الجزیره بررسی کرد؛
خلع سلاح حزبالله؛ پیچ خطرناک میان جنگ و انزوا داخلی
جهان
117320
شبکه خبری الجزیره در گزارشی اعلام کرد: تصمیم اخیر دولت لبنان درباره خلع سلاح مقاومت و مخالفت شدید حزب الله با آن، این کشور را در برهه و پیچ خطرناکی قرار داده است.
ایران آنلاین: تارنمای الجزیره در مطلبی با عنوان «خلع سلاح حزب الله؛ ورطه ای در کمین لبنان»، با اشاره به تصمیم دولت این کشور برای خلع سلاح حزب الله، این تصمیم را در راستای فشارهای فزاینده آمریکا و خواست رژیم صهیونیستی دانست و نوشت: در داخل لبنان دودستگی وجود دارد؛ از یکسو ریاست جمهوری و دولت تقویت وجهه دولت و حاکمیت را مطرح میکنند و گروههای سیاسی این تصمیم را فرصتی برای بازگشت توازن میدانند، از سوی دیگر، حزب الله سلاح را تضمین موجودیتی میداند که نمی توان از آن چشم پوشی کرد.
به گزارش ایرنا، در این میان دولت لبنان در پیچ خطرناکی قرار گرفته که یا باید به روند خلع سلاح حزب الله بپردازد و خطر جنگ داخلی را به جان بخرد، یا در انزوا و فشارهای خارجی باقی بماند.
فشار آمریکا میان چماق و هویج
آمریکا محرک اصلی پرونده خلع سلاح حزب الله است و واشنگتن به برهه کنونی به مثابه پنجره طلایی مینگرد تا حزب الله را کنار بزند. «تام باراک» فرستاده ویژه آمریکا به سوریه و لبنان از تابستان ۲۰۲۵ به عنوان مهندس طرح جدید آمریکا در لبنان عمل و طرح خلع سلاح حزب الله را طبق جدول زمانی روشن و الزام آور و برچیدن موسسه «القرض الحسن» بازوی مالی حزب الله و شروع فوری خلع سلاح اردوگاههای فلسطینی تحت عنوان انحصار سلاح در دست دولت را مطرح میکند.
باراک در راستای فشارهای انجام شده، هرگونه تعلل لبنان را به مثابه تعلیق حمایت مالی و محروم کردن این کشور از کمک های مربوط به بازسازی و باز گذاشتن دست اسرائیل در لبنان دانسته است. از این رو دولت لبنان پیام هشدار باراک را گرفت و عملی کردن تصمیمات دولت را ضروری می داند.
نگاه اسرائیلی
تل آویو اوضاع کنونی را به مثابه فرصتی بسیار مناسب برای رهایی از حزب الله میداند از این رو، اصل گام در برابر گام و برچیدن کامل سلاح حزب الله قبل از عقب نشینی ارتش خود از اراضی اشغالی لبنان یا توقف حملاتش را مطرح کرده است. این شروط اسرائیل خطرات زیاد و سرسختی حزب الله را به همراه خواهد داشت، چه بسا تشدید تنش، در صورتی که احساس کند موجودیش کاملا در معرض تهدید است.
از سویی، شکنندگی تعادل داخلی لبنان میتواند به هرج و مرجی منجر شود که برای خود اسرائیل نیز مضر خواهد بود.
دولت لبنان و پیچ خطرناک
دولت لبنان با ترکیب تکنوکراتش در برابر پیچ خطرناکی قرار گرفته که یا باید به خواسته های آمریکایی و منطقهای تن دهد تا حملات اسرائیل متوقف شود یا در انزوای مالی و دیپلماتیک بماند که این فروپاشی را به همراه خواهد داشت.
در کنار این دوگانگی، محاسبات سیاسی داخلی به همان اندازه مهم است. نخبگان سیاسی مسلط بر صحنه حکومت میخواهند به مردم خشمگین از وخامت اوضاع، این پیام را بفرستند که به دنبال اعمال اقتدار دولت هستند. پیام دوم نیز به نیروهای مسیحی و سنی مخالف حزبالله است.
مخالفت حزب الله و تهدید به جنگ داخلی
حزب الله از لحظه اول اتخاذ تصمیم دولت لبنان درباره انحصار سلاح در دست دولت، به شکل قاطع با آن مخالفت کرد و وزیران حزب الله و جنبش امل از جلسه دولت درباره خلع سلاح خارج شدند. حزب الله در بیانیه ای اعلام کرد که با این مساله طوری رفتار خواهد کرد که گویی وجود خارجی ندارد. مخالفت حزب الله حول چهار محور اصلی به شرح زیر می چرخند؛
محور امنیت ملی: اصرار حزب الله درباره اینکه سلاحش اسرائیل را مجبور به عقب نشینی از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ کرد و مانع از اشغال کامل جنوب لبنان در سال ۲۰۲۴ و رسیدن اسرائیل به بیروت شد. حزب الله تاکید دارد که اسرائیل پس از آتش بس اخیر به طور کامل از اراضی لبنانی خارج نشده و همچنان پنج تپه را در اختیار دارد و حملاتش متوقف نشده و بحث خلع سلاح در این شرایط، به مثابه تسلیم مجانی در برابر اسرائیل است.
محور طایفه ای و هویتی: مواضع سران حزب الله از شیخ نعیم قاسم تا نمایندگان فراکسیون وفاداری در پارلمان لبنان نمایانگر این است که سلاح تضمین موجودیتی شیعیان لبنان است و در این راستا ، تسلیم را به منزله خودکشی میدانند.
محور منطقه ای راهبردی: حزب الله اوضاع در سوریه را بی ثبات میداند و اینکه منطقه وارد هرج و مرج میشود و از اشارههای تام باراک مبنی بر الحاق لبنان به سوریه جدید هراسان است.
محور تردید در تضمین های آمریکایی: حزب الله اعتماد به واشنگتن را خیال و توهم میداند و از طریق این تردید، در پی تقویت مشروعیت رد تصمیم دولت و توجیه حفظ سلاح به عنوان تنها ضامن امنیت لبنان است.
موضع حمایتی ایران: ایران به شکل قاطع با خلع سلاح حزب الله مخالف است و «ایرج مسجدی» مسئول هماهنگی نیروی قدس سپاه، طرح خلع سلاح حزب الله را طرحی آمریکایی-صهیویستی و علی اکبر ولایتی مشاور رهبر ایران در امور بین الملل از سلاح حزب الله به عنوان سرمایه لبنان نام برد.
الجزیره ادامه داد: تهران به سلاحهای حزبالله فراتر از لبنان نگاه میکند و آنها را ستونی از معادله بازدارندگی منطقهای میداند، زیرا حزب الله همچنان قادر است در صورت وقوع یک رویارویی بزرگ، جبههای شمالی علیه اسرائیل باز کند. بنابراین، تهران هرگونه تلاش برای برچیدن سلاح حزبالله را بخشی از پروژهای با هدف محاصره آن میداند.
گزینه های حزب الله
حزب الله می داند که ورود به نبرد مستقیم با دولت لبنان در سایه موازنه کنونی به جنگ داخلی منجر خواهد شد که به زیان خود و لبنان است. از این رو ترجیح می دهد که باب گفت وگو باز بماند، به این امید که ابعاد و زوایای مذاکرات ایرانی-اروپایی-آمریکایی مشخص و رویکرد دولت جدید سوریه نیز نمایان شود.
حزب الله با این اقدامات این پیام را رساند که همچنان توان به حرکت درآوردن حامیانش را در صورت نیاز دارد.
هرگونه تلاش جدی برای اجرای تصمیم دولت با تنشهایی روبه رو خواهد شد که مهار آنها دشوار خواهد بود، در حالی که دبیرکل حزب الله تهدید کرده که تظاهرات آینده را به سمت سفارت آمریکا هدایت خواهد کرد. حزب الله گفت وگو درباره خلع سلاح را به عقبنشینی اسرائیل از جنوب و توقف حملات آن به لبنان مرتبط کرده است. واشنگتن این موضوع را رد میکند و اصرار دارد که حزب الله ابتدا باید خلع سلاح شود تا اسرائیل عقبنشینی کند.
آینده مبهم
در نهایت آنچه میتوان گفت، این است که بحران خلع سلاح حزبالله، معضلی را در لبنان آشکار میکند که از دوگانه دولت و مقاومت فراتر میرود. در حالی که بسیاری تصمیم به محدود کردن سلاح به دولت را گامی در جهت احیای حاکمیت و ایجاد نهادهای توانمند میدانند، برخی دیگر آن را جهشی به سوی ناشناختهها میدانند که میتواند در را به روی درگیری داخلی باز کند و لبنان را در معرض تهدیدات منطقهای حیاتی قرار دهد.
حزبالله تحت محاسبات حساسی فعالیت میکند و تجهیزات نظامی را در اختیار دارد که معادله بازدارندگی خود با اسرائیل را بر اساس آن بنا نهاده، حزب الله یک پایگاه اجتماعی است که سلاح را تضمینی برای بقای خود میداند و یک ارتباط استراتژیک با یک محور منطقهای که سلاح را اهرم نفوذی میداند که نمیتوان از آن صرف نظر کرد.
بنابراین، لبنان بار دیگر خود را در مواجهه با معضلی میبیند که نه با یک تصمیم صرفاً محلی و نه با تحمیل اراده خارجی قابل حل نیست. همانطور که ظهور و قدرت گرفتن حزبالله با تحولات عمده در لبنان، ایران، فلسطین و سوریه مرتبط بود، آینده تسلیحات آن نیز همچنان در گروی توازن منطقهای و بینالمللی و نه توازن داخلی است.
پرونده حزبالله در غیاب یک توافق جامع که به ریشههای بحران بپردازد، ممکن است در انتظار تغییراتی سرگردان و معلق بماند که خطوط کلی آنها در پایتختهای منطقهای و مراکز تصمیمگیری بینالمللی و نه فقط در داخل لبنان ترسیم شده است.
انتهای پیام/