گزارش
32592
از رکوردشکنی تا ماندگاری استعدادهای نوظهور در فوتبال حرفهای
نخبگان یکبارمصرف؟!
آخرین دقایق دیدار پرسپولیس و صنعت نفت آبادان برای یکی از بازیکنان نیمکتنشین سرخپوشان با اتفاقی متفاوت همراه شد. در شبی که تیوی بیفوما، علی علیپور و اوستون اورونوف نام خود را در فهرست گلزنان ثبت کردند، مهدی تارتار تصمیم گرفت به پویا اسمی، مدافع نوجوان آکادمی پرسپولیس، فرصت حضور در زمین بدهد. این تعویض کوتاه، علاوه بر ثبت نخستین بازی اسمی در لیگ برتر، رکوردی را جابهجا کرد که بیش از دو دهه پابرجا مانده بود؛ اتفاقی آماری که اهمیت آن را باید فراتر از سن بازیکن بررسی کرد.
پویا اسمی، مدافع ۱۷ ساله پرسپولیس، در دیدار با صنعت نفت آبادان رکورد احسان خرسندی را شکست و به جوانترین بازیکن تاریخ این باشگاه در لیگ برتر تبدیل شد. این اتفاق بار دیگر توجهها را به نوجوانانی جلب میکند که در سنین پایین به بالاترین سطح فوتبال ایران میرسند؛ اما پرسش اصلی این است که چنین حضوری تا چه اندازه میتواند به تداوم فعالیت حرفهای آنها منجر شود.
شبی که یک رکورد قدیمی کنار رفت
اسمی متولد اول شهریور ۱۳۸۸ است و در روز مسابقه ۱۷ سال و یک ماه و ۱۶ روز داشت. به این ترتیب، رکورد جوانترین بازیکن تاریخ پرسپولیس در لیگ برتر به نام او ثبت شد؛ رکوردی که پیش از این در اختیار احسان خرسندی بود.
خرسندی، مهاجم سابق پرسپولیس و محصول آکادمی این باشگاه، در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۱، در دیداری که با برتری دو بر یک سرخپوشان مقابل استقلال رشت به پایان رسید، در ۱۷ سال و یک ماه و ۲۵ روزگی به میدان رفته بود. اختلاف سنی اسمی با رکورددار قبلی تنها ۹ روز است؛ فاصلهای اندک که به پایان رکوردی بیش از ۲۴ ساله انجامید. با این حال، شکستن چنین رکوردی بهخودیخود معیاری برای سنجش کیفیت بازیکن یا موفقیت نظام پرورش استعدادها نیست.
پویا اسمی؛ از فوتبال پایه تا نخستین حضور در لیگ برتر
مسیر فوتبالی اسمی از رده نونهالان آیندهسازان دوستیمهر آغاز شد. او پس از آن پیراهن توانا را پوشید و سپس به سایپا رفت و در تیمهای نونهالان و نوجوانان این باشگاه بازی کرد. در ۲۰ تیر ۱۴۰۴، قرارداد او با تیم نوجوانان پرسپولیس آغاز شد.
حدود ۱۵ ماه بعد، اسمی نخستین بازی خود را در تیم بزرگسالان پرسپولیس انجام داد. این فاصله زمانی، بهتنهایی اطلاعات دقیقی درباره روند پیشرفت فنی او یا دلایل انتخابش برای حضور در مسابقه ارائه نمیکند. برای ارزیابی چنین مسیری، عملکرد بازیکن در مسابقات پایه، میزان مشارکت او در تمرینات تیم اصلی و برنامه کادر فنی برای ادامه استفاده از او اهمیت بیشتری دارد. حضور کوتاه در یک مسابقه، هرچند در آمار ثبت میشود، برای نتیجهگیری درباره آینده حرفهای بازیکن کافی نیست.
رکوردی میان شاگرد و مربی
یکی از نکات قابلتوجه این اتفاق، ارتباط اسمی با رکورددار پیشین است. اسمی در تیم نوجوانان پرسپولیس زیر نظر احسان خرسندی فعالیت میکرد و سال گذشته نیز از همین تیم به اردوی تیم ملی نوجوانان دعوت شد. باشگاه در خبر رسمی آن زمان، بازیکنان دعوتشده را شاگردان خرسندی معرفی کرده بود.
خرسندی که خود در نوجوانی از آکادمی پرسپولیس به تیم بزرگسالان رسید، اکنون در جایگاه مربی با شکستهشدن رکوردش به دست یکی از بازیکنان تحت هدایتش روبهرو شده است. این ارتباط، وجه تاریخی ماجرا را پررنگتر میکند، اما بهتنهایی نشانهای قطعی از عملکرد مطلوب آکادمی نیست. تربیت بازیکن زمانی نتیجه قابلاندازهگیری دارد که محصول آن بتواند در گذر زمان جایگاه خود را در فوتبال حرفهای تثبیت کند.
از خرسندی تا اسمی، از عزتاللهی و زارعی تا بهشتی و میرنژاد، تاریخ لیگ برتر نام نوجوانانی را در خود ثبت کرده است که در سنین پایین فرصت حضور در مسابقات را به دست آوردهاند. با این حال، آمار سن نخستین بازی درباره ادامه مسیر این بازیکنان اطلاعاتی نمیدهد. برای مشخصشدن میزان موفقیت آنها، باید سابقه حضور مستمر، دقایق بازی، عملکرد فنی و مسیر حرفهایشان بررسی شود.
در ارزیابی عملکرد آکادمیها نیز شمار بازیکنانی که برای نخستین بار در لیگ برتر به میدان میروند، تنها یکی از شاخصهاست. تعداد بازیکنان تثبیتشده در تیمهای بزرگسالان، کیفیت آموزش و استمرار فرصت بازی، تصویر دقیقتری از نتیجه فعالیت در فوتبال پایه ارائه میکند.
تجربه فوتبال ایران نشان داده است که ورود زودهنگام به ترکیب بزرگسالان لزوماً به معنای تثبیت در سطح حرفهای نیست. برخی بازیکنان جوان پس از چند حضور کوتاه، دیگر فرصت مشابهی پیدا نمیکنند یا مسیرشان به تیمهای دیگر و سطوح پایینتر فوتبال میرسد. از این رو، درباره اسمی در حال حاضر میتوان از ثبت یک رکورد و تجربه نخستین بازی لیگ برتری سخن گفت؛ ارزیابی آینده او به شواهد بیشتری نیاز دارد.
رکورد اسمی نیز ممکن است روزی شکسته شود. آنچه اهمیت بیشتری دارد، سرنوشت بازیکنانی است که نامشان در چنین آمارهایی ثبت میشود و اینکه باشگاهها چه برنامهای برای ادامه حضور آنها دارند. فرصت بازی، بدون برنامهریزی و امکان تداوم پیشرفت، تضمینی برای ماندگاری نیست؛ همانطور که یک رکورد سنی بهتنهایی نمیتواند موفقیت یک بازیکن یا آکادمی را اثبات کند.
استعدادهایی که فرصت میخواهند
فهرست جوانترین بازیکنان تاریخ پرسپولیس در لیگ برتر، نامهای آشنایی را در خود جای داده است؛ بازیکنانی که برخی از آنها سالها پیش از رسیدن به ۱۸سالگی، فرصت حضور در ترکیب تیم بزرگسالان را پیدا کردند. با وجود این، فاصله میان استعداد و فرصت همچنان یکی از چالشهای فوتبال ایران است؛ فاصلهای که نشان میدهد شناسایی استعدادهای جوان، بدون فراهمکردن زمینه رشد و تداوم حضور آنها در سطح حرفهای، تضمینکننده موفقیت نیست.
تا پیش از حضور اسمی، احسان خرسندی با ۱۷ سال و یک ماه و ۲۵ روز، رکورددار جوانترین بازیکن پرسپولیس بود. او در اردیبهشت ۱۳۸۱ و در نخستین دورههای لیگ برتر به میدان رفت و نامش بیش از دو دهه در صدر این فهرست باقی ماند. ماندگاری این رکورد نشان میدهد که حضور بازیکنان زیر ۱۸ سال در ترکیب بزرگسالان یکی از بزرگترین باشگاههای ایران، اتفاقی چندان معمول نبوده است.
محمد پروین، فرزند علی پروین، اسطوره فوتبال ایران و پرسپولیس، نیز در بهمن ۱۳۸۴ و در ۱۷سالگی فرصت بازی برای سرخپوشان را پیدا کرد. او از همان ابتدا با چالشی متفاوت روبهرو بود؛ حرکت در مسیری که نام پدر، انتظارات و فشار مضاعفی بر آن تحمیل میکرد.
حمیدرضا طاهرخانی یکی دیگر از نامهای این فهرست است. او در سوم دی ۱۳۹۵، در جریان پیروزی سه بر صفر پرسپولیس مقابل سیاهجامگان، بهجای احمد نوراللهی وارد زمین شد. آن مسابقه با صحنه خداحافظی احساسی نوراللهی از پرسپولیس پیش از اعزام به خدمت سربازی نیز در خاطر هواداران مانده است. طاهرخانی در آن شب ۱۷ سال و هشت ماه و ۲۸ روز داشت و بعدها بهدلیل جثه کوچک و سرعت بالایش، در میان هواداران به «مورچه اتمی» معروف شد. او در مقاطعی از دوران حضور برانکو ایوانکوویچ فرصت بیشتری برای بازی پیدا کرد، اما مسیر حرفهایاش به حضور مستمر در ترکیب اصلی ختم نشد.
محمدحسین کنعانیزادگان نیز با ۱۸ سال و یک ماه و ۱۸ روز در میان نامهای این فهرست قرار دارد. مرور این اسامی نشان میدهد که پرسپولیس در مقاطع مختلف به بازیکنان جوان میدان داده است، اما اعتماد به نوجوانان زیر ۱۸ سال همچنان اتفاقی نسبتاً نادر به شمار میرود. ماندگاری رکورد خرسندی برای بیش از دو دهه، نشانهای از دشواری عبور بازیکنان آکادمی از ردههای پایه به تیم بزرگسالان است.
اوضاع لیگ ما چطور است؟
با گسترش بررسی از پرسپولیس به کل لیگ برتر، با رکوردهایی در سنین پایینتر مواجه میشویم؛ رکوردهایی که نشان میدهند برخی مربیان در شرایط خاص به بازیکنانی اعتماد کردهاند که هنوز در ابتدای مسیر فوتبال حرفهای خود بودهاند. البته ثبت رکورد بهتنهایی مشخص نمیکند که بازیکنان جوان تا چه اندازه از فرصتهای بعدی برای پیشرفت برخوردار شدهاند.
سعید عزتاللهی، هافبک اهل بندر انزلی و یکی از چهرههای شناختهشده فوتبال ایران، متولد دهم مهر ۱۳۷۵ است. او فوتبال را در مدرسه فوتبال زندهیاد سیروس قایقران و زیر نظر پدرش آغاز کرد. محمد احمدزاده، سرمربی وقت ملوان، زمانی که عزتاللهی هنوز ۱۶ سال داشت، از او در ترکیب تیم استفاده کرد. عزتاللهی با ۱۶ سال و ۲۹ روز، نام خود را بهعنوان یکی از جوانترین بازیکنان تاریخ لیگ برتر ثبت کرد و برای مدتی رکورددار این عنوان بود.
حسن زارعی، بازیکن پدیده و متولد ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۸، نیز در نخستین روز لیگ پانزدهم و در ۱۶ سال و ۷۴ روزگی به میدان رفت؛ حضوری که در آن مقطع توجه زیادی را به خود جلب کرد.
محمد شریفی، هافبک اهل بوشهر، دیگر بازیکنی است که در سنین پایین فرصت حضور در لیگ برتر را به دست آورد. او در ۱۷ آذر ۱۳۹۵ و در دقیقه ۸۰ دیدار استقلال خوزستان و سیاهجامگان وارد زمین شد. سن او هنگام این بازی ۱۶ سال و ۲۲۹ روز گزارش شده است.
نام رادین میرنژاد نیز در میان بازیکنان جوان مطرح شده است. او متولد ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ است و مجتبی حسینی، سرمربی وقت نساجی، در بازی مقابل گلگهر به او در ۱۵سالگی میدان داد تا حضورش رکوردهای پیشین جوانترین بازیکنان لیگ برتر را جابهجا کند. چنین تصمیمهایی توجه به استعدادهای نوجوان را برجسته میکند، اما پرسش اصلی این است که آیا فرصت نخست به برنامهای مستمر برای پیشرفت بازیکن منتهی میشود یا خیر.
ماهان بهشتی؛ پدیده جوان فصل بیستوچهارم
در فصل بیستوچهارم لیگ برتر، ماهان بهشتی، هافبک ۱۶ساله ملوان، به یکی از چهرههای جوان مورد توجه فوتبال ایران تبدیل شد. او در هفته پایانی رقابتها و در دیدار مقابل فولاد خوزستان، در ۱۶ سال و دو ماه و ۱۵ روزگی به میدان رفت و عنوان جوانترین بازیکن آن فصل را به دست آورد. حضور بهشتی در ترکیب اصلی ملوان در همان مسابقه، او را به چهارمین بازیکن جوان تاریخ لیگ برتر نیز تبدیل کرد.
بهشتی پیشتر کاپیتان تیم ملی نوجوانان ایران بوده و در جام ملتهای زیر ۱۷ سال آسیا نیز با گلزنی و عملکرد قابلتوجه خود ظرفیت فنی مناسبی نشان داده است. با وجود این، انتقال موفق بازیکنان نوجوان به فوتبال بزرگسالان، به حمایت مستمر و برنامهریزی متناسب با نیازهای فنی و جسمانی آنها وابسته است.
جوانترین گلزنان؛ وقتی نوجوانها گل میزنند
حضور در لیگ برتر یک دستاورد است، اما گلزنی در این سطح، آن هم در سنین نوجوانی، جایگاهی متفاوت دارد. به همین دلیل، رکورد جوانترین گلزنان همواره از جذابترین آمارهای فوتبال ایران بوده است. گلزنی در چنین سنی میتواند نشانهای از توانایی فنی بازیکن باشد، اما معیاری قطعی برای پیشبینی آینده حرفهای او نیست.
محسن مسلمان، با گلی که در دوران حضورش در ذوبآهن مقابل برق شیراز به ثمر رساند، در ۱۶ سال و هفت ماه و ۱۸ روزگی بهعنوان جوانترین گلزن لیگ برتر شناخته شد. این رکورد برای سالها یکی از آمارهای قابلتوجه فوتبال ایران باقی ماند.
در تاریخ پرسپولیس نیز مهدی مهدویکیا، ستاره پرافتخار سرخپوشان، در خرداد ۱۳۷۴ و در دیدار مقابل پلیاکریل اصفهان، در ۱۷ سال و ۳۰۰ روزگی گلزنی کرد. او بعدها به یکی از چهرههای برجسته فوتبال ایران و آلمان تبدیل شد؛ مسیری که نشان میدهد فرصت بازی در سنین پایین، در صورت همراهی با رشد فنی و استمرار، میتواند مقدمه موفقیتهای بزرگتر باشد.
در فصلهای اخیر نیز نام بازیکنان جوان در فهرست گلزنان لیگ برتر دیده شده است. ابوالفضل زادهعطار، بازیکن فولاد خوزستان، در هفته هجدهم لیگ بیستوچهارم و در ۱۷ سال و ۱۰ ماه و سه روزگی گلزنی کرد و عنوان جوانترین گلزن آن فصل را به دست آورد.
امیرحسین فارسی، وینگر ـ مهاجم خیبر، نیز در ۱۸ سال و هفت ماهگی در شمار جوانترین گلزنان فصل جاری قرار گرفته است. باید دید آیا در ادامه رقابتها، بازیکنان دیگری با سن کمتر میتوانند این عنوان را از او بگیرند یا خیر.
چرا مربیان به نوجوانان فرصت میدهند؟
شکستن رکوردهای سنی معمولاً نتیجه یک عامل واحد نیست. استعداد فردی اهمیت دارد، اما شرایط تیم، سیاستهای باشگاه و تصمیمهای فنی مربیان نیز تعیینکنندهاند. بررسی این عوامل به روشنشدن تفاوت میان یک حضور اتفاقی و برنامهای هدفمند برای پرورش استعدادها کمک میکند.
نخستین عامل، ضرورت فنی است. گاهی مصدومیتها، محرومیتها یا کمبود بازیکن در یک پست، مربی را به استفاده از گزینههای جوانتر سوق میدهد. تجربه حمیدرضا طاهرخانی نمونهای از این وضعیت است؛ بازیکنی که در دوره حضور برانکو ایوانکوویچ، در مقاطعی با توجه به نیازهای فنی تیم فرصت بیشتری پیدا کرد. با این حال، باید میان نخستین حضور یک نوجوان در لیگ برتر و تداوم اعتماد به او تفاوت قائل شد. ورود به زمین ممکن است تصمیمی مقطعی باشد، اما حفظ جایگاه در ترکیب به آمادگی جسمانی، درک تاکتیکی و کیفیت عملکرد بازیکن وابسته است.
عامل دوم، سیاست آکادمی و نگاه باشگاه به پرورش استعدادهاست. باشگاهی که برای ردههای پایه برنامهریزی مشخصی دارد، میتواند مسیر انتقال بازیکنان از تیمهای نوجوانان و جوانان به تیم بزرگسالان را هموار کند. در فوتبال ایران، بازیکنانی مانند اسمی، محمودی، عمری و طاهرخانی در مقاطع مختلف از مسیر ردههای پایه به سطح بالاتر رسیدهاند. رویکرد مربیانی که به بازیکنان جوان فرصت میدهند نیز میتواند اعتمادبهنفس آنها را افزایش دهد و روند پیشرفتشان را سرعت ببخشد. نکته مهم آن است که این فرصتها به تصمیمهای موردی محدود نمانند و بخشی از سیاست پایدار باشگاه باشند.
عامل سوم، فشار افکار عمومی و شرایط اقتصادی فوتبال است. هواداران باشگاههای بزرگ انتظار دارند چهرههای تازهای از آکادمی معرفی شوند. از سوی دیگر، افزایش هزینههای نقلوانتقالات و دشواری جذب بازیکنان باکیفیت، اهمیت استفاده از استعدادهای داخلی را بیشتر کرده است. آکادمی نباید صرفاً راهکاری برای کاهش هزینهها باشد؛ سرمایهگذاری روی بازیکنان پایه زمانی نتیجه میدهد که با برنامه فنی، امکانات مناسب و فرصت واقعی بازی همراه شود.
رکوردشکنی بهتنهایی کافی نیست
همه بازیکنانی که در سنین پایین وارد لیگ برتر میشوند، به ستاره تبدیل نخواهند شد. این واقعیت، بخش مهمی از بحث درباره اعتماد به نوجوانان است؛ موضوعی که نباید زیر سایه جذابیت رکوردهای سنی قرار بگیرد. ثبت یک رکورد میتواند توجه رسانهها و هواداران را جلب کند، اما معیار مناسبی برای سنجش کیفیت عملکرد آکادمی یا پیشبینی آینده بازیکن نیست.
حضور در فوتبال بزرگسالان، فشار روانی و جسمانی قابلتوجهی به همراه دارد. بازیکنی که تا چند ماه قبل در کنار همسنوسالان خود بازی میکرده، ناگهان باید مقابل حریفانی قرار بگیرد که از نظر قدرت بدنی، تجربه و درک تاکتیکی در سطح بالاتری هستند. توجه رسانهها و انتظارات هواداران نیز میتواند فشار مضاعفی ایجاد کند.
