تجربه افسر سابق ارتش آمریکا از حضور در غزه/بخش اول

آنچه در غزه رخ می‌دهد از استانداردهای قانونی جنگ فاصله دارد و آمریکا هم در این وضعیت نقش دارد

جهان

114452
آنچه در غزه رخ می‌دهد از استانداردهای قانونی جنگ فاصله دارد و آمریکا هم در این وضعیت نقش دارد

«تونی آگوایر» افسر سابق آمریکا معتقد است که غزه را از نظر ظاهری فقط می‌توان «آخرالزمانی» توصیف کرد و افزود: چیزی شبیه فیلم «نابودگر ۲»، وقتی که ربات‌ها در میان ویرانه‌ها قدم می‌زنند؛ آنچه آنجا دیدم، نهایت درماندگی انسانی و نابودی عزت و کرامت بشر بود. کل منطقه، مخصوصاً در جنوب و رفح، به معنای واقعی با خاک یکسان شده بود.

ایران آنلاین: «تاکر کارلسون»، مجری سابق شبکه خبری «فاکس نیوز» اکنون برنامه اینترنتی خود را مدیریت می‌کند و در آن با افراد سرشناس گفت‌وگو می‌کند.

به گزارش ایرنا، کارلسون اخیرا با «تونی آگوایر» افسر بازنشسته آمریکایی که به تازگی از غزه بازگشته است درباره شرایط این منطقه و نقش آمریکا و رژیم اسرائیل در تشدید بحران در آن مصاحبه کرده است. متن کامل این مصاحبه ۸۵ دقیقه‌ای را در روزهای آتی طی چند قسمت منتشر خواهیم کرد. بخش اول این گفت‌وگو در ادامه آمده است.

- "تاکر کارلسون":  پیش از آن‌که سوالاتم را مطرح کنم، می‌خواهم یک مقدار درباره شما برای مخاطبان توضیح دهم. شما سرهنگ دوم بازنشسته ارتش ایالات متحده هستید. در آکادمی نظامی «وست‌پوینت» تحصیل کرده‌اید و مستقیماً پس از آن وارد ارتش شدید. ۲۵ سال در ارتش آمریکا به عنوان افسر پیاده‌نظام رزمی و همچنین افسر نیروهای ویژه، معروف به «کلاه‌سبزها» خدمت کردید.

۱۲ بار به عراق، ۳ بار به افغانستان اعزام شده‌اید. همچنین در سوریه، تاجیکستان، قزاقستان، اردن، فیلیپین، مالزی، تایلند، کامبوج و ویتنام هم خدمت کرده‌اید و در بسیاری از این کشورها در میدان نبرد بوده‌اید. شما بارها نشان‌های افتخار دریافت کرده‌اید؛ در جنگ زخمی شده‌اید و نشان «قلب ارغوانی» گرفته‌اید. همچنین نشان ستاره برنز برای شجاعت در نبرد و مدال تقدیر ارتش برای شجاعت در میدان نبرد را دریافت کرده‌اید.

امسال، در غزه مشغول به کار شدید، تحت نهادی به نام GHF. شما از ۱۷ مه ۲۰۲۵ تا ۲۶ ژوئن ۲۰۲۵ در غزه بوده‌اید؛ یعنی تا ماه گذشته. آیا این اطلاعات درست است؟

بله، کاملاً درست است.

دلیل اینکه خواستم در ابتدا به این مطالب بپردازم این است که طی چند سال گذشته، تعداد بسیار کمی از آمریکایی‌ها به غزه رفته‌اند. و من هیچ آمریکایی دیگری نمی‌شناسم که با این میزان تجربه در شرایط آشفته و میدان نبرد، به غزه رفته باشد. هر کسی که با فضای نبرد آشنا باشد، می‌داند چقدر گیج‌کننده است. تجربه ۲۵ ساله شما در مواجهه با خشونت، به شما اعتبار بیشتری می‌دهد، چراکه نشان می‌دهد می‌توانید دقیق‌تر از دیگران، آنچه در آنجا رخ می‌دهد را درک و تفسیر کنید. خب، با این مقدمه، اجازه بدهید سؤال اول را مطرح کنم. GHF در غزه چیست؟

