فوتبال ایران
32684
از جلسه عجیب هیأترئیسه فدراسیون فوتبال با سرمربی تا وعده تغییر در کادر و شرط حضور در فینال جام ملتها
شعاردرمانی برای نجات فوتبال ملی
اظهارات اخیر امیر قلعهنویی درباره شرایط تیم ملی، انتظارات از قهرمانی در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ و جلسه بدون پرسش هیأترئیسه فدراسیون فوتبال، پرسشهای جدیتری را پیش روی فوتبال ایران قرار داده است. سرمربی تیم ملی از محدودیتها میگوید، اما هنوز این پرسش باقی است که سهم مسئولیت کادرفنی در عبور از مشکلات و تضمین آمادگی تیم برای رقابتهای پیشرو چقدر است؟ در سوی دیگر، فدراسیون نیز نمیتواند بدون تعیین معیارهای روشن، صرفاً در آستانه رقابتها از قهرمانی سخن بگوید.
قهرمانی آسیا؛ هدف بزرگ یا سپر دفاعی در برابر انتقاد؟
قهرمانی در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ مطالبهای فراتر از یک شعار رسانهای است؛ هدفی که باید با برنامه، کیفیت فنی و نتایج قابل دفاع همراه باشد. امیر قلعهنویی بر ضرورت در نظر گرفتن شرایط موجود تأکید کرده است؛ اما پرسش اینجاست که اگر شرایط فوتبال ایران دشوار است، کادرفنی برای غلبه بر این محدودیتها چه برنامه مشخصی دارد؟ کمبود زمان تمرین، وضعیت باشگاهها و شرایط لژیونرها واقعیتهایی قابل بررسیاند، اما نمیتوانند به توضیحی دائمی برای ناکامیهای احتمالی تبدیل شوند. تیم ملی برای قهرمانی باید از مرحله توصیف مشکلات عبور کند و راهکارهای عملی خود را نشان دهد. مطالبه قهرمانی بدون فراهم کردن امکانات کافی منصفانه نیست، اما پذیرفتن مسئولیت فنی نیز بخشی جداییناپذیر از وظایف سرمربی است.
جلسهای بدون سؤال؛ گزارش فنی یا آزمون غایب نظارت؟
اظهارات قلعهنویی مبنی بر اینکه در جلسه هیأترئیسه فدراسیون فوتبال حدود ۱۰دقیقه صحبت کرده و هیچکس پرسشی از او نپرسیده، مسألهای جدی درباره سازوکار نظارت بر تیم ملی مطرح میکند. اگر اعضای هیأترئیسه درباره عملکرد تیم، نتایج بهدستآمده و برنامه آینده پرسشی نداشتهاند، این سکوت را نمیتوان نشانه رضایت قطعی تلقی کرد. فدراسیون مسئولیت دارد از سرمربی درباره چرایی تصمیمهای فنی، ضعفهای آشکار و برنامه جبران آنها توضیح بخواهد. ارائه گزارش نیز نباید به معنای پایان مسئولیت پاسخگویی باشد. فوتبال ملی با گزارشهای یکطرفه اداره نمیشود؛ بهویژه زمانی که قهرمانی آسیا هدف اعلامشده است و افکارعمومی انتظار دارد مدیران فوتبال درباره مسیر رسیدن به آن پاسخ روشن داشته باشند.
تغییر کادرفنی؛ خط قرمز سرمربی!
واکنش قلعهنویی به احتمال تغییر در کادرفنی، این پرسش را ایجاد میکند که آیا ارزیابی دستیاران باید بهعنوان تهدیدی علیه سرمربی تلقی شود؟ تغییر مربیان بهخودی خود راهحل مشکلات نیست، اما حفظ کادرفنی نیز نباید به اصلی غیرقابل مذاکره تبدیل شود. فدراسیون باید مشخص کند براساس چه شاخصهایی عملکرد کادر را ارزیابی میکند و سرمربی نیز باید نشان دهد مجموعه تحت هدایتش چه ضعفهایی داشته و برای رفع آنها چه اقداماتی انجام داده است. اگر قرار است همکاری ادامه پیدا کند، بهتر است توافقی روشن درباره اهداف، مسئولیتها و معیارهای ارزیابی شکل بگیرد. تصمیمگیری براساس فشار رسانهای یا اختلافهای مدیریتی، به اندازه حفظ بیچونوچرای شرایط موجود آسیبزاست. مسأله اصلی، ماندن یا رفتن افراد نیست؛ مسأله این است که چه ترکیبی بیشترین شانس موفقیت تیم ملی را فراهم میکند.
دعوت بازیکنان؛ معیارهای فنی کجای این معادلهاند؟
قلعهنویی در توضیح دعوت نشدن مهدی قایدی و دیگر بازیکنان، بر اصول و ملاحظات فنی تأکید کرده است. این توضیح در اصل قابل قبول است؛ زیرا دعوت به تیم ملی نمیتواند صرفاً بر مبنای نام، سابقه یا محبوبیت بازیکن انجام شود. بااینحال، اشاره به تعداد بازیهای ملی قایدی در دورههای مختلف یا مقایسه شرایط باشگاهی او، بهتنهایی پاسخ کاملی به پرسش درباره انتخابهای فعلی نیست. معیار تعیینکننده باید عملکرد بازیکن در مقطع کنونی، نیازهای تاکتیکی تیم و کیفیت گزینههای جایگزین باشد. اگر کادرفنی از چهارچوب مشخصی برای انتخاب بازیکنان سخن میگوید، بهتر است همین چهارچوب را با توضیحی روشن درباره نیازهای هر پست همراه کند. شفافیت در این زمینه نه به معنای تسلیمشدن در برابر فشار بیرونی، بلکه راهی برای تقویت اعتماد عمومی به تصمیمهای سرمربی است.
لیگ امارات و کمبود تمرین
قلعهنویی از افت بدنی برخی بازیکنان شاغل در لیگ امارات سخن گفته و محدودیت جلسات تمرینی تیم ملی را نیز یادآور شده است. این نگرانی، بهویژه در آستانه رقابتهای مهم، نیازمند بررسی جدی است؛ اما اگر حضور بازیکنان در این لیگ به افت آمادگی منجر شده، پرسش مهمتر درباره راهکار کادرفنی برای مدیریت این وضعیت است. تیم ملی نمیتواند منتظر تغییر ساختار باشگاهها، بازگشت زمینهای خاکی یا اصلاح تقویم مسابقات بماند. این مسائل نیازمند برنامهای بلندمدت با مشارکت فدراسیون و باشگاهها هستند، اما در کوتاهمدت نیز باید درباره آمادهسازی بدنی، انتخاب ترکیب و افزایش هماهنگی تیم تصمیمهای مؤثر گرفته شود. تشخیص محدودیتها زمانی ارزشمند است که به برنامهای عملی منتهی شود؛ در غیر این صورت، تکرار مشکلات فقط فاصله میان هدف قهرمانی و واقعیت فنی تیم را آشکارتر میکند.
قهرمانی با وعده محقق نمیشود
اختلافنظر درباره انتظارات، امکانات و آینده کادرفنی نباید اصل موضوع را به حاشیه ببرد؛ تیم ملی برای جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ به برنامهای روشن و معیارهای مشخص ارزیابی نیاز دارد. فدراسیون باید انتظارات خود را رسماً اعلام کند و درباره امکانات، اردوها و حمایت از تیم ملی پاسخگو باشد؛ قلعهنویی نیز باید برنامه فنی خود را با اهداف مرحلهبندی شده ارائه دهد. اگر رسیدن به فینال یا قهرمانی شرط ادامه همکاری است، این موضوع باید شفاف، مستند و به دور از نقلقولهای مبهم مطرح شود. اگر هم معیار دیگری مدنظر است، باید پیش از آغاز رقابتها مشخص باشد. نه وعده قهرمانی بهتنهایی تضمین موفقیت است و نه طرح مشکلات، مسئولیت نتایج را از دوش کادرفنی برمیدارد. قضاوت منصفانه زمانی ممکن میشود که هم فدراسیون و هم سرمربی، تعهدات خود را روشن کنند و عملکردشان براساس همان تعهدات سنجیده شود.
انتهای پیام/