ثبت یک رکورد سنی گاهی تصویری اغراقآمیز از آینده بازیکن میسازد؛ گویی حضور در ترکیب اصلی در ۱۶ یا ۱۷سالگی، بهتنهایی نشانه قطعی ستارهشدن است. درحالیکه رشد یک فوتبالیست به عوامل متعددی وابسته است و ممکن است مسیر پیشرفت او با وقفه، تغییر پست یا دوری موقت از ترکیب همراه شود.
فرصت بازی در سطح بزرگسالان میتواند رشد فنی بازیکن را سرعت ببخشد، به شرط آنکه باشگاه، کادر فنی و خانواده در کنار او باشند. برنامهریزی برای افزایش قدرت بدنی، آموزش تاکتیکی، حمایت روانی و مدیریت فشار رسانهای، بهاندازه تصمیم برای استفاده از بازیکن در مسابقه اهمیت دارد.
بنابراین، حضور چند بازیکن نوجوان در ترکیب تیمهای بزرگسالان را نمیتوان نشانه قطعی موفقیت یک باشگاه در پرورش استعداد دانست. معیار اصلی، تداوم پیشرفت و تبدیل فرصتهای اولیه به حضور مؤثر و پایدار در فوتبال حرفهای است. باشگاهی که بازیکنی را در سن پایین به تیم بزرگسالان میرساند، باید برای مراحل بعدی رشد او نیز برنامه داشته باشد؛ در غیر این صورت، رکوردشکنی ممکن است به اتفاقی آماری محدود بماند.
رکوردها آغاز مسیرند، نه پایان آن
نگاهی به نامهایی مانند ماهان بهشتی و دیگر بازیکنان جوان حاضر در لیگ برتر نشان میدهد که استعدادهای نوجوان همچنان در فوتبال ایران حضور دارند و برخی از آنها زودتر از گذشته به سطح بزرگسالان میرسند. باشگاههایی مانند پرسپولیس، استقلال، فولاد و ملوان میتوانند با تقویت آکادمیهای خود، این مسیر را به برنامهای مستمر و هدفمند تبدیل کنند. تحقق این هدف به ارتباط مؤثر میان تیمهای پایه و بزرگسالان، برنامهریزی فنی و اعتماد به بازیکنان جوان نیاز دارد.
سه پرسش اساسی همچنان مطرح است؛ آیا بازیکنانی که در سنین پایین فرصت حضور در لیگ برتر را پیدا میکنند، در فصلهای بعد نیز از فرصت بازی منظم برخوردار خواهند شد یا حضورشان به چند دقیقه برای ثبت یک رکورد محدود میماند؟ آیا باشگاهها برای رشد جسمانی، فنی و روانی این بازیکنان برنامهای مشخص دارند؟ و آیا ساختار رقابتی لیگ برتر، با وجود فشار نتیجهگرایی و محدودیتهای اقتصادی، امکان رشد تدریجی استعدادهای جوان را فراهم میکند؟
پاسخ این پرسشها را نمیتوان تنها از روی فهرست جوانترین بازیکنان یا رکوردهای گلزنی به دست آورد. ارزش واقعی یک آکادمی زمانی مشخص میشود که نوجوانان مستعد، پس از عبور از هیجان نخستین حضور، بتوانند در فوتبال حرفهای دوام بیاورند، پیشرفت کنند و به بازیکنانی تأثیرگذار تبدیل شوند. ارزیابی عملکرد باشگاهها نیز باید بر پایه همین مسیر بلندمدت صورت بگیرد، نه صرفاً تعداد بازیکنانی که در سنین پایین برای نخستین بار به میدان میروند.
رکوردشکنی در نوجوانی میتواند شروعی امیدوارکننده باشد، اما آنچه آینده یک استعداد را تعیین میکند، نه سن نخستین بازی، بلکه کیفیت مسیری است که پس از آن طی میکند. فوتبال ایران برای بهرهبرداری از ظرفیت بازیکنان جوان، بیش از ثبت رکوردهای تازه، به فرصتهای پایدار، برنامهریزی اصولی و اعتماد مستمر نیاز دارد.
انتهای پیام/