تالار وحدت این شب ها میزبان «داستان شهریار» روایت تازه علی قمصری است
دغدغه ساختن؛ نه ستودن
هنر
117241
دراین شبهای شهریورماه، تالاروحدت میزبان اپرایی با عنوان «داستان شهریار»است. روایت موزیسینی عاشق پیشه که دلداده شهرزاد قصه گوی است وسرانجام برای رهایی از سردرگمیهای درونیاش، با دریافت دعوتنامهای برای تدریس درمکتبخانه، سفری سرنوشت را آغازمیکند.
نداسیجانی - گروه فرهنگی روزنامه ایران: اجرایی که ابتدا تا پایانش، روایتی است با زبان موسیقی به آهنگسازی علی قمصری و کارگردانی گلاب آدینه با نگارش متنی منظوم به قلم احسان افشاری. ازروایتهای عاشقانه «داستان شهریار» که بگذریم، بخش مهم این نمایش که درواقع پیام آن است، پرداختن و پردازش درست به موسیقی اصیل به نسل آینده وجوان موسیقی کشورمان است؛ درواقع آنچه که درگذشته با عنوان مکتبخانه تعریف میشد، در«داستان شهریار» درقالب نمایشی موزیکال برصحنه وحدت نمایان گشته است. کودکانی کم سن و سال با لباسهای آبی و قرمز که مقابلشان میزهای کوچکی است، تا تداعیگر فضای مکتبخانه آن روزگار باشد...
«شهریار» داستان، به دعوت شهردار، به تدریس هنرجویان جوان مشغول به کارشده، تا به یاران دبستانی خود، آوای فرهنگ ایرانی را بیاموزد و صیانت ازاین فرهنگ را یادآور شود.«شهریار»، نواختن سازرا هم سخن شدن با سازعنوان میکند، چرا که ساز را ابزاری برای بیان نغمهها میداند وبرای آموزش دراین مسیر حد و مرزی قائل نیست و آموختن موسیقی را مسیری رفته تا بیانتها توصیف میکند. آموزش و آموختن موسیقی درگذشتههای دورهم بسیار مورد توجه بود و هنرجویان هنردرقالب یک مکتبخانه درمحضر استاد، موسیقی تلمذ میکردند. استادانی که نسبت به انتقال میراث هنر به دیگران تعهد و تعصب خاصی داشتند و حتی در اغلب روزگار، رایگان آن را در اختیار هنرجو قرار میدادند. حتی سالهای بعد از آن هم استاد محمد رضا لطفی با راهاندازی «مکتبخانه میرزاعبدالله» مسیراستادان خود را در پیش گرفت. بیچشمداشتی عاشقانه به هنرجویانش آمو زش داد و ماحصل آن هنرمندانی هستند که امروزه برصحنه هنر، هنرنمایی میکنند. اما امروزه اگرچه به لحاظ ماهیتی از واژه مکتب تا مدرسه فاصله چندانی نیست ولی آنچه که آن دوران نسبت بدان تعهدات اخلاقی و انساندوستانه بود نسبت به آموزشهای موسیقی که در حال حاضر در آموزشگاهها و مدارس رواج پیدا کرده، بسیار متفاوت است.
علی قمصری آهنگساز این اثر در پایان اجرای «داستان شهریار» در جملاتی به این موضوع تأکید کرد و گفت: «ما نسبت به نسل بعد مسئول هستیم و به نظر من کودکان میتوانند در کلاسهای موسیقی در کنار آموزش سازهای بلز، فلوت و شیوههای غربی، روشهای نوین موسیقی ایرانی را هم بیاموزند. ما افتخار داریم دراین اجرا اولین دبستان موسیقی را برروی صحنه تالار وحدت باز کنیم. امیدوارم به آموزش موسیقی در مدارس نگاه جدی صورت گیرد و دغدغه فرهنگی در این زمینه دیده شود.»
زندگی ام را برای این اجرا قمار کردم
علی قمصری آهنگساز پروژه زیبای «تارایرانی» پیش از این اجرای «پیروز و پریزاد» را بر صحنه برد و این اجرا دومین تجربه موسیقی – نمایش یا اجرای اپرای این هنرمند است. او درباره این نمایش در صفحه مجازیاش اشاره کرد: «تا «داستان شهریار» به اجرای اول برسد، زندگیام را روی آن قمار کردم. هر روز دوستانم میگفتند، «اگر جنگ شود با این پیش تولید هنگفت و سرمایهای که برباد میرود چه میکنی؟»مدت کوتاهی نگرانی بر من چیره شد. تا حدی که صدای پای همسایه روی سقفم را شروع جنگ تصور میکردم و خواب از زندگیام رخت بربسته بود. چیزی به من قدرت و امید داد تا تردید را از ذهن خود وارهانم:
این کلام صائب:
نسیم ناامیدی بد ورق گرداندنی دارد / در ایام برومندی در بستانسرا بگشا / ندارد بیقراری حاصلی غیر ازپشیمانی / میان خویش را چون موج در بحر بلا بگشا / زرقص مرغ بسمل این نوا در گوش میآید/ که ساحل چون شود نزدیک، بازوی شنا بگشا.
حدود هفتاد نفر، در این پروژه هم قسم شدیم. دلمان را کوک کردیم. ما در «داستان شهریار» از شکوه ایران باستان و عظمت تمدن کهن نمیگوییم، از ایرانی میگوییم که امروز باید بسازیم. از کودکانمان که امروز باید به رشد و تعالیشان بیندیشیم. از فرهنگی که امروز باید آن را غنیتر کنیم. «داستان شهریار» دغدغهمندی برای ساختن است نه ستودن. شکوهی افسانهای، چون تمدنی که تنها در سودای شکوه تاریخی زیست کند، تنها میخواهد، طلبکار میشود...ما باید بسازیم... این اجرا حاصل جنگ با ترسها و نگرانیها و خطرکردنی بزرگ است.»
انتهای پیام/