مریم کاظمی، کارگردان تئاتر در گفت‌و‌گو با «ایران» تأکید کرد؛

نوجوانان در برزخ فرهنگی

هنر

127349
نوجوانان در برزخ فرهنگی

تئاتر کودک و نوجوان در ایران امروز در وضعیتی متناقض و پیچیده قرار دارد؛ جایی که استعداد و شور هنری با کمبود حمایت و بی‌توجهی به نیازهای واقعی مخاطب جوان روبه‌رو است.

گروه فرهنگی - ایران آنلاین: این نسل که در دوره‌ای طلایی و حساس از زندگی قرار دارد، نه آثار متناسب با روحیات خود می‌یابد و نه فضای کافی برای تجربه و خلاقیت. بسیاری از تولیدات موجود یا برای کودکان کوچک طراحی شده‌اند و برای نوجوانان جذابیت ندارند، یا به آثار بزرگسال نزدیک‌اند که والدین اجازه‌ دیدن آنها را نمی‌دهند. نتیجه این می‌شود که نوجوان در میان این خلأ فرهنگی گرفتار می‌شود؛ در برزخی که نه می‌تواند از دنیای کودکی لذت ببرد و نه وارد دنیای بزرگسالی شود.

نوجوانان امروز با یک جهان هیجان، پرسشگری و تحول هورمونی و روحی روبه‌رو هستند. این دوره، زمان کشف هویت و شکل‌گیری نگرش‌های اجتماعی و اخلاقی است، اما بسیاری از تولیدات فرهنگی ما نه به نیازهای عاطفی و روانی آنها پاسخ می‌دهد و نه امکان مشارکت فعال در تجربه هنری را فراهم می‌کند. از این رو، بخش زیادی از علاقه‌ نوجوانان به آثار بزرگسالان، نه از سر بلوغ واقعی، بلکه از کمبود گزینه‌های متناسب با سن و روحیاتشان شکل می‌گیرد. نوجوان احساس می‌کند برای دیده‌ شدن و احترام، باید زودتر بزرگ شود و به همین دلیل به محتواهایی جذب می‌شود که مناسب او نیست.

کمبود حمایت‌های مستمر و هدفمند نیز چالش دیگر این حوزه است. بسیاری از گروه‌ها، بویژه تازه‌کارها و تولیدات کوچک، برای تأمین منابع مالی، اجاره سالن یا تولید موسیقی و دکور با مشکلات جدی روبه‌رو هستند. در عین حال، تولیدات پرهزینه و تجاری، بیشتر شبیه ویترین‌های هنری هستند تا تجربه واقعی کودکان و نوجوانان. فقدان حمایت خرد و مستمر، چرخه تولید را دچار رکود کرده و مخاطب را از تئاتر کودک و نوجوان دور می‌کند. این وضعیت نه‌تنها تهدیدی برای صنعت تئاتر، بلکه آسیب بزرگی به رشد فرهنگی و اجتماعی نسل آینده است. نوجوانان امروز، با فضای رسانه‌ای، مدرسه و جمع دوستان مواجه‌اند که هر یک هویتی متفاوت و گاه متضاد با ارزش‌های تربیتی خانه ارائه می‌کنند. بدون ایجاد فرصت‌های مناسب و فضایی که نوجوان بتواند در آن تجربه، بازی و انتخاب کند، هر اقدام آموزشی و تربیتی ناقص خواهد بود.

با این حال، مسیر امیدبخش نیز وجود دارد؛ هرچند این مسیر مستلزم نگاه هوشمندانه، هم‌افزایی نهادهای مختلف و ایجاد حمایت‌های خرد و مستمر است. تولیدات کوچک و دانش‌آموزی، فعالیت‌های مستقل و حضور نوجوانان در تجربه‌های هنری، همگی می‌توانند بنیان پایداری برای آینده تئاتر کودک و نوجوان ایجاد کنند. وقتی خانه فرهنگ، مدرسه و صحنه‌های کوچک و مستقل با یکدیگر همراه شوند، نه‌تنها نسل امروز، مخاطب و خالق هنر خواهد شد، بلکه مسیر رشد خلاقیت، سلیقه و هویت فرهنگی در نوجوانان هموار می‌شود.

با این حال هنوز بارقه‌های امید وجود دارد؛ زیرا پیشکسوتانی مانند مریم کاظمی که عضو شورای سیاست‌گذاری و ارزشیابی نمایش حوزه هنری کودک و نوجوان است، معتقدند هنوز هم سازمان‌ها و ارگان‌هایی مانند حوزه هنری وجود دارند که امید را زنده کنند؛ امیدی به تغییر، به بازگشت به اصالت و به نسلی که اگر فرصت داشته باشد، می‌تواند دوباره تئاتر را زنده کند. او باور دارد تا وقتی حتی چند هنرمند دغدغه‌مند برای کودکان و نوجوانان کار می‌کنند، چراغ این صحنه خاموش نخواهد شد؛ فقط باید یادمان نرود که این نسل، مخاطب امروز نیست؛ آینده فرداست و آینده را نمی‌توان نادیده گرفت.

نوجوان؛ نسلی که دیده نمی‌شود

مریم کاظمی، هنرپیشه و کارگردان با سابقه تئاتر و تلویزیون در آغاز گفت‌وگو با لحنی صریح می‌گوید:«هیچ‌کس نمی‌داند دقیقاً چه باید کرد تا نوجوانان احساس تعلق کنند. اگر راهکار مشخصی بود، امروز این‌ همه سردرگمی نداشتیم. نوجوانی دوران طلایی زندگی انسان است و ما در فرهنگ و آموزش‌مان نباید آن را نادیده بگیریم.»

به باور او، نوجوانان امروز نه به آثار کودکانه علاقه نشان می‌دهند، نه اجازه دیدن آثار بزرگسالانه را دارند؛ نتیجه این می‌شود که در «برزخ فرهنگی» میان این دو دنیا گرفتار می‌شوند:«نوجوان ما نه از دیدن فیلم‌های کودک لذت می‌برد و نه مجاز است فیلم‌های بزرگسال را ببیند.  باید او را به رسمیت شناخت و محتوای مناسب برایش تولید کرد»

او این وضعیت را نشانه بی‌برنامگی فرهنگی می‌داند:«وقتی هیچ نهادی مسئولیت مستقیم نوجوان را نمی‌پذیرد، نتیجه همین می‌شود؛ بچه‌ها بدون راهنما وارد دنیایی می‌شوند که برایشان طراحی نشده است.»

بحران هویت و بی‌اعتمادی

کاظمی با نگاهی روان‌شناسانه به موضوع ادامه می‌دهد:«در دوره‌ نوجوانی، بدن و ذهن در حال دگرگونی است. هورمون‌ها تغییر می‌کنند، هیجانات زیاد می‌شود و احساسات گاهی غیرقابل پیش‌بینی است. این یعنی نوجوان نیاز به درک و گفت‌و‌گو دارد، به ‌جای اینکه به نوجوان گوش دهیم، به او دستور می‌دهیم درس بخوان، المپیاد برو، کنکور آماده شو! در حالی‌ که او دلش می‌خواهد بفهمد که کیست و چه جایگاهی در جامعه دارد. چون نمی‌تواند خودش را در آینه فرهنگی ببیند، ناخواسته به آثار بزرگسالان گرایش پیدا می‌کند تا بزرگ‌تر به نظر برسد.»

او تأکید می‌کند که برای ساخت آثار ماندگار، همکاری چند نهاد ضروری است:«فقط یک نویسنده یا کارگردان نمی‌تواند این مسیر را پیش ببرد. آموزش و پرورش، خانواده‌ها، نهادهای فرهنگی و رسانه‌ها باید دست به دست هم دهند. وقتی هر کدام جدا کار می‌کنند، نتیجه‌اش پراکندگی و بی‌اثر بودن است.»

هزینه‌های سنگین، سالن‌ها برای اجرا کم

او در ادامه از مشکلات اجرایی گلایه دارد:«هزینه تولید تئاتر کودک بسیار بالا رفته و سالن‌های مناسب کم است. گروه‌های مستقل برای گرفتن سالن باید از مراحل اداری طولانی بگذرند و بسیاری از مدیران تنها سراغ بازیگران شناخته ‌شده می‌روند تا سالن پر شود. در این میان، جوان‌ها و گروه‌های تازه‌کار عملاً حذف می‌شوند و همین موضوع نقش سازمان‌های متولی را پر‌رنگ‌تر می‌کند.»

