گفت‌و‌گو با بهروز بختیاری از جایگاه و گسترش زبان فردوسی و شهریار در آستانه روز ملی شعر و ادب فارسی

گستره زبان فارسی نشانه قدرت و چیرگی است

فرهنگ

119836

بهروز محمودی بختیاری استاد برجسته زبان‌شناسی و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران می‌گوید: زبان فارسی، برخلاف زبان‌های استعماری چون اسپانیایی، پرتغالی یا فرانسوی، هرگز با زور و خشونت بر مردم تحمیل نشد. گسترش آن در هند و دیگر سرزمین‌ها نتیجه تعاملات فرهنگی، ادبی و دیوان‌سالارانه بود، نه سلطه نظامی.

ناصر حبیبیان - گروه گفت وگو: «شکرشکن شوند همه طوطیان هند/ زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود.» این بیت حافظ شیرازی نشان از گستره زبان فارسی در روزگاری نه چندان دور دارد. روزگاری که زبان فارسی در گستره‌ای وسیع از دهلی تا سمرقند و تا تنگه بُسفُر، زبان علم، فرهنگ، سیاست و ادب بود. اما امروز این زبان چه جایگاهی در جهان دارد؟ آیا طعم قند پارسی همچنان فراتر از مرزها چشیده می‌شود و همان حلاوت پیشین را دارد؟ این زبان در آینده فرهنگی ما چه نقشی خواهد داشت؟ برای پاسخ این پرسش‌ها، با دکتر بهروز محمودی بختیاری استاد برجسته زبان‌شناسی و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران به گفت‌وگو نشستیم. از دکتر بختیاری تاکنون ده‌ها جلد کتاب و صدها مقاله علمی و پژوهشی در حوزه های گوناگون تخصصی و عمدتاً با زمینه پژوهش های فارسی منتشر شده است. اثر اخیرش «راهنمای گویش‌ها و لهجه‌شناسی فارسی» به همراه دکتر علیرضا کورنگی که توسط انتشارات معتبر بین‌المللی اشپرینگر منتشر شده مرجعی مهم برای زبان‌شناسی اجتماعی و فرهنگی، مردم شناسی و ایران‌شناسی است.

زبان فارسی در گذشته نفوذ گسترده‌ای در جهان داشت؛ از گسترش آن در هند عصر محمود غزنوی تا رسمی شدن و ورود به دوران طلایی اش  در دوره اکبر شاه گورکانی. لطفاً ابتدا در این باره توضیح دهید.
زبان فارسی تا اواخر قرن نوزدهم یکی از زبان‌های میانجی (lingua franca) بسیار مهم و کاربردی به شمار می‌رفت. تا پیش از سلطه بریتانیایی‌ها زبان دیوانی و اداری هند، فارسی بود. زبان فارسی در گذشته به‌عنوان زبان معیار منطقه، با آثاری چون فرهنگ‌نامه‌های فارسی و شاعران بزرگی مانند بیدل دهلوی و سبک شعر هندی، جایگاهی ممتاز در شبه‌قاره داشت. اما با ورود کمپانی هند شرقی، بریتانیا سیاست جایگزینی انگلیسی به جای فارسی را آغاز کرد. هرچند در ابتدا خود به یادگیری فارسی پرداختند تا با نخبگان هند ارتباط بگیرند اما بعدتر آن را از متن جامعه کنار زدند. این سیاست، همراه با نفوذ روس‌های تزاری در آسیای مرکزی، موجب عقب‌نشینی فرهنگ فارسی از بسیاری مناطق شد.
 
وضعیت کنونی نفوذ زبان فارسی در جهان چگونه است؟
شهرهایی چون سمرقند و بخارا همچنان به‌عنوان مراکز تاریخی زبان و فرهنگ فارسی شناخته می‌شوند و جمعیت قابل‌توجهی از فارسی‌زبانان هم در کشورهای حوزه خلیج فارس و آسیای مرکزی به شکل مهاجر در جهان پراکنده‌اند. امروز، بیش از یک میلیون فارسی‌زبان در آمریکای شمالی زندگی می‌کنند که فرصتی تازه برای گسترش این زبان را فراتر از مرزهای ایران فراهم کرده است. در هند و پاکستان هم گرچه به طور جدی گوینده فارسی زبان بومی نیست، اما همچنان علاقه‌مندان زیادی به یادگیری آن وجود دارد. در افغانستان، تاجیکستان و از همه جالب‌تر، در استان سین‌کیانگ چین میلیون‌ها فارسی‌زبان زندگی می‌کنند. در سین‌کیانگ، حدود ۲۵ میلیون نفر با ظاهری چینی اما با هویت تاجیک به فارسی سخن می‌گویند. جالب آن‌که اولین کتاب آموزش فارسی، «مِنهاج‌الطَّلَب»، توسط چینی‌ها نوشته شد. در گذشته گستره تاریخی فارسی از چین تا مدیترانه امتداد داشت؛ آثاری چون «بلبلستان» از فوزی مُستاری در بوسنی و «شرح سودی بر حافظ» از محمد سودی بوسنوی، گواه این پهنه وسیع‌اند؛ پهنه‌ای که روزگاری به فارسی تعلق داشت و امروز در اختیار زبان انگلیسی است

 چگونه زبان‌هایی مانند فرانسوی و انگلیسی توانستند جایگزین هژمونی تاریخی زبان فارسی شوند؟
در دوره قاجار، زبان فرانسوی در خاورمیانه زبان نخبگان بود و بسیاری از درباریان، فرزندانشان را برای تحصیل به فرانسه یا بلژیک می‌فرستادند. بسیاری از واژه‌های فرانسوی نیز همان عهد وارد زبان فارسی شد. دانستن زبان فرانسوی نشانه روشنفکری بود. همین زمان بود که آثار مولیر به فارسی ترجمه شد و ترجمه آثار شکسپیر بسیار دیرتر صورت گرفت، چرا که زبان انگلیسی تا پس از جنگ جهانی دوم چندان مطرح نبود. پس از آن بود که زبان انگلیسی برتری یافت و به زبان علم، تجارت و سیاست تبدیل شد. امروز، حتی چینی‌ها با جمعیت یک میلیاردی خود، در پی یادگیری زبان انگلیسی هستند زیرا زبان‌های قدرتمند در دنیا، زبان‌هایی هستند که با آنها می‌توان تحصیل، تجارت و حتی جنگ کرد. روزگاری ما با زبان فارسی هژمونی کامل داشتیم و صاحب ثروت، قدرت  و جمعیت بودیم اما خب با ورود حکومت‌های استعماری و تغییرات سیاسی در منطقه، این وضعیت تغییر کرد.
 
کتاب «فارسی بیاموزیم» که شما و همکارانتان تألیف کرده‌اید، با چه هدف و رویکردی نوشته شد؟ چه ویژگی‌ها و نوآوری‌هایی در طراحی آموزشی آن وجود دارد که این کتاب را از دیگر منابع آموزش زبان فارسی متمایز می‌کند؟
در سال ۱۳۷۶، به همراه دکتر مهبد غفاری و با راهنمایی مرحوم دکتر کورش صفوی، پروژه‌ای با همکاری سازمان تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش برای تولید منابع آموزشی کودکان ایرانی خارج از کشور، موسوم به نسل میراثی، آغاز کردیم. با همکاری مرحوم دکتر حسن ذوالفقاری و دکتر غفاری، مجموعه‌ای ۱۱ جلدی طراحی کردیم که بر اساس چهار مهارت اصلی زبان؛ شنیدن، گفتن، خواندن و نوشتن بود. برای اولین‌بار، فایل‌های صوتی آموزشی همراه کتاب‌ها ارائه شد تا یادگیری خودآموز فراهم شود و گونه نوشتاری و گفتاری زبان فارسی هم به‌طور جداگانه ضبط گردید. این مجموعه بین سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۴ منتشر شد و از آن زمان در بسیاری از مراکز آموزشی بدون رقیب مورد استفاده قرار گرفته است. از ویژگی‌های بارز این پروژه می‌توان به کار گروهی منسجم، دقت علمی و کیفیت بالای گرافیک با طراحی فرشید مثقالی، قطع خِشتی (مربعی) و چاپ تمام‌رنگی صفحات اشاره کرد.
 
اما آیا این آموزش‌ها و کتاب‌ها توانسته‌اند از مرزهای ایران هم فراتر بروند؟ به‌طور مشخص منظورم کشورهای اروپایی، آفریقایی، استرالیا و آمریکاست.
کتاب «فارسی بیاموزیم» به‌خوبی در دنیا منتشر شد؛ اما نیازهای جهان دائماً در حال تغییر هستند. ما هم باید بر اساس نیازهای روز دنیا حرکت کنیم. یکی از ویژگی‌هایی که کتاب ما را برجسته کرده بود، این بود که در تمام بخش‌های آن، دانشجویان موظف بودند تفاوت بین فارسی گفتاری و نوشتاری را در قالب جدول‌هایی تمرین کنند تا همیشه این تفاوت در ذهنشان باقی بماند. حالا به این نتیجه رسیده‌ایم که برای نسل‌های میراثی خارج از کشور، باید کتاب‌هایی طراحی کنیم که از سطح دبیرستان آغاز شوند یعنی کتاب‌هایی برای پایه اول، دوم و سوم دبیرستان و نه فقط مجموعه‌هایی مختص خارجی‌ها. چون کسانی که زبان فارسی را یاد می‌گیرند، فقط خارجی‌ها نیستند. 

در گفت‌و‌گوهایی که با والدین نسل‌ میراثی داشتم، اغلب نگران بودند که فرزندانشان فارسی را فقط در حد گفتاری بلدند و فارسی برای آنها دست بالا، به یک زبان محاوره دور میز شام در خانواده تبدیل شده تا کاربردی. در مدرسه‌های آنها معمولاً فرانسوی، آلمانی یا اسپانیایی و چینی به عنوان زبان دوم آموزش داده می‌شود و فارسی جایی ندارد. این یعنی زبان فارسی برای نسل میراثی، بیشتر ارزش احساسی و ارتباطی محدودی دارد و نه ضرورت آموزشی یا اجتماعی. در این باره چه می‌توان گفت؟
اگر ایران در آینده شرایط باثبات‌تری داشته باشد، قطعاً به یکی از قطب‌های گردشگری و تجارت جهانی تبدیل می‌شود. ایران کشوری چهار فصل با دو مرز دریایی و ظرفیت‌های عظیم فرهنگی است. اگر سیاست‌گذاری مناسبی داشته باشیم، می‌توانیم هم گردشگری را رونق بدهیم و هم زبان فارسی را گسترش دهیم. بگذارید مثالی بزنم: یادگیری زبان ایتالیایی چه سودی دارد؟ شاید بگوییم فقط در ایتالیا کاربرد دارد اما اگر بدانیم نزدیک به ۳۵ درصد میراث معماری جهان در ایتالیاست، معادله فرق خواهد کرد. زبان آلمانی هم فقط به خاطر جمعیتش نیست، بلکه زبان فلسفه و موسیقی است؛ آلمانی زبان گوته و شیلر است.
 
به مدیوم‌های مختلف اشاره کردید؛ مثلاً سریالی مثل «فِرِندز» Friends در فراگیری زبان انگلیسی در جهان خیلی مؤثر واقع شد و امروز هم فیلم، سریال، اپلیکیشن و آموزش‌های آنلاین نقش بزرگی در یادگیری آن دارند. آیا در حوزه آموزش زبان فارسی، کار عمده‌ای در این قالب‌ها انجام می‌شود؟
کارهایی شده اما کار بزرگی نشده. مثلاً ما اپلیکیشنی مانند Duolingo نداریم که زبان فارسی را به‌صورت گسترده آموزش دهد. چند وب‌سایت هستند مثل دانشگاه تگزاس در آستین یا وب‌سایتی که متعلق به کمبریج است اما محدودند و با بودجه و عشق شخصی استادان ایرانی انجام می‌شوند، بدون حمایت دولتی. اگر بخواهیم زبان فارسی را در آزمون‌هایی مانند GCSE در انگلیس یا SAT در آمریکا بگنجانیم باید اقدام جدی کنیم. در یک اتفاق ارزشمند، هند با بیش از یک میلیارد جمعیت، فارسی را وارد برنامه درسی دبیرستان‌هایش کرده است. اگر فقط درصد کمی از این دانش‌آموزان فارسی بخوانند، میلیون‌ها فارسی‌دان جدید خواهیم داشت. اینها هم آورده فرهنگی دارد، هم قدرت نرم و هم منفعت اقتصادی. اما متأسفانه اهتمام جدی برای آن وجود ندارد.

در داخل ایران هم نگرانی‌هایی درباره افت ارتباط نسل جدید با ادبیات و زبان فارسی وجود دارد؛ به نظر می‌رسد ارتباط و خوانش متون کهن و اصلی زبان فارسی نظیر حافظ، سعدی، مولانا و فردوسی برای نسل جوان کمتر و سخت‌تر شده و آنها با بتمن و هری پاتر همدلی بیشتری دارند. شما این وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
مثالی بزنم؛ من می‌گویم «اندک اندک جمع مستان می‌رسند» شما ناخودآگاه ادامه‌اش را می‌دانید. چرا؟ چون آن را از طریق آواز استاد شجریان بارها از تلویزیون و رادیو شنیده‌اید. این یعنی رسانه، اثرگذار است. مسأله دیگر رواج بدنویسی است. مثلاً «کتاب علی» را می‌نویسند «کتابه علی» که اشتباه است. کسره اضافه را باید در جای خودش به‌کار برد، چون معنا را تغییر می‌دهد. واقعیت این است که سطح املا و نگارش دانش‌آموزان و حتی دانشجویان ما نگران‌کننده است. دیگر آن نویسندگان برجسته و توانمند گذشته کمتر دیده می‌شوند. متأسفانه، بسیاری از دانشجویان هنگام نوشتن یک نامه اداری، باید ساعت‌ها فکر و تمرین کنند در حالی که نوشتن باید به‌طور طبیعی و آسان برای آنها انجام شود. در همین روزها که چند هفته‌ای از جنگ تحمیلی  دوازده روزه گذشته و حس ملی در کشور به شکل پررنگی تقویت شده است، بهترین فرصت برای پایه‌گذاری احترام به زبان مادری ماست. بهترین راهش هم رسانه است.

متن کامل گفت‌وگو را اینجا بخوانید.

ایران آنلاین
انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