بنیاد کمک‌های بشردوستانه غزه (GHF) با هدف مدیریت توزیع کمک‌ها بشردوستانه در غزه تأسیس شد. این بنیاد جایگزین سازوکار سابق سازمان ملل برای ارسال کمک‌ها شد، که پس از قطع کمک‌رسانی به غزه به‌وجود آمد. تا تاریخ ۲۶ مه، هیچ کمک بشردوستانه‌ای وارد غزه نمی‌شد، اما در همان تاریخ، عملیات ما آغاز شد و GHF هدایت این تلاش را به‌عهده گرفت. دقیقاً نمی‌دانم GHF از نظر حقوقی تحت چه عنوانی فعالیت می‌کند، آیا شرکت است، NGO است یا سازمان غیرانتفاعی اما می‌دانم که این بنیاد مسئول اصلی دو قرارداد مهم مرتبط با توزیع کمک در غزه است.

بعد از ۲۵ سال خدمت به عنوان افسر ارتش، فارغ‌التحصیل وست‌پوینت، افسر نیروهای ویژه، این همه مأموریت و مدال افتخار، چطور شد که به توزیع کمک‌های بشردوستانه در غزه روی آوردید؟

در تاریخ ۱۳ مه، تماسی از شرکتی به نام UG Solutions با من گرفته شد. این شرکت پیمانکار فرعی بخش امنیت در عملیات توزیع کمک‌ها در غزه است.
دفتر مرکزی آنها در «دیویدسون» واقع در ایالت کارولینای شمالی است، همان‌جایی که من زندگی می‌کنم. من هم از پایگاه «فورت براگ» بازنشسته شده‌ام. آنها با من تماس گرفتند و به دنبال افرادی بودند که به‌تازگی از ارتش خارج شده‌اند، سابقه نبرد و خدمت در نیروهای ویژه دارند.
تا آن زمان، نه با UG Solutions آشنا بودم و نه با GHF.

دلیل اینکه این سؤال را می‌پرسم این است که می‌دانم بعد از پخش این مصاحبه، قطعاً تلاش‌هایی برای تخریب شخصیت شما صورت خواهد گرفت.

تجربه‌ام نشان می‌دهد که یکی از اتهاماتی که علیه شما مطرح خواهد شد این است که شما فعال سیاسی هستید و انگیزه‌های ایدئولوژیک دارید. آیا چنین است؟ چون آنچه شما روایت می‌کنید، نظر یک افسر بازنشسته ارتش است که صرفاً به‌خاطر تجربه رزمی‌اش با او تماس گرفته‌اند. آیا این درست است؟

پیش از آن تماس در ۱۳ ماه مه؛ اجازه دهید یادآوری کنم که من تازه در ۱ ژانویه بازنشسته شدم و آخرین روز خدمتم در ارتش، ۱ مارس بود، زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای داشتم. همسرم نیز افسر بازنشسته ارتش است و ما دو نفر مجموعاً ۴۵ سال در ارتش خدمت کرده‌ایم. در تمام این سال‌ها، تقریباً هیچ تولد، سالگرد ازدواج، کریسمس یا تعطیلاتی را با هم و با پسرمان نگذراندیم. اما با این حال، اکنون ۱۷ سال است که با هم ازدواج کرده‌ایم و زندگی خوبی داریم.
بنابراین من کاملاً با سبک زندگی بازنشستگی خودم راحت بودم. نه گرایش سیاسی داشتم، نه دنبال شغل جدید بودم.
می‌خواستم پاییز امسال ادامه تحصیل بدهم. از صبحانه درست کردن برای خانواده‌ام لذت می‌بردم، پسرم را به مدرسه می‌بردم، در جلسات انجمن اولیا و مربیان شرکت می‌کردم، عصرها چای می‌خوردم و سریال تماشا می‌کردم. این زندگی من بود و از آن رضایت کامل داشتم.

وقتی با من تماس گرفته شد چون چیزی از موضوع نمی‌دانستم، گفتم: جواب من نه مثبت است و نه منفی؛ لطفاً یک روز به من وقت بدهید تا خودم تحقیق کنم. فکر می‌کنم آن روز چهارشنبه بود. شروع کردم به تحقیق درباره GHF. اطلاعات زیادی در دسترس نبود. همچنین درباره UG Solutions، که پیمانکار اصلی بود، مطالعه کردم.

درباره UG Solutions هم اطلاعات زیادی وجود نداشت. اما آنها وقتی آتش‌بس آغاز شد و برخی فلسطینی‌ها اجازه یافتند به شهر غزه بازگردند از ژوئیه تا مارس ۲۰۲۵، نیروهایی را به غزه اعزام کرده بودند تا گذرگاه «نَتساریم» را کنترل کنند.

اما آنچه بیش از همه برای من اهمیت داشت، خود مأموریت بود. همان‌طور که بارها گفته‌ام، من «جانی مور»، مدیر یا رئیس GHF را نمی‌شناسم. اما با گفته‌ای از او کاملاً موافقم: «هیچ کاری مهمتر از غذا دادن به گرسنگان نیست.»

من بیشتر دوران خدمتم، بعد از دورانی که افسر پیاده‌نظام بودم در نیروهای ویژه بودم. شعار نیروهای ویژه که پشت سر من در عکس هم دیده می‌شود، این است؛ آزادی برای ستمدیدگان. این فقط شعار روی لباس من نبود؛ این باور من بود. مردم غیرنظامی غزه، فارغ از سیاست، ایدئولوژی یا دین، امروز از حق غذا، آب، آموزش، زندگی و کرامت محروم‌اند و من خواستم سهمی در کمک به آنها داشته باشم. هیچ انگیزه سیاسی ندارم. نه گرایش حزبی دارم، نه به‌دنبال نوشتن کتابم، نه اهل مصاحبه‌ام. حتی تا قبل از این مصاحبه‌ها، در شبکه‌های اجتماعی هم نبودم. همه این‌ها برای من تجربه‌ای تازه و پرفشاری است.

همسرم که خودش هم افسر بازنشسته ارتش است، نقش مهمی در این تصمیم داشت که من بیایم و صحبت کنم. او معتقد است که هیچ‌کس جز من نمی‌تواند این داستان را روایت کند و می گوید فقط تو آنجا بودی. و فقط تو با چشمانت شرایط را تجربه کرده‌ای. هیچ‌کس نمی‌تواند مثل تو تحلیل کند، تو باید صحبت کنی؛ مردم آمریکا باید بدانند. انگیزه من در این مسیر، میهن‌پرستی است.

می‌خواهم مردم کشورم، هم‌میهنانم، بدانند در غزه چه می‌گذرد، پول مالیات ما صرف چه چیزهایی می‌شود، و شهروندان آمریکایی حاضر در صحنه با چه واقعیت‌هایی روبه‌رو هستند، آمریکا باید بداند.

ایالات متحده دارد هزینه این ماجرا را می‌پردازد، در حالی که تقریباً هیچ اطلاعاتی از غزه بیرون نمی‌آید. رسانه‌ها ممنوع‌الورود هستند، و این وضعیت نه فقط در چند ماه اخیر بلکه طی حدود سه سال گذشته ادامه داشته است. همه می‌دانند که آنجا اتفاقی عمیق در حال رخ دادن است، اما هیچ راهی برای دانستن آن نیست. بنابراین، وقتی وارد غزه شدید، چه دیدید؟ چه برداشتی داشتید؟

از نظر ظاهری غزه را فقط می‌توانم «آخرالزمانی» توصیف کنم؛ چیزی شبیه فیلم «نابودگر ۲»، وقتی که ربات‌ها در میان ویرانه‌ها قدم می‌زنند. آنچه آنجا دیدم، نهایت درماندگی انسانی و نابودی عزت و کرامت بشر بود. کل منطقه، مخصوصاً در جنوب و رفح، به معنای واقعی با خاک یکسان شده بود.
من عکس‌هایی از رفح پیش از این جنگ دیده بودم، ساختمان‌های خوب، تفریحگاه‌های ساحلی، چراغ‌های خیابانی، محله‌ها. و حالا، هیچ ساختمانی سر پا نیست. همه چیز به توده‌هایی از آوار تبدیل شده.

وقتی از میان رفح به سمت یکی از محل‌های توزیع کمک می‌رفتیم، محل توزیع شماره سه در رفح قرار داشت. باید از میان مسیر قدیمی رفح جنوبی عبور می‌کردیم، و همه خانه‌ها فقط تپه‌هایی از آوار بودند. می‌توانستید مبل کسی را ببینید که از میل‌گرد طبقه دوم آویزان است، یا یخچال خردشده، یا عکس‌های خانوادگی که روی دیوار بوده و حالا شکسته و پخش‌شده‌اند، این زندگی‌ها کاملاً نابود شده‌اند.

