«آلا»: روایت ناباروری و فرزندآوری در قاب تلویزیون؛ تلاشی به وسعت یک موضوع اجتماعی، اما با اجرای نامتوازن
هنر
110929
سریال «آلا» که به سفارش سیما فیلم و پژوهشکده رویان تولید شده، در روزگاری پخش میشود که مسئله کاهش نرخ فرزندآوری و دغدغههای مربوط به ناباروری یکی از موضوعات جدی اجتماعی و حتی اقتصادی کشور است. چنین موضوعی، قطعاً ظرفیت بالایی برای روایتهای انسانی، پیچیده و تأثیرگذار دارد و میتواند مخاطب را با زوایای کمتر دیدهشدهای از زندگی زوجها، خانوادهها و جامعه روبرو کند. اما «آلا» در روایت و پرداخت خود تا چه اندازه توانسته از این ظرفیت بهره ببرد؟
ایران آنلاین: سریال «آلا» که به سفارش سیما فیلم و پژوهشکده رویان تولید شده، در روزگاری پخش میشود که مسئله کاهش نرخ فرزندآوری و دغدغههای مربوط به ناباروری یکی از موضوعات جدی اجتماعی و حتی اقتصادی کشور است. چنین موضوعی، قطعاً ظرفیت بالایی برای روایتهای انسانی، پیچیده و تأثیرگذار دارد و میتواند مخاطب را با زوایای کمتر دیدهشدهای از زندگی زوجها، خانوادهها و جامعه روبرو کند. اما «آلا» در روایت و پرداخت خود تا چه اندازه توانسته از این ظرفیت بهره ببرد؟
سریال «آلا» قصد دارد دست به کار مهمی بزند؛ پرداختن به دغدغهای که نه فقط خانوادهها، بلکه نظام سلامت و سیاستگذاران را هم به چالش کشیده است. این موضوع، از منظر اجتماعی اهمیت قابل توجهی دارد و ارائه تصویری ملموس از زوجهایی که در این مسیر گرفتار مشکلات ناباروری هستند میتواند آگاهی عمومی را افزایش دهد و حساسیتها را به سمت راهحلهای انسانیتر سوق دهد.
با این حال، از همان ابتدا مشخص است که سریال قصد دارد داستانهای متفاوتی را در هر قسمت روایت کند، داستانهایی که گاه به شکل تکقسمتی و مستقل مطرح میشوند و گاه در بستر مجموعهای مرتبط به هم قرار میگیرند. این سبک روایی، گرچه میتواند جذاب باشد و به بررسی چند جانبه موضوع بپردازد، اما در «آلا» تبدیل به یکی از نقاط ضعف اصلی شده است.
ضعف در انسجام روایت و فقدان عمق روانشناختی
یکی از نقدهای بارز به «آلا» این است که سریال نتوانسته شخصیتها و قصهها را به گونهای شکل دهد که مخاطب بتواند عمیقاً با آنها همذاتپنداری کند. هر داستان به سرعت وارد فضای کلیشهای میشود؛ زوجی که از فرزندآوری استقبال نمیکنند، زوجی که تمام تلاششان را میکنند اما نتیجه نمیگیرند، و یا حتی خانوادههایی که حمایت نمیکنند. این کلیشهها اگرچه در واقعیت نیز حضور دارند، اما ارائه سطحی و بدون پیچیدگیهای درونی، به یک روایت یکنواخت و کمرمق منجر شده است.
به عبارتی، «آلا» از پرداخت به دغدغههای عمیق روانی و اجتماعی که هر زوج نابارور یا خانوادهای که مسئله فرزندآوری برایش مسئله است، عاجز مانده است. این سریال کمتر از عمق درد، امید و گاه ناامیدیهای درونی حرف میزند و بیشتر به نمایش ظاهری و فرم محدود مسئله بسنده کرده است.
رویکرد رسانهای و پیامرسانی مستقیم؛ مزیت یا آسیب؟
نکته جالب توجه «آلا» این است که پروژهای است سفارشی با هدف حمایت از سیاستهای فرزندآوری و افزایش آگاهی نسبت به مراکز درمان ناباروری. این رویکرد باعث شده تا در برخی بخشها، سریال بیش از حد پیامرسانی مستقیم داشته باشد و گاه از شکل داستانی فاصله بگیرد.
وقتی سریال به جای تمرکز بر روایت طبیعی و پرکشش زندگی شخصیتها، به تبلیغات و تشویق مستقیم میپردازد، در مخاطب حس اجباری بودن و دلسردی ایجاد میشود. این موضوع از منظر رسانهای یک ضعف اساسی محسوب میشود؛ چرا که داستانهای موفق تلویزیونی، اصولاً باید مخاطب را درگیر خود کنند و پیام را در بطن روایت بگنجانند، نه اینکه آن را در قالب شعار و توصیه مستقیم به مخاطب تحمیل کنند.
زبان تصویری و کیفیت فنی؛ یک نقطه ضعف محسوس
از منظر فنی نیز سریال «آلا» در برخی سکانسها با ضعفهایی مواجه است که باعث کاهش کیفیت کلی اثر شده است. نقدهای متعددی به تدوین سریال وارد شده که از جمله آن میتوان به سوتیهای تصویری اشاره کرد؛ مثلاً کاراکتری که در یک سکانس با کولهپشتی خارج میشود، اما در نمای بعدی کیف رودوشی دارد. این نوع اشتباهات ساده، برای مخاطبی که امروز به شکل گسترده با محتوای تصویری مواجه است، بسیار آزاردهنده است و اعتبار اثر را پایین میآورد.
همچنین ریتم کند سریال یکی دیگر از مشکلاتی است که باعث شده بسیاری از مخاطبان نسبت به ادامه دیدن آن دلسرد شوند. ریتم کند، حتی در پرداخت به موضوعات مهم و عمیق، نیازمند طراحی دقیق داستان و شخصیتپردازی است که در این سریال به اندازه کافی دیده نمیشود.
نقد لایههای اجتماعی: فرصتهای از دست رفته
با وجود اینکه «آلا» میتوانست به عنوان یک سریال اجتماعی در مورد موضوع فرزندآوری و ناباروری، لایههای متعدد و پیچیدهای از جامعه ایران را نشان دهد، این فرصت را به درستی به کار نبرده است. مسائل مرتبط با نگرشهای فرهنگی، فشارهای خانواده، تابوهای اجتماعی و حتی شرایط اقتصادی و تأثیر آن بر تصمیمگیری زوجها، در «آلا» به صورت بسیار سطحی مطرح شده است.
به عنوان مثال، نقش مادربزرگها و خانوادههای گسترده که در فرهنگ ایرانی تأثیر زیادی بر مسائل فرزندآوری دارند، به یک وجه ساده و کلیشهای تقلیل یافته و فرصتی برای بررسی دقیقتر دینامیک خانوادگی از دست رفته است. همچنین، تفاوت نگرشها در میان مناطق مختلف کشور، طبقات اجتماعی گوناگون و تأثیرات
رسانهای و شبکههای اجتماعی، تقریباً هیچ جایگاهی در سریال ندارد.
نتیجهگیری: تلاشی ارزشمند اما نیمهکاره
سریال «آلا» از این حیث که وارد یک حوزه کمتر دیدهشده و حساس اجتماعی شده، قابل تقدیر است و میتواند جرقهای برای تولید آثار عمیقتر و تخصصیتر در این حوزه باشد. اما این اثر به دلیل ضعف در روایت، عدم پرداخت به عمق شخصیتها، ریتم کند و ضعفهای فنی و تدوینی، نتوانسته جایگاه مطلوبی در میان مخاطبان و منتقدان پیدا کند.
اگرچه «آلا» پیام مهمی دارد، اما این پیام زمانی میتواند اثربخش باشد که از طریق یک روایت جذاب، پرکشش و با لایههای چندگانه اجتماعی و روانی منتقل شود؛ چیزی که این سریال در حال حاضر فاقد آن است.
سعید زعیمی
انتهای پیام/