گزارش
32644
از کاپیتان پرتغال تا ستارههای تیم ملی؛ تفاوت در پذیرش مسئولیت
عذرخواهی ممنوع!
کریستیانو رونالدو پس از ترک اردوی تیم ملی پرتغال، اشتباه خود را پذیرفت، از همتیمیها و هواداران عذرخواهی کرد و خواستار شد که در رسیدگی انضباطی به پروندهاش، هیچ تخفیفی برای او در نظر گرفته نشود. در فوتبال ایران، پروندههایی مانند اختلاف مهدی طارمی و احمد نوراللهی با کادر فنی تیم ملی، تصویری متفاوت از مواجهه ستارهها با اشتباه و اختلاف ارائه میکنند؛ پروندههایی که شاید با یک عذرخواهی صریح میتوانستند مسیر دیگری پیدا کنند.
ده روزی که فوتبال پرتغال را تکان داد
کریستیانو رونالدو، کاپیتان ۴۱ ساله تیم ملی پرتغال، در دیدار مقابل نروژ در لیگ ملتهای اروپا روی نیمکت نشست و حتی یک دقیقه هم به میدان نرفت. به روایت او، خورخه ژسوس، سرمربی تیم، پیش از مسابقه وعده داده بود حدود ۳۰ دقیقه فرصت بازی در اختیارش قرار دهد؛ وعدهای که در نهایت عملی نشد.
رونالدو پس از این اتفاق اردوی تیم ملی را ترک کرد. رسانههای پرتغالی روزهای پس از آن را دورهای پرتنش توصیف کردند؛ روزهایی همراه با نشستهای شبانه، تماسهای تلفنی و گمانهزنی درباره آینده کاپیتان. گزارشها حاکی از آن بود که تصمیم او برای ترک اردو، پس از اطلاع از احتمال نیمکتنشینی در بازی بعدی مقابل دانمارک جدی شد.
فدراسیون فوتبال پرتغال نیز پرونده را به کمیته انضباطی ارجاع داد. گزارشهایی از احتمال محرومیت یک تا ششماهه رونالدو منتشر شد؛ مجازاتی که نشان میداد حتی جایگاه یک ستاره بزرگ نیز لزوماً مانع رسیدگی انضباطی نمیشود. در همین فاصله، تیم ملی پرتغال هر چهار مسابقه خود را در این مرحله پیروز شد و با دو بازی باقیمانده، صعودش به یکچهارم نهایی را قطعی کرد.
عذرخواهیای که مسئولیت را به رسمیت شناخت
اهمیت ماجرای رونالدو صرفاً به ترک اردو یا اختلاف او با سرمربی محدود نمیشود؛ نکته مهمتر، نحوه مواجهه او با رفتار خودش است. او در بیانیهای نزدیک به ۲۰۰۰ کلمه، ضمن شرح اختلافش با سرمربی، مسئولیت تصمیم خود را پذیرفت و از همتیمیها، هواداران و مردم پرتغال عذرخواهی کرد. رونالدو نوشت: «من به همتیمیهایم در تیم ملی بابت ترک اردو بدهکار یک عذرخواهی هستم. من نباید این کار را میکردم. مسئولیت کاملاً بر عهده خودم است.»
بخش قابلتوجه بیانیه او، درخواست برای برخورد بدون تخفیف بود. رونالدو تأکید کرد که کاپیتان بودن نهتنها نباید امتیازی برای فرار از مجازات باشد، بلکه مسئولیت بیشتری بر دوش او میگذارد. این موضع، فارغ از جایگاه ورزشی او، پیامی روشن داشت: عذرخواهی زمانی معنا پیدا میکند که فرد، پیامد رفتار خود را نیز بپذیرد.
او در همان بیانیه، انتقادش از ژسوس را کنار نگذاشت و سرمربی را به عمل نکردن به وعدهاش متهم کرد. به این ترتیب، رونالدو میان اختلاف خود با سرمربی و اشتباهی که در ترک اردو مرتکب شده بود، تفاوت قائل شد. پذیرش مسئولیت شخصی، لزوماً به معنای صرفنظر کردن از حق انتقاد نیست.
پدرو پروئنکا، رئیس فدراسیون فوتبال پرتغال نیز بر ضرورت آرامش و خونسردی تأکید کرد و از تمایل برای بازگشت کاپیتان سخن گفت. ژسوس هم اعلام کرد بیانیه را خواهد خواند و در آن مقطع توضیح بیشتری نداد.
جایی برای بازنگری در فرهنگ عذرخواهی
مقایسه این اتفاق با پرونده مهدی طارمی و احمد نوراللهی در فوتبال ایران، پرسشی جدی را پیش میکشد: چرا اختلاف میان بازیکن و کادر فنی در برخی موارد، به مسألهای طولانی و فرسایشی تبدیل میشود؟
اختلاف نظر با مربی، حتی در بالاترین سطح فوتبال، اتفاقی غیرعادی نیست. آنچه اهمیت دارد، شیوه مدیریت اختلاف و میزان آمادگی طرفین برای پذیرش مسئولیت است. عذرخواهی به معنای تسلیم شدن یا چشمپوشی از نقد نیست بلکه میتواند راهی برای پایان دادن به سوءتفاهم و بازگشت اعتماد باشد.
در فوتبال ایران، گاهی حاشیههای ناشی از یک اختلاف، بیش از خود عملکرد ورزشی بازیکن اهمیت پیدا میکند. در چنین شرایطی، نبود گفتوگوی شفاف و عذرخواهی بهموقع میتواند فاصله میان بازیکن و تیم ملی را بیشتر کند و مسألهای قابلحل را به چالشی طولانی تبدیل سازد.
البته مقایسه این پروندهها بدون توجه به تفاوت شرایط و جزئیات هرکدام، منصفانه نیست. هر اختلافی دلایل و زمینههای خاص خود را دارد و نمیتوان مسئولیت همه طرفها را یکسان دانست. با وجود این، اصل ماجرا روشن است: فوتبال حرفهای فقط به مهارت فنی و نتایج مسابقات وابسته نیست؛ بلوغ رفتاری، پذیرش اشتباه و احترام به مسئولیت جمعی نیز بخشی از آن است.
شاید مهمترین درس رفتار رونالدو همین باشد؛ ستاره بودن، فرد را از پاسخگویی معاف نمیکند. فوتبال ایران نیز برای عبور از بسیاری از اختلافهای فرسایشی، بیش از موضعگیریهای رسانهای و سکوتهای طولانی، به گفتوگوی صریح، پذیرش مسئولیت و شجاعت عذرخواهی نیاز دارد.
طارمی؛ تلفنی که زده نشد
در فوتبال ایران، پرونده مهدی طارمی یکی از نمونههای قابلتوجه اختلاف میان بازیکن و سرمربی تیم ملی است؛ اختلافی که در آبان ۱۴۰۰، پس از انتقاد این مهاجم از دراگان اسکوچیچ، سرمربی وقت تیم ملی، به اوج رسید. اسکوچیچ در واکنش به اظهارات طارمی خواستار عذرخواهی او شد؛ خواستهای که ظاهراً بیش از آنکه به انتشار یک بیانیه عمومی نیاز داشته باشد، به تماسی مستقیم و شخصی مربوط میشد.
بر اساس گزارش رسانههای ایرانی، اسکوچیچ گفته بود نیازی به عذرخواهی رسانهای نیست و طارمی باید شخصاً با او تماس بگیرد و عذرخواهی کند. مسئولان فدراسیون نیز با این بازیکن تماس گرفتند و از او خواستند برای هموار شدن مسیر بازگشت به تیم ملی، این موضوع را حلوفصل کند. طبق همین گزارشها، توصیه نزدیکان هم نتوانست نظر طارمی را تغییر دهد. حتی گفته شد او حاضر نشده بود پیامکی برای سرمربی بفرستد. در نقلقولی منتسب به او آمده است: «نه مصاحبه میکنم نه عذرخواهی.»
اسکوچیچ از موضع خود عقب نشست و طارمی به تیم ملی بازگشت. نکته مهم، البته، نه صرفاً امتناع بازیکن از عذرخواهی، بلکه نحوه پایان یافتن اختلاف است: آیا بازگشت یک بازیکن به معنای حل شدن اختلاف است یا تنها نشانهای از پایان موقت آن؟ وقتی جزئیات سازش و حدود مسئولیت طرفین روشن نمیشود، نمیتوان با اطمینان گفت که اختلاف واقعاً خاتمه یافته است.
باید در نقل این پرونده نیز جانب احتیاط را رعایت کرد. بخش مهمی از جزئیات، بهویژه نقلقولهای منتسب به طارمی، در گزارشهای رسانهای آمده است و او، تا جایی که در این روایت بررسی شده، بیانیهای مستقل و مشابه اظهارات علنی رونالدو درباره این ماجرا منتشر نکرده است. بنابراین، بهتر است میان اطلاعات گزارششده و واقعیتهایی که مستقیماً تأیید شدهاند، تفاوت بگذاریم.
نوراللهی؛ پروندهای که 3 سال باز ماند
پرونده احمد نوراللهی، هافبک اتحاد کلبا در امارات، از نظر طول مدت و سرنوشت اختلاف، نمونه دیگری از دشواری بازگشت به تیم ملی است. او از شهریور ۱۴۰۲ از فهرست تیم ملی کنار گذاشته شد؛ تصمیمی که در پی ترک اردوی تیم ملی در جریان دیدارهای مقدماتی اتخاذ شد.
امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی، در توضیح موضع خود درباره نوراللهی گفت: «احمد نوراللهی مانند پسر من است. وقتی کسی اشتباه میکند و اصول و قوانین را زیر پا میگذارد، اگر خودت رعایت نکنی و با آن برخورد نکنی، دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود.» او همچنین شرط بازگشت این بازیکن را مشخص کرد: «نوراللهی باید از همتیمیهایش عذرخواهی کند تا امکان دعوت دوبارهاش فراهم شود.»
نزدیک به 3 سال پس از آغاز این اختلاف، این شرط، دستکم بر اساس گزارشهای منتشرشده، همچنان برآورده نشده است. گفته میشود نوراللهی به دوستان مشترک خود و قلعهنویی اعلام کرده که حاضر به عذرخواهی نیست، حتی اگر این تصمیم به ادامه دوریاش از تیم ملی منجر شود. همچنین گزارشهایی درباره میانجیگری مدیر برنامههای او در امارات منتشر شده که ظاهراً نتیجهای نداشته است.
در شهریور ۱۴۰۵، سعید الهویی، مربی تیم ملی، اعلام کرد پرونده حضور نوراللهی در ترکیب تیم «بهطور کامل بسته شده» است. بر اساس این اظهارات، بازگشت او دستکم تا زمانی که قلعهنویی و کادر فعلی هدایت تیم ملی را برعهده دارند، بعید به نظر میرسد.
تفاوت این پرونده با ماجرای رونالدو در همینجا آشکار میشود. در یک سو، بازیکنی قرار دارد که پس از بروز اختلاف، مسئولیت رفتار خود را علنی پذیرفت؛ در سوی دیگر، اختلافی که با تعیین شرط عذرخواهی آغاز شد و در طول زمان به مانعی جدی برای بازگشت بازیکن تبدیل شد. البته درباره نوراللهی نیز باید میان آنچه رسماً اعلام شده و آنچه درباره مواضع شخصی او نقل میشود، تمایز قائل شد. نپذیرفتن عذرخواهی، تا زمانی که مستقیماً و بهطور روشن از سوی خود بازیکن تأیید نشده باشد، نباید صرفاً بر مبنای نقلقولهای غیرمستقیم بهعنوان واقعیتی قطعی مطرح شود.
چرا عذرخواهی اینقدر دشوار است؟
مقاومت در برابر عذرخواهی را نمیتوان با یک دلیل واحد توضیح داد. در فوتبال حرفهای، عذرخواهی گاهی بهاشتباه معادل پذیرش تمام تقصیرها تلقی میشود؛ گویی بازیکن با پذیرفتن خطای خود، از حق اعتراض یا دفاع از موضعش نیز صرفنظر میکند. چنین برداشتی میتواند اختلافی محدود را به کشمکشی طولانی تبدیل کند.
یک تحلیلگر ورزشی در توصیف این وضعیت نوشته است: «بدمان بیاید یا نه، عذرخواهی در فرهنگی که امروز بر جامعه حاکم است، جایی ندارد. انگار هیچکس حاضر نیست تبعات کاری را که انجام میدهد، بپذیرد.» این برداشت، هرچند قابل تأمل است، نباید به حکمی کلی درباره جامعه یا همه ورزشکاران تبدیل شود. مقاومت در برابر پذیرش اشتباه، پدیدهای پیچیده است و نمیتوان آن را صرفاً به ویژگیهای فرهنگی نسبت داد.
در فوتبال، جایگاه حرفهای بازیکن، رابطه او با مربی، نحوه مدیریت اختلاف و نگرانی از پیامدهای انضباطی نیز اهمیت دارند. بازیکنی که احساس میکند عذرخواهی به معنای تسلیم کامل در برابر طرف مقابل است، ممکن است ترجیح دهد هزینه دوری از تیم را بپردازد. در سوی مقابل، مربیای که از ضرورت حفظ اقتدار و اجرای مقررات سخن میگوید، ممکن است عقبنشینی را به تضعیف نظم تیمی تعبیر کند.
مشکل زمانی جدیتر میشود که هیچ مسیر روشنی برای پایان دادن به اختلاف وجود نداشته باشد. عذرخواهی، پذیرش مسئولیت، رسیدگی انضباطی و بازگشت به تیم، مراحل متفاوتی هستند؛ اما در برخی پروندهها، همه آنها به یک شرط خلاصه میشوند. در چنین شرایطی، اختلافی که میتوانست با گفتوگو و تعیین حدود مسئولیتها حل شود، ممکن است به آزمونی برای سنجش اقتدار مربی یا سرسختی بازیکن تبدیل شود.
ماجرای رونالدو نکتهای مهم در این زمینه دارد: پذیرش اشتباه لزوماً به معنای صرفنظر کردن از حق انتقاد نیست. او میتوانست ترک اردو را خطای خود بداند و همزمان نسبت به رفتار ژسوس اعتراض داشته باشد. این دو موضع الزاماً با یکدیگر تعارض ندارند. مسئولیتپذیری زمانی معنا پیدا میکند که فرد بتواند سهم خود را در بروز اختلاف بپذیرد، بیآنکه از حق بیان نقدهای مستدل محروم شود.
نشانههایی از تغییر
در ماههای اخیر، نمونههایی از عذرخواهی علنی در فوتبال ایران نیز دیده شده است. عارف حاجیعیدی، هافبک سپاهان، پس از رفتار نامناسب در دیدار با استقلال عذرخواهی کرد و گفت: «کار من اشتباه بود و از هواداران سپاهان هم عذرخواهی کردم.» او همچنین افزود: «کاری که کردم را قبول دارم و مثل بعضیها نمیگویم که انجام ندادم.»
این اظهارات نشان میدهد که پذیرش خطا در فوتبال ایران ناممکن نیست؛ البته از چند نمونه محدود نمیتوان درباره تغییر یک فرهنگ یا رفتار عمومی نتیجهگیری کرد. افزون بر این، موقعیتها یکسان نیستند. عذرخواهی بابت رفتار نامناسب در جریان مسابقه، با عذرخواهی پس از ترک اردوی تیم ملی یا اختلاف علنی با سرمربی، هزینهها و پیامدهای متفاوتی دارد. نوع خطا، جایگاه طرفین و شرایط بازگشت به رقابت نیز در تصمیم افراد اثر میگذارد.
احتیاط در مقایسه
مقایسه رونالدو با طارمی و نوراللهی، از نظر بررسی فرهنگ مسئولیتپذیری در فوتبال، قابلتوجه است؛ اما این مقایسه زمانی دقیق خواهد بود که تفاوت شرایط 3 پرونده نیز در نظر گرفته شود. رونالدو در شرایطی عذرخواهی کرد که فدراسیون فوتبال پرتغال رسیدگی انضباطی را آغاز کرده بود و احتمال مجازات وجود داشت. عذرخواهی او در چهارچوب فرایندی رسمی صورت گرفت که میتوانست پیامدهای مشخصی داشته باشد.
در پروندههای ایرانی، آنچه از گزارشها برمیآید، نقش پررنگتر مذاکره، میانجیگری و تصمیم شخصی طرفین است. اطلاعات موجود درباره برخی جزئیات نیز از منابع دستدوم به دست آمده و همین موضوع، مقایسه قطعی را دشوار میکند. نمیتوان بدون دسترسی به همه شواهد، انگیزههای بازیکنان یا سرمربیان را بهطور دقیق تعیین کرد.
تفاوت روشنتر، به آنچه علنی بیان شده بازمیگردد: رونالدو مسئولیت رفتار خود را پذیرفت و عذرخواهی کرد؛ در پروندههای طارمی و نوراللهی، دستکم بر اساس اطلاعات مطرحشده در این روایت، عذرخواهی مشابهی علنی نشده است. این تفاوت را میتوان بررسی کرد، بیآنکه درباره شخصیت یا انگیزههای افراد حکمی قطعی صادر شود.
چه میماند؟
قلعهنویی درباره نوراللهی گفته بود: «اگر با خطا برخورد نشود، سنگ روی سنگ بند نمیشود.» این استدلال از منظر حفظ نظم تیمی قابلفهم است. هیچ تیمی بدون قواعد روشن و پاسخگویی اعضای خود نمیتواند بهدرستی اداره شود. در عین حال، انضباط زمانی اثربخشتر خواهد بود که در کنار تعیین مسئولیت، راهی مشخص و منصفانه برای جبران خطا و بازگشت نیز وجود داشته باشد.
اگر عذرخواهی به تنها معیار بازگشت تبدیل شود، لازم است روشن باشد که این عذرخواهی دقیقاً ناظر به کدام رفتار است، چه کسی باید آن را دریافت کند و پس از انجام آن چه پیامدی در انتظار بازیکن خواهد بود. در غیر این صورت، ممکن است عذرخواهی از ابزاری برای ترمیم رابطه، به نشانهای از تسلیم در برابر طرف مقابل تبدیل شود؛ برداشتی که نه به حل اختلاف کمک میکند و نه لزوماً به تقویت انضباط میانجامد.
جا افتادن فرهنگ عذرخواهی در فوتبال ایران، تنها به تصمیم بازیکنان وابسته نیست. فدراسیون باید فرایندهای انضباطی شفافتری داشته باشد، مربیان میان ضرورت حفظ اقتدار و امکان اصلاح رفتار تفاوت بگذارند و رسانهها و هواداران نیز عذرخواهی را الزاماً نشانه ضعف تلقی نکنند. مسئولیتپذیری زمانی ارزشمند است که به اصلاح رفتار منجر شود، نه اینکه صرفاً به پایان یک اختلاف ظاهری منجر شود.
تجربه رونالدو یادآوری میکند که پذیرش اشتباه، لزوماً از اعتبار یک ستاره نمیکاهد. بازیکن میتواند خطای خود را بپذیرد، پیامدهای آن را تحمل کند و همچنان درباره رفتار دیگران نقد داشته باشد. شاید آنچه فوتبال ایران بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، همین تفکیک ساده اما مهم باشد: عذرخواهی به معنای چشمپوشی از حق نیست و حفظ اقتدار نیز نباید به معنای بسته ماندن همیشگی راه بازگشت باشد.
انتهای پیام/