در اخبار دیدم که در چند روز گذشته، کمک‌ها از طریق هوایی ریخته شده بود، اما به خبرنگاران اجازه داده نشده بود که از منظره هوایی فیلم یا عکس بگیرند.
چون اگر جهان این صحنه را ببیند، مطمئنم دچار شوک می‌شود و می‌پرسد: ما چه کرده‌ایم؟ ما به چه چیزی تبدیل شده‌ایم؟

شما زندگی‌تان را در مناطق جنگی گذرانده‌اید. به همین دلیل است که گفته‌هایتان برای من اهمیت دارد، چون شما مرجعی برای مقایسه دارید. شما ویرانی و مرگ زیادی را در عراق و افغانستان دیده‌اید. تجربه‌تان ۲۵ ساله است. حالا به ما بگویید: آنچه در غزه دیدید را چگونه با آنچه در عراق یا افغانستان دیده‌اید مقایسه می‌کنید؟

هیچ‌چیز با آنچه در غزه دیدم قابل‌مقایسه نیست. هیچ‌کدام از آنچه در عراق، در افغانستان، در بغداد، موصل، شهرک صدر، در سراسر افغانستان، سوریه یا جنوب فیلیپین دیدم، با این شدت خشونت، ویرانی و بی‌رحمی برابر نبود. باید بگویم آنچه در غزه اتفاق می‌افتد، فراتر از مرزهای حقوق بین‌الملل در خصوص نحوه اجرای جنگ است. ما مدت‌هاست که از استانداردهای قانونی جنگ فاصله گرفته‌ایم و آمریکا هم در این وضعیت نقش دارد.

از کجا مشخص است که آمریکا در این ماجرا دخیل است؟ ما از نظر تئوریک می‌دانیم که آمریکا هزینه این جنگ را می‌دهد، همیشه هم داده است.
اما آیا سلاح آمریکایی وجود داشت؟ آیا پرسنل نظامی آمریکایی در آنجا حضور دارند؟ ما چقدر در این موضوع درگیر هستیم؟

شرکت UG Solutions در حال حاضر ۳۱۴ پیمانکار دارد. اکثریت‌شان، نه همه، اما حدود ۸۰ درصدشان، کهنه‌سربازان نظامی هستند، افرادی مثل خود من، با تجربه رزمی. برخی از آن‌ها از نیروهای ویژه‌اند: کلاه‌سبزها، یگان ویژه دریایی، تفنگداران ویژه، همه پیمانکاران حاضر در محل، آمریکایی‌اند.

نکته عجیب برای من این بود که وقتی برای اولین بار وارد اسرائیل شدیم، واقعاً شوکه شدم. ما همه در اسرائیل، مسلح به سلاح‌های خودکار، تپانچه، شات‌گان، نارنجک بی‌هوش‌کننده و مسلسل بودیم در حالی که با «ویزای توریستی» وارد شده بودیم. من با همان وضعیتی وارد اسرائیل شدم که مادربزرگم اگر بخواهد به زیارت اورشلیم برود، خواهد شد.

دلیل آن چیست؟

اول متوجه نشدم. بعد بررسی کردم که چرا به‌جای ویزای توریستی، با ویزای کاری یا ویزای B۱، به‌عنوان کارشناس دعوت‌شده از طرف دولت، وارد نشده‌ایم؟

این مأموریت بسیار عجولانه و فوری سازمان‌دهی شد، بدون برنامه‌ریزی اصولی.
هیچ‌کس در UG Solutions حاضر نبود مقابل این روش بایستد چون همه می‌دانستیم این یک مأموریت با عجله و سرهم‌بندی شده انجام شد.
مثلاً به راحتی می توان به صورت آنلاین، فرم ویزای توریستی اسرائیل را پر کرد، ۲۵ دلار داد و وارد اسرائیل شد.

شما گفتید همه پیمانکارها آمریکایی هستند. اما ارتش اسرائیل غزه را با خاک یکسان کرده. آیا هیچ اسرائیلی هست که به فلسطینی‌ها کمک کند، غذا بدهد، مراقبت کند، یا کمک انسانی برساند؟ یا فقط آمریکایی‌ها هستند که این کار را می‌کنند؟

این نکته برای من هم جالب و هم نگران‌کننده بود و خیلی زود این موضوع را مطرح کردم. وقتی از واژه «جنایت جنگی» استفاده می‌کنم، بعضی‌ها فکر می‌کنند دارم اغراق می‌کنم. اما من کاملاً با پروتکل‌های کنوانسیون ژنو، قوانین جنگ، و حقوق بین‌الملل بشردوستانه آشنا هستم. به‌عنوان افسر جنگی، مجبور بودم این‌ها را بلد باشم، جهل به قانون برای من یک گزینه نبود.

حالا دقیق حفظ نیستم، ولی بعضی نکات اساسی هستند که به وضوح در این قوانین آمده‌اند. مثل اینکه نمی‌توان کمک انسانی را از داخل منطقه عملیاتی انجام داد. در غزه، فقط ۴ محل توزیع کمک تحت مدیریت GHF وجود دارد. پیش از محاصره و قطع کمک‌های سازمان ملل، ۴۰۰ مرکز توزیع وجود داشت.

از این ۴ مرکز فعلی، ۳ مرکز در جنوب غربی‌ترین نقطه نوار غزه، نزدیک مرز مصر هستند، جایی که از نظر جغرافیایی دور از مناطقی‌ست که مردم واقعاً به کمک نیاز دارند. شمال گذرگاه نَتساریم، که غزه را به دو قسمت تقسیم می‌کند، شامل شهر غزه و «جبالیا»، جمعیت آسیب‌پذیری دارد که از گرسنگی می‌میرند، اما هیچ کمکی به آن‌ها نمی‌رسد. هیچ مرکز توزیعی آنجا نیست.

هرچند دیگر در ارتش نیستم اما با ذهنیت یک برنامه‌ریز نظامی عمل کردم. نقشه‌ها را دیدم، جمعیت‌شناسی غزه را بررسی کردم. دیدم که تمام شمال غزه منزوی و بی‌دسترسی شده و هیچ مرکزی برای کمک‌رسانی در آنجا وجود ندارد. سه مرکز توزیع ما در جنوب، همگی در مجاورت واحدهای رزمی ارتش اسرائیل هستند. این حرف من نیست، واقعیت است. ارتش اسرائیل در حال اجرای عملیاتی با نام «ارابه‌های گیدئون» است. این عملیات تهاجمی‌ست، نه دفاعی، نه امنیتی، نه بشردوستانه. دقیقاً عملیات جنگی است.

ما مراکز کمک‌رسانی را در دل مناطق جنگی فعال و در کنار واحدهای رزمی ارتش اسرائیل مستقر کردیم. به مدیران و وکلای GHF و UG Solutions صراحتاً گفتم که مطابق با مفاد کنوانسیون ژنو این عین جنایت جنگی است و تا آنجا که می‌دانم، آمریکا هنوز عضو رسمی آن است. که در جواب گفتند که این مورد خاص اشکال ندارد.

از همان ابتدا متوجه شدم این عملیات یا توسط افرادی سازماندهی شده که هیچ درکی از این سطح برنامه‌ریزی ندارند، یا اینکه عامدانه این‌گونه طراحی شده.
اگر این کار عامدانه انجام شده باشد، ما نه‌تنها جنایتکار جنگی هستیم، بلکه به معنای واقعی کلمه «شیطان» هستیم.

اما صرف‌نظر از نیت، واقعیت باقی‌ست؛ ۳ مرکز از ۴ مرکز توزیع در منطقه عملیاتی جنگی مستقرند. مرکز چهارم هم در نزدیکی گذرگاه نَتساریم، دقیقاً کنار یک یگان تانک اسرائیلی، قرار دارد، یگان تانک مرکاوا.

اگر روزی در تاریخ بنویسند که دولت آمریکا چگونه در توزیع کمک انسانی به مردم غزه نقش داشت، و به نقشه‌ها و موقعیت‌ها نگاه کنند، خواهند پرسید که چرا کمک انسانی را وسط منطقه جنگی توزیع می‌کردید؟ این سؤالی‌ است که باید مطرح شود و به آن پاسخ داده شود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان