روایتی عاشقانه از رمان محبوب دهه ۷۰؛

بامدادی که خمار نیست

مهرداد پارسایی

مهرداد پارسایی

هنر

125815
بامدادی که خمار نیست

مهرداد پارسایی منتقد سینما درباره سریال «بامداد خمار» یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.

گروه فرهنگی - ایران آنلاین: پخش سریال «بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار از دوشنبه شب در پلتفرم شیدا آغاز شد و ظاهراً از همین قسمت اول نیز در جلب نظر مثبت مخاطبان و منتقدان موفق بوده؛ اثری که با اقتباس از رمان «بامداد خمار» به قلم فتانه حاج سیدجوادی ساخته شده است؛ رمانی که یکی از پرفروش‌ترین و پرخواننده‌ترین آثار دهه هفتاد بود و در زمان انتشار سروصدای زیادی به راه انداخت و بسیار مورد توجه قرار گرفت. حالا که اولین قسمت این سریال منتشر شده، می‌توان گفت که «بامداد خمار» یکی از جدی‌ترین تلاش‌ها برای پیوند دادن رمان محبوب ایرانی با هنر نمایش است.

نرگس آبیار که پیش‌تر با فیلم‌هایی چون «شیار ۱۴۳»، «نفس»، «شبی که ماه کامل شد» و «ابلق» توانسته بود نام خود را در میان مهم‌ترین کارگردانان زن سینمای ایران ثبت کند، مدتی است به فضای سریال‌سازی ورود کرده و «بامداد خمار» اولین تجربه او در این حوزه است و پس از آن «سووشون» را ساخت. البته که به دلایل نامشخص پخش سریال دوم از اولی زودتر آغاز شد.

این فیلمساز برای هر دو سریالی که ساخته به سراغ رمان‌های محبوب معاصر رفته، رمان‌هایی که هردو جزو آثار محبوب هستند و البته حال و هوایی متفاوت با یکدیگر دارند.

درخصوص «سووشون» و فضای آن و نوع اقتباسی که آبیار از این کتاب داشته، پیش از این زیاد صحبت شده و سوژه این مطلب سریال «بامداد خمار» است، اثری که بر اساس قسمت اول مشخص شد بر خلاف «سووشون» خبری از اقتباس نعل به نعل نیست و آبیار اینجا تفاوت‌هایی را هم در داستان و وضعیت شخصیت‌ها ایجاد کرده است.

در کتاب (در بخش‌های ابتدایی داستان) شخصیت‌ها همه در یک ساختمان هستند و از دل گفت‌وگوهایی که همان ابتدا با هم دارند به گذشته سرک می‌کشیم، اما در سریال، ما فضای بیرونی محل زندگی شخصیت‌ها را می‌بینیم و شرایط اجتماعی آن سال‌ها نیز در دل کار گنجانده شده است.
در کل فضاسازی خوبی در کار وجود دارد؛ هم در روایت اول که ماجرا به اوایل دهه شصت مربوط می‌شود و هم روایت دوم که مربوط به پایان سلطنت قاجار و ابتدای حکومت رضا خان است.

انتخاب لوکیشن‌ها و توجه به جزئیات بصری از همان قسمت اول مشهود است. آبیار در خلق جهان تهران قدیم، کوچه‌های خاکی، خانه‌های اعیان‌نشین و بازار سنتی، نگاهی شاعرانه دارد که به اثر حال و هوایی نوستالژیک می‌دهد. در کنار آن، میزانسن‌ها و نورپردازی درست، سریال را از نظر بصری در سطح بالایی قرار داده است.

رسمی نانوشته در سریال‌های شبکه نمایش خانگی همواره وجود دارد که این آثار برای بیشتر دیده شدن به سراغ سوپراستارهای سینما می‌روند و در هر اثر حداقل یکی دو ستاره شناخته شده حضور دارد، اما «بامداد خمار» از این قاعده پیروی نکرده است، البته که این به معنای استفاده از نابازیگرها یا افراد کمتر شناخته شده در این سریال نیست، برعکس تیم بازیگران این سریال اکثراً افراد باسابقه و مطرح هستند که هرکدامشان کارنامه پرباری هم در زمینه آثار نمایشی دارند و یکدستی جذابی در گروه بازیگران وجود دارد.

در قسمت اول بسیاری از شخصیت‌های اصلی حضور داشتند که از میان آنها بازی لاله اسکندری و مرجانه گلچین بیش از دیگران به چشم آمد. البته که بازیگران اصلی سریال ترلان پروانه و نوید پورفرج هستند که باید ببینیم نتیجه بازی آنها چطور از آب درآمده و آیا توانسته‌اند یکی از معروف‌ترین عاشقانه‌های ادبیات معاصر ایران را درست به تصویر بکشند یا خیر. از این جهت که رمان «بامداد خمار» رمان مشهوری بوده، کار بازیگران برای ایفای نقش این شخصیت‌ها به نسبت آثار کمتر شناخته شده، سخت‌تر است و قطعاً مخاطبان پیگیر این سریال، با ذره‌بین بازی بازیگران را زیر نظر دارند و این موضوعی است که پس از چند قسمت و پررنگ‌تر شدن بُعد عاشقانه قصه می‌توان بهتر و راحت‌تر در رابطه با آن سخن گفت.

در مجموع می‌توان گفت «بامداد خمار» شروع امیدوارکننده‌ای داشته و اگر در ادامه پخش بتواند میان وجه عاشقانه و اجتماعی موجود در قصه تعادلی حرفه‌ای و هنری برقرار کند، به احتمال زیاد به یک نمونه موفق در زمینه سریال‌های اقتباسی تبدیل می‌شود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر