گزارشی درباره پنج نمایش برجسته که به موضوع دفاع مقدس پرداختهاند
وقتی صحنه میدان جنگ میشود
هنر
121452
در سالهایی که مناسبتهای ملی ـ تاریخی چون «هفته دفاع مقدس» فضای فرهنگی را موقتاً داغ میکنند، تئاتر یکی از حساسترین و درعینحال متنوعترین پاسخها را به تجربه جنگ داده است. گزارش حاضر به پنج نمایش ماندگار که توسط نمایشنامهنویسان معاصر ایران نوشته شده است، میپردازد.
حامد قریب - گروه فرهنگی: «پچپچههای پشت خط نبرد» اثر علیرضا نادری، «زمستان ۶۶» اثر محمد یعقوبی، «خنکای ختم خاطره» اثر حمیدرضا آذرنگ، «آخرین نامه» اثر مهرداد کوروشنیا و «تکههای سنگینِ سرب» اثر ایوب آقاخانی عنوان این آثار است؛ نمایشنامههایی که هر یک از منظر فرم، حافظه و روایت فردی/اجتماعی به مسأله جنگ و پیامدهای آن نگاه کردهاند و در تئاتر معاصر ایران ردپایی از خود به جا گذاشتهاند.
«پچپچههای پشت خط نبرد» نوشته علیرضا نادری
این نمایشنامه که در سالهای آغازین دهه هفتاد نوشته شد، بازسازی فضایی از جبهه و پشت جبهه در سالهای میانی جنگ است؛ نادری با زبانی طبیعتگرا و دیالوگمحور، صحنههایی روزمره و در عینحال پرتنش را میان اعضای یک دسته جنگی یا خانوادههای پشت خط روایت میکند. متن، با جزئیات موقعیتی و شخصیتپردازی دقیق، بیش از همه بر ثبت خاطره و لحظههای انسانی کوچک در دل بحران تکیه میکند.
در واقع این نمایشنامه، روایت یک زندگی در جبهه جنگ است؛ داستان از این قرار است که رزمندگان در فاصله دو حمله در جبهه به سر میبرند و تعدادی از آنها قصد دارند مرخصیشان را طوری تنظیم کنند که هنگام حمله اصلی در خانه باشند. این اثر در جشنوارههای دانشجویی و ملی اجرا شده و از آثار برجسته نادری در سوژههای جنگی محسوب میشود.
«پچپچههای پشت خط نبرد» ترکیبی از مستندسازی خاطره و درام موقعیتیست؛ نادری تلاش میکند نه قهرمانسازی کند و نه فرهنگسازی تبلیغاتی، بلکه با نشان دادن تناقضها، ترسها و گفتوگوهای روزمره، جنگ را به سطح تجربههای انسانی بیاورد. این رویکرد باعث شد نمایش هم در میان مخاطبان عام و هم در فضای حرفهای تئاتر ـ که به دنبال روایتهای تازه و نزدیک به واقعیت بود ـ مورد توجه قرار گیرد.
«زمستان ۶۶» نوشته محمد یعقوبی
محمد یعقوبی در «زمستان ۶۶» سراغ یکی از دوران حساس جنگ میرود: اوج موشکباران تهران که در اسفند ۱۳۶۶ اتفاق افتاد و بهعنوان «کابوس کهنه» در حافظه جمعی ثبت شده است. نمایشنامه با تمرکز بر وضع شهروندان عادی در دوران حملات موشکی، خشم، رنج و اختلال زندگی روزمره را به تصویر میکشد. این اثر یکی از شناختهشدهترین متنهای یعقوبی درباره جنگ است و در سال ۱۳۷۶ اجراهای موفقی در تئاترشهر و جشنوارههای فجر داشته است.
«زمستان ۶۶» از حیث ساختار و فضاگذاری نمایشی، فضایی متراکم و اغلب روایی موازی ایجاد میکند که در آن کابوس جنگ به صورت تکراری و معلق تجربه میشود. یعقوبی با زبانی شاعرانهـروایی و گاه آیینی، بهجای روایت خطی رویدادها، ساختار روانی جمعی مردم تهی شده از امنیت را نشان میدهد؛ پرداختن او به ابعاد انسانی بحران، نمایش را از سطح مستند به سطح تجربی و نمادین ارتقا داده است. نقدها معمولاً به توان نمایش در ترکیبِ زمانِ حقیقی و خاطره اشاره کردهاند.
«خنکای ختمِ خاطره» نوشته حمیدرضا آذرنگ
آذرنگ که از نمایشنامهنویسان و کارگردانان شناخته شده معاصر است، در این متن (نوشته شده در اواخر دهه هشتاد) به بحث فراموشی عمومی جنگ و بازماندگان میپردازد. اولین اجرای اثر به کارگردانی نیما دهقان بود و متن درباره شهدای جنگ و تأثیرات اجتماعی ـ روانی آن بر خانوادهها و جامعه است. اجرای فرمگرا و نمادینِ اثر، در جشنوارهها مورد توجه قرار گرفت و جوایزی نیز دریافت کرد.
آذرنگ در این اثر از فرمهای نمادین و تجربی استفاده میکند؛ او جنگ را نه صرفاً بهمثابه رویداد تاریخی، بلکه بهعنوان «خاطرهای که باید ختم شود» و درعینحال «خاطرهای که مدام باز میگردد» میبیند. نقدهایی که بر «خنکای ختمِ خاطره» نوشته شده، بر تأکید متن بر امر فراموشی و لزوم بازخوانی و یادآوری تأکید دارند؛ برخی منتقدان کار را حرکتی اخلاقی تلقی کردند که میکوشد، حافظه جمعی را نسبت به تلفات انسانی و زخمهای فردی مسئول بداند.
«آخرین نامه» نوشته مهرداد کوروشنیا
«آخرین نامه» نمایشیست که توسط مهرداد کوروشنیا نوشته و کارگردانی شده و داستان آن روایتگر یک تیم سه نفره دیدهبانی است که در یک بلندی در خط مقدم جبهه مسئولیت مراقبت از تحرکات دشمن را بر عهده دارند. ما در طول نمایش با این سه شخصیت آشنا میشویم.
متن حول محور نامهای نمادین و ارتباط میان نسلها شکل میگیرد؛ در اجراهای مختلف، بازیگرانی چون نوید محمدزاده و پوریا رحیمیسام در این اثر حضور داشتهاند و اجراها در سالنهای مختلف تهران روی صحنه رفته است.
«آخرین نامه» بیش از تمرکز بر رخدادهای جنگی، به پیامدها و بازتاب آن در زندگی امروز میپردازد؛ نامه در این متن، بهعنوان سوژهای نمادین عمل میکند که گذشته را به حال پیوند میزند.
با انتخاب فرم روایی نسبتاً جمعوجور و تأکید بر بازیگری مؤثر، کوروشنیا به بررسی فردیسازی تجربهها و یادها پرداخته است؛ نقدها اجرای بازیگران و فضای آکادمیک-اجتماعی اثر را نقطه قوت نمایش دانستهاند.
«تکههای سنگین سرب» نوشته ایوب آقاخانی
ایوب آقاخانی در این نمایش به زندگی شخصیتی تاریخی ـ نمادین نزدیک میشود: روایتهایی از زندگی و شخصیت شهید دکتر چمران که در قالب نمایش صحنهای به اجرا درآمده است. این اثر یکی از اجراهای بحث برانگیزی است که در سالن چهارسو تئاترشهر به نمایش درآمد. در این اجرا پیام دهکردی ایفاگر نقش شخصیت شهید دکتر چمران بوده است.
«تکههای سنگینِ سرب» نمونهای از نمایشهاییست که میان حماسهپردازی تاریخی و بررسی روانشناختی شخصیت محوری در نوسان هستند. آقاخانی با انتخاب سوژهای معروف و ملیـنمادین، میکوشد هم از حیث نمایشی و هم از منظر داستانی به سؤالاتی درباره رهبری اخلاقی، تضادهای درونی و بار تاریخی شخصیت بپردازد. واکنشهای تماشاگران و نقدها نشان دادهاند که کار هم توانسته مخاطب علاقهمند به روایت تاریخی را جذب کند و هم مورد توجه نسبی منتقدان صحنه باشد.
جمعبندی: شباهتها، تفاوتها و نقش تئاتر در یادآوری دفاع مقدس
آنچه این پنج نمایش را کنار هم مینشاند، نه وحدت زبانی بلکه موضوع مشترک جنگ و پیامدهای آن است. از فرم واقعگرای نادری تا نمادگرایی آذرنگ، و از متن روایی یعقوبی تا نمایشنامههای نمادینتر کوروشنیا و آقاخانی، همگی تصویری از تئاتر معاصر ایران را نمایان کرده که میتواند جنگ را از منظری چندصدایی بازتاب دهد.
حتی آثاری که سوژههای ملی یا شخصیتی برجسته را انتخاب میکنند (مثل چمران در نمایشنامه آقاخانی)، به بازنمایی ابعاد انسانی، تعلیقها و زخمهای درونی تمایل دارند؛ به همین دلیل، پیام کلی این نمایشها غالباً دعوتیست به یادآوری شخصی و دلسوزانه، نه صرفاً القای روایتهای رسمی.
متنهایی چون «خنکای ختمِ خاطره» بهطور صریح به خطر فراموشی و از کارافتادگی حافظه جمعی اشاره دارند؛ این رویکرد، تئاتر را به محملی مناسب برای پرسشگری اخلاقی و تاریخی بدل میسازد.
بسیاری از این آثار در اجراهای متعددی روی صحنه رفتهاند و هربار با بازیگران یا کارگردانی متفاوت، واجد لایههای معنایی تازهای شدهاند؛ این ویژگی نشان میدهد که متن تئاتری زنده و وابسته به اجراست و هربار میتواند حافظهای متفاوت تولید کند.
سخن پایانی
برای آشنایی با تنوع روایات تئاتری از جنگ باید به دنبال نسخههای چاپی نمایشنامهها و فیلمتئاترهای موجود از این آثار گشت؛ برخی اجراها و فیلمتئاترها در شبکههای ویدیویی و آرشیوهای تئاتری منتشر شدهاند و احتمالاً برخی دیگر در اختیار اشخاصی است که این آثار در زندگی آنها تأثیر شگرفی گذاشته است.
در مواجهه با نمایشهایی که از نماد و فرم استفاده میکنند، نهفقط «داستان بیرونی» بلکه «تجربه درونی شخصیتها» و الگوهای حافظه/فراموشی نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است، زیرا این زاویه، اغلب کلید درک عمیقتر پیام اثر است.
ایران آنلاینانتهای پیام/