انقلاب اقتصادی بوموسی
اقتصاد
111071
اقتصاد جهانی در دهه ۱۹۸۰ با انقلاب فناوری اطلاعات متحول و «جهان شبکهای» متولد شد. در این پارادایم جدید، شرکتهای فراملی با ایجاد «فضای جریانها» (گردش داده، کالا و سرمایه) و «فضای مکانها» (استقرار در گرههای استراتژیک)، مناطق آزاد را از ابزاری برای توسعه محرومنشینان به دروازههای پیوند با اقتصاد جهانی تبدیل کردند. امروز ۵۰۰ منطقه آزاد در ۱۴۷ کشور، نیمی از تجارت جهانی را کنترل میکنند.
گروه اقتصادی روزنامه ایران: مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، در گزارشی مفصل، به بررسی تحولات مناطق آزاد در اقتصاد جهانی و نقش نوین آنها در همگرایی منطقهای میپردازد. تکیه این گزارش به امکان سنجی تبدیل بوموسی به منطقه آزاد نسل ششم است. چرا که از دیدگاه این پژوهش، «مناطق آزاد» امروز تنها پارکهای صنعتی نیستند، بلکه ابزار دیپلماسی اقتصادی برای بازسازی روابط منطقهایاند و بوموسی میتواند نماد چنین تحولی در خلیج فارس باشد.
نسل ششم
تحقیقات نشان میدهد مناطق آزاد در مسیر تکاملی خود به هفت نسل رسیدهاند. نسل ششم که پس از ۱۹۹۰ ظهور یافت، با شکستن مرزهای ملی، چند کشور را در قالب «مثلثهای رشد» به هم پیوند میدهد. هسته این مدل، همپیوندی «مزیتهای مکمل» است: سرمایه و فناوری کشورهای توسعهیافته با نیروی کار و منابع همسایگان. نمونههای موفقی هم در این باره وجود دارند.
در یک تعریف، نسل ششم مناطق آزاد ایجاد یک منطقه فرامرزی مبتنی بر همکاری اقتصادی چند کشور برای ایجاد زنجیره ارزش منطقهای را فراهم میکند. ویژگیهای کلیدی چنین منطقهای قرارگیری در مرزهای مشترک دو یا چند کشور مانند مثلثی که سنگاپور، مالزی و اندونزی به نام SIJORI (مخفف سنگاپور-جوهور-جزایر ریاو) ساختهاند. یا مثلث رشد IMT-GT که با مشارکت اندونزی، مالزی و تایلند ساخته شده است. یا حتی مثلث طلایی تایلند-لائوس-میانمار موسوم به مکونگ. در این نوع مناطق آزاد، مدیریت توسط شرکتهای مادر انجام میشود نه دولتها. به طور مثال مدیریت SIJORI به عهده شرکتهای خدمات پیشرفته است.
نسل ششم مناطق آزاد، راهکاری برای تبدیل «اختلافات» به «همکاری» است. نمونههای جهانی ثابت کردهاند که پیوند اقتصادی میتواند منافع مشترک را جایگزین تنشهای ژئوپلیتیک کند. اقتصاد امروز مبتنی بر یک «جهان شبکهای» با اتکای به فضای جریانها (اطلاعات، سرمایه، کالا) و فضای مکانها (گرههای اقتصادی مثل مناطق آزاد) است. در این میان، تکامل نسلهای مناطق آزاد: از نسل اول (بنادر آزاد تجاری) تا نسل هفتم (مناطق دیجیتال) شکل گرفته است.
چه کارکردی داشت؟
به این چند نمونه از عملکرد مناطق آزاد نسل ششم نگاه کنید:
در مثلث طلایی SIJORI ترکیب «سرمایه و فناوری سنگاپور» با «زمین و نیروی کار ارزان مالزی/اندونزی» طی ۳ دهه، تولید صنایع الکترونیک را ۳ برابر و جذب سرمایهگذاری خارجی را ۴۰۰درصد افزایش داد.
در مثلث رشد اندونزی-مالزی-تایلند موسوم به IMT-GT، ایجاد ۵ کریدور اقتصادی فرامرزی، با وجود چالشهای سیاسی، ظرفیت تجاری منطقه را تا ۶.۸ میلیارد دلار ارتقا داد.
در منطقه مکونگ که سه کشور تایلند-لائوس-میانمار در آن دخیل اند، توسعه زیرساختهای مشترک با محوریت رودخانه مکونگ، سرمایهگذاری خارجی ویتنام در لائوس را ۵۲.۲ درصد و تایلند در لائوس را نزدیک به 27 درصد
رشد داد.
کلید موفقیت، عبور از نگاه سنتی به مناطق آزاد و استفاده از ظرفیتهای شرکتهای فراملی در چهارچوب نسل ششم است.
مسیر اجرا؛ از تئوری تا عمل
گزارش اتاق ایران برای اجرای چنین مدلی چند پیشنهاد دارد. از جمله تأسیس «هلدینگ مالی مشترک» با استفاده از ظرفیتهای بانک توسعه اسلامی (ایران با 700 میلیون دینار سرمایهگذاری سومین سهامدار آن است) و مرکز مالی بینالمللی دبی، واگذاری مدیریت منطقه به شرکتهای فراملی برای جذب سرمایهگذاری مستقیم و طراحی «کریدورهای اقتصادی» مشترک با تمرکز بر صنایع هایتک و خدمات پیشرفته. پژوهش هشدار میدهد موفقیت این مدل منوط به عبور از دو مانع است: چالشهای حاکمیتی و فقدان نیروی کار ماهر پایدار.
در شرایطی که خلیج فارس شاهد رقابت فزاینده مناطق آزاد (از دبی تا دوحه) است، نسل ششم مناطق آزاد تنها الگویی است که میتواند بوموسی را از نقطه تنش به کانون همکاری تبدیل کند. این مدل نه تنها اختلافات تاریخی را با اقتصاد میزداید، بلکه ایران را به شبکههای جهانی زنجیره ارزش متصل میکند. همانطور که پژوهش تأکید دارد: «همکاری در فضای اقتصاد دانشبنیان، تنها راه تبدیل دریای خون به دریای توسعه است.»
ایران آنلاینبــــرش
بوموسی از بحران تا فرصت
جزیره بوموسی همواره محور اختلاف میان ایران و امارات بوده است. جزایر سهگانه در سال ۱۹۴۸ میلادی بهطور کامل به اشغال امپراطوری بریتانیا درآمد، اما تا سال ۱۹۷۱ هیچیک از دولتهای وقت ایران این اشغال را نپذیرفتند و بوموسی به همراه تنب بزرگ و تنب کوچک در تقسیمات کشوری ایران قرار داشت. در سال ۱۹۷۱، پس از توافق ایران و بریتانیا و پیش از خروج نیروهای نظامی این کشور از منطقه بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک پس از نزدیک به ۷۰ سال شکایتهای مداوم دولت ایران علیه اشغالگری بریتانیا، سرانجام به ایران بازگردانده شد. از آن زمان تاکنون، همواره امارات به دلایل واهی ادعای مالکیت این جزایر را داشته است.
در فصل چهارم گزارش با بررسی ادعاهای واهی امارات بر جزیره بوموسی، راهحلی انقلابی ارائه شده است: احیای بوموسی به عنوان منطقه آزاد نسل ششم. این مدل با الهام از موفقیتهای جهانی، از تنش ژئوپلیتیک به نفع توسعه اقتصادی بهره میبرد. از نظر این گزارش، بوموسی با داشتن موقعیت استراتژیک در قلب خلیج فارس به بازار ۶۰ میلیونی حاشیه این آبراهه دسترسی دارد. تبدیل بوموسی به هاب تکنولوژی دریایی خلیجفارس با مزیت رقابتی نیروی کار متخصص ایرانی به علاوه سرمایه و فناوری امارات/قطر قابل اجراست. از نظر ژئوپلیتیک نیز کاهش تنشها از طریق ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی (Interdependence) و جایگزینی دیپلماسی توسعه بهجای دیپلماسی تنشمحور اجرایی است.
مدل پیشنهادی این طرح نیز ایجاد منطقه آزاد مشترک در بوموسی با محوریت «اقتصاد دانشبنیان (هایتک، فینتک، لجستیک هوشمند) است.
انتهای پیام/