درباره مینی سریال «پناهگاه میلیاردرها» جدیدترین تریلرِ اسپانیایی نتفلیکس؛

آینه سیاهِ آخرالزمان در قفس طلایی

احسان اسیوند

احسان اسیوند

هنر

125835
آینه سیاهِ آخرالزمان در قفس طلایی

مترجم و منتقد سینما درباره مینی سریال «پناهگاه میلیاردرها» توضیحاتی را به «ایران» ارائه کرد.

گروه فرهنگی - ایران آنلاین: «پناهگاه میلیاردرها»، جدیدترین تریلرِ اسپانیایی نتفلیکس، بسیار سریع به یکی از پرحرف‌و‌بحث‌ترین آثار این پلتفرم تبدیل شد؛ این سریال که توسط خالقان «سرقت پول»، (آلکس پینا و استر مارتینز لوباتو) ساخته شده است، با وجود نقدهای منفی و متوسط به ‌سرعت در جدول جهانی نتفلیکس صعود کرد و در ده‌ها کشور به رتبه اول رسید. در حالی که منتقدان درباره منطق داستان و نحوه اجرای آن تردید دارند، این درام توانسته توجه کافی از سوی مخاطبان جلب کند و تنها چند روز پس از انتشار صدر جدول نتفلیکس را تصاحب کند.

طبق گزارش FlixPatrol، «پناهگاه میلیاردرها» از تاریخ ۲ مهر به رتبه اول جهانی نتفلیکس رسیده است. این سریال علاوه بر سلطه جهانی موفق شد در ۴۶ کشور جهان به رتبه اول برسد. از جمله این کشورها می‌توان به اسپانیا، پرتغال، آرژانتین، برزیل، فرانسه، آلمان، ایتالیا، سوئیس، تایلند و اوکراین اشاره کرد. با همه اینها منتقدان عمدتاً این سریال را سطحی و بیش از حد احساساتی توصیف کرده‌اند که ایده جذاب خود را هدر داده است. پس عجیب نیست که امتیاز منتقدان درRotten Tomatoes تنها ۳۳ درصد و امتیاز مخاطبان ۵۹ درصد است. در IMDb هم امتیاز ۵.۶ از ۱۰ را دارد؛ که همگی نشان‌دهنده استقبال نه‌ چندان مثبت از این اثر است. با همه اینها موفقیت جهانی سریال در نتفلیکس تا حدی شگفت‌انگیز است. به عبارت بهتر، «پناهگاه میلیاردرها»، با توجه به تعداد کشورهایی که سریال در آنها صدرنشین شده، توانسته بر هجمه گسترده منتقدان خود غلبه کند.

«پناهگاه میلیاردرها» که ترکیبی از درام و داستان‌پردازی بر مبنای تخیل است در واقع بازتابی واقع‌گرایانه از روندهای اجتماعی معاصر دارد؛ ایده‌ سریال هم کاملاً عامه‌ پسند است: در حالی که جهان در آستانه جنگ هسته‌ای قرار دارد، گروهی از میلیاردرهای اسپانیایی به آخرین بیمه‌نامه خود پناه می‌برند؛ جایگاهی در پارک زیرزمینی کیمرا، پناهگاهی فوق‌العاده شیک و مدرن. به نظر می‌رسد آخرالزمان را می‌توان با نورپردازی مناسب و غذاهای سفارشی پشت سر گذاشت. اما سریال خیلی زود نوعی فروپاشی شخصی‌تر را معرفی می‌کند. دو خانواده که با یک تصادف مرگبار به هم گره خورده‌اند، باید در این قفس طلایی کنار هم زندگی کنند. مکس وارلا، که تازه از زندان آزاد شده، باید با قضاوت خاموش و خشمگین گی‌یرمو فالکون، پدر دختری که دوست داشت و باعث مرگش شد، روبه‌رو شود. 

این فقط داستان بقا نیست؛ بلکه نوعی حسابرسی است که در یک گاوصندوق مهر و موم شده رخ می‌دهد. البته در این میان شاید همه اینها موج سواری روی گزارش‌هایی باشد که هر چند وقت منتشر می‌شوند: ثروتمندترین افراد جهان در حال ساخت پناهگاه‌های زیرزمینی برای مقابله با فاجعه‌ای هستند که به‌ طور فزاینده‌ای آن را قریب‌الوقوع می‌دانند. این‌گونه است که سال گذشته شاهد موجی از داستان‌های تخیلی درباره ثروتمندان منزوی در پناهگاه‌های گران‌قیمت بودیم؛ از سریال «بهشت» (دن فوگلمن) گرفته تا فیلم «کوه‌سر» (جسی آرمسترانگ) و «پایان» (جاشوا اوپنهایمر). در همین راستا، «پناهگاه میلیاردرها»، این چنین موضوعاتی را در قالب تریلری پرتنش، روایت می‌کند و نشان می‌دهد ثروت چگونه رفتار انسان را در بحران‌ها تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ درون پناهگاه، ساکنان هم‌زمان احساس لوکس بودن و زندانی بودن را تجربه می‌کنند و داستان با کشمکش‌های خانوادگی، خیانت‌ها و فشارهای ناشی از درهای بسته و نظارت دائمی، پیش می‌رود. به عبارت بهتر، هر تعامل به آزمونی برای شخصیت‌ها تبدیل می‌شود و بار روانی ناشی از امتیاز و رفاه را در محیطی پرآشوب آشکار می‌سازد. البته خود پناهگاه مانند یک کاراکتر مستقل عمل می‌کند؛ دیگ جوشان اسرار، بازی‌های قدرت و بحران‌های اخلاقی.

در نگاهی دیگر، کلیت «پناهگاه میلیاردرها»، ترکیبی از فرمول‌هایی است که پیش‌تر در نتفلیکس امتحان شده و موفق بوده‌اند. کمی از «بازی مرکب»، اندکی از «پلتفرم»، مقدار زیادی از «آینه سیاه» و البته ردپای پررنگی از «سرقت پول». 

عناصر داستان هم آشنا هستند: فضایی آینده‌نگر و مملو از فناوری، نبرد طبقاتی در محیطی بسته، نگاهی تاریک به آینده بشریت و ترکیبی از شیفتگی و تردید نسبت به هوش مصنوعی و تحولات مرتبط با آن. نتیجه نهایی اما، کمتر از مجموع ارزش اجزای آن جلوه می‌کند. از نظر موضوعی هم، سریال از تم محبوب «ثروتمندان را بخور» بهره می‌برد، البته با رویکردی متفاوت؛ در اینجا ثروتمندان نه به ‌عنوان شر مطلق، بلکه به‌ عنوان انسان‌هایی قابل‌درک و دارای نقص نمایش داده می‌شوند. منتقدان معتقدند این رویکرد ممکن است نقد اجتماعی را تضعیف کند، چون مخاطب سخت‌تر با شخصیت‌هایی که بیش از حد امتیاز دارند همذات‌پنداری می‌کند. با این حال، سریال لحظاتی طنزآمیز و تاریک دارد؛ بویژه در صحنه‌هایی که زندگی راکد میلیاردرها را در پناهگاهی فناورانه به سخره می‌گیرد. 

نتیجه آنکه، در مقایسه با سریال پادآرمانشهری «سیلو» (گراهام یوست) که بر ساختارهای اجتماعی فراگیر تمرکز دارد، یا «وحشی‌ها» (سارا استریچر) که ترکیبی از بقا و آزمایش‌های روانی است، «پناهگاه میلیاردرها» نتوانسته حس فاجعه و تنش فزاینده را به‌ خوبی منتقل کند. در عوض، بیش از حد بر مشاجرات بی‌هدف تمرکز کرده است که از جذابیت داستان می‌کاهد.و این‌گونه است که در نگاه منتقدان و بسیاری از مخاطبان، روایت و پیرنگ سریال، نه جدید است و نه واقعاً مرموز؛ چرا که مسیر آن بسیار قابل پیش‌بینی است و شخصیت‌ها آن ‌قدر کلیشه‌ای هستند که به راحتی می‌توان به حقیقت پشت پرده آنها پی برد.

منابع: 
time.com/ micropsiacine.com/ screenrant.com/ collider.com/ dmtalkies.com/ leisurebyte.com
https://www.leisurebyte.com/billionaires-bunker-review/

 * احسان اسیوند مترجم و منتقد سینما 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر