نگاهی به کارنامه سینمایی دولت چهاردهم

در پرده بیم و امید

جواد صفوی

جواد صفوی

هنر

119440
در پرده بیم و امید

یکسال از روی کار آمدن دولت چهاردهم گذشت. در این مدت سهم سینما از وزارتخانه تحت صدارت سیدعباس صالحی از منظر راهبری و هدایت رائد فریدزاده به عنوان رئیس سازمان سینمایی کشور، برگزاری چهل و سومین دوره جشنواره فیلم فجر و چهل و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران و همچنین ادامه روند تولید و نمایش فیلم‌های سینمایی به سیاق سابق بوده است.

جواد صفوی - منتقد سینما: سال گذشته هر دو جشنواره یاد شده فقط برگزار شدند و تفاوت چندانی از منظر سلیقه و رویکرد با دوره‌های برگزار شده در دولت قبل را نداشتند. مسأله‌ای که شاید با توجیه فرصت اندک از زمان روی کار آمدن دولت جدید بتوان توجیه و با امکان اکران «پیرپسر» و «زن و بچه» در میان تولید انبوه فیلم‌های کمدی سخیف از کنار آن عبور کرد. هرچند که از اساس، مقاومت در برابر نمایش فیلم‌های ارزشمند و قابل بحث، کاری ناصواب بوده و جسارت در ارائه مجوز نمایش و اقدام برای اکران دیگر فیلم‌های خاص و خوش ساخت همچون «قاتل و وحشی» جزو انتظارات حداقلی از دولت وفاق به شمار می‌رود. از سوی دیگر همگان می‌دانند دولت جدید از اولین روز با بحران‌های حاد منطقه‌ای روبه‌رو بوده و با وقوع جنگ دوازده روزه، کشور شرایط جنگی به خود گرفته و شاید در نگاه اول سینما جزو اولویت‌های کلان کشور به شمار نرود اما به طور حتم مسئولان امور استراتژیک کشور از تأثیر سینما در عبور از سختی‌ها نیز با خبرند. با در نظر گرفتن این مهم، کارویژه رسانه سینما به عنوان ابزاری اثرگذار و وفاق ساز در دولت چهاردهم نباید ادامه مسیر گذشته باشد.

تبدیل تهدید به فرصت

به عنوان یک پیشنهاد، می‌شود با رویکردی دوراندیشانه و مدبرانه با برقراری امکان نمایش فیلم‌های مستقل و به اصطلاح «زیرزمینی» و شبیه به آن که از نظر مسائل سیاسی-امنیتی در تقابل با حاکمیت نیستند، راه‌اندازی ساختاری منسجم جهت اکران عمومی و مداوم همه فیلم‌های کوتاه ساخته شده این چند دهه که گاه فقط در جشنواره‌های خارجی می‌شود ردی از حضورشان گرفت و نیز استفاده از استعدادهای درخشان سینمای جوان در پروژه‌های بزرگ سینمایی به شکل گروهی، موجبات همگرایی بیشتر و کنار هم قرار گرفتن [همه] توان سینمای ایران را پیش آورد.
 

 سینمای مستقل نحیف

سینمای ایران در دهه شصت با راه‌اندازی ژانری به نام دفاع مقدس بویژه در همان سال‌های جنگ تحمیلی تصویر و تصوری قابل درک و روحیه ساز به خصوص در بحث امنیت روانی جامعه ایجاد کرد. هر ساله فیلم‌های متعددی در خصوص عملیات‌های مختلف و رخدادهای مرتبط با جبهه و پشت جبهه ساخته می‌شد. اتفاقی که در سینمای جهان، همچنان در مورد جنگ جهانی دوم می‌افتد.
سینمای ایران سال‌هاست که در تصمیم‌گیری‌های کلان در خصوص تولید و جنس فیلم‌ها مبهم عمل می‌کند. نمی‌توان ردی از یک سیاست واحد در خصوص ترکیب تولیدات و علل ساخته شدن بسیاری از فیلم‌های سفارش شده و بودجه گرفته پیدا کرد، جز در زمینه کودک و نوجوان که به طور مشخص هر ساله تعداد اندکی انیمیشن و فیلم رئال برای کودک و نوجوان ساخته می‌شود تا سبد این بخش خالی نماند. فیلم‌هایی که عمدتاً زیر ذره بین منتقدان نمی‌رود و کسی از پدر و مادرها حرفی پیرامون تأثیر آنها بر فرزند خود نمی‌زند.
در خصوص فیلم‌های سینمایی غیر کودک و نوجوان مسأله یا به زبان بهتر، بهانه‌ای به نام «روشن ماندن چراغ گیشه» از سال ۱۳۹۱ تا امروز به تولید انبوه فیلم‌های زرد که به فیلم فارسی‌های قدیم تنه می‌زنند، منجر شده. همان‌طور که اشاره شد، در دولت جدید هم روند تولید این آثار که در اغلب اوقات متأسفانه حتی خنده‌دار هم از کار در نمی‌آیند، ادامه دارد. اتفاقی که‌ ای کاش با اصلاح ساختار فیلمنامه این دسته از آثار و حتی راه‌اندازی کارگروهی حرفه‌ای در سازمان سینمایی در جهت ارتقای کیفی فیلمنامه‌های کمدی به بالا رفتن کیفیت و غنی شدن محتوای آنها بینجامد.
سهم سینمای متعلق به ژانرهای شناخته شده که روزگاری به جهت تنوع گیشه و زیر سقف «سینمای بدنه» تولید می‌شدند نیز بسیار اندک و نزدیک به صفر است. خبری از فیلم‌های پلیسی، ملودرام‌های عاشقانه و فیلم‌های اکشن خوش ساخت نیست. چرا که دیگر تهیه کننده‌ای حاضر نیست روی تولیداتی که شانسی جهت نمایش و فروش خوب ندارند سرمایه‌گذاری کند. ماجرای ساخت و اکران «پیرپسر» و «زن و بچه» نیز داستانی متفاوت دارد و نباید آنها را در این خصوص مثال زد.
آنچه در تولیدات مربوط به ارگان‌ها دیده می‌شود نیز عمدتاً رویکردی جهت دار و خاص دارد. در سال گذشته فیلم‌هایی در ژانر دفاع مقدس به نمایش درآمد که بدون اکران گرفتن، سراز اکران و نمایش خانگی درآورد. سازمان سینمایی می‌تواند در این زمینه هم از منظر راهبری ورود کند و با توجه به نیاز ژانری به ساخت و تولید فیلم‌های خاص جهت دهی کند.

آن روی سکه

صدالبته که در شرایط سختی که دولت چهاردهم از زمان شروع به کار تا همین لحظه تجربه کرده، روشن نگه داشتن چراغ سینما و تداوم مسیر فرهنگ و هنر بدون درگیر شدن با حواشی فرساینده برخی تندرو‌ها کاری سخت است که نیاز به نگاهی همه جانبه و سعه صدر و صبوری به جای افتادن در دست اندازها و سرعت گیرها دارد اما نباید از نظر دور داشت که همچون فرمایش مولای متقیان، فرصت‌ها همچون ابرهای زودگذرند. باید مسئولان سینمایی کشور بدانند ساخت فیلم و پویا نگه داشتن چرخه تولید و اکران نباید درگیر مسائل سیاسی یا بهانه‌های اقتصادی باشد. نگاهی به آمار فروش سینماها در سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد که جز تهران و خراسان رضوی و فارس، عمده استان‌ها سهمی بسیار اندک از فروش بلیت در سینماها داشته‌اند و این برای یک کشور پر جمعیت یک زنگ خطر است. بویژه وقتی می‌شود با دوربین موبایل فیلم ساخت و در همان موبایل به تماشای فیلم نشست. در کوتاه مدت و برای برون رفت از بحران اقتصادی ضربه‌زننده به تولید فیلم، باید و حتماً روی تنوع ژانرها، فیلمنامه‌های خوب و توسعه اکران در سراسر کشور فکر کرد.
اگر قرار باشد از صد و بیست و پنج سال سینمای ایران درسی برای آینده آن گرفت، همین بس که بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای این کشور هرگز حرف اصلی و درون مایه اصلی خود را داد، نزده‌اند و به بهترین وجه صرفاً به روایت راحت و درست یک داستان پرداخته‌اند. 
ایران آنلاین
انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر