«حکایتهای کمال ۲»ِ بازآفرینی نوستالژی با طعم اخلاق و طنازی
هنر
111835
بازگشت سریال «حکایتهای کمال» به آنتن رسانه ملی در فصل دوم، یکی از تلاشهای موفق تلویزیون در بازسازی فضای اخلاقمدار، خانوادگی و نوستالژیک دهه ۴۰ شمسی و از معدود آثاری است که با روایتی دلنشین از زندگی نوجوانی در دهه چهل شمسی توانسته یک داستان نوجوانانه اصیل باشد که گستره مخاطبانش نه فقط نوجوانان که بزرگاسالان را نیز شامل می شود.
ایران آنلاین: به گفته مجید اکبر شاهی رئیس مرکز سیمرغ، تولید فصل دوم این سریال در راستای تحقق یکی از سرفصلهای مهم دوران تحول رسانه ملی، به نام «فصل دومسازی آثار موفق» بوده است.
این سریال، اقتباسی از رمان محمد میرکیانی است؛ اثری که خود بر پایه خاطرات نوجوانی نویسنده شکل گرفته و حالا در فصل دوم، با اتکای به همان داستان و شخصیتها موفق شده بخشی از روح قصه را به قاب تصویر منتقل کند.
محمد میرکیانی، نویسنده رمان و از چهرههای شناختهشده ادبیات کودک و نوجوان، پیشتر در گفتوگویی تأکید کرده بود که جانمایه داستان در سریال حفظ شده است و ۹۹ درصد خاطراتش در کتاب آمده و در واقع خود او کمالِ حکایتهای کمال است.
در این سریال شخصیت کمال و دوستانش، تفاوت دیدگاه نسلها و کشمکش بین سنت و مدرنیته در یک جامعه در حال تغییر با دقت و زیبایی روایت شدهاند.
«حکایتهای کمال ۲» در دو هفته اول پخش خود بیش از ۱۰۰ هزار بازدید در تلوبیون را ثبت کرده و قسمت اول آن با بیش از ۱۸ هزار بازدید در میان آثار داستانی پربیننده این دوره قرار گرفته است. عددی که در میان تولیدات داستانی صداوسیما در سال ۱۴۰۴، موفقیتی معنادار تلقی میشود و نشان میدهد مخاطب هنوز برای قصههایی که به «هویت» توجه دارند، وقت می گذارد.
آنچه فصل دوم «حکایتهای کمال» را متمایز میکند، توجه به تربیت شخصیتها در بستری اجتماعی-فرهنگی اصیل است. همچنین آنچه این سریال را از بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند، ترکیب موفقی از روایت تاریخی، نگاه اخلاقمحور و جذابیت روایی و طنازانه است. از آداب و رسوم مردم کوچه و بازار تا ارزشهای جاری در زندگی خانوادههای ایرانی، همگی با ظراقت در بستر داستان بازآفرینی شدهاند.
بهرهگیری از طراحی صحنه در شهرک سینمایی غزالی و ساخت محلهای اختصاصی برای نشان دادن تهران دهه چهل، از دیگر نکقاط قوت این سریال است که توانسته فضایی باورپذیر و گرم خلق کند. این فضاسازی در کنار استفاده از زبان و رفتار متناسب با بافت فرهنگی آن دوران، به تماشاگر امکان میدهد تا نه فقط روایت، بلکه «زندگی» را در آن زمان حس کند.
حضور چهرههایی چون محمود پاک نیت، میرطاهر مظلومی، ایرج نوذری و جعفر دهقان در کنار بازیگران نوجوانی که با دقت انتخاب شدهاند، ترکیبی همدلانه و متعادل را شکل داده است. روابط انسانی در این سریال گرچه سادهپردازی شده، اما واجد نوعی صداقت و گرماست که در بسیاری از سریالهای امروز تلویزیون کمیاب است. نقشآفرینی بازیگر کمال، همزمان با شیرینی، صداقت و کنجکاوی کودکانه، مخاطب را با خود همراه میسازد و بار تربیتی اثر را بیآنکه شعاری باشد، منتقل میکند. همچنین پرداخت اپیزودیک و قابلفهم بودن هر قسمت، به فهم و درک مخاطب نوجوان کمک میکند.
با این حال، ریتم برخی قسمتها کند و بیش از اندازه توضیحی است؛ بهگونهای که درام در برخی قسمت ها تحتالشعاع روایت توصیفی قرار میگیرد. همچنین تلاش برای بازآفرینی لحن و زبان محاورهای دهه چهل، در برخی دیالوگها به سمت تصنعی شده و از طبیعی بودن فاصله گرفته است.
اما به طور کلی آنچه «حکایتهای کمال» را فراتر از یک اثر سرگرمکننده قرار میدهد، بازتاب فرهنگی و اجتماعی آن در میان خانوادهها و نوجوانان است. در دورانی که برخی برنامههای کودک و نوجوان از زیستبوم فرهنگی و تربیتی فاصله گرفتهاند، این سریال با روایت صادقانهاش از دغدغههای روزمره نوجوانی، خانواده، مدرسه، دوستی و اخلاق، یادآور ارزشهایی است که هنوز هم برای جامعه ایرانی الهامبخشاند. همچنین تأکید سریال بر شکلگیری هویت فردی نوجوانان در بستر خانواده، مدرسه و محله، الگویی مثبت و بهدور از اغراق برای تربیت نسل جدید ارائه میدهد.
سمیه احمدی
انتهای پیام/