نیاز به تدوین مقررات لازمالاجرا در راه تبدیل شدن پرسپولیس به یک باشگاه حرفهای
توقف ممنوع!
برانکو که رفت، صدرنشینیها و سپس قهرمانیهای پرسپولیس با حضور گابریل کالدرون، یحیی گلمحمدی و سپس اوسمار ویرا ادامه پیدا کرد چرا که ساختار و بدنه تیم شکل گرفته و قوام یافته بود. در چنین شرایطی تغییرات نمیتوانست اختلالی جدی در روند رو به رشد تیم پرسپولیس ایجاد کند و با در نظر گرفتن اینکه جانشینان ایوانکوویچ هم همه گزینههای معقول و توانمندی بودند، دوران پرافتخار سرخها نزدیک به یکدهه طول کشید.
این وضعیتی است که دقیقاً در رأس باشگاه پرسپولیس هم باید وجود داشته باشد. امروز با وجود فاصله گرفتن از آن سالهای تلخ بیپولی و مشکلات اقتصادی فراوان که هر چندماه یکبار تیم را دچار حاشیه میکرد و البته همواره باشگاه را با پروندههای حقوقی مختلف درگیر کرده بود، همچنان این پرسش بزرگ مطرح است که آیا برنامههای مدیریتی پرسپولیس با تغییر مدیرعاملش یا تغییراتی که در هیأت مدیره صورت خواهد گرفت بههم خواهد ریخت و دنبال نمیشود؟
واقعیت اینکه با در نظر گرفتن پتانسیل عظیم پرسپولیس برای درآمدزایی و فرصتهای اقتصادی که این مجموعه میتواند برای مالکان و مدیران باشگاه به وجود بیاورد، هر بار تیم مدیریتی در شروع کار خود برنامههایی برای رسیدن به نقاط مدنظرشان از نظر اقتصادی، ورزشی و... ترسیم میکنند و تا حدی هم آن برنامهها را پیش میبرند اما با اعمال تغییرات تمام آنها متوقف میشود.
در عین حال مشکل اصلی اینجاست که با ورود مدیران جدید و قرار گرفتن در رأس هرم مدیریتی باشگاه بیشتر این برنامهها هرگز ادامه پیدا نمیکند چرا که یا با سلایق آنها جور در نمیآید یا مشاورانی از دل باشگاه یا اطراف مدیران جدید اعلام میکنند برنامههای مدیران قبلی ناکارآمد و بیهدف بوده یا فایده چندانی برای پرسپولیس نخواهد داشت. اینگونه میشود که دوباره برنامههای جدیدی در همان حوزهها ریخته میشود و باشگاه برای رسیدن به هدف دوباره به نقطه صفر برمیگردد. این در حالی است که باشگاه پرسپولیس باید به نقطهای برسد که برنامههای بلندمدتش با تغییر مدیرعامل و هیأت مدیره تغییر پیدا نکند، قراردادهای مهم، پروژههای زیرساخت و برنامههای توسعهای نیز متوقف نشوند.
نکته اینجاست که تغییرات در هر حال اتفاق میافتد و هر چقدر سهامداران صبوری کنند تغییر از سطوح بالا شروع میشود و به بدنه باشگاه هم خواهد رسید. در چنین شرایطی لازم است که مدیران مستعفی یا برکنار شده گزارش مفصل و جامعی از اجرا و پیش بردن برنامههای مدنظر خود در دوران مدیریتیشان را در اختیار مدیران جدید قرار داده و تمام تجارب، جزئیات، مشکلات و موانع موجود پیرامون این برنامهها تا رسیدن به هدف مورد نظر را به اسلاف خود انتقال دهند که کار سختی هم نیست اما در باشگاههای فوتبالی جا نیفتاده مگر اینکه به شکل سیستماتیک و به صورت قانون در آن مؤسسه یا باشگاه یا سازمان نهادینه شده باشد.
باید این نکته را در نظر گرفت که معمولاً برای قضاوت در مورد عملکرد مدیریت باشگاه در یک دوره یک تا مثلاً 5 ساله نوع فعالیت شخص مدیرعامل را بررسی و نقاط تاریک و مثبتش را هایلایت میکنند اما واقعیت اینکه باشگاه حرفهای باید ساختار حرفهای داشته باشد و همه چیز منوط و وابسته به طرز فکر و عمل شخص مدیرعامل نباشد.
نزدیک به 15-14 سال قبل محمد رویانیان در رأس باشگاه برنامههای اقتصادی و ورزشی مختلفی را ترسیم کرد که البته جذاب هم به نظر میرسید. این برنامهها موارد مختلفی، از نوشابه انرژیزای پرسپولیس گرفته تا همکاری با باشگاههای اسپانیایی برای مدارس فوتبال و... را در برمیگرفت. حتماً برای به نقطه مطلوب رساندن این برنامهها فکر شده و احتمالاً موانع و جزئیاتش بررسی شده بود. برخی از آنها استارت هم خورد اما هیچگاه به نتیجه نرسید چرا که ساختار مناسبی برای انتقال این برنامهها به مدیران بعدی وجود نداشت یا مدیران بعدی موظف به پیشبرد این برنامهها نبودند.
حالا اما در شرایطی که بیش از دو سال است عمده سهام پرسپولیس واگذار شده و سهامداران مشخصی دارد، انتظار میرود همه چیز در این خصوص شفاف، صریح و لازمالاجرا باشد. در واقع حتی اگر دغدغه و وظایف مدیریت فعلی باشگاه از جمله هیأت مدیره و مدیرعامل به آنها اجازه نمیدهد که در این خصوص قدمی بردارند، این وظیف بر دوش سهامداران عمده و در نقطه مشخص بانک شهر به عنوان مالک اصلی است که با تدوین مقررات و بخشنامههایی که لازمالاجرا باشد روند حرفهایسازی پرسپولیس را تحکیم بخشد و حتی اگر روزی احمدی تصمیم به کنار گذاشتن حدادی و رویکرد به شخص دیگری برای مدیرعاملی داشت، این برنامهها به شکل روتین پیش رفته و اجرایی شود.
برای مثال اگر امروز پیمان حدادی بحث پرسپولیس نوین را استارت زده یا دنبال استارت حرکت برای ساخت ورزشگاه اختصاصی است، این برنامهها نباید با رفتن و جدایی او از باشگاه به بنبست خورده یا مختومه اعلام شود. اگر بانک شهر به عنوان مالک اصلی موفق به تدوین چنین مقرراتی شد، پرسپولیس را میتوان یک باشگاه خصوصی و البته حرفهای نامید اما اگر اینگونه نباشد هر بار با شایعات تغییر در پست مدیرعاملی یا تغییرات هیأت مدیره، دست و دل هوادار باید بلرزد که شاید پروژههای ورزشی و اقتصادی نیمهکاره رها شود و پرسپولیس در بخشهای مختلف همینطور درجا بزند.
انتهای پیام/
این وضعیتی است که دقیقاً در رأس باشگاه پرسپولیس هم باید وجود داشته باشد. امروز با وجود فاصله گرفتن از آن سالهای تلخ بیپولی و مشکلات اقتصادی فراوان که هر چندماه یکبار تیم را دچار حاشیه میکرد و البته همواره باشگاه را با پروندههای حقوقی مختلف درگیر کرده بود، همچنان این پرسش بزرگ مطرح است که آیا برنامههای مدیریتی پرسپولیس با تغییر مدیرعاملش یا تغییراتی که در هیأت مدیره صورت خواهد گرفت بههم خواهد ریخت و دنبال نمیشود؟
واقعیت اینکه با در نظر گرفتن پتانسیل عظیم پرسپولیس برای درآمدزایی و فرصتهای اقتصادی که این مجموعه میتواند برای مالکان و مدیران باشگاه به وجود بیاورد، هر بار تیم مدیریتی در شروع کار خود برنامههایی برای رسیدن به نقاط مدنظرشان از نظر اقتصادی، ورزشی و... ترسیم میکنند و تا حدی هم آن برنامهها را پیش میبرند اما با اعمال تغییرات تمام آنها متوقف میشود.
در عین حال مشکل اصلی اینجاست که با ورود مدیران جدید و قرار گرفتن در رأس هرم مدیریتی باشگاه بیشتر این برنامهها هرگز ادامه پیدا نمیکند چرا که یا با سلایق آنها جور در نمیآید یا مشاورانی از دل باشگاه یا اطراف مدیران جدید اعلام میکنند برنامههای مدیران قبلی ناکارآمد و بیهدف بوده یا فایده چندانی برای پرسپولیس نخواهد داشت. اینگونه میشود که دوباره برنامههای جدیدی در همان حوزهها ریخته میشود و باشگاه برای رسیدن به هدف دوباره به نقطه صفر برمیگردد. این در حالی است که باشگاه پرسپولیس باید به نقطهای برسد که برنامههای بلندمدتش با تغییر مدیرعامل و هیأت مدیره تغییر پیدا نکند، قراردادهای مهم، پروژههای زیرساخت و برنامههای توسعهای نیز متوقف نشوند.
نکته اینجاست که تغییرات در هر حال اتفاق میافتد و هر چقدر سهامداران صبوری کنند تغییر از سطوح بالا شروع میشود و به بدنه باشگاه هم خواهد رسید. در چنین شرایطی لازم است که مدیران مستعفی یا برکنار شده گزارش مفصل و جامعی از اجرا و پیش بردن برنامههای مدنظر خود در دوران مدیریتیشان را در اختیار مدیران جدید قرار داده و تمام تجارب، جزئیات، مشکلات و موانع موجود پیرامون این برنامهها تا رسیدن به هدف مورد نظر را به اسلاف خود انتقال دهند که کار سختی هم نیست اما در باشگاههای فوتبالی جا نیفتاده مگر اینکه به شکل سیستماتیک و به صورت قانون در آن مؤسسه یا باشگاه یا سازمان نهادینه شده باشد.
باید این نکته را در نظر گرفت که معمولاً برای قضاوت در مورد عملکرد مدیریت باشگاه در یک دوره یک تا مثلاً 5 ساله نوع فعالیت شخص مدیرعامل را بررسی و نقاط تاریک و مثبتش را هایلایت میکنند اما واقعیت اینکه باشگاه حرفهای باید ساختار حرفهای داشته باشد و همه چیز منوط و وابسته به طرز فکر و عمل شخص مدیرعامل نباشد.
نزدیک به 15-14 سال قبل محمد رویانیان در رأس باشگاه برنامههای اقتصادی و ورزشی مختلفی را ترسیم کرد که البته جذاب هم به نظر میرسید. این برنامهها موارد مختلفی، از نوشابه انرژیزای پرسپولیس گرفته تا همکاری با باشگاههای اسپانیایی برای مدارس فوتبال و... را در برمیگرفت. حتماً برای به نقطه مطلوب رساندن این برنامهها فکر شده و احتمالاً موانع و جزئیاتش بررسی شده بود. برخی از آنها استارت هم خورد اما هیچگاه به نتیجه نرسید چرا که ساختار مناسبی برای انتقال این برنامهها به مدیران بعدی وجود نداشت یا مدیران بعدی موظف به پیشبرد این برنامهها نبودند.
حالا اما در شرایطی که بیش از دو سال است عمده سهام پرسپولیس واگذار شده و سهامداران مشخصی دارد، انتظار میرود همه چیز در این خصوص شفاف، صریح و لازمالاجرا باشد. در واقع حتی اگر دغدغه و وظایف مدیریت فعلی باشگاه از جمله هیأت مدیره و مدیرعامل به آنها اجازه نمیدهد که در این خصوص قدمی بردارند، این وظیف بر دوش سهامداران عمده و در نقطه مشخص بانک شهر به عنوان مالک اصلی است که با تدوین مقررات و بخشنامههایی که لازمالاجرا باشد روند حرفهایسازی پرسپولیس را تحکیم بخشد و حتی اگر روزی احمدی تصمیم به کنار گذاشتن حدادی و رویکرد به شخص دیگری برای مدیرعاملی داشت، این برنامهها به شکل روتین پیش رفته و اجرایی شود.
برای مثال اگر امروز پیمان حدادی بحث پرسپولیس نوین را استارت زده یا دنبال استارت حرکت برای ساخت ورزشگاه اختصاصی است، این برنامهها نباید با رفتن و جدایی او از باشگاه به بنبست خورده یا مختومه اعلام شود. اگر بانک شهر به عنوان مالک اصلی موفق به تدوین چنین مقرراتی شد، پرسپولیس را میتوان یک باشگاه خصوصی و البته حرفهای نامید اما اگر اینگونه نباشد هر بار با شایعات تغییر در پست مدیرعاملی یا تغییرات هیأت مدیره، دست و دل هوادار باید بلرزد که شاید پروژههای ورزشی و اقتصادی نیمهکاره رها شود و پرسپولیس در بخشهای مختلف همینطور درجا بزند.
انتهای پیام/