فراز و نشیب تصویرسازی از رزمنده‌ها در ۴ دهه سینمای دفاع مقدس

مردانی که برای «تماشا شدن» نمی‌جنگیدند

بازنمایی مفهوم «قهرمان» برگرفته از شخصیت‌های رزمنده‌ها در سینمای دفاع‌مقدس

هنر

121189
مردانی که برای «تماشا شدن» نمی‌جنگیدند

هفته‌ دفاع مقدس یادآور لحظه‌هایی است که بخش‌های مهمی از تاریخ معاصر ما را شکل داده است؛ لحظه‌هایی که در آنها قهرمانان واقعی، در میدان‌های واقعی جنگ، ایستادند و از سرزمین، ایمان و مردم‌شان دفاع کردند. این نقطه‌ تمایز مهمی است که وقتی از سینمای جنگ و بازنمایی قهرمان سخن می‌گوییم، باید همواره در ذهن داشته باشیم.

جواد صفوی - منتقد سینما: در سینما، قهرمان یک «شخصیت ساخته‌شده» است؛ او تابع قوانین درام است، یعنی باید فراز و نشیب داشته باشد، نقطه ضعف نشان بدهد، در بحران بیفتد و با اراده یا تقدیر به نقطه‌ اوج برسد. قهرمان دراماتیک بیش از آنکه «واقعیت» باشد، بازنماییِ یک میل و نیاز جمعی است؛ آرزوی مخاطب برای پیروزی، رستگاری یا حتی تسلی خاطر؛ اما در دفاع مقدس، با «قهرمان واقعی» روبه‌رو هستیم؛ انسانی که شاید از نظر ظاهر و زندگی روزمره هیچ تفاوتی با ما نداشته، اما در یک بزنگاه تاریخی تصمیمی می‌گیرد که مرز میان «معمولی بودن» و «قهرمان شدن» را ترسیم می‌کند. قهرمان واقعی ضرورتی برای نمایش دراماتیک ندارد؛ او انتخاب می‌کند، عمل می‌کند و همین عمل، معنای قهرمانی را به او می‌بخشد. سینمای جنگ در ایران همواره در کشاکش این دو سطح حرکت کرده است: از یک‌سو همان طور که نمونه‌‌های کلاسیک آن در فیلم‌های دهه‌ ۶۰ سینمای ایران دیده می‌شود، فیلمساز تلاش کرده تا قهرمانان را همچون اسطوره‌ای دست‌نیافتنی به تصویر بکشد. نمونه‌هایی چون «پرواز در شب» رسول ملاقلی‌پور، یا «بلمی به سوی ساحل» رزمندگان را به شمایل اسطوره‌های پاکباز بدل می‌کردند. ضمناً با رویکرد و نگاه معنوی-مذهبی، قهرمانان سینمای دفاع مقدس آن دهه، از جان گذشتگی و ایثار را چونان وظیفه‌ای شرعی و برگرفته از آموزه‌های مذهبی سرلوحه تصمیم و عمل خود قرار می‌دادند و گاه در آثاری همچون «دیده‌بان» و «مهاجر»، هر دو به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا، نگاه رزمنده قهرمان، به طور کلی نگاهی قلبی و ایمانی است.
از سوی دیگر و در آثار دهه‌های بعد، سینمای جنگ در ایران کوشیده با نشان دادن برخی تردیدها، ترس‌ها و حتی ضعف‌ها در این وادی، به حقیقت انسانی آنها نزدیک شود، رویکردی که در آثار متأخرتر حاتمی‌کیا یا رسول ملاقلی‌پور برجسته‌تر است. در «از کرخه تا راین» رزمنده‌ای با بیماری و ناتوانی جسمی ناشی از جنگ روبه‌رو می‌شود؛ قهرمانی که به جای ایستادن بر قله‌ حماسه، درگیر محدودیت‌های روزمره است. در «سفر به چزابه» رزمنده میان گذشته و حال، مرگ و زندگی، در حرکت است؛ قهرمانی از جنس تردید. «آژانس شیشه‌ای» حتی پا را فراتر می‌گذارد و حاج‌کاظم، رزمنده‌ وفادار را در جامعه‌ پس از جنگ نشان می‌دهد؛ انسانی خشمگین و شکننده که با بن‌بست‌های اخلاقی دست ‌به ‌گریبان است. در «هیوا» نیز غیبت یک رزمنده پرسش‌هایی تلخ درباره مرگ، مفقودی و معنای زندگی باقی‌مانده برای بازماندگان مطرح می‌کند.
نکته‌ کلیدی اینجاست که قهرمان واقعی در جنگ لزوماً برای «تماشا شدن» نمی‌جنگد؛ او حتی بیشتر اوقات از روایت شدن هم گریزان است. اما سینما به‌ناچار باید روایت بسازد، باید تصویر کند. این فاصله میان واقعیت و بازنمایی، همان نقطه‌ای است که همواره بحث‌برانگیز بوده؛ سؤال مهمی که با بررسی مجدد آثار سینمای دفاع مقدس به ذهن متبادر می‌شود، این است که آیا سینما توانسته عظمت بی‌واسطه‌ قهرمانان دفاع مقدس را منتقل کند؟ یا ناخواسته آنها را در قالب‌های دراماتیک محدود کرده است؟
هر سال در هفته‌ دفاع مقدس، دوباره یک پرسش اصلی به میان می‌آید که ما از قهرمانان‌ و سلحشوران واقعی کشورمان به کمک هنر سینما چه تصویری می‌سازیم و چه تصوری از آنها برای نسل‌های بعد روایت خواهیم کرد؟ شاید پاسخ دقیق به این سؤال این گزاره باشد که قهرمان واقعی همیشه فراتر از قاب می‌ایستد؛ او نه صرفاً یک شخصیت نمایشی، بلکه الگویی زنده برای وجدان جمعی است. فیلم‌های اخیر مرتبط با فرماندهان و شخصیت‌های مهم دوران دفاع مقدس همچنان در تعلیق میان نگاه معنوی و قهرمان‌هایی واقعی هستند و مخاطب امروز که ممکن است تا حدی از آثار و حال و هوای چهار دهه پیش دور باشد، نمی‌تواند ارتباطی مناسب با این قهرمان‌ها برقرار کند. چاره کار را البته خود سینما ارائه می‌کند. بهترین فیلم‌های سینمای جنگ در جهان راهی را می‌روند که منطبق با کهن الگوهای روایت قهرمانی و تمرکز بر اوج و فرودهای فیلمنامه است. در این شرایط رخدادهای طراحی شده برای یک شخصیت رزمنده فاصله‌ای معقول با شخصیت درونی او خواهد داشت اما در همین نوع از ساختار طراحی شده برای شخصیت قهرمان می‌توان بزنگاه‌هایی در ارتباط مستقیم با داستان ایجاد کرد که سویه‌هایی از نگاه معنوی آن شخصیت، منطبق با نقاط عطف داستان، بتواند برون‌زد مناسبی از حال و هوای شخصی این قهرمان‌ها را بدون متوسل شدن به شعار ارائه دهد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر