برای جلوگیری از اجرا شدن اسنپ بک ارائه شد
پیشنهادهای صاحب نظران به تصمیم سازان
در گفتوگو با کارشناسان سیاست خارجی و دیپلماسی کشور به بررسی وضعیت حساس پیش روی ایران پرداخته ایم؛ هفتهای که احتمال بازگشت تحریمها و فعال شدن مکانیسم «اسنپبک» و قرار گرفتن ایران ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد وجود دارد.
ایران آنلاین: بهزاد احمدی، استاد مطالعات اروپا در دانشگاه تهران، بر لزوم دیپلماسی کنشمند و مسیر سومی میان تسلیم و مقاومت تأکید کرده و معتقد است ایران باید در این مقطع به طور جدی روی انسجام داخلی متمرکز باشد. امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسایل آمریکا ، با اشاره به ضرورت تحلیل واقعبینانه و پرهیز از شتابزدگی، هشدار داده که هر اقدامی در زمینه هستهای، از جمله خروج احتمالی از NPT، باید بر اساس ارزیابی دقیق توان دفاعی، اقتصادی و دیپلماتیک کشور انجام شود تا پیامدهای احتمالی آن کنترل شود. عابد اکبری، کارشناس سیاست خارجی نیز ابتکار تهران در بازتعریف روابط با اروپا را محور مهمی برای جلوگیری از اثرات فشار حداکثری و مدیریت بحرانهای منطقهای و بینالمللی دانسته و تأکید کرده است که ایران میتواند با استفاده از منطق قدرت، بحران پیش رو را به فرصت تبدیل و ثبات منطقهای و تأثیرگذاری جهانی خود را تقویت کند.
ابتکار سه محوری تهران
عابد اکبری،استاد دانشگاه علامه طباطبایی: تحولات اخیر پیرامون توافق هستهای نشان داده است که خاورمیانه بار دیگر به نقطهای تعیینکننده رسیده است. احتمال فعال شدن مکانیزم ماشه و بازگشت تحریمهای شورای امنیت، نه فقط یک پرونده حقوقی در چهارچوب سازمان ملل بلکه متغیری سرنوشتساز برای معماری امنیتی منطقه و مناسبات قدرت جهانی است. در چنین بستری ابتکار تازه تهران اهمیتی راهبردی پیدا میکند؛ ابتکاری که از یک سو توانایی ایران در شکلدهی به معادلات بینالمللی را بازتاب میدهد و از سوی دیگر اروپا را در برابر آزمونی تاریخی قرار میدهد.
ماهیت این طرح بر سه محور متمرکز است: بازنگری در مفاد قطعنامه ۲۲۳۱ برای جلوگیری از بازگشت تحریمها، تأکید بر تداوم همکاری هستهای صلحآمیز و گشودن کانالهای جدید گفتوگو با اروپا در حوزههای امنیتی و اقتصادی. اهمیت واقعی این محورها نه در جزئیات حقوقی، بلکه در پیامی است که منتقل میکنند: ایران در مقام یک بازیگر مستقل، قادر است بحران را به فرصت تبدیل کند و از منطق قدرت برای تولید ثبات بهره گیرد.
رد این ابتکار اما پیامدهایی کاملاً قابل پیشبینی دارد. تجربه نشان داده است که فشار حداکثری نه تنها ایران را مهار نکرده، بلکه موجب تسریع روندهای جایگزین شده است: تعمیق همکاری با روسیه و چین، افزایش ظرفیتهای بازدارندگی و کاهش هرچه بیشتر نفوذ اروپا در معادلات منطقهای. این بار نیز نتیجهای متفاوت متصور نیست. اگر ماشه فعال شود، ایران بیتردید گزینههای دیگری برای تأمین منافع خود خواهد یافت، اما اروپا با بحرانهای امنیتی و اقتصادی تازهای مواجه خواهد شد؛ از افزایش قیمت انرژی و اختلال در زنجیره تأمین گرفته تا موجهای جدید مهاجرت و افول بیشتر توان راهبردیاش در سیاست جهانی. ابتکار تهران در عین حال تلاشی است برای بازتعریف روابط با اروپا بر اساس منافع متقابل. این ابتکار میتواند بستری برای همکاری در حوزههای فراتر از پرونده هستهای فراهم کند؛ از امنیت دریایی گرفته تا مبارزه با تروریسم و توسعه اقتصادی منطقه. اروپا اگر این فرصت را نادیده بگیرد، عملاً امکان تأثیرگذاری خود را در روندهایی از دست خواهد داد که دیر یا زود آینده امنیت بینالملل را تعیین خواهند کرد.
