فرهاد فخرالدینی، محمدرضا درویشی و محمدرضا فیاض ، در گفتوگو با «ایران» از احمد پژمان میگویند
بوی کافور؛ عطر بهارنارنج
هنر
121601
احمد پژمان بزرگمردی است که تاریخ موسیقی ایران به نام و هنرش میبالد. او متولد شیراز است. (۱۸ تیر ۱۳۱۴) در آنجا که شعر و موسیقی با بوی بهارنارنج آمیخته است و بی تردید همین عطر و بو او را عاشق کرد و راه موسیقی را در پیش گرفت و توانست آثار بیشماری در قالب سمفونی، اپرا، باله، راپسودی، اوراتوریو، پوئم سمفونیک و دیگر شیوهها با تأثیر از موتیفها و تمهای ایرانی خلق کند.
نداسیجانی - روزنامهنگار: «از زمانی که خود را شناختم به ایران و فرهنگ ایرانی خیلی علاقه داشتم. همان موقع شاهنامه را در ذهنم با موسیقی تجسم میکردم.» صاحب این سخن استاد احمد پژمان است. آهنگساز و موسیقیدان بزرگ ایران. نامیکه به گفته دیگر بزرگان موسیقی کشورمان، انسانیت و اخلاق و عشق درآن خلاصه شده است. بزرگمردی که تاریخ موسیقی ایران به نام و هنرش میبالد.احمد پژمان متولد شیراز است. (۱۸ تیر ۱۳۱۴) در آنجا که شعر و موسیقی با بوی بهارنارنج آمیخته است و بی تردید همین عطر و بو او را عاشق کرد و راه موسیقی را در پیش گرفت و توانست آثار بیشماری در قالب سمفونی، اپرا، باله، راپسودی، اوراتوریو، پوئم سمفونیک و دیگر شیوهها با تأثیر از موتیفها و تمهای ایرانی خلق کند.جالب است بدانید با آنکه احمد پژمان نیمیاز زندگی خود را خارج از ایران سپری کرده بود، اما همچنان عاشق سرزمینش بود و این عشق به موسیقی و ادبیات کشور در تمامیآثارش نمایان بود و با جان و دل از آن مینوشت و سخن میگفت. او در گفتوگویی بیان کرده: «دوست داشتم هر کار میکنم، ایرانی باشد. خودم را از ایران سوا نکنم بروم مثلاً اروپایی بشوم و آنگونه فکر کنم. ایران همیشه مسأله من بوده و هست. مهم این است که خودمان باشیم. دیدم آنها که از فرهنگ خودشان تغذیه میکنند تا چه حد در دنیا موفق هستند. آنها بتهوون و موتسارت نمیخواهند؛ کسی را میخواهند که حرف خودش را بزند. من موسیقی کلاسیک کار میکردم ولی عاشق موسیقی ایرانی بودم.» او مبدع اپرا به زبان فارسی بود و زمانی که برای افتتاحیه تالار رودکی (وحدت) به او سفارش داده میشود اپرایی به زبان فارسی مینویسد و بعد از آن متمرکز روی اپرا میشود. و این بخشی از آثار درخشان این هنرمند است.
موسیقیدانی صاحب نام و صاحب سبک
«در هنر کسانی موفق هستند که هم دانش و هم خلاقیت داشته باشند و پژمان یکی از این افراد است. خلاقیت او در ایجاد جملات موسیقی و استفاده از ظرایف و ریتمهای خاص بینظیر است.» این بخشی از صحبتهای استاد فرهاد فخرالدینی در مراسم بزرگداشت استاد احمد پژمان بود که سال ۹۲ در تالار وحدت برگزار شد. استاد فخرالدینی در هر محفل و مجلسی از دوست و یار قدیمیاش احمد پژمان بسیار یاد میکرد و او را یکی از بهترین موسیقیدانان ایرانی میدانست. این موسیقیدان پیشکسوت در گفتوگو با «ایران»، داستان آشنایی خود با زندهیاد احمد پژمان را این گونه تعریف میکند: «سال ۱۳۴۰ با احمد پژمان آشنا شدم و این آشنایی از طریق تیمور پورتراب صورت گرفت و به تدریج تبدیل به دوستی شد. آن زمان در ارکستر شماره چهار اداره هنرهای زیبایی کشور با احمد پژمان همکاری میکردم. ارتباط صمیمانهای بین ما شکل گرفت و آرام آرام به رفت و آمد خانوادگی کشیده شد و در کنار آن با خانواده و دوستان دیگر معاشرتهای بسیاری داشتیم. البته به رادیو هم میآمد و در آنجا هم دیدارهای بسیاری داشتیم. تا آنکه سال ۱۳۵۶ همراه خانوادهاش عازم آمریکا شد و بسیار اصرار داشت در این سفر من هم همراه خانوادهام همسفر او باشم، اما به دلایلی این فرصت پیش نیامد و نتوانستم با او همراه شوم.»این رهبر ارکستر «احمد پژمان» را موسیقیدانی صاحب نام و صاحب سبک خواند و در ادامه صحبتهایش گفت: «پژمان در زمینه موسیقی چه در وین و چه در کلمبیای آمریکا بسیار خوب تحصیل کرد. البته باید بگویم اصولاً آدم بسیار خوش ذوقی بود و در زمینههای مختلف تجربیات گرانبهایی داشت؛ از اپرا و باله گرفته تا دیگر فرمهای موسیقی مانند راپسودی و پوئم سمفونی و... نکته دیگر اینکه او عاشق سرزمینش بود و همین عشق و علاقه سبب شد به موسیقی محلی گرایش پیدا کند و در این زمینه تحقیقات بسیاری هم انجام داد. البته به موسیقی ردیف دستگاهی هم علاقهمند بود و برای آشنایی بیشتر با ریزهکاریهای موسیقی ایرانی و ردیفهای موسیقی به نوازندگی سهتار مشغول شد.»استاد فخرالدینی بیان کرد: «ساز اصلی پژمان، ویولن و ویولا بود اما همان طور که میدانید، در حرفه آهنگسازی، پیانو از سازهای اصلی است و حتماً باید در اختیار آهنگساز قرار گیرد و با آن کار کند و پژمان با این ساز هم آشنایی داشت. البته دیگر سازها را هم خوب میشناخت. به خاطر دارم ساز دهنی هم مینواخت و تدریس میکرد.»
فخرالدینی در ادامه صحبتهایش به شیوه آهنگسازی احمد پژمان اشاره و بیان کرد: «شیوه آهنگسازی پژمان بینظیر بود. سبک و سیاقی متفاوت و منحصر به فرد. به خاطر دارم برای افتتاحیه تالار رودکی به پژمان سفارش تولید یک اثر را دادند و او اپرای جشن دهقان و اپرای دلاور سهند را نوشت و در این تالار اجرا شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت چرا که درآن برهه زمانی کاری نو و بدیع بود. درواقع باید بگویم پژمان در زمینههای مختلف همیشه پیشقدم و فعال بود و کار خودش را میکرد. رفتار متین او به گونهای بود که کاری به کار دیگران نداشت و همین شاخصه اخلاقی، او را در بین دوستان و همکارانش دوست داشتنیتر کرده بود.»
خالق موسیقی ماندگار «سربداران» به تولید موسیقی فیلمهای زندهیاد احمد پژمان اشاره کرد و افزود: «پژمان در زمینه موسیقی فیلم و سریال هم دستی بر آتش داشت و هر یک از کارهایش شاخص بود و بسیار خوب کار میکرد تا آنجا که موفق شد دو سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را به خود اختصاص دهد و باید گفت پژمان در هر زمینه کاری میدرخشید. ناگفته نماند مدتی هم در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فعالیت داشت و در این کانون آثار خوبی خلق کرد.»
انسانی زلال و پاک
محمدرضا درویشی، همچون احمد پژمان با عطر بهارنارنج شیراز به خوبی آشناست. هر دو زاده استان فارس هستند و درویشی از شهر لار. شاید هم همین مستی بوی بهارنارنج هر دو را عاشق موسیقی کرد و با نگاه متعصبانه، نگاهدار موسیقی کهن و بومیایران زمین شدند.
