«پیر پسر» پتانسیل یک شاهکار، در اجرای آکادمیک
هنر
112339
فیلم «پیر پسر» به کارگردانی اکتای براهنی، نه صرفاً یک درام خانوادگی، بلکه تلاشی بلندپروازانه برای خلق یک «حماسه خونین» در بستر جامعه معاصر ایران است.
صفیه رجائی هرندی - ایران آنلاین: این فیلم سه ساعته، که جایزه بهترین فیلم جشنواره روتردام را با خود به خانه برده، مرزهای ژانر را جابجا میکند و با پرداختن به موضوعاتی چون اعتیاد، فساد اخلاقی، و خشونت پدرسالارانه، تصویری خاکستری و زننده از خانواده ارائه میدهد که به ندرت در سینمای جریان اصلی دیده میشود.
۱. بنیانهای تاریک: سایه داستایوفسکی بر خانواده باستانی
«پیر پسر» از همان ابتدا اعلام میکند که محصول ذهن متأثر از ادبیات کلاسیک است. الهامگیری از آثار فئودور داستایوفسکی، بهویژه «برادران کارامازوف» و «ابله»، نه یک اشاره گذرا، بلکه شالوده دراماتیک فیلم را تشکیل میدهد. این تأثیر در ارجاعات مستقیم کتابفروشی و حتی در درگیریهای برادرانه میان علی (حامد بهداد) و رضا (محمد ولیزادگان) مشهود است.
نویسندگی براهنی، که پیشتر با «پل خواب» (برداشتی آزاد از «جنایت و مکافات») مورد توجه قرار گرفته بود، در اینجا نیز نقطه قوت اصلی فیلم به شمار میرود. او در خلق دیالوگهای به ظاهر عادی اما لبریز از زخمهای درونی استعدادی دارد که به حفظ تنش در یک روایت طولانی کمک میکند. این گفتگوها، مانند کالبدشکافی آرام یک زخم قدیمی، لایههای پنهان خیانت، حسادت و رنج چندین ساله را آشکار میسازد.
۲. شخصیتپردازیها: تضاد میان نجابت و تباهی
اجرای بازیگران در این فیلم، تقریباً یکدست و در سطح بالا توصیف شده، که برای روایت چنین داستان سنگینی ضروری است:
حسن پورشیرازی در نقش غلام باستانی (پدر): اجرای پورشیرازی قلب تاریک فیلم است. او نه یک پدر، بلکه یک «موجود» است که با سنگینی قدم برمیدارد، گویا از خواب زمستانی برخواسته تا همه چیز را نابود کند. تصویری که از او ارائه میشود – مصرف مواد، درگیری در شیرهکشخانه، و قدرت فیزیکی خردکننده – تجسم نهایی یک «مرد بد» است که تا سرحد ویرانی مطلق پیش میرود. اشاره به نماد ضحاک حکاکی شده بر کمر او، تلاشی آشکار برای ارتقای شخصیت به سطح یک اسطوره اخلاقی شکستخورده است.
حامد بهداد در نقش علی: علی نماینده نجابت و فضیلت ذات در خانواده است؛ نجابتی که نه تنها او را در برابر تمسخر پدر و برادرش ضعیف میسازد، بلکه او را به هدفی برای هر مرد آلفای اطراف تبدیل میکند. روح او زیبا اما شکسته است.
لیلا حاتمی در نقش «رعنا»؛ کاتالیزور تحول: حضور لیلا حاتمی به عنوان زن مطلقه کاریزماتیک، نقشی حیاتی دارد. او نه تنها توجه پدر و علی را به خود جلب میکند، بلکه نیروی محرکه جدیدی برای آشکارسازی حسادتهای پنهان و به حرکت درآوردن زنجیره حوادث فیلم است. حضور او، به مثابه یک پدیده غیرقابل پیشبینی، خانه را به لبه فروپاشی میکشاند.
۳. افراط در نمادگرایی: میان نقد و انتلکتبازی
بزرگترین چالش «پیر پسر» در اجرای ایدههایش نهفته است. نقدها به درستی اشاره میکنند که اکتای براهنی گاهی چنان شیفته ایده نمادپردازی شده است که **ابزار سینما را قربانی تئوریسازی میکند.
ایراد اصلی در نیمه اول فیلم، عدم کنش اصلی است. پیش از ورود «رعنا»، روایت در چرخهای از نمایش وضعیت وخیم خانواده (مشکلات پدر، ضعف علی، حرص رضا) متوقف میشود. این بخش، صرفاً با دیالوگهای شعاری و ارجاعات نمادین (مانند کارامازوف یا رستم و سهراب) پر شده است. این حجم از نمادگرایی، به جای عمق بخشیدن، به نظر میرسد تلاشی است برای فرو کردن مستقیم پیام به چشم مخاطب، که بیشتر شبیه به «جلسه توجیهی» است تا یک اثر سینمایی ظریف.
حتی تصویرسازیها نیز از این قاعده مستثنی نیستند؛ پخش آهنگ محسن نامجو در یک شیرهکشخانه و بحث کاراکترها درباره «ویل دورانت»، نشاندهنده این است که کارگردان ترجیح داده است سطح بصری فیلم را با المانهای فرهنگی مورد علاقه خود سنگین کند، حتی اگر این المانها در خدمت داستان اصلی نباشند.
جمعبندی:
«پیر پسر» فیلمی است که قطعاً برای برنامهریزی جشنوارهها و پخشکنندگان بینالمللی اهمیت دارد، چرا که جسارت در نمایش تصویری ویرانگر از جامعه، همراه با تکنیک بازیگری قدرتمند، آن را متمایز میکند. این فیلم تصویری بیپرده از طبقات فرودست و قربانیان شوونیسم ارائه میدهد که یادآور آثاری چون «عنکبوت مقدس» است.
با این حال، اگرچه براهنی در نویسندگی و حفظ تنش موفق عمل کرده، اما در تبدیل این تنش به سینمایی روان و بدون حاشیه نمادین ناکام مانده است. «پیر پسر» اثری است که مخاطب را با خود میبرد، اما گاهی با سنگینی بار ایدههایش، بر روی زمین میافتد. این یک حماسه خانگی است که در مرز میان عظمت ادبی و زیادهروی آکادمیک سرگردان مانده است.
انتهای پیام/