چشمان برقافتاده در انتظار ادامه راه
هنر
101104
بعد از تحول اساسی رادیو و تلویزیون در سال ۱۳۵۷ که با پیروزی انقلاب اسلامی و پخش صدای آیتالله شیخ فضلالله محلاتی از رادیو انجام شد، تحولی به بزرگی و عمق آنچه در دوران کنونی رخ داده و در حال شکوفایی و پیگیری است، دیده نشده است.
ایران آنلاین: در حکم هفتم مهرماه 1400 و حکم رهبر انقلاب در انتصاب دکتر پیمان جبلی به ریاست رسانه ملی تصریح شده بود: «هدایت فرهنگی، تقویت روحیه و احساس هویت ملی و انقلابی، ترویجِ سبک زندگی اسلامی-ایرانی، و افزایش همبستگی ملی، در شمار اولویتهائی است که باید با ارتقاء سرمایهی انسانی و رشد کیفی برنامهها و بهرهگیری از ابتکار و با تلاش شبانهروزی به آن دست یابید انشاءالله.»... و تلاشهای شبانهروزی همه خدمتگزاران در معاونتهای مختلف این رسانه، موجب شده است که عملیات هماهنگ و منسجم پویش «ایران جان؛ خوزستان ایران» به نحو چشمگیر و قابل توجهی در تمام شبکههای رادیویی و تلویزیونی قابل دریافت باشد.
انتظارات رهبر حکیم انقلاب از مجموعه پویا و کارکشته رسانه ملی که در حکمشان انعکاس پیدا کرده بود، نیاز به حرکتی منسجم، علمی و برنامهریزیشده داشت که در قالب سند بزرگ تحول در صدا و سیما نمود پیدا کرد. حالا بعد از گذشت سه سال و چند ماه از آن حکم، میوههای شیرین تحول در رسانه ملی را میشود دید، شنید و چشید. یکی از شیرینترین جلوههای این تحول، برنامهریزی و اجرای پویش بزرگ هفتههای ایرانی بود که شاید در گفتهها و اخبار، همردیف پویشهای دیگر دیده میشد اما در محله اجرا و بوته نقد، از ابعادی بسیار پیچیده و سخت در هماهنگیها برخوردار بود.
فارغ از پیچیدگی در مرحله اجرا و انجام هماهنگیهای زمانبر و چند لایه، مهمترین دستآورد طرح بزرگ هفتههای ایرانی و مرحله اول آن یعنی «خوزستان ایران» را باید در چرخش دوربینها و میکروفنها به سمت استانی دانست که متاسفانه کمکاریها در معرفی منابع، دخائر، پیشرفتها و ظرفیتهای انسانی و اجتماعی آن غوغا میکرد. نکته مهم، برنامهریزی هوشمندانه در کنداکتور شبکههای مختلف رادیویی و تلویزیونی بود که موجب شد هم مردم و هم مسئولان، فرصت کافی برای حضور در برنامههای مختلف برای تبیین ویژگیهای این استان و بیان نیازها و درخواستها را داشته باشند.
نکته چالشبرانگیزی که میتوانست پویش ایران جان را در اولین مرحله با مشکلاتی روبرو کند، ایجاد دلزدگی از کثرت بیان نام یک استان یا صحبت درباره یک موضوع بود که دو عامل، باعث گذر سلامت از این مرحله شد؛ ابتدا باید باز هم به هوشمندی در تنظیم کنداکتور شبکهها و شرکت برنامههای مهم و پربیننده رسانه ملی در این طرح اشاره کرد. نکته مهمی که اگر از آن غفلت میشد، میتوانست مخاطبان را از اهمیت این پویش غافل کند اما بینندگان وقتی همه برنامهها در قالبها و شبکههای مختلف را یار همدل این پویش دیدند، گویی در یک هفته خودشان را در دل خوزستان قهرمان حس کردند و به شناختی دیگرگونه از این استان پهناور کشورمان دست پیدا کردند.
نکته بعدی، همراهی و همدلی همه مردم، مسئولان و هنرمندان خوزستانی از اقوام و گویشهای مختلف در این پویش بود. هر شبکه و هر برنامه ناظر به ماموریت ذاتی خود سراغ بخشی از مردم و ظرفیتهای ملی و منطقهای این استان رفت و هیچ برنامه و محتوایی دچار تکرار و موازیگویی نشد. تجربه دلانگیزی که بیشک، کار را برای رسانه ملی در گامهای بعدی، سختتر میکند چرا که مخاطبان، انتظار دارند طعم شیرین مواجهه با استان خوزستان را درباره دیگر استانها خصوصا استان و شهر محل زندگی خود نیز بچشند.
حالا، با بازخوردهای مثبت اجرای این پویش، طبیعی است چشممان برای دیدن ترکیب برنامهها در پویش «اصفهان ایران» برق افتاده باشد و ذهنمان برای درک ویژه و متفاوتی از نصف جهان، لحظهشماری کند.
میثم رشیدی مهرآبادی/ نویسنده و روزنامهنگار
انتهای پیام/