«ایران» بررسی میکند؛ تفاوت عملکرد والیبال و فوتبال در ایجاد نشاط اجتماعی
رسوخ دلالیسم در فوتبال؛ والیبال در آغوش مردم
ورزش
112037
پیروزی همیشه، بهویژه وقتی برنده تیم ملی باشد، حس غرور و شادی بینظیری دارد؛ بهخصوص اگر این پیروزی در فوتبال رقم خورده باشد. فوتبال اما حکایت دیگری دارد؛ باختش زهر تلخ است و بردش شهد شیرین.
مهری رنجبر _گروه ورزشی: شاید آخرین نمونه بارز آن، جام جهانی ۲۰۲۲ قطر بود که پس از شکست ۶ - ۲
تیم ملی مقابل انگلیس، دل مردم ایران شکست و خیلیها اشک ریختند. اما با پیروزی بعدی تیم ملی برابر ولز با نتیجه ۲ - صفر، همهچیز تغییر کرد. هواداران ایرانی در ورزشگاه احمد بن علی الریان از شادی سر از پا نمیشناختند و در خیابانهای ایران، مردم ساعتها به جشن و پایکوبی پرداختند، شیرینی پخش کردند و بوق ماشینها را به صدا درآوردند؛ بردی که گویی بال پرواز همه، از زن و مرد تا پیر و جوان شده بود.
والیبال هم در سالهای اخیر به اندازه فوتبال، اکسیر شادیبخش مردم ایران شده است؛ از زمانی که خولیو ولاسکو به عنوان سرمربی تیم ملی روی کار آمد و در سال ۲۰۱۱، پس از سالها، ایران را بر قله افتخار قاره کهن نشاند. آن مسابقه تاریخی در سالن ۱۲هزار نفری آزادی برگزار شد؛ سالنی که با حضور پرشور هواداران، جای سوزن انداختن نداشت. هر بار که اسکوربرد امتیازی را به نام ایران ثبت میکرد، سالن با صدای «ایران، ایران» هواداران به لرزه در میآمد. اشک شوق در چشمان تماشاگران میدرخشید و لبخند بر لبهایشان نقش میبست.پس از آن، وقتی تیم ملی والیبال در جام جهانی ۲۰۱۱ تیمهای بزرگ لهستان و صربستان را شکست داد، شور و شوقی بینظیر در دل مردم ایران ایجاد شد. اگرچه مردم هرگز به اندازه فوتبال برای پیروزیهای والیبال به خیابانها نریختند و بوق ماشینها را به صدا درنیاوردند، اما شادیشان قلبی و عمیق بود. با صعود تیم ملی والیبال ایران به لیگ جهانی در سال ۲۰۱۳ (که بعدها به لیگ ملتها تغییر نام داد)، حتی در بازیهایی که نیمهشب برگزار میشد، هواداران بیدار میماندند و پای تلویزیون مینشستند. این علاقه و شور به حدی رسید که بسیاری از کارشناسان ورزشی و حتی جامعهشناسان بر این باورند که حالا والیبال، به جای فوتبال، به نماد ایجاد نشاط و امید در جامعه ایران تبدیل شده است.
انتهای پیام/