دسترسی گسترده‌تر به تئاتر

کاظمی یکی از راه‌های جذب مخاطب را کاهش موانع مالی می‌داند:«می‌شود بلیت‌ها را با تخفیف یا حتی رایگان برای مدارس و گروه‌های هدف عرضه کرد، البته نه به شکلی که ارزش کار پایین بیاید. اگر بچه‌ها از سنین پایین تئاتر ببینند، هم سلیقه فرهنگی‌شان رشد می‌کند و هم در آینده، خودشان تماشاگر و خالق آثار هنری می‌شوند.»

تولیدات دانش‌آموزی؛ بذر آینده

او از اهمیت تئاتر دانش‌آموزی نیز می‌گوید:«کارهای کوچک و دانش‌آموزی پایه آینده تئاترند؛ مانند کسب‌وکارهای خرد که اگر نباشند، اقتصاد کلان هم فلج می‌شود. این نمایش‌های کوچک هستند که عشق به صحنه را در بچه‌ها زنده می‌کنند.»

امید به تغییر

با وجود تمام گلایه‌ها، مریم کاظمی در پایان گفت‌وگو لحنش را امیدوارانه می‌کند:«عشق به تئاتر کودک و نوجوان هنوز زنده است. من هر روز هنرمندان جوانی را می‌بینم که با شوق وارد این حوزه می‌شوند. اگر حمایت، امکانات و سیاست درست فراهم شود، می‌توانیم شاهد تئاتری پویا و ماندگار باشیم. من به آینده خوشبینم، چون می‌دانم عشق و پشتکار هنوز در این حوزه جاری است.»

تئاتر کودک و نوجوان در ایران امروز در وضعیتی متناقض قرار دارد؛ از یک ‌سو پر از استعداد و عشق و از سوی دیگر گرفتار بی‌برنامگی، نبود حمایت و کمبود مخاطب است، اما همان‌طور که مریم کاظمی تأکید می‌کند، با مدیریت هوشمند، حمایت‌های کوچک و شناخت درست از نسل نوجوان، می‌توان این چرخه را از نو به حرکت درآورد. نسلی که قرار است آینده تماشاگران، هنرمندان و خالقان فرهنگ این سرزمین باشد، فقط نیاز دارد کسی به او بگوید «تو همین حالا مهمی.»

 

بــــرش

راه نجات؛ کمک‌های خرد و شبکه حمایتی
به باور کاظمی، احیای تئاتر کودک و نوجوان با یک سیاست ساده ممکن است؛ حمایت‌های کوچک اما مستمر. او توضیح می‌دهد:«نیازی نیست همه چیز از صفر تا صد بر دوش یک گروه باشد. نهادها می‌توانند در بخش‌های مختلف مشارکت کنند؛ یکی بروشور چاپ کند، دیگری موسیقی بسازد، یکی سالن بدهد یا لباس و دکور را تأمین کند. همین کمک‌های کوچک می‌تواند چرخه تولید را زنده نگه دارد.»

 

بــــرش

حمایت‌های حوزه هنری کودک و نوجوان از تئاتر نوجوان
کاظمی که سال‌ها تجربه مستقیم در تولید نمایش‌های کودک و نوجوان دارد، وضعیت امروز تئاتر این حوزه را پر از تناقض می‌داند:«یکی از مشکلات اصلی ما کمبود حمایت است. حمایت که کم می‌شود، مخاطب هم از بین می‌رود. خانواده‌ها می‌آیند، اما تئاتر کودک دیگر آن جذابیت لازم را ندارد. چون تولیدات اندک و امکانات محدود است. البته بی‌انصافی است اگر از نهادهایی مانند حوزه هنری کودک و نوجوان نام نبریم که تلاش‌هایی در این حوزه انجام داده و حمایت‌هایی در حوزه کودک و نوجوان صورت می‌دهد اما باید گفت این حمایت‌ها از سوی سازمان‌های دیگر باید تقویت شود تا نتیجه‌بخش باشد.»


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر