گزارشی از دومین ورکشاپ نقاشی تهران طی ۴۵ سال گذشته
ژانر پرتره کهنهشدنی نیست
هنر
113144
در این مطلب گزارشی از دومین ورکشاپ نقاشی تهران که طی ۴۵ سال گذشته برگزار میشود را میخوانید
سعیده احسانیراد - گروه فرهنگی: یکی از استادان بنام نقاشی ایران در حالی که فیگور نقاشی کشیدن را با گرفتن پالت مجسم میکند روی صندلی در بالای سکو نشسته است، ۴ استاد دیگر بومهای نقاشیهایشان را درست روبهروی او کاشتهاند تا در فرصتی ۴ ساعته از او پرتره بکشند.
این یک تصویر کوتاه از مستر کلاس و ورکشاپ نقاشی به نام «رودررو» در گالری کاما بود، ورکشاپی که ۵ نفر از اساتید پرتره ایران احمد وکیلی، علی ندایی، جمشید حقیقتشناس، مهناز پسیخانی و علی بیگیپرست در آن حضور داشتند و در حضور علاقهمندان پرتره یکدیگر را نقاشی کردند.
روند کار در این ورکشاپ به این صورت بود که هر هنرمند در این پنج روز یک روز سوژه بقیه هنرمندان شد که از جذابیتهای این اتفاق در پایان هر جلسه ۴ اثر خلق شد و از پرتره یا فیگور سوژه مورد نظر با تکنیکهای خاص خود که هر یک ازاساتید تکنیکهای متفاوتی داشتند در این ورکشاپ هنرجوها چند تکنیک را همزمان دیدند و با عوض شدن مدلها تکنیکهای متفاوت اساتید را هم یاد گرفتند.
«علی ندایی» یکی از اساتید نقاشی که در این ورکشاپ حضور داشت به خبرنگار «ایران» گفت: «اساتید و شاگردان در عالم هنر در کلاس جهانی همه خوب نقاشی میکنند و نقاشی را خوب شروع میکنند اما آیا همه خوب تمام میکنند؟ نه یکی کارش خوب میشود یکی نه.»
او این ورکشاپ را فرصتی دانست تا هنرجوها از ابتدا شاهد تولد یک اثر باشند و ببینند هر استاد کارش را چطور شروع کرده و با چه ابزاری پیاده میکند و از همه مهمتر کار را چطور تمام و به سرانجام میرساند. اتفاقی که در دانشگاه انجام نمیشود و فقط کار تمام شده مورد قضاوت قرار میگیرد.
«ندایی» ادامه میدهد «مسئولیت ما به عنوان استاد در این ورکشاپ این است که شاگردان را ترغیب کنیم تا از نقاشی کشیدن خوششان بیاید و همین خوش آمدن و دچار شدن برای ما کافی است. در این ورکشاپ به دنبال ثابت کردن خودمان نیستیم بلکه ورکشاپ در تمام دنیا حالت نمایشی دارد تا روی مخاطب اثر بگذارد. در ایران روی موضوع ورکشاپهای اینچنینی کم کار شده و ما بعد از انقلاب فقط یک ورکشاپ رودررو را داشتیم چون نقاش آبرویش را برای این کار دستش میگیرد.»
این استاد نقاشی، آموزش غیرمستقیم را بهترین روش برای آموزش بیان و اظهار کرد: «من از سال ۵۶ تا الان کار طراحی میکنم. ۱۰ سال است به این نتیجه رسیدهام که در کلاس به شاگردانم کار یاد بدهم تا شاگردانم را دچار طراحی کنم. این پروژه مخاطب را دچار میکند و من در این ورکشاپ از شاگردانم خواستم فقط به دست اساتید نگاه کنند و کار دیگری نکنند.»
احمد وکیلی یکی دیگر از اساتید نقاشی که در این ورکشاپ حضور داشت به جذابیتهای این برنامه آموزشی اشاره کرد و گفت: «من تا به حال در ورکشاپهایی که شبیه این برنامه بوده شرکت کردهام ولی به این شکل که خودمان هم مدل شویم و از یکدیگر کار بکشیم نبوده است و چنین تجربهای را تا به حال نداشتهام.»
او درباره نکات آموزشی این ورکشاپ متفاوت در زمینه نقاشی و پرتره گفت: «این جزو بهترین کلاسهای آموزشی برای نقاشی محسوب میشد به شرط اینکه تمام بحثهایش درست انجام میگرفت؛ مثل این موارد شرکتکنندگان دانشجوی هنر بودند با اعتقاد به اینکه ژانر پرتره ژانر مهمی است که دیدهای نقاشان مختلف نسبت به هستیشناسی کار خودشان چطوری است و کارها را هماهنگ دربیاورند تا بدون امضا کارشان شناخته شود.»
به اعتقاد وکیلی این ورکشاپ اگر از طریق یک دانشگاه برگزار میشد و ثبتنامش اصولی صورت میگرفت و بیننده بیشتری داشت، تأثیرگذارتر بود. اگر در این ورکشاپ کسی حواسش جمع بود ساختار زیباییشناسانه کار نقاشان را متوجه میشد؛ مثل اینکه چه کسی به پرتره توجه جدی دارد و چه کسی شخصیتسازی کرده، شباهت برایش مهم نبوده، به کل کار توجه کرده، چه کسی انتزاعی کار کرده و اگر یک سخنرانی در انتهای کار بود تا نقاشان دیدگاه شان را بیان کنند و ورکشاپ مستند میشد تأثیرگذاری بیشتری داشت.
این استاد نقاشی درباره تأثیر آموزش غیرمستقیم در این ورکشاپ گفت: «اینها همه بستگی به هنرجو دارد. شما باید بدانید هنرجو فاعل است، خودش باید نظر خاصی داشته باشد که چند نفر نقاش با جهانبینی خاص دارند کار میکنند و او این را در انتهای کار استاد میبیند.»
وکیلی درباره آموزش ژانر پرتره در ایران گفت: «نقاشی در ایران پیشرفت کرده و ژانر پرتره هم یکی از مسائل خیلی مهم است که هنرمندان باید به آن توجه کنند؛ ژانری که اصلاً کهنه نشده است و دانشجویان باید به مباحث آموزشی این ژانر توجه جدی داشته باشند.»
ورکشاپ در گالری تمرینی برای نهادسازی در متن هنر
حسین محسنی، دبیر انجمن نگارخانهدارها
نقش گالریها در جهان امروز دیگر به نمایش و فروش آثار محدود نیست. گالری، اگر بخواهد در قامت نهادی مؤثر در زیستبوم هنر ظاهر شود، باید سازوکارهایی برای تولید دانایی، تربیت مخاطب و گسترش زیست هنری بیافریند. در این میان، برگزاری ورکشاپهای تخصصی نه برنامهای جانبی، که بخشی از مأموریت هویتی گالری معاصر است.
ورکشاپ، در سادهترین معنا، تمرین یادگیری است؛ اما در بستر گالری، تبدیل به فضایی میشود برای انتقال تجربه، بازتعریف نسبت مخاطب و هنر و خلق گفتوگو. این تجربه، در گالریهای پیشرو جهانی تثبیت شده: از Tate Modern که با «Tate Exchange» گالری را به آزمایشگاهی اجتماعی بدل کرده، تا MoMA که با دورههای آموزشیاش میان آموزش و تجربه زیسته پلی فعال ساخته است. در گالریهای خصوصی نیز نمونههای روشنی چون Gagosian و Zwirner نشان میدهند که چگونه میتوان از دل یک ورکشاپ، مخاطب را از تماشاچی به مشارکتکننده ارتقا داد.
در فضای ایران، این مدل میتواند پاسخی به چند بحران همزمان باشد: نبود آموزش پیوسته، گسست میان نسلها و غیبت نهادهای تولید دانش بومی در هنر معاصر. گالریهایی که به شکلگیری جریانهای یادگیری متعهد میشوند، عملاً در حال سرمایهگذاری بلندمدت بر مخاطب، بر ذائقه و بر آینده نهاد هنرند.
در زمانهای که بسیاری تنها به بقا میاندیشند، ورکشاپ میتواند یکی از دقیقترین اشکال کنش فرهنگی باشد؛ تلاشی آرام اما ماندگار برای ماندن در متن تحولات، نه در حاشیه بازار.
تنوع در فعالیتهای گالری با ورکشاپها
مونا خوشاقبال، مدیر گالری کاما
در سالهای اخیر نقش گالریها در فضای فرهنگی کشور از صرف نمایش آثار هنری فراتر رفته و به بستری برای گفتوگو، آموزش و تعامل با مخاطب تبدیل شده است.
برگزاری ورکشاپهای هنری نه تنها پاسخی به نیاز روز جامعه هنری است، بلکه ضرورتی برای پویایی و ماندگاری گالریها در زیستبوم فرهنگی معاصر محسوب میشود.
ورکشاپهای هنری فرصتی فراهم میآورند تا مخاطبان با روند خلق اثر آشنا شده و از حالت تماشاگر صرف خارج شوند. این تجربه، پیوند عمیقتری میان هنرمند و مخاطب ایجاد کرده و فهم عمومی از هنر را تقویت میکند. همچنین، ورکشاپها بستر مناسبی برای کشف استعدادهای نو و حمایت از نسل جدید هنرمندان فراهم میسازند. از سوی دیگر، این برنامهها موجب تنوع در فعالیتهای گالری، افزایش بازدید عمومی و تعامل مستمر با جامعه میشوند؛ عاملی که در حفظ و گسترش مخاطب، خصوصاً در میان دوستداران هنر نقشی کلیدی دارد. در فضای فرهنگی امروز که مخاطب به دنبال تجربه مشارکتی و درک مفاهیم خلاق است، گالریها با برگزاری ورکشاپهای هنری میتوانند پاسخی مؤثر به این نیاز بدهند. همچنین برگزاری مستمر چنین رویدادهایی، گامی مؤثر در جهت تقویت اقتصاد هنر، ترویج فرهنگ گفتوگو و ایفای نقش فعالتر گالریها در ترویج هنر معاصر است. در شرایطی که هنوز هم بسیاری از مخاطبان با هنر معاصر احساس بیگانگی میکنند، ورکشاپها ابزاری برای سادهسازی مفاهیم پیچیده، تشویق به گفتوگو و کاهش فاصله میان هنر و جامعه هستند.
در نهایت، گالریهایی که نقش تعاملی خود را جدی میگیرند، نهتنها در ارتقای فرهنگ هنری جامعه مؤثرند، بلکه خود را به عنوان نهادهایی پویا، پیشرو و مرتبط با نیازهای زمانه معرفی میکنند. در این میان، ورکشاپهای هنری یکی از راهکارهای کلیدی برای تحقق این رویکرد آیندهنگر هستند
انتهای پیام/
منبع: روزنامه ایران