«صددام» کمدیای که در مرز طنز و تقلید میماند
هنر
109503
فیلم «صددام» به کارگردانی پدرام پورامیری، که به عنوان اولین ساخته مستقل او در سینمای کمدی ایران به نمایش درآمد، نمونهای بارز از معضلی است که سینمای تجاری ایران را به عقب میراند: تکرار کورکورانه فرمولهای موفق گذشته و عدم جسارت در خلق یک اثر اصیل.
صفیه رجائی هرندی - ایران آنلاین: فیلم بر پایه یک ایده محوری اولیه جذاب بنا شده است: شباهت یک مرد ایرانی به صدام حسین و استفاده از او به عنوان بدل برای اجرای یک عملیات در تهران. این ایده پتانسیل لازم برای ورود به قلمرو کمدی سیاه یا حتی طنز سیاسی با الهام از آثار کلاسیک جهانی نظیر «دیکتاتور بزرگ» چارلی چاپلین را داراست؛ آثاری که در آنها، طنز به ابزاری قدرتمند برای نقد ساختارهای قدرت تبدیل میشود.
با این حال، «صددام» مسیر متفاوتی را در پیش میگیرد. این فیلم به جای آنکه مرز باریک میان کمدی و نقد سیاسی را با ظرافت رعایت کند، به سرعت به سمت طنز موقعیتهای مرسوم و کلیشهای گیشه متمایل میشود. نقدها حاکی از آن است که این اثر، در تکرار سنتهای فیلمهایی مانند «فسیل» – با تمرکز بر نوستالژی دهه شصت و خط روایی ساده – گرفتار شده و از پرداختن عمیق به پتانسیلهای خود باز میماند. نتیجه این رویکرد، اثری جاندار نیست که میان منطق دراماتیک فضا (که اشاره به مقطعی حساس دارد) و خنده صرف، در نوسان باقی بماند.
بازیگران: تضاد میان ستارگان و کارگردانی
یکی از بزرگترین تناقضات «صددام»، عملکرد بازیگران درجه یک آن در مواجهه با کارگردانی فیلم اولی است.
رضا عطاران؛ موتور محرک نجاتیافته: در حالی که برخی منتقدان، عملکرد رضا عطاران را یکی از ضعیفترینهای کارنامه او دانستهاند، دیدگاه متفاوتی نیز وجود دارد که او را نقطه مثبت و محرک اصلی فیلم معرفی میکند. این دیدگاه معتقد است که عطاران با مهارت خود توانسته است لحظات کمیک فیلم را به اوج برساند و تا حد زیادی، ضعفهای اجرایی سایر بازیگران و کمبودهای متن را پوشش دهد و نیروی پیشبرنده قصه باشد.
پریناز ایزدیار؛ تلاشی برای شکستن قالب: تلاش پریناز ایزدیار برای ارائه نقشی خارج از چارچوبهای معمولش، تلاشی قابل تقدیر است، اما نقادان تأکید میکنند که این تلاش به واسطه اجرای کلی فیلم، به خلق یک پدیده بهیادماندنی منجر نشده است.
در مجموع، به نظر میرسد که بازیگردانی پدرام پورامیری نتوانسته است از تمام ظرفیتهای بازیگران خود بهره ببرد و این امر، به بازیهای غیرهمگون در اثر منجر شده است.
نتیجهگیری: تکرار، ضدِ سینمای اصیل
سینمای ایران همواره با این چالش دست به گریبان بوده است که چگونه میان حفظ استانداردهای تجاری و ارائه محتوای اصیل تعادل برقرار کند. «صددام» نمونهای از فیلمی است که در اثر کپیبرداری ناشیانه از فرمولهای موفق کمدی دهههای اخیر، تبدیل به اثری کلیشهای با شوخیهای تکراری (حتی جنسیتزده) شده است.
اگرچه طراحی صحنه، لباس و جلوههای ویژه (Visual Effect) در سطح قابل قبولی قرار دارند، اما اینها نمیتوانند بر ضعف ساختاری فیلمنامه و سردرگمی در ژانر غلبه کنند. «صددام» در نهایت در قامت یک فیلم صرفاً سرگرمکننده برای گیشه تعریف میشود، اما در قیاس با آثار طنز جهان که از دیکتاتورها به عنوان ابزار نقد استفاده کردهاند، فاقد عمق، منطق دراماتیک و خلاقیت لازم است و در شمار آثار زیر متوسط کمدی سالهای اخیر باقی میماند.
انتهای پیام/