مدیر فیلمبرداری فیلم بیان کرد؛
فیلمنامه «مادر» هرگز در اختیار بازیگران قرار نمیگرفت/ اخراج یک نفر بخاطر دروغگویی
هنر
119251
محمود کلاری، مدیر فیلمبرداری فیلم «مادر» با اشاره به روش کار خاص علی حاتمی، کارگردان این فیلم گفت: در زمان ساخت «مادر»، فیلمنامه هرگز در اختیار بازیگران قرار نمیگرفت.
ایران آنلاین: پس از نمایش ویژه فیلم «مادر» در برنامه روز سینمای سینماتیکت در باغ کتاب با عنوان «هفت شب با فیلمهای ماندگار سینمای ایران»، محمود کلاری، مدیر فیلمبرداری این اثر در گفتوگو با کیوان کثیریان توضیح داد که چرا سینمای حاتمی با دیگر سینماها متفاوت است.
محمود کلاری در ابتدا درباره نقطه شروع همکاریاش با علی حاتمی گفت: «شروع کار من با علی حاتمی برای تیتراژ فیلم «هزار دستان» بود، این تیتراژ سه دقیقهای را به کمک عبدالله اسکندری ساختیم که همین سه دقیقه هم حدود یک هفته زمان برد و البته زمینهساز همکاری من با آقای حاتمی به عنوان مدیر فیلمبرداری در فیلم «مادر» شد. این را هم اضافه کنم که کسانیکه فیلم اخیر من با عنوان «آدم فروش» با نام سابق «تابستان همان سال» را دیده باشند حتما تاثیرات این کارگردان را در این اثر خواهند دید.»
کلاری از تجربه کار به عنوان مدیر فیلمبرداری برای فیلم «مادر» گفت: «کار کردن با آقای حاتمی مثل بهشت بود. مردی بسیار دوستداشتنی که من کمتر آدمی را دیدم و میشناسم که تا این اندازه ادیب و مودب باشد. آقای حاتمی کسی را بدون پیشوند آقا یا خانم صدا نمیکرد، یک احترام عمومی برای همه قائل بود و برخورد بسیار صمیمانه، عاشقانه، مهربانانه و مودبانهای با همه داشت.»
او درباره شخصیت حاتمی ادامه داد: «آقای حاتمی یک فضایی را پشت صحنه ایجاد میکرد که برآمده از شخصیت ایشان بود. یکی از نکات جالب و قابل توجه این بود که ایشان هر روز صبح از محل زندگیشان در چیذر به دنبال من در دروس میآمد و با تاکسی به سمت مرکز شهر و سر لوکیشن حرکت میکردیم. نکته جالب در تاکسی این بود که من کنار راننده و ایشان پشت مینشستند و دیالوگها را تغییر و به روز سانی میکردند. همه این اتفاقات هم با ادبیات خاص ایشان رقم میخورد به زعم من آقای خاتمی موجود بسیار خاصی بود که تاریخ و پیوند را با یکدیگر پیوند میداد و از فیلتر خود رد میکرد و چنین شاهکارهایی را میساخت.»
در ادامه کیوان کثیریان مجری برنامه با تاکید بر سخنان کلاری درباره علی حاتمی گفت: «علی حاتمی ادبیات و تاریخ را بسیار میشناخت و همیشه میگفت من تاریخ را از صافی خودم عبور میدهم، طوریکه تاریخ را تبدیل به قصه سینمایی میکرد. اما فیلم «مادر» نگاهی متفاوت به مرگ داشت و پر از دیالوگ و سکانسهای دلنشین بود.»
لوکیشن فیلم «مادر» در خیابان شیخ هادی بود
کلاری درباره لوکیشن فیلم «مادر» گفت: «خانه فیلم «مادر» در خیابان شیخ هادی بود. آقای حاتمی برای این فیلم خانههای بسیاری دید تا این خانه را انتخاب کرد که اتفاقا خانه بسیار محکمی هم بود. او از قبل چنین لوکیشینی را تجربه کرده بود، روی همه چیز دقت نظر داشت،خاطرم هست رنگ دیوار را چندین بار تغییر داد که به رنگ مورد نظر خود برسد، خانهای که انتخاب کرده بود همه مختصات لازم برای این فیلم را داشت، برای همین گمان میکنم حاتمی یک نمونه در ذهن داشت و تلاش میکرد خانه را به ایده خودش نزدیک کند، بخش زیادی از خانه مجدد بازسازی شد تا در نهایت به نمونه مورد نظر آقای حاتمی نزدیک شود.»
او با اشاره به دقت بالای علی حاتمی در جزییات گفت: «شکل برخورد آقای حاتمی با سینما بر اساس یک ذهنیت از پیش طراحی شده در اجزا بود و بسیار روی جزییات دقت داشت. ایشان خودشان هم گفته بودند که فیلمسازی برایشان مثل بافت فرش است و این نقشی که در فیلمهایشان میبینیم همین ظرافت در طراحی است. در فیلم«مادر» تمام سکانسهای داخلی را داخل همان خانه و اتاقهایش فیلمبرداری کردیم چراکه علی حاتمی این را میخواست، در صورتی که شاید کار آسانتر این بود که سکانسهای داخلی در دکور ساخته شده فیلمبرداری میشد.»
اخراج یک نفر بخاطر دروغگویی سر صحنه
این مدیر فیلمبرداری با ذکر خاطرهای روایت کرد: «یکبار تیم تولید را فرستاد تا فرشی را برای اتاق مادر تهیه کنند، خودشان هم آدرس داده بودند که چه طرحی را از کدام مغازه بخرند، آن تیم رفتند، خرید کردند ولی فرش آن نبود. آقای حاتمی تا فرش را باز کرد گفت این فرش آن نیست مسئول خرید قسم خورد که این فرش همان است و از مغازه مورد نظر تهیه شده است. آقای حاتمی اولین کاری که انجام داد این بود که به آن فرد گفت دیگر سر صحنه نیا، چون فرد دروغگو جایی در صحنه ندارد.»
قاعده سینمای ایران با تمام دنیا متفاوت است
کلاری در پاسخ به پرسش مجری درباره اینکه آیا آقای حاتمی در آثارشان دکوپاژ داشتند توضیح داد: «من تا کنون ندیدم که در ایران فیلمسازها چیزی به نام دکوپاژ در معنای مرسوم داشته باشند چون گرامر سینمای ایران برای خود ما است. بسیاری از پلانها در دورخوانی تغییر میکند یا حتی شکل میگیرد و این فقط در سینمای ایران رخ میدهد، در واقع من هیچگاه چنین چیزی در هیچ کجای جهان ندیدم. فارغالتحصیلان سینما از دانشگاههای معتبر اگر بخواهند در سینمای ایران کار کنند باید قواعد سینمای ما را بلد باشند وگرنه دچار مشکل میشوند؛ مثلا ما ساعت کار نداریم، یک روز هفت ساعت و روز دیگر ۲۴ ساعت کار میکنیم و اصلا چیزی به نام تعطیلی برای فیلمبرداری نداریم، مدل سینمای ایران برای خودش است و قاعدهاش با تمام دنیا فرق دارد.»
مدل سینمای ایران برای خودش است و قاعدهاش با تمام دنیا فرق دارد
کلاری در پاسخ به این سوال که چرا در ابتدا قرار بود خانم معتمد آریا نقش ماه طلعت را ایفا کند اما در ادامه نقش به اکرم محمدی سپرده شد گفت: «در ابتدا قرار بود خانم فاطمه معتمد آریا نقش ماه طلعت را بازی کند، اما به دلیل روش آقای حاتمی درباره اینکه هیچ گاه فیلمنامه را در اختیار بازیگران قرار نمیداد این همکاری شکل نگرفت.»
او ادامه داد: «خاطرم هست در فیلم «دلشدگان» هم مشابه این اتفاق رخ داد، به هر صورت بعضی کارگردانها فیلمنامه را به بازیگر نمیدهند، دلیلش هم این است که نمیخواهند بازیگر در مسیر روند بازی قرار بگیرد تا خود کارگردان بتواند در طول فیلمبرداری بازیگر را مدیریت کند، بعضی وقتها کارگردانها قصد دارند به بازیگر شوک بدهند، حتی خیلی از کارگردانها اگر قرار باشد به بازیگر فیلمنامه بدهند فقط همان بخش از فیلمنامه را میدهند که مربوط به بازی همان بازیگر است. آقای حاتمی دوست داشت هر سکانس ساختار منحصر به فرد خودش را داشته باشد و اثرات سکانسهای دیگر روی سکانسهای بعدی نباشد.»
این هنرمند درباره روشهای متفاوت کارگردانان توضیح داد: «اینها روشهایی هست که کارگردانها دارند، مثلا در بسیاری از کارها بازیگران فیلمنامه را دورخوانی میکنند، اما اصغر فرهادی چنین روشی را ندارد، او به تمرین کردن بسیار تکیه میکند و دوست دارد قبل از فیلمبرداری بازیگران را در اختیار داشته باشد، بعد در تمرینها اتفاقی که برای بازیگر در همان روز افتاده است را مرور میکنند، مثلا بازیگر میگوید موقع آمدن سر فیلمبرداری از راننده تاکسی درخواست کرده موسیقی را عوض کند، درست اینجا آقای فرهادی از بازیگر میپرسید اگر «سیمین» بود (اشاره به فیلم «جدایی نادر از سیمین») چه واکنشی به راننده تاکسی نشان میداد، با تکرار این موقعیتها ابعاد متفاوت یک نقش را با بازیگر تمرین میکند.»
سکانسها در ذهن علی حاتمی ساخته میشدند
کلاری درباره نحوه ساخت سکانسها در فیلمسازی حاتمی توضیح داد: «آقای حاتمی سکانسها را به صورت جدا در ذهنش میساخت و اینها را پیوند میداد و اگر نگاه کنیم شخصیتها در طول قصه به تکامل نمیرسند و همین سبب میشود که سکانسها خط ثابتی داشته باشند. در فیلمهای آقای حاتمی انگار آدمها عروسکهای در اختیار کارگردان و نویسنده هستند که مناسبات خاص خودشان را دارند و در فیلم «مادر» هم میبینیم که رابطه آقای عبدی با آقای کشاورز تا آخرین لحظه تغییر نکرد. در واقع آدمها در سینمای علی حاتمی ساخته و پرداخته کارگردان بودند اما در عین حال بسیار واقعی امکان زیست آنها وجود داشت.»
در فیلمهای آقای حاتمی انگار آدمها عروسکهای در اختیار کارگردان و نویسنده هستند
او ادامه داد: «آن صحنهای که چادر مادر در دست آقای عبدی میماند ابداع خود ایشان است. بسیاری از بازیگران هستند که چیزی را با خودشان سر صحنه میآورند. ما میتوانیم آنطور که دلمان میخواهد بازی را به یک کارکتر القا کنیم اما این ساخته و پرداخته ذهن شما است، اما بسیاری از بازیگران هستند که یک گام از کارگردان جلوتر هستند و این واقعا شگفتانگیز است. مثلا من در فیلمم رایان سرلک را دارم که بسیارباهوش است، یکجایی به او گفتم این مهمترین لحظه بازی تو است و جزییات را به او توضیح دادم، به او گفتم دیالوگ «از خودم درآوردم» را به گونهای بگو که من پای مانیتور گریه کنم؟ گفت تلاشم را میکنم و این بچه همان بار اول این دیالوگ را به شکلی گفت که حیرتانگیز بود. منظور این است که بازیگر باهوش فراتر از چیزی که نوشتید کار را پیش میبرد و این اتفاق فوقالعادهای برای یک گارگردان است؛ آقای عبدی هم از این دست بازیگران بود.»
این کارگردان که فیلمش با نام «آدم فروش» پرده سینما در حال اکران است درباره تغییر نام این فیلم گفت: « این فیلم دوسال پیش ساخته شد و در ابتدا نیز نامش «تابستان همان سال» بود و این نام هم برآمده از مجموعه داستانهای آقای تقوایی بود به همین اسم بود، من تلاش کردم تا با انتخاب چنین اسمی به نوعی به آقای تقوایی ادای دین کنم. کمی بعدتر به ما گفتند که اسم فیلم طولانی است و باید خلاصه و هوشمندانه باشد تا برای فروش جالب باشد به همین دلیل هم نام «آدم فروش» را انتخاب کردیم چون بچه یکجایی از پدر میپرسد آدم فروش یعنی چه؟ و اینجا هم به نوعی داستان درباره چنین موضوعی است.»
انتهای پیام/