چالش میانجی بودن برای تلآویو!
محمدمحسن فایضی- کارشناس مسائل فلسطین در یادداشتی نوشت: تعجببرانگیز است که فاصله میان اهدای مدال ویژه سازمان سیا به نام «جرج تنت» به رئیس سازمان اطلاعات قطر و کشته نشدن یکی از افراد نزدیک به نخستوزیر و مسئول پرونده روابط قطر و اسرائیل توسط بمبهای اسرائیلی با خوششانسی، تنها حدود ۱۳ ماه است؛ چیزی که میتوان آن را چالش میانجی شدن در میانه بزرگترین جنگ قرن اخیر از حیث بزرگی، تعداد کشتار و پیچیدگیهایش دانست.
ایران آنلاین: در مورد اتفاق اول در مرداد سال 1403: مدال جرج تنت مدالی خاص به اسم یکی از رئیسهای سابق سیا است که از طرف سازمان سیا به کسانی که «دستاوردهای برجستهای در زمینه اطلاعات و امنیت ملی، بهویژه در تلاشهای ضدتروریستی» رقم زده باشند، اهدا میشود. این مدال در مقر مرکزی سیا در آمریکا به «عبدالله بن محمد الخلیفی» رئیس سازمان اطلاعات قطر، به دلیل نقش او در مذاکرات حماس و اسرائیل اهدا شد.
اما اتفاق دوم در شهریور 1404: اقدام اسرائیل برای ترور رهبران حماس در دوحه از طریق اقدام نظامی مستقیم با شلیک موشک از جنگندههای ارتش صهیونیستی، قطریها را با شوک جدیای روبهرو کرد. اتفاقی که البته به یک شکست امنیتی و اطلاعاتی بزرگ برای صهیونیستها تبدیل شد و به اولین ترور ناکام شخصیتهای مقاومت از 7 اکتبر توسط اسرائیل هم تبدیل شد. اما صهیونیستها فاش کردند که این رسوایی اطلاعاتی ممکن بود به یک رسوایی بزرگتر تبدیل شود.
رونن برگمن، خبرنگار و محقق مشهور اسرائیلی در موضوعات امنیتی نوشته است: «یک مقام ارشد قطری گفته است که شکست عملیات در دوحه ناشی از یک شکاف اطلاعاتی بود و این شکست میتوانست بزرگتر باشد: در ساختمانی که مورد حمله قرار گرفت، قرار بود یک مقام ارشد قطری که مسئول ارتباط با اسرائیل و حماس است حضور داشته باشد، کسی که دوستان و همکارانش به شوخی او را به دلیل بازدیدهای متعددش از اسرائیل «آقای کوهن» مینامند!»
از فاصله اهدای مدال به رئیس سازمان اطلاعات قطر تا نزدیک بودن ترور مسئول ارتباط میان اسرائیل و رئیس اطلاعات قطر، نشان از بحرانی است که در سادهترین شکل آن میتوان «مشکل میانجی شدن» نامش گذاشت.
اسرائیل از سال 2006 با ترک نوارغزه و محاصره این باریکه همواره به دنبال یک میانجی برای ارتباطگیری با حماس به عنوان بازیگر اصلی و کنترلگر نوارغزه بوده است. مصر به واسطه جبر جغرافیایی و قطر و ترکیه به عنوان بازیگران نزدیک به حماس که ارتباطات تجاری با تلآویو هم دارند میانجیهای میان حماس و اسرائیل در دو دهه اخیر بودهاند.
پس از 7 اکتبر، قطریها به میانجیگر اصلی در مذاکرات آتشبس و تبادل اسرا تبدیل شدند. تصمیمی که قطعاً یک اقدام سخت بوده و میانجی شدن میان دو سوی بحرانی 70 ساله آن هم پس از 7 اکتبر، ساده و راحت نیست.
اما تصمیمات قطریها از نیمه پارسال (تابستان 1403) برخی انتقادات را از سوی فلسطینیها و حماس نسبت به قطر به دنبال داشت که اوج آن دریافت مدال از آمریکاییها بود. اما پس از شکست آتشبس دوم پس از 42 روز، (از ابتدای سال 1404) قطریها مواضعشان را نسبت به اسرائیلیها تندتر کردند و این موجب سرازیر شدن انتقادات از تلآویو به سوی دوحه شد.
یکی از خواستههای اصلی اسرائیلیها از قطر، فشار بر رهبران حماس برای پذیرش طرح آتشبس مورد نظر تلآویو ولو با اخراج رهبران حماس از دوحه بود. این فشارها بر قطر و تداوم آن به تحقق نقطه اوج و استثنایی یعنی حمله اسرائیل به دوحه منجر شد.
برخی تحلیلگران اسرائیلی این فشار و رفتار دولت نتانیاهو را اشتباهی بزرگ میدانند که در نهایت به جایگزینی اسرائیل به جای ایران به عنوان دشمن و تهدید اول در کشورهای عربی منجر خواهد شد. رفتارهای کابینه نتانیاهو در عدم تحمل حتی حکومت جولانی در سوریه یا رفتار قطریها در دو سال اخیر بسیاری را در داخل اسرائیل و آمریکا نگران کرده است.
انتهای پیام/