دیپلماسی کنشمند، راه سوم در دوگانه تسلیم- مقاومت
بهزاد احمدی،استاد مطالعات اروپا در دانشگاه تهران: با عدم تصویب قطعنامه لغو تحریمها در شورای امنیت و فعال شدن مکانیسم اسنپ بک، کشور در آستانه مرحلهای حساس و تعیینکننده قرار گرفته است. طی یک هفته آتی و تا تاریخ ۲۸ سپتامبر، احتمال بازگشت تحریمها و قرار گرفتن ایران ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد وجود دارد؛ اقدامی که میتواند ایران را بهعنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی معرفی کند. این وضعیت اگرچه ابعاد حقوقی دارد، به ابزاری سیاسی هم تبدیل شده که دشمنان ایران میتوانند برای محدود کردن جایگاه بینالمللی کشور از آن بهره گیرند.
از این منظر، اولین و فوریترین هدف سیاست خارجی، در مدت یک هفته باقی مانده تا موعد بازگشت قطعنامههای تحریمی سازمان ملل، انجام هر اقدامی برای جلوگیری از قرار گرفتن ایران ذیل فصل هفتم و جلوگیری از فعال شدن «اسنپبک» است. در شرایطی که بخشی از افکار عمومی و برخی سیاستمداران کشور را در دوگانه «تسلیم» یا «مقاومت» ارزیابی میکنند، ضرورت دارد مسیر سومی جستوجو شود و آن هم ارائه راهحلهایی است که نه به معنای تسلیم باشد و نه القا کند ایران خواهان جنگ است. این مسیر میتواند شامل تقویت قدرت چانهزنی دیپلماتیک و ارائه طرحهای توافق واقعبینانه روی میز مذاکره باشد، بهگونهای که ایران بتواند منافع خود را حفظ کند و همزمان مانع از تشدید بحرانها شود.
با توجه به کنار گذاشته شدن اروپا از مذاکرات اخیر، فرصتهای زیادی از دست رفته است و وضعیت جاری نشان داد که نادیده گرفتن نقش این بازیگر در مدیریت بحران، اشتباه راهبردی خواهد بود. در شرایطی که اروپا بهطور مستمر تلاش کرده است از «کارت ایران» در مواجهه با آمریکا در موضوع اوکراین بهره گیرد؛ بهترین راهبرد در این شرایط، بازپسگیری ابتکار عمل و ارتقای جایگاه ایران از «ابزار بازی دیگران» به بازیگر کنشگر است. در عین حال باید این امر مهم را مدنظر داشت که در این روند حرکت در مسیر اقدامات هیجانی خطرات جدی دارد.
بهعنوان نمونه، تهدید به خروج از معاهده NPT بدون برنامه و دکترین مشخص، نه تنها اثر بازدارنده ندارد بلکه ممکن است اعتبار دیپلماسی ایران را کاهش دهد و موجب افزایش تنش شود. از این رو در زمینه هستهای بهترین راهبرد، حفظ حداقل همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و همزمان گسترش تحرک دیپلماتیک در سطح جهانی و منطقهای است. این تحرک شامل گفتوگو با کشورهای منطقه، سازمانهای بینالمللی و قدرتهای جهانی خواهد بود.
در این فضا انسجام داخلی نیز از دیگر ارکان حیاتی این راهبرد است. جامعه ایران در شرایط کنونی با شکافهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مواجه است و همزمان نگرانیهای گستردهای درباره احتمال بروز جنگ وجود دارد. تجربه تاریخی نشان داده است که ابعاد روانی ـ اجتماعی بحرانها زودتر و شدیدتر از واقعیتهای میدانی بر افکار عمومی ایرانیها اثر میگذارد. از این رو، دولت ناگزیر است سیاست ارتباطی مؤثری با مردم در پیش گیرد؛ سیاستی که بر شفافیت، ارائه تحلیلهای واقعی و تصویر روشن از آینده تمرکز داشته باشد، نه بر شعارهای هیجانی.
تقویت توان دفاعی کشور، مدیریت مؤثر تنش با اروپا، استمرار تعامل با آژانس و سازمانهای بینالمللی و بازگرداندن دیپلماسی ایران به وضعیت کنشمندی فعال، ستونهای اصلی سیاست خارجی در شرایط حساس کنونی هستند. ایران باید با طراحی یک برنامه جامع، مانع از محدود شدن جایگاه خود در عرصه بینالمللی شود و همزمان ظرفیتهای داخلی و دیپلماتیک خود را برای مواجهه با بحرانهای آتی تقویت کند. در نهایت، آنچه این مرحله حساس را تعیینکننده میکند، تلفیق دو بعد داخلی و بینالمللی است: از یک سو، مردم و جامعه باید قانع شوند که کشور توان دفاع و مدیریت بحران را دارد؛ از سوی دیگر، دیپلماسی ایران باید فعال، خلاق و توانمند باشد تا بتواند جایگاه کشور را از ابزار بازی قدرتهای دیگر به بازیگردانی مستقل ارتقا دهد.
واقعگرایی در کنار پرهیز از شتاب زدگی
امیرعلی ابوالفتح،کارشناس مسائل آمریکا: در هفته پیشرو و در شرایطی که احتمال بالایی برای بازگشت تحریمها وجود دارد، ایران در مرحلهای حساس و تعیینکننده قرار گرفته است. سؤال اصلی این است که در این مقطع حساس چه اقداماتی باید در دستورکار قرار گیرد.با ورود کشور به این عرصه، ایدههایی درباره اینکه آیا خروج از معاهده NPT یا قطع همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی میتواند راهگشا باشد یا اینکه همچنان باید به مسیر دیپلماتیک ادامه داد مطرح شده است.واقعیت آن است که دیپلماسی هیچگاه پایان نمییابد؛ نمیتوان به این معنا که دیروز به یک چهارچوب عمل میکردیم، امروز تمام تعاملات دیپلماتیک را متوقف کرد. به نظر میرسد که کشور از ماهها قبل برای این سناریو برنامهریزی کرده و تصمیماتی در این باره اتخاذ شده است.
آنچه مسلم است هر اقدامی که در این مقطع انجام میشود باید سنجیده، منطقی و عاری از شتابزدگی و هیجان باشد. تجربه تاریخی و آموزههای راهبردی نشان میدهد که گاهی لازم است اقداماتی را صورت داد تا دستاوردهای گذشته حفظ شود. این اقدامات تنها زمانی مؤثر خواهند بود که منافع کشور و امنیت ملی بهطور کامل مدنظر قرار گیرد و پیامدهای احتمالی آن سنجیده شود. در عین حال موضوعاتی مانند تهدید به خروج از NPT بدون آمادگی کامل، نهتنها امنیت کشور را تضمین نمیکند بلکه ممکن است موجب افزایش تهدیدها و آسیبهای جدی به زیرساختها و اقتصاد کشور شود.
نمونههای تاریخی نشان میدهد که اقدامات ناپخته میتواند به فروپاشی نسبی زیرساختها، کاهش توان دفاعی و حتی بحرانهای اجتماعی و اقتصادی منجر شود. بنابراین، هر تصمیم راهبردی در این حوزه نیازمند اطلاعات دقیق و تحلیل واقعبینانه و ارزیابی کامل از توانایی کشور در مواجهه با سناریوهای احتمالی است. در نهایت، پیام این مرحله برای سیاستگذاران و افکار عمومی روشن است؛ هیچ مسیر ساده و هیجانی وجود ندارد.
دیپلماسی فعال و سنجیده، تقویت توان دفاعی، حفظ حداقل تعاملات با آژانس و بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی و بینالمللی، تنها راهکارهایی هستند که میتوانند ایران را در این مقطع حساس از خطرات احتمالی مصون بدارند و جایگاه کشور را در عرصه جهانی تثبیت کنند.
انتهای پیام/