اقتصاد بانک‌محور؛ سدی در برابر نوآوری

حمیدرضا خلیلی

حمیدرضا خلیلی

اقتصاد

119654
اقتصاد بانک‌محور؛ سدی در برابر نوآوری

حمیدرضا خلیلی_ پژوهشگر حوزه مالی در یادداشتی نوشت: اقتصاد بانک‌محور به سیستمی اقتصادی اشاره دارد که در آن بانک‌ها نقش اصلی را در تأمین مالی فعالیت‌های اقتصادی، سرمایه‌گذاری‌ها و توسعه کسب ‌و کارها ایفا می‌کنند. در این مدل، بانک‌ها به‌عنوان واسطه‌های مالی، پس‌اندازهای مردم و نهادها را جمع‌آوری کرده و آنها را به‌صورت وام یا تسهیلات به شرکت‌ها، دولت و افراد عرضه می‌کنند. این سیستم در مقابل اقتصاد بازارمحور قرار می‌گیرد که در آن بازارهای مالی (مانند بورس اوراق بهادار) نقش اصلی را در تأمین مالی دارند. این مدل در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و برخی کشورهای توسعه‌یافته مانند آلمان و ژاپن رایج است.

گروه اقتصادی روزنامه ایران: اقتصاد ایران به دلایل تاریخی، ساختاری و سیاست‌گذاری بشدت بانک‌محور است. در این سیستم، بانک‌ها نقش اصلی را در تأمین مالی ایفا می‌کنند. به گفته رئیس کل بانک مرکزی، بیش از ۹۲ درصد از تأمین مالی بنگاه‌های اقتصادی ایران، توسط بانک‌ها انجام می‌شود.
اقتصاد بانک‌محور می‌تواند اثرات منفی قابل‌ توجهی بر نوآوری داشته باشد، زیرا ساختار و عملکرد آن در برخی جنبه‌ها با نیازهای کسب ‌و کارهای نوآور و استارتاپ‌ها همخوانی ندارد.
آلمان یکی از نمونه‌های برجسته اقتصاد بانک‌محور در میان کشورهای توسعه‌یافته است. با وجود اقتصاد قوی، بخش فین‌تک در آلمان نسبت به کشورهایی مانند بریتانیا یا ایالات متحده کندتر رشد کرده است. بانک‌های آلمانی، به دلیل تمرکز بر وام‌دهی سنتی و روابط بلندمدت با شرکت‌های صنعتی بزرگ (مانند خودروسازی‌ها)، کمتر از استارتاپ‌ها حمایت کرده‌اند و برخی از استارتاپ‌ها برای تأمین مالی اولیه خود بیشتر به سرمایه‌گذاران خارجی وابسته هستند تا بانک‌های داخلی. این وابستگی به بانک‌ها باعث شده که آلمان در نوآوری‌های مالی دیجیتال، مانند بانکداری آنلاین یا بلاکچین، از رقبای بازارمحور خود عقب بماند.
 اثرات منفی اقتصاد بانک‌محور بر نوآوری به شرح زیر است:

 محدودیت دسترسی به منابع مالی برای استارتاپ‌ها:
بانک‌ها در اقتصاد بانک‌محور معمولاً به پروژه‌های کم‌ریسک و شرکت‌هایی با سابقه مالی قوی وام می‌دهند. استارتاپ‌ها و کسب ‌و کارهای نوآور که اغلب فاقد دارایی‌های قابل ‌توثیق یا جریان درآمدی ثابت هستند، به‌ سختی می‌توانند از بانک‌ها تسهیلات دریافت کنند. این موضوع باعث می‌شود که شرکت‌های نوپا که موتور اصلی نوآوری هستند، از کمبود سرمایه رنج ببرند و نتوانند ایده‌های خلاقانه خود را اجرایی کنند.

 تمرکز بر وام‌های سنتی به‌جای سرمایه‌گذاری خطرپذیر:
در اقتصاد بانک‌محور، تأمین مالی عمدتاً از طریق وام‌های بانکی انجام می‌شود که نیازمند بازپرداخت با بهره است. این مدل برای استارتاپ‌هایی که در مراحل اولیه توسعه هستند و هنوز سودآوری ندارند، مناسب نیست. در مقابل، در اقتصادهای بازارمحور، ابزارهایی مانند سرمایه‌گذاری خطرپذیر یا عرضه سهام در بازارهای مالی، منابع مالی را برای نوآوری‌های پر‌ریسک فراهم می‌کنند که در سیستم بانک‌محور کمتر توسعه‌ یافته‌اند.

 ریسک‌گریزی بانک‌ها:
بانک‌ها به دلیل ماهیت محافظه ‌کارانه خود، از سرمایه‌گذاری در پروژه‌های پرریسک و نوآورانه که ممکن است بازده بلندمدت داشته باشند، اجتناب می‌کنند. این ریسک‌گریزی باعث می‌شود که فناوری‌ها یا ایده‌های جدید که نیاز به زمان و سرمایه‌گذاری اولیه دارند، کمتر مورد حمایت قرار گیرند.

 عدم توسعه ابزارهای مالی نوآورانه:
اقتصادهای بانک‌محور معمولاً در ایجاد ابزارهای مالی جدید (مانند اوراق بهادار مبتنی بر فناوری یا پلتفرم‌های تأمین مالی جمعی) کند عمل می‌کنند. این ابزارهای نوین می‌توانند به استارتاپ‌ها کمک کنند تا سرمایه موردنیاز برای نوآوری را جذب کنند. فقدان تنوع در ابزارهای مالی، گزینه‌های تأمین مالی برای شرکت‌های نوآور را محدود می‌کند.

 تمرکز بر روابط بلندمدت و محافظه‌کارانه:
در اقتصاد بانک‌محور، بانک‌ها اغلب با شرکت‌های بزرگ و جا افتاده روابط بلندمدت دارند و تمایل دارند منابع مالی را به این شرکت‌ها اختصاص دهند. این موضوع باعث می‌شود که شرکت‌های کوچک و نوآور که تازه وارد بازار شده‌اند، از توجه و حمایت کافی برخوردار نشوند.

 کاهش انگیزه برای رقابت و نوآوری در بخش مالی:
وابستگی بیش از حد به بانک‌ها می‌تواند رقابت در بخش مالی را کاهش دهد، زیرا بانک‌ها انگیزه کمتری برای توسعه محصولات و خدمات مالی جدید دارند. این امر مانع از ایجاد راه‌حل‌های مالی نوآورانه‌ای می‌شود که می‌توانند به رشد استارتاپ‌ها و فناوری‌های جدید کمک کنند.

 تأخیر در پذیرش فناوری‌های جدید:
بانک‌ها در اقتصادهای بانک‌محور ممکن است در پذیرش فناوری‌های مالی یا روش‌های نوین تأمین مالی کند عمل کنند. این تأخیر می‌تواند دسترسی به راه‌حل‌های مالی مدرن را که برای حمایت از نوآوری ضروری هستند محدود کند.
 با وجود مزایایی مانند ثبات مالی و نظارت قوی، اقتصاد بانک‌محور، دیواری بلند در برابر نوآوری ایجاد می‌کند. برای غلبه بر موانع نوآوری در اقتصاد بانک‌محور، حرکت به سمت یک سیستم ترکیبی که در آن بانک‌ها و بازارهای مالی به‌صورت مکمل عمل کنند، ضروری است. توسعه بازارهای سهام، حمایت از سرمایه‌گذاری خطرپذیر و ایجاد پلتفرم‌های تأمین مالی جمعی می‌تواند به استارتاپ‌ها کمک کند تا به منابع مالی متنوع‌تری دسترسی پیدا کنند. همچنین، سیاست‌گذاری‌های دولتی برای تشویق بانک‌ها به سرمایه‌گذاری در پروژه‌های نوآورانه و کاهش سخت‌گیری در اعطای وام به کسب‌وکارهای کوچک، می‌تواند به تقویت اکوسیستم نوآوری کمک کند.
حال سؤال اصلی این است که در جهان امروز لازمه یک اقتصاد ترکیبی و متناسب با انواع سرمایه‌گذاری‌ها و کسب و کارها چیست؟ پاسخ این سؤال قطعاً چیزی نیست جز ارتباط با جهان!


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار اقتصاد