اما جالبتر اینکه سالها بعد یعنی سال ۱۳۵۳ و آن زمان که محمدرضا درویشی در کنکور دانشگاه تهران قبول شد، احمد پژمان یکی از استادانی بود که او را در مسیر تحصیلیاش هدایت کرد و از آن روزها تا به اکنون علاوه بر ارادت استاد– شاگردی سالیان سال رفیق گرمابه و گلستان شدند. شاید جالب باشد بدانید سال ۱۳۹۷ و در نهمین جشنواره موسیقی استان فارس، از استادان احمد پژمان و محمدرضا درویشی تجلیل و از سردیس این دو هنرمند و همشهری رونمایی شد و بار دیگر این حس در کنار هم بودن را یادآور شدند.محمد رضا درویشی درگفتوگو با «ایران» از آشنایی خود با زنده یاد احمد پژمان میگوید: «اولین مواجهه من با استاد پژمان روز کنکوردانشکده هنرهای زیبا بود. شهریورماه ۱۳۵۳ و امتحان عملی ساز. آن زمان استادان بزرگ وشناخته شدهای در دانشکده هنر تدریس میکردند؛ بزرگانی چون تقی مسعودیه، ملک اصلانیان، داریوش صفوت، پری برکشلی و...وزنههای سنگینی که با ترس و لرز درمحضرشان امتحان دادیم اما من درآن جمع بزرگ، به سبب اطلاعات اندکی که داشتم، کسی را نمیشناختم. ولی بعد از دریافت نمره قبولی و ورود به دانشکده با آقای پژمان آشنا شدم. آن زمان رئیس گروه موسیقی بود.»این آهنگساز درادامه صحبت هایش گفت: «استاد پژمان درطول سال، سفرهای بسیاری به آمریکا داشت و کمتر در ایران ایشان را میدیدم اما همان روزهایی هم که به ایران میآمد، تلاش میکردم از محضرشان بیشتر استفاده کنم وجالب اینکه آقای پژمان هم از پیگیریهای من خوشش آمده بود و نکات خاصی را به من آموخت که دیگرشاگردان از آن بیبهره شدند، چرا که دنبالش نبودند که بدانند.بطور مثال «هارمونی پُلی مُدال.»
درویشی، استاد احمد پژمان را یکی از برجستهترین آهنگسازان ایران عنوان و اظهار کرد: «احمد پژمان موسیقیدانی برجسته بود و اولین اپرا به زبان فارسی را ایشان نوشتهاند.»او درباره آثار پژمان گفت: «شاید تعداد اندکی از کارهای ایشان را نشنیده باشم اما آنهایی که شنیدهام نشان از نگاه منحصر به فرد او به موسیقی است. او از هارمونی پلی مدالیته بهره گرفت و درواقع ابداع کننده این شیوه، ایشان بود. سبکی که آن زمان آهنگسازان بسیار انگشت شماری به سراغ آن رفتند شایدهم وجود نداشت. حتی استادان مرتضی حنانه و هوشنگ استوار هم به این سبک و شیوه کار نمیکردند.»محمــــــــــدرضا درویشی به بعد اخلاقی احمد پژمان هم اشاره و بیان کرد: «آقای احمد پژمان علاوه بر نقش مؤثر و مهمیکه در موسیقی ایران داشت، از شاخصههای اخلاقی منحصر به فردی هم برخوردار بود و آن انسانیت او بود. انسانی زلال و پاک که کمتر میتوان در این روزگار جستوجو کرد. او تمام دانستههایش را با طیب خاطر و بدون حسد و تنگ نظری در اختیار مشتاقان قرار میداد در حالی که ممکن است برخی از اساتید این کار را انجام ندهند. استاد احمد پژمان در کنار تواضعی که داشت، به اخلاق بسیار خوش هم آراسته بود وهیچگاه لبخند از صورتش محو نمیشد و همین امر درونیات او را زیباتر کرده بود.»
پرانرژی و خلاق
اسفند ماه ۱۴۰۲ مجموعه پارتیتور «عیاران» اثراستاداحمد پژمان که مشتمل بر پنج قطعه برای آنسامبل ایرانی است، با بازنویسی محمدرضا فیاض درقالب یک جلد کتاب منتشرشد؛ کاری به همت انجمن موسیقی ایران.«عیاران» در سال ۱۳۵۶ توسط احمد پژمان برای گروه سازهای ایرانی ساخته و با اجرای ارکستر سازهای ملی به سرپرستی فرامرز پایور ضبط شد. اما سال ۱۳۹۲ با توجه به از بین رفتن پارتیتور مجموعه، این اثر بر اساس نمونه صوتی باقی مانده به بازنویسی، ضبط و اجرا رسید. محمدرضا فیاض درگفتوگو با «ایران» درباره آشنایی خود با استاد پژمان بیان کرد: «آشنایی من با استاد پژمان کاملاً اتفاقی بود. سال ۹۱ مراسم بزرگداشتی برای ایشان درتالار وحدت برگزار شد و بعد از آن نسخهای صوتی از پارتیتور«عیاران»را برای من ارسال کردند تا آن را بازنویسی کنم و با دوستانی که همکار من بودند اجرا شود. استاد پژمان از این ایده بسیاراستقبال کرد و از من خواست مابقی این پارتیتور را هم بنویسم. جالب است بدانید آن زمان من ۵۰ سال سن داشتم و آقای پژمان۷۸ سال و از همان زمان یک رابطه دوستانه و صمیمیبین ما شکل گرفت و تا همین اواخر هم با ایشان در تماس بودم.»
این نوازنده درادامه صحبت هایش به بازنویسی پارتیتور«عیاران» اشاره کرد و گفت: «در زمان نوشتن پارتیتورهای«عیاران»، استاد پژمان، ایران نبودند و از روی یک نسخه صوتی آنها را نوشتم. حتی گاهی اوقات کار بسیار دشوار میشد، ولی هرچه که مینوشتم برای ایشان ایمیل میکردم تا قبل از ضبط، از سوی ایشان تأیید نهایی شود. قسمت پنجم این پارتیتور را که نوشتم فکرکنم حدود ۴۵۰ میزان شد و برای استاد ارسال کردم و پاسخ دادند، فعلاً ضبطی انجام نشود واطلاع خواهند داد.حدود ۲ هفته، ایمیلی از ایشان نداشتم و بعد از این مدت زمان، نسخهای ارسال کردند با ۷۵۰ میزان. بسیار تعجب آور بود که استاد در آستانه ۸۰ سالگی این میزان انرژی خلاقانه دارد؛ به گونهای که در مدت دو هفته، ۳۰۰ میزان موسیقی را گسترش دهد. من از همان زمان به انرژی و خلاقیت جوشان استاد پی بردم و درس بزرگی برایم بود و از آن زمان به بعد «احمد پژمان» برایم معنای دیگری پیدا کرد.»فیاض درباره آثارزنده یاد احمد پژمان اظهارکرد: «کارهای ایشان را بهصورت کلی شنیده بودم اما آنچه استاد احمد پژمان را خاصتر کرده بود وجود خود ایشان بود. خواننده یا مخاطب باشنیدن آلبوم یا اثر یک آهنگساز با یک لایه از وجود او آشنا میشود و میشناسد ولی وقتی در تماس شخصی قرار بگیرد، موسیقیهای او برایش متفاوت خواهد شد و بطور یقین این وجه عمومیاستاد پژمان برای من بسیار تأثیرگذار بود.»
این آهنگساز ومنتقد موسیقی درباره سبک و شیوه موسیقی احمد پژمان گفت: «تقریباً بسیاری از موسیقیهای ایشان را شنیدهام اما درباره برخی از کارهای استاد پژمان میتوانم با جزئیات سخن بگویم و اظهار نظر کنم.»مانند «عیاران» که نقش کوچکی درآن داشتم. جالب است بدانید آن زمان که ایران بودند، بعد از اتمام کار، بسیاری از اوقات پیاده در خیابانهای شهر قدم میزدیم و نگاه و عشق عجیبی به پیرامون خود داشت و به آنچه در خیابان در جریان بود، نگاه متفاوتی داشت؛ دیدگاهی در زمینه ایران گرایی. ایرانگرایی در ایشان بشدت جاری بود و تنها به یک نظریه و تئوری عجیب و غریب خلاصه نمیشد. ایرانگرایی برای ایشان یک نظریه نبود، بلکه خود زندگی بود.»
محمدرضا فیاض بیان کرد: «موسیقی احمد پژمان روند طبیعی ایرانی بودن را روایت میکرد وعناصری که برای آفرینش موسیقی و پیشبرد روند لحظات به خدمت میگرفت، چیزی نبود که به او تحمیل شود. همه چیز از جمله سیر موسیقی دراین جریان، طبیعی بود و از نگاه من این نوع طبیعی جریان دادن سیرموسیقی همان مهر و امضای شخصی احمد پژمان است. یعنی نه بر مبنای پیش فرضها، بلکه بر مبنای جریان یافتن طبیعی سیر موسیقی، موسیقی بیافریند.»
مروری بر موسیقی فیلمهای احمد پژمان
«بوی کافورعطر یاس» فیلمیبه کارگردانی و نویسندگی بهمن فرمانآرا و تهیهکنندگی مرتضی شایسته ساخته سال ۱۳۷۸ خورشیدی است. این فیلم در سال ۱۳۷۹ روی پرده سینما رفت و موفق به دریافت ۸ سیمرغ بلورین از هجدهمین دوره جشنواره فیلم فجر شد. یکی از این سیمرغهای بلورین برای موسیقی متن فیلم به احمد پژمان اهدا شد.
«شازده احتجاب» فیلم سینمایی ایرانی به کارگردانی بهمن فرمان آرا و با بازی جمشید مشایخی و فخری خوروش است که برپایه رمان شازده احتجاب نوشته هوشنگ گلشیری در سال ۱۳۵۳ ساخته شد. فرمانآرا آغاز دوستی و همکاری با پژمان را بعد از فیلمبرداری شازده احتجاب میداند که به واسطه دوستی مشترک آنها با احمدرضا احمدی، صفحهای از او دریافت میکند که حاوی اشعاری از نیما یوشیج، صدای احمد شاملو و موسیقی پژمان بود و پس از شنیدن این اثر به شوق آمده تصمیم میگیرد موسیقی متن فیلم خود را به وی بسپارد. او میگوید: «به در منزلش رفتم و وقتی به او گفتم که با او چه کار دارم گفت من بلد نیستم. اما من به او گفتم میدانم باید چه کار کنیم. در واقع او صاف و ساده و بدون حاشیه با من روبهرو شد. چیزی که در آهنگسازان جوان امروزی نیست.» «عشق گمشده» فیلمیبه کارگردانی و تهیهکنندگی سعید اسدی و نویسندگی شهرام اسدی محصول سال ۱۳۷۶ است. برنده جایزه مشعل طلایی بهترین فیلم از هفتمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم پیونگ یانگ – ۱۳۷۹. موسیقی این فیلم توسط احمد پژمان ساخته شده.
«باران» فیلمیبه کارگردانی مجید مجیدی محصول سال ۱۳۷۹ است. این فیلم مورد تحسین منتقدان و عموم قرار گرفت و جوایز متعددی را کسب کرد. این فیلم در همان سال جوایز بسیاری را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. علاوه برآن برنده جایزه بزرگ قاره آمریکا جشنواره بینالمللی فیلم مونترال ۲۰۰۱شد. از نقاط برجسته فیلم، موسیقی آن ساخته احمد پژمان بود. «بید مجنون» نام فیلمیبه کارگردانی مجید مجیدی است. بید مجنون که با نامهای بازگشت و بار دیگر زندگی مراحل ساخت را طی کرد پس از فیلمهای بدوک، پدر، بچههای آسمان، رنگ خدا و باران ششمین فیلم بلند مجید مجیدی است. در این فیلم هم مجیدی از همکاری احمد پژمان بهره میبرد. «خانهای روی آب» فیلمیبه نویسندگی و کارگردانی بهمن فرمانآرا محصول سال ۱۳۸۰ است. در این فیلم رضا کیانیان، هدیه تهرانی، عزتالله انتظامیو جمشید مشایخی به ایفای نقش میپردازند. فرمانآرا که پیش از این نیز سابقه همکاری با احمد پژمان را داشته در «خانهای روی آب» هم از او میخواهد تا برای فیلمش موسیقی بنویسد. «سایههای بلند باد» فیلمیاز بهمن فرمانآرا است که براساس داستان «معصوم اول» هوشنگ گلشیری و با بازی فرامرز قریبیان، سعید نیکپور و حسین کسبیان سال ۱۳۵۷ در روستای هنجن ساخته شد و باز هم موسیقی آن مهر احمد پژمان را داشت «روسریآبی» فیلمیبه کارگردانی و نویسندگی رخشان بنیاعتماد و تهیهکنندگی مجید مدرسی محصول سال ۱۳۷۳ است. فیلم ایرانی «روسری آبی»، به عنوان برنده جایزه دومین جشنواره بینالمللی فیلمهای ثبت نشده در شهر ایسلانتیای اسپانیا معرفی شد. فیلمیزیبا و به یاد ماندنی که به موسیقی دلنواز احمد پژمان مزین شده است. «صنوبر» فیلمیبه کارگردانی و نویسندگی مجتبی راعی محصول سال ۱۳۸۰ است. این فیلم در پنج قسمت به صورت مجموعه تلویزیونی از شبکه اول ایران پخش شده است. این فیلم به زندگی سید روحالله خمینی(ره) و وقایعی که پس از انقلاب مشروطیت تا روی کار آمدن رژیم پهلوی و شروع جنگ جهانی اول اتفاق میافتد پرداخته است. مجتبی راعی نیز برای «صنوبر» از احمد پژمان دعوت کرد و موسیقی استاد بر تصاویر این فیلم نشست.
انتهای پیام/