محمد لهراسبی، کارگردان نمایش «POV» در گفت‌وگو با «ایران»:

دغدغه انسان امروز در چرخه تکرار و فراموشی

هنر

129107
دغدغه انسان امروز در چرخه تکرار و فراموشی

در جهان تکرار، جایی میان دود سماور و صدای ماهیتابه‌ای که نقش راکت گرفته، دو انسان مدت‌هاست که در حال پینگ‌پنگ بازی کردن هستند؛ بی‌آن‌که توپی در کار باشد. این تصویر نه طنز است، نه تراژدی؛ استعاره‌ای‌ است از انسان امروز که در دایره‌ای بی‌پایان از روزمرگی می‌چرخد، بی‌آن‌که بداند چرا یا تا کجا.

حامد قریب - گروه فرهنگی: محمد لهراسبی در نمایش «POV» تماشاگر را درست در نقطه‌ای می‌نشاند که خود را در صحنه ببیند؛ در آشپزخانه‌ای که می‌تواند زندگی هر یک از ما را تداعی کند. او با زبانی ساده اما اندیشمندانه، از انسانی سخن می‌گوید که در شتاب زندگی مدرن، فرصت اندیشیدن را از دست داده و در روتینی بی‌رحم اسیر شده است. در این نمایش، خبری از قهرمان نیست؛ هرکس در قاب خود می‌جنگد، بی‌آنکه بداند آیا اصلاً جنگی در کار است یا نه. لهراسبی همان‌قدر که از فلسفه و اگزیستانسیالیسم حرف می‌زند، از صداقت در هنر دفاع می‌کند؛ صداقتی که از نام تا بازی، از قاب تا معنا امتداد دارد. «POV» تماشایی‌ است از نگاه به خود، نه به دیگری؛ آینه‌ای رو‌به‌روی انسان معاصر که در آن، تماشاگر تنها سوژه ممکن است.

نمایش «POV» در روزهای پایانی اجرای خود قرار دارد. ابتدا از شکل‌گیری ایده و عنوان نمایش بگویید. چطور به این نام و نگاه رسیدید؟
عنوان «POV» از اصطلاح سینمایی «زاویه دید دوربین» گرفته شده؛ جایی که تماشاگر به‌جای شخصیت می‌نشیند و جهان را از نگاه او می‌بیند. در نمایش هم تماشاگر دقیقاً در چنین موقعیتی قرار می‌گیرد.

اما باید بگویم که در ابتدا قرار بود عنوان دیگری را برای این نمایش انتخاب کنیم. در اواخر نمایش، جمله‌ای از مصاحبه برگمان نقل می‌شود که در آن برگمان افق دید خودش در سینما را به‌گونه‌ای توصیف می‌کند که تارکوفسکی در سینما به آن رسیده است. من این موضوع را دستمایه قرار دادم تا بگویم انسان چطور می‌تواند خودش را در افق دیدی ببیند و به جایی برسد که می‌خواهد. بر همین مبنا در ابتدا عنوان اثر «تارکوفسکی از نگاه برگمان» بود؛ اما چون نمایش در اصل هیچ ارتباط مستقیمی با تارکوفسکی یا برگمان نداشت، حس عدم صداقت ایجاد می‌کرد. به همین دلیل تصمیم گرفتم نام «POV» را برای نمایش انتخاب کنم تا بدون اتکا به نام‌ها، مفهوم مورد نظر را منتقل کنیم.

در متن و اجرا، نقدی جدی به انسان امروز و روزمرگی زندگی او دیده می‌شود. آیا این نگاه را می‌توان نوعی سخت‌گیری نسبت به مردم دانست؟
خیر. شخصاً انتقادی به مردم ندارم؛ در واقع انتقادم به «انسان امروز» است. اگر به گذشته نگاه کنیم، انسان‌ها دغدغه‌های فلسفی، فکری و وجودی بیشتری داشتند. اما با پیشرفت تکنولوژی، زندگی به‌قدری پیچیده و سخت شده که انسان‌ها به کارگرانی بی‌وقفه تبدیل شده‌اند؛ به طوری که شاهدیم از صبح تا شب در تکرار هستند.

این وضعیت فقط تقصیر شرایط و مسئولان امروز جهان نیست؛ در حقیقت روندی تاریخی ما را به اینجا رسانده است. از قدرت‌های گذشته تا نظام‌های امروز جهانی، همه محصول خود انسان‌اند. در واقع، انسان مدرن با وجود دستاوردهای علمی، بخشی از اندیشیدن را از خودش گرفته است.

دغدغه ما در این اجرا همین است: اینکه چطور در میانه این شتاب، بتوانیم لحظه‌ای بایستیم و فکر کنیم؟
 
در نمایش قبلی‌تان، «شترمرغ» هم این دغدغه فلسفی وجود داشت. در آنجا نگاه نمادین و استعاری پررنگ‌تری وجود داشت. در «POV» چه تغییری در رویکردتان ایجاد شده است؟
در «شترمرغ» جهان اثر، سرشار از نمادپردازی بود و گفت‌وگوها رنگ فلسفی‌تری داشت. اما در «POV» تصمیم گرفتم از جهان پیچیده فاصله بگیرم و به فضایی ملموس‌تر نزدیک شوم.

برای همین، موقعیتی ساده و روزمره مثل یک آشپزخانه را انتخاب کردم؛ دو آشپز که با ماهیتابه، بدون توپ پینگ‌پنگ، بازی می‌کنند.
این موقعیت استعاره‌ای است از انسان‌هایی که در چرخه‌ای بسته گرفتار شده‌اند، بی‌آنکه بدانند چرا آنجا هستند یا چطور می‌توانند بیرون بیایند.
در واقع، در خلال نمایش، این دو شخصیت آرام‌آرام به پرسش‌های بنیادی انسان برمی‌گردند؛ اما با زبانی ساده و موقعیت‌محور، نه خشک و فلسفی.
 
در «POV» سراغ بازیگران کمتر شناخته‌شده رفتید، در حالی که در نمایش پیشین با چهره‌های مطرح‌تری همکاری داشتید. دلیل این انتخاب چه بود؟
بودجه همیشه نقش دارد، اما انتخاب من دلایل دیگری هم داشت. در نمایش «شترمرغ» هم افشین حسنلو نقش اول را بازی می‌کرد؛ او در آن زمان هنوز به اندازه امروز چهره شناخته‌ شده‌ای نبود و تازه برای سریال «یاغی» آماده می‌شد. آن زمان خیلی‌ها از این انتخاب تعجب کردند، اما من می‌دانستم دقیقاً چه می‌خواهم.

همینطور که سایر بازیگران شترمرغ نیز بازیگران با سابقه تئاتر بودند و این برای من اهمیت ویژه‌ای داشت. بازیگرانی که برای این نمایش پیشنهاد می‌شدند نیز اغلب از دنیای سینما بودند و برای گیشه جذابیت داشتند. اما شخصاً معتقدم بازیگر تئاتر باید از خودِ تئاتر بیاید؛ بازیگر سینما، مگر در نمونه‌های محدود، نمی‌تواند در ریتم و شدت تمرین‌های تئاتر دوام بیاورد. از طرف دیگر، تماشاگر تئاتر تربیت‌شده و دقیق است و به‌سرعت تفاوت‌ها را تشخیص می‌دهد.

 

بــــرش

 چه ویژگی‌ای در «POV» برایتان مهم‌تر است؟
این نمایش در مرز دو دیدگاه فکری حرکت می‌کند. خوشحالم که منتقدان به نوآوری‌هایش اشاره کردند؛ نمایشی که برخلاف آثار تلخ و افسرده، به فلسفه وجودی انسان با زبانی متفاوت می‌پردازد. همیشه دوست دارم از تکرار و روتین فرار کنم، چه در زندگی و چه روی صحنه.
«POV»، نمایشنامه‌ای سه‌پرده‌ای با ساختاری شبیه به کلاسیک است، اما در قالبی آبزورد روایت را فصل‌ به‌ فصل پیش می‌برد تا هر بخش مؤلفه‌های خاص خود را داشته باشد و مخاطب هم‌زمان با تفکر، درگیر هیجان شود.
امیدوارم این نمایش بیشتر روی صحنه بماند تا انسان‌های بیشتری آن را ببینند. اگر حتی چند نفر پس از دیدن آن، لحظه‌ای در روزمرگی خود مکث کنند، به هدفم رسیده‌ام.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر