نسبتاً فشرده محسوب میشود. فاصله بسیاری از پایتختهای اروپایی کمتر از سه ساعت پرواز است و شبکه پروازی گسترده، رفتوآمد تیمها را آسانتر میکند.
آسیا اما بزرگترین قاره جهان است. فاصله میان ژاپن در شرق و کشورهایی مانند لبنان یا سوریه در غرب آسیا میتواند به بیش از ۱۰ ساعت پرواز برسد و اختلاف زمانی پنج تا شش ساعته نیز به آن اضافه میشود. استرالیا نیز که از سال ۲۰۰۶ عضو AFC است، برای بسیاری از مسابقات آسیایی ناچار به انجام سفرهای بسیار طولانی است.
این فاصله فقط یک مسأله جغرافیایی نیست. هزینه سفر، خستگی بازیکنان، زمان ریکاوری، برنامه باشگاهها و فدراسیونها و تأثیر سفرهای طولانی بر کیفیت مسابقات، همگی باید در طراحی لیگ ملتهای آسیا مورد توجه قرار گیرند. این موضوع برای فدراسیونهایی که منابع مالی و زیرساختی محدودی دارند، اهمیت بیشتری دارد.
پیچیدگیهای سیاسی و دیپلماتیک نیز چالش دیگری است. برخی کشورهای آسیایی به دلایل سیاسی تمایلی به رویارویی با یکدیگر ندارند یا برگزاری مسابقه میان آنها با مشکلات ویزا، امنیتی و لجستیکی همراه است. در اروپا نیز تنشهای سیاسی وجود دارد، اما سطح همکاری منطقهای و زیرساختهای حملونقل، مدیریت بسیاری از این مسائل را آسانتر کرده است.
در آسیا، تنوع نظامهای سیاسی، اختلافات منطقهای و تفاوت سطح توسعه کشورها باعث میشود اجرای یک رقابت منظم و دوساله، نیازمند راهکارهایی متناسب با شرایط هر منطقه باشد.
در نهایت، مسأله اصلی درباره لیگ ملتهای آسیا، خود ایده نیست. رسمی و هدفمند کردن بازیهای ملی میتواند برای فوتبال آسیا مفید باشد؛ مسأله مهمتر، نحوه اجرای آن است. اگر AFC صرفاً نسخه اروپایی را کپی کند، احتمال افزایش هزینهها و بروز مشکلات پیشبینینشده وجود دارد. اما اگر ساختار جدید با توجه به جغرافیا، اقتصاد، زیرساخت، روابط سیاسی و تفاوت سطح فنی فدراسیونهای آسیایی طراحی شود، لیگ ملتها میتواند به ابزاری مؤثر برای منظمتر شدن فوتبال ملی قاره تبدیل شود.
تجربه فوتبال آسیا نشان داده است که داشتن یک ایده خوب، الزاماً به معنای اجرای موفق آن نیست. سرنوشت لیگ ملتهای آسیا بیش از آنکه به شباهتش با مدل اروپا وابسته باشد، به میزان انطباق آن با واقعیتهای خود آسیا بستگی خواهد داشت.
درس عبرت کوچک وقتی حتی کافا هم گرفتار شد
برای آنکه بدانیم اجرای چنین طرح بزرگی در آسیا چقدر میتواند دشوار باشد، کافی است نگاهی به تجربه یک رقابت منطقهای بسیار کوچکتر بیندازیم؛ جام ملتهای کافا، که تنها میان 8 تیم از آسیای مرکزی و همسایگانش برگزار میشود. دومین دوره این رقابتها در تابستان ۲۰۲۵، در حالی برگزار شد که فدراسیون فوتبال مالزی، تنها چند هفته پیش از آغاز تورنمنت، بهطور ناگهانی از شرکت در آن انصراف داد؛ دلیل اعلامشده هم تداخل برخی بازیهای اولیه تورنمنت با پنجره رسمی فیفا و محدودیت در دسترسی به بازیکنان ملیپوش بود. این انصراف دیرهنگام، به گفته کارشناسان فوتبال مالزی، نهتنها تصویر این فدراسیون را خدشهدار کرد، بلکه روابط آن با نهاد منطقهای کافا را نیز تحت فشار قرار داد.
حال این پرسش را باید مطرح کرد که اگر رقابتی با 8 تیم همسایه، با چنین چالشهایی روبهرو میشود، لیگ ملتهای آسیا، با 47 عضو پراکنده از استرالیا در جنوب تا مغولستان در شمال و از لبنان در غرب تا ژاپن در شرق، چگونه میتواند از چنین بحرانهایی در امان بماند؟ نگرانی اصلی این است که طرحی با این ابعاد، اگر بدون برنامهریزی دقیق و با عجله اجرا شود، نه یک نسخه موفق از مدل اروپایی، بلکه نسخهای بزرگتر و پیچیدهتر از همان مشکلاتی است که کافا، حتی در ابعاد کوچک خودش، با آن دستوپنجه نرم کرد.
تجربه کونکاکاف هشداری از آن سوی اقیانوس
نمونه دیگری که میتواند چراغ راه AFC باشد، تجربه کونکاکاف است؛ کنفدراسیونی که از سال ۲۰۱۸، یعنی تقریباً همزمان با یوفا، لیگ ملتهای خودش را راهاندازی کرد. این رقابت، هرچند در مجموع، فرصتهای بازی بیشتری برای تیمهای کوچکتر منطقه فراهم کرده، اما در طول 7 سال اجرا، با انتقادهای جدی نیز روبهرو بوده است. کارشناسان فوتبال این منطقه، بارها به نابرابری مالی میان فدراسیونهای عضو، تداخل زمانبندی مسابقات با سایر رویدادها و تسلط مستمر تیمهای ثروتمندتر بر مراحل حذفی این رقابتها اشاره کردهاند.
نکته قابل توجه این است که حتی موفقیت یک تیم در لیگ ملتهای کونکاکاف، تضمینی برای موفقیت آن تیم در مقدماتی جام جهانی نبوده است؛ موضوعی که نشان میدهد ارتباط میان این دو رقابت، آنطور که طراحان اولیه تصور میکردند، همیشه خطی و قابل پیشبینی نیست. اگر AFC بخواهد لیگ ملتهای آسیا را مستقیماً جایگزین کامل مقدماتی جام جهانی کند، باید از همین حالا به این پرسش فکر کند که آیا رقابتی با فرمت نسبتاً فشرده و دوساله، میتواند معیار دقیقی برای سنجش آمادگی واقعی تیمها برای بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان باشد یا نه.
دوره گذار تا ۲۰۳۴ احتیاط یا دودلی؟
شاید بتوان مهمترین نشانه آگاهی خود AFC از این چالشها را، در همان برنامه زمانی طرح پیشنهادی جستوجو کرد. برخلاف یوفا، که لیگ ملتهای اروپا را از همان ابتدا و بهصورت کامل اجرا کرد، AFC ترجیح داده نسخهای آزمایشی و پایلوت از این رقابتها را، در کنار فرمت فعلی مقدماتی که تا سال ۲۰۳۴ ادامه خواهد داشت، به اجرا بگذارد. این رویکرد محتاطانه، میتواند هوشمندانه تلقی شود؛ به این معنا که AFC میخواهد پیش از جایگزینی کامل یک سیستم جاافتاده، سطحبندی دقیق تیمهای ملی آسیایی را بسنجد و از بروز بحرانهایی مشابه آنچه در کافا رخ داد، در ابعاد قارهای جلوگیری کند اما همین احتیاط، میتواند نشانهای از تردید عمیقتر نیز باشد. دوره گذار نهچندان کوتاه، از زمان کنونی تا سال ۲۰۳۴، یعنی نزدیک به یک دهه، فرصت کافی برای AFC فراهم میکند تا در صورت بروز مشکلات اجرایی یا مقاومت فدراسیونهای بزرگتر، طرح را بیسروصدا کنار بگذارد یا بهکلی بازطراحی کند؛ اتفاقی که پیش از این نیز، طبق برخی گزارشهای کارشناسی، یکبار در تاریخ بررسیهای AFC برای راهاندازی لیگ ملتها رخ داده و این ایده، به دلیل اختلافنظر میان اعضا، بهویژه مخالفت برخی کشورهای بزرگتر، بهطور موقت کنار گذاشته شده بود.
چه چیزی در گرو این طرح است؟
برای فدراسیونهایی مانند ایران، که در این نشست آنلاین نماینده داشتند، پرسش عملی این است که این طرح، در صورت اجرا، چه تأثیری بر برنامهریزی بلندمدت تیم ملی و سازمان لیگ خواهد داشت. اگر لیگ ملتها واقعاً جایگزین مقدماتی سنتی شود، فدراسیونها باید از همان ابتدا، نهتنها برای یک دوره چهارساله، بلکه برای چرخهای دوساله و پیوسته، تیم ملی خود را آماده نگه دارند؛ موضوعی که با توجه به چالشهای موجود در هماهنگی تقویم لیگ داخلی با پنجرههای بینالمللی، که حتی در مقیاس کوچکتر کافا نیز مشکلساز شده بود، میتواند فشار مضاعفی بر ساختار فوتبال داخلی کشورها وارد کند. از سوی دیگر، سطحبندی تیمها در سه رده اول، دوم و سوم، احتمالاً موضوعی حساس و چالشبرانگیز خواهد بود؛ بهویژه برای تیمهایی که در مرز میان دو سطح قرار میگیرند. تجربه نشان داده که در مدلهای مشابه، تیمهایی که در سطوح پایینتر قرار میگیرند، عملاً شانس کمتری برای صعود مستقیم به تورنمنتهای بزرگ خواهند داشت، حتی اگر در یک دوره خاص، فرمی استثنایی از خود نشان دهند؛ موضوعی که میتواند عدالت ورزشی رقابتها را زیر سؤال ببرد.
جمعبندی ایدهای درست، در مسیری پرخطر
نمیتوان منکر این شد که ایده لیگ ملتها، در ذات خود، ایدهای منطقی و رو به جلوست. استفاده هوشمندانهتر از پنجرههای بینالمللی فیفا، بهجای برگزاری بازیهای دوستانه کماهمیت و فراهم کردن مسیری رقابتیتر برای صعود تیمهای کوچکتر، دستاوردی است که تجربه هفتساله یوفا نشان داده، در اروپا بهخوبی جواب داده است. اما کپی کردن یک مدل موفق از قارهای فشرده، ثروتمند و با زیرساخت یکپارچه، به قارهای به وسعت و تنوع آسیا، بدون در نظر گرفتن تفاوتهای بنیادین جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی، ریسکی جدی به همراه دارد.
تجربه تلخ کافا، حتی در مقیاسی بهمراتب کوچکتر از طرح پیشنهادی AFC، نشان داد که هماهنگ کردن تقویم، پنجرههای فیفا و آمادگی تیمها، حتی میان همسایگان جغرافیایی، کار سادهای نیست. تجربه کونکاکاف نیز نشان داد که حتی یک مدل جاافتاده هفتساله، همچنان با چالشهای مالی و اجرایی دستبهگریبان است. در چنین شرایطی، سؤال اصلی این نیست که آیا ایده لیگ ملتهای آسیا خوب است یا بد؛ سؤال این است که آیا AFC، با 47 عضوی که از نظر توان مالی، زیرساخت و اولویتهای سیاسی، فاصله زیادی با یکدیگر دارند، میتواند طرحی را که حتی در مقیاسهای کوچکتر دچار چالش شده، در ابعاد یک قاره عظیم، با موفقیت اجرا کند. دوره آزمایشی تا سال ۲۰۳۴، شاید بهترین فرصت برای پاسخ دادن به همین پرسش باشد؛ اما تا آن زمان، شک و تردید نسبت به موفقیت این طرح، کاملاً بجا به نظر میرسد.
انتهای پیام/