«زن و بچه» یک شاهکار یا تکه‌پاره‌ای از ایده‌ها؟

هنر

114493
«زن و بچه» یک شاهکار یا تکه‌پاره‌ای از ایده‌ها؟

فیلمساز جسور سینمای ایران، با هر اثر خود مرزهای سینمای اجتماعی را جابجا کرده است. از درام خانوادگی «ابد و یک روز» تا تریلر پرفشار «متری شیش و نیم» و شاهکار جهانی «برادران لیلا»، نام او با جسارت در مواجهه با حقایق تلخ اجتماعی گره خورده است. اکنون چهارمین اثر بلندش، «زن و بچه» که تحسین‌هایی جهانی را به همراه داشته است.

صفیه رجائی هرندی - ایران آنلاین:  فیلم زن و بچه، در نگاه اول، وعده یک مرثیه تکان‌دهنده برای زنی تنها در برابر مناسبات مردسالارانه را می‌دهد؛ اما آیا این وعده محقق می‌شود یا تبدیل به «بارانی از مصیبت، بدون چتر روایت» می‌گردد؟

«زن و بچه» را می‌توان ادامه‌ی منطقی دغدغه‌های همیشگی روستایی و اوج کارنامه‌اش می‌دانند. این فیلم صرفاً یک درام اجتماعی نیست؛ بلکه یک تجربه حسی تمام‌عیار است که با ریتمی حساب‌شده، تماشاگر را درگیر اضطراب قهرمان درمانده‌اش می‌کند.

پرتره‌ای از مهناز: قربانی یا تصمیم‌گیرنده؟

داستان حول محور مهناز، پرستار ۴۵ ساله و بیوه، می‌چرخد که سال‌هاست بار زندگی خود و دو فرزندش را به تنهایی به دوش می‌کشد. هنگامی که او در آستانه شروع یک رابطه عاشقانه جدید با «حمید» است، اخراج پسر نوجوانش، «علیار»، زنجیره‌ای از تراژدی‌ها را آغاز می‌کند.

در این سطح تحلیلی، فیلم به درستی نشان می‌دهد که چگونه در غیاب شبکه‌های حمایتی اجتماعی، یک زن تنها چقدر آسیب‌پذیر است. تصمیمات اشتباه مهناز و تلاش‌های او برای ساختن آینده‌ای بهتر، همگی به شکلی معکوس نتیجه می‌دهند؛ گویی جامعه (که در اینجا ساختار مردسالارانه نمود یافته) راهی جز فروپاشی برای او باقی نگذاشته است. روستایی با صبر و حوصله، شخصیت‌ها را در موقعیتی قرار می‌دهد که هر انتخابی، آن‌ها را به سمت باتلاقی عمیق‌تر سوق می‌دهد؛ این امر، فیلم را از یک تراژدی شخصی به کالبدشکافی یک فروپاشی اجتماعی ارتقا می‌دهد.

روستایی بر تعهد خود به واقعیت‌های پیرامونش تأکید دارد و اتهام سیاه‌نمایی را رد می‌کند. او نیت خود را درک عمیق‌تر مناسبات انسانی می‌داند، نه صرفاً نمایش فقر.

در مقابل، نگاهی دیگر این اثر را فاقد استخوان‌بندی لازم می‌داند و آن را صرفاً تکه‌پاره‌ای از ایده‌ها و اعتراض‌ها می‌نامد که در قالبی سست و شلخته چپانده شده‌اند.

فقدان انسجام و «باران مصیبت» بدون چارچوب

اصل «چیدن فاجعه بر فاجعه» که رکن رئالیسم اجتماعی است، نیازمند ظرافتی بی‌نهایت است. منتقدان این دیدگاه معتقدند که «زن و بچه» به این ظرافت نزدیک نمی‌شود و به جای آن، لحنی شبیه به سریال‌های عامه‌پسند را در پیش می‌گیرد.

ایراد اساسی در این فیلم فقدان تمرکز و موضع مشخص در فیلم است:

1. عدم انسجام روایی: در حالی که فیلم تلاش دارد تراژدی مهناز را دنبال کند، در میانه راه، بخش‌هایی از داستان (مانند رابطه عاشقانه ناکام با حمید که به سرعت پس گرفته می‌شود) صرفاً ایده‌هایی ناتمام باقی می‌مانند. این امر منجر به شلختگی در جهان داستانی فیلم می‌شود.

2. تکه تکه بودن ایده‌ها: فیلم بیش از آنکه یک روایت منسجم باشد، مجموعه‌ای از گلایه‌ها و اعتراضات اجتماعی است که فاقد یک نقطه کانونی قوی برای هدایت تماشاگر است. این امر باعث می‌شود فیلم در دام ملودرام یا بیان مستقیم شعار بیفتد، به‌جای آنکه اجازه دهد این معضلات از دل کنش‌ها بیرون بجوشند.

جمع‌بندی: نزاع میان کارگردان پرشور و فیلمساز منسجم

«زن و بچه» بدون شک فیلمی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. سعید روستایی با چهارمین اثرش، جاه‌طلبی خود را برای ترسیم فروپاشی در مقیاس خُرد، به وضوح نشان می‌دهد. فیلم دارای بازی‌های قوی و دغدغه‌های اجتماعی عمیقی است که آن را شایسته توجه در جشنواره‌های معتبر جهانی می‌کند.

اما این اثر در مرز باریکی ایستاده است: آیا این اثر یک شاهکار در کارنامه روستایی است که جسارت در به تصویر کشیدن رنج یک زن تنها را به اوج رسانده، یا صرفاً سراشیبی از مصائب بی‌پایان است که فاقد ابزار لازم (چتر روایت) برای هدایت مخاطب در این طوفان است؟ پاسخ این پرسش، احتمالاً در میزان تحمل مخاطب نسبت به شدت نمادگرایی و توانایی او در پذیرش روایتی غیرخطی نهفته است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر