ارزیابی چهلو دومین جشنواره فیلم کوتاه تهران؛
جایی که خلاقیت هنوز نفس میکشد!
هنر
126934
جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران به کار خود پایان داد. این جشنواره از چند منظر، شباهتی به سایر رویدادهای سینمایی کشور ندارد. مهمترین موضوع شاید، وجود فیلمهای متفاوت با گستره موضوعی، مضمونی و ساختاری خلاقانه باشد.
محمد عرفان صدیقیان - خبرنگار سینما: در مقابل سینمای محافظهکار سالهای اخیر که معادلات اقتصادی و مسائلی همچون اهمیت بازگشت سرمایه، تولید فیلمهایی با نگاه متفاوت را با مصائب مختلفی مواجه کرده است، سینمای کوتاه کشور قرار دارد که فیلمسازان جوان آن برای به رخ کشیدن استعداد، توانمندی و زاویه نگاه متفاوت خود به هنر هفتم سعی دارند تا با در پیش گرفتن رویکردهای خلاقانه و آزمودن راههای متفاوت، جایی در سینمای حرفهای کشور برای خود دست و پا کنند.
دیگر نکته مهم جشنواره فیلم کوتاه تهران، دستهبندی مخاطبان این رویداد است. بر خلاف جشنواره فیلم فجر، که عمده علاقهمندان عام سینمای ایران تلاش میکنند تا با تهیه بلیت سینماهای مردمی نظارهگر فیلمها، مدتها پیش از اکران رسمی باشند، فیلم کوتاه مخاطبان خاص خود را دارد که عموماً محدود به دو دسته فعالان حاضر در سینمای کوتاه و یا منتقدان و اهالی رسانه هستند.
همه ساله با نزدیک شدن به روزهای پایانی جشنواره، بحث و نظر پیرامون نامزدهای احتمالی هر بخش و برگزیدگان نهایی با شدت بیشتری میان مخاطب جشنواره دنبال میشود.
به طور کلی فرآیند ارزیابی و داوری آثار حاضر در جشنوارهها تا حد زیادی به متغیرهایی نظیر چگونگی سلایق و علاقهمندی داوران بستگی دارد که در پیوند با معیارهای زیباییشناختی و کیفی، نتیجه نهایی را مشخص میکند. به همین دلیل همواره و در هر فستیوال سینمایی بروز واکنشهای مثبت و منفی نسبت به فهرست برندگان، حسن ختام جشنواره را رقم میزند.
آثار اقتباسی در روایتهای کوتاه
بخش فیلمهای اقتباسی جشنواره چهل و دوم، با حضور ۲۵ فیلم دنبال شد. آماری که نشان میدهد فیلمسازان جوان در تلاش برای برقراری ارتباط میان مدیومهای سینما و ادبیات هستند و تلاش میکنند برای غنیتر شدن خطوط داستانی فیلمهای خود، از داستانهای موفق حوزه ادبیات بهره برده و شکل روایی آثار خود را غنا بخشند.
برگ زرین این بخش به فیلم «آغ باش» به نویسندگی و کارگردانی صمد قربانزاده از ارومیه اهدا شد. فیلمی که برداشتی خلاقانه و امروزی از داستان «زال و ماجرای سیمرغ» در شاهنامه فردوسی ارائه داده است و با نوعی فضاسازی درخور و چگونگی آداپته کردن این قصه با زیست برآمده از دوران معاصر، از همان اولین نمایش خود در جشنواره چهل و دوم، به جایزه این بخش چشمک میزد!
در این بخش همچنین محسن جهانی برای «رادیون» لوح افتخار دریافت کرد. فیلمی کمدی و بامزه که در طراحی روایی خود وامدار کتاب «شما و رادیو» نوشته شاهرخ نادری است و ماجرای دلدادگی پسری جوان به دختری که هرگز او را ندیده است و از طریق برنامهای رادیویی با یکدیگر ارتباط دارند را تصویر کرده است.
«های کپی» دیگر فیلم قابل توجه این دوره از جشنواره نیز که برمبنای داستان «شرکت سهامی آدمهای مصنوعی» نوشته ری برادبری ساخته شده است در این بخش شایسته تقدیر دانسته شد. فیلمی که علی رغم بهره بردن از سوژهای انسانی و برآمده از روابط پرتنش امروزی، قصه خود را بر بستری خیالانگیز پیریزی میکند و امتیازهای پرشمار دارد. محمد رحمتی برای نگارش «های کپی» همچنین موفق به دریافت برگ زرین بهترین فیلمنامه اقتباسی شد.
اهدای ۳ جایزه نشان از کیفیت بالای فیلمهای اقتباسی جشنواره چهل و دوم داشته است.
در بخش پویانمایی نیز آثار خلاقانه بسیاری وجود داشتند که در نهایت میرعلی حسینی اصلی برای کارگردانی فیلم ده دقیقهای
«بیامو ۲۰۰۲» برگ زرین را به خانه برد. انیمیشنی ساده و دو بعدی که از روایتی هیجانانگیز و گیرا سود میبرد و قصه آن با محوریت دو شخصیت مرکزی، در دهه پنجاه و دوران حکومت نظامی تهران میگذرد.
تجربهگرایی
امسال بخش آثار حاضر در بخش فیلمهای تجربی، حساسیت برانگیز شد و برخی کارشناسان از وجود فیلمهایی با زمینههای داستانی در این بخش گلایه داشتند.
در نهایت نیز «یادداشتهای زیرزمینی» به کارگردانی عباس شکوری جایزه اصلی این بخش را دریافت کرد که البته آن هم دارای خط اصلی داستانی پررنگی است و از حضور رضا کیانیان در نقش کاراکتر اصلی سود میبرد.
در بخش مستند نیز علاوه بر اهدای چند دیپلم افتخار، جوایز اصلی به «روضهای برای دفاع» برای بهترین روایت و «روبارو» به عنوان بهترین فیلم مستند اهدا شد.
«روبارو» دارای دغدغههای محیط زیستی است و موفق میشود روایتی همدلی برانگیز و اثرگذار ارائه کند و نسبت به سایر فیلمهای این بخش، شایستگی بیشتری برای دریافت این جایزه داشت.
برگ زرین بهترین دستاورد هنری نیز به محمد دهباشی، کارگردان و طراح جلوه ویژه فیلم «میام دنبالت» اهدا شد. فیلمی که دارای سوژهای خیالی است و به واسطه بهره بردن از بیانی سوررئالیستی که به کمک جلوههای ویژه خلق شده است، تماشاگر را با خود همراه میکند. حجم جلوههای ویژه دیجیتالی این اثر، و اهمیت آن در نوع روایت پردازی اثر به حدی بود که داوران چارهای جز اهدای جایزه به این فیلم نداشتند.
دهباشی موفق به دریافت برگ زرین بهترین تدوین نیز شد. فیلمی که تا حدی ایجاز روایی و باورپذیری خود را مدیون کاتهای خلاقانه دهباشی است.
حسن سلمانی و امیرحسین قاسمی برای صدابرداری و صداگذاری فیلم «خداخافظ آشغال» جایزه این بخش را دریافت کردند. اثری که با توجه به هوشمندی فیلمسازان جوانش، دارای جزئیات پرشماری در بخشهای فنی مختلف است و طراحی صدای آن، نقشی فضاساز در پیکره اثر داشته و به نظر میرسد اهدای جایزه به آن، انتخاب هوشمندانهای از سوی هیات داوران بخش فیلمهای داستانی بوده است.
«تایپیست» از مهمترین فیلمهای این دوره، دستش از دریافت جوایز اصلی خالی نماند و پویان آقابابایی با شایستگی توانست برگ زرین بهترین «فیلمبرداری» را به دست بیاورد. فیلمی مربوط به تاریخ معاصر که شکل و شمایل فنی نورپردازی و صورت ظاهری فیلمبرداری آن بسیار چشم نواز است و از همان ابتدا میشد جایزه بهترین فیلمبرداری را برای این اثر کنار گذاشت.
در بخش فیلمنامه اما، با آثار شاخصی مواجه بودیم و همین موضوع کار را برای هیات داوران دشوار کرده بود. در نهایت برگ زرین بخش فیلمنامه به فیلم کوتاه «انار» به نویسندگی مهرداد جلالی اهدا شد. فیلمی که بیانی استعارهای داشته مهمترین نقطه قوت آن، در نوع روایت پردازی و ضربه نهایی جاری در قصه آن نهفته است.
در بخشهای دیگر نیز، انتخابها چندان عجیب و دور از انتظار نبودند و خوشبختانه شاهد رویکردی دقیق و حرفهای بودیم. جایزه بهترین فیلم از نگاه ملی به سجاد مشتاق برای «سرود کلنل» اهدا شد. روایتی که به لایههای عمیق وجود بشر میپردازد و داستانی پرکشش در شرایط جنگی را دستمایه خود قرار داده است.
فردین انصاری نیز با سوژه یابی دقیق خود در فیلم «ذره» جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد. و محسن اصدقپور نویسنده، کارگردان و تهیهکننده فیلم «و زندگی برای همه» با خلق جهانی دستوپیایی و البته با در پیش گرفتن مجرایی انسانی در خلق قصه، به حق برگزیده بخش بهترین فیلم کوتاه داستانی شد.
در جشنواره۴۲ همچنین بنیاد سینمایی فارابی جایزهای را به فیلم دارای ایده داستانی مناسب برای گسترش و تبدیل به فیلمنامه بلند سینمایی اهدا کرد که این جایزه را هادی نوری برای «تایپیست» به خود اختصاص داد. اثری دارای روایتی گیرا که موفق شده با فرارفتن از کلیشههای رایج داستانی، موقعیت محوری خود را حول شخصیتی پرظرافت شکل دهد و قطعا نسخه بلند آن نیز میتواند در جذب مخاطب موفق باشد.
در این دوره از جشنواره، به جز حرف و حدیثهای رایج و همیشگی که عموما از سلیقه شخصی افراد در انتخاب آثار نشات میگیرد، حاشیه خاص دیگری وجود نداشت و انتخابهای نهایی کاملا بر اساس متر و معیارهای هنری و سینمایی انجام پذیرفته بود.
درخشش برادران ارک
در جشنواره چهل و دوم، فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» بیش از هر اثر دیگری به چشم آمد و دیده شد. بهمن و بهرام ارک پس از کارگردانی فیلم موفق «پوست» در سال ۱۳۹۸ حسابی در کانون توجه قرار گرفتند. اثری که فضای متفاوتی داشت و بر مبنای گونه ترسناک و مطابق با افسانههای محلی منطقه آذربایجان شکل گرفته بود. بازگشت برادران ارک به سینمای کوتاه، اقدامی غیرقابل پیشبینی بود و در نهایت نیز واکنشهای بسیار مثبتی را به دنبال داشت. «خداحافظ آشغال» از جمله فیلمهایی بود که میان مخاطبان حرفهای جشنواره و هیأت داوران در خصوص ویژگیهای مثبت و همچنین وجوه بارز فنی و هنری آن اتفاق نظر وجود داشت. همزیستی و ارتباط میان پیرزنی تنها و اسیر در خیالات و دلبسته به خرافههای محلی، با موجودی عجیب که بر مبنای کولاژی از زبالههایی مختلف تولید شده توسط شخصیت اصلی در طول دوران حیات او شکل گرفته بود، دارای سوژهای خلاقانه و جذاب بود و با نوع روایتی که برادران ارک در پیش گرفتند، زمینهای پررنگ برای برداشت های نمادین و استعارهای به دست میداد.
ساخته تازه این دو برادر، علاوه بر اینکه دارای بیشترین تعداد نامزدی در بخشهای مختلف بود، با رأی قاطع مخاطبان در نهایت توانست جایزه مهم و جذاب بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را به دست آورد و بالاتر از «تایپیست» ساخته هادی نوری قرار بگیرد. محدث یوسفی و بهروز ارک نیز برای طراحی صحنه خلاقانه «خداحافط آشغال» و همچنین طراحی کاراکتر موجود خیالی در این اثر، به صورت مشترک برنده جایزه بهترین دستاورد هنری شدند که انتخاب عادلانهای به نظر میرسید. لیست جوایز این فیلم در همین جا به پایان نرسید و این دو برادر موفق شدند تا جایزه بهترین کارگردانی این جشنواره را هم با خود به خانه ببرند.
انتهای پیام/