درباره ساخت سریالهای تاریخی
رخدادهایی که باید دراماتیک هم باشد
ژانر تاریخی همواره یکی از جذابترین گونههای سینمایی بوده که شاید بتوان گفت در کشور ما به دلایل تاریخی مورد توجه بیشتری قرار گرفته و مخاطب ایرانی علاقهمند به تماشای فیلم یا سریالهای تاریخی است.
جعفر گودرزی - منتقد سینما: در این میان تاریخ معاصر، از تاریخ مشروطه گرفته تا تاریخ انقلاب، بیش از دورههای دیگر در کانون توجه قرار دارد. در واقع آن برهه از تاریخ که مخاطبان خود آن را تجربه کرده و یا درباره آن از نسلهای پیشین خود شنیدهاند همواره هم کنجکاوی برانگیز بوده و هم پیرامون آن مناقشات و نقد و تحلیلهای بیشتری شکل میگیرد. بویژه اگر شخصیتهای تاریخی اثرگذاری که در کسوت قهرمان و اسطوره ملی و مذهبی شناخته میشوند در کانون یک فیلم یا سریال باشد. با اضافه شدن شبکه نمایش خانگی به مدیومهای نمایشی، ساخت سریالهای تاریخی بویژه تاریخ معاصر اهمیت بیشتری یافته که در همین چند ماه گذشته سریالهایی مثل «تاسیان»، «سووشون» و «شکارگاه» مصداقی از همین مجموعههای نمایشی بودند که مورد توجه مخاطب قرار گرفتند. کافیست به حافظه تصویری و نمایشی خود رجوع کنیم تا نام سریالهای بسیاری را به یاد آوریم که موضوع آن پیرامون یک رخداد یا شخصیت و یا یک برهه تاریخی بوده است. از «هزاردستان» و «سلطان و شبان» و «سربداران» گرفته که تاریخ ملی را دستمایه قصه خود قرار دادند تا سریالهایی مثل «امام علی» «معصومیت از دست رفته» و «مختارنامه» که به تاریخ مذهبی پرداختند. واقعیت این است که سریالهای تاریخی در دو دهه اخیر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت و پروژههای زیادی در این ژانر ساخته یا در دست تولید هستند.
ساخت سریالهای تاریخی علاوه بر تولید دشوار و هزینههای بالا و عوامل متعدد و مسائل ریز و درشت دیگر مثل طراحی لباس و دکور و چهرهپردازی و گریم، به دلیل وجوه رئالیستیاش و اینکه سوژه آن تخیلی نیست و ریشه در واقعیت دارد، سازندگان این ژانر را با چالشهای بیشتری مواجه میکند. یکی از این چالشها، تعدد منابع و تفاسیر تاریخی است که کارگردان را در گزینش روایت معتبر به تردید میاندازد، با اینکه بین وجوه دراماتیک و سویه رئالیست قصه نیز تضادهایی در میگیرد و در واقع گاهی آب آنها در یک جوی نمیرود. شاید به همین دلیل باشد که علی حاتمی میگفت آثار او تاریخ به روایت کارگردان است و نه بازنمایی مطلق واقعیت.
از سوی دیگر با پدیده عینی و ثابتی به نام رخداد تاریخی مواجه نیستیم بلکه این تفسیر و نوع نگاه به تاریخ است که به این رخدادها جان میدهد و اینجا دقیقاً همان نقطهای است که احتمال مناقشه میان مؤلف و مخاطب وجود دارد. اغلب مناقشات و انتقادهایی که بر سر آثار تاریخی صورت میگیرد برساخته همین تناقض و دوگانگی است.
این مسأله بویژه در ارتباط با تاریخ معاصر دامنه و عمق بیشتری پیدا میکند، چرا که مخاطب میان وضعیت روز و تفسیری که از تاریخ به تصویر کشیده میشود، ارتباط نمادین و نهادین برقرار میکند. در واقع نقطه عطف این مناقشات قرار گرفتن اثر تاریخی میان تعریف و تحریف تاریخی است؛ تحریفی که یا ناشی از ذهنیت جهتدار و حب و بغضهای کارگردان است یا برخی محدودیتها و مقتضیات سینمایی که درام را بر فراز واقعیت مینشاند و تصرف میکند. با این حال، نباید از وجوه دراماتیک اثر تاریخی نیز غافل بود، چرا که وفاداری و تعهد به تاریخ بدون جذابیتهای بصری و زیباییشناسی اثر به دل نمینشیند و مخاطب را جذب نمیکند. مصداق بارز این سخن، اثر ماندگار «هزاردستان» مرحوم علی حاتمی است که حتی برخی ضعفهای تاریخی در آن نیز چیزی از ارزشهای سینماییاش کم نمیکند. گرچه سریالهای تاریخی امروزه به واسطه پیشرفت تکنولوژیهای مدرن سینمایی از امکان بهتر و بیشتری برای بازسازی صحنههای تاریخی برخوردارند اما همچنان این نوع روایت و قصهگویی است که موجب میشود یک سریال تاریخی مورد پسند مخاطب قرار بگیرد. از این منظر سریالهای تاریخی امروز مثل سریالهای «هزاردستان»، «سربداران»، «امیرکبیر»، «سلطان و شبان»، «بوعلی سینا» و نمونههایی از این دست، نتوانسته در خاطر مخاطب بماند یا دست کم به اندازه آنها ماندگار شود. هنوز هم سریال «هزاردستان» علی حاتمی تماشایی است و گویی کهنه و تکراری نمیشود. به نظر میرسد این میل و گرایش به ساخت ژانر تاریخی اگرچه اتفاق مطلوبی است اما نیازمند آن است که واجد جذابیتهای دراماتیکی بیشتری باشد.
انتهای پیام/