«صیاد»: نبرد روایی میان تاریخنگاری و سینمای حماسی
هنر
121671
فیلم «صیاد»، محصول مشترک بنیاد فارابی، بنیاد شهید و مؤسسه صاد، برشی از دوران فرماندهی شهید صیاد شیرازی در نیروی زمینی ارتش، از انتصاب تا عملیاتهای آغازین جنگ (فتحالمبین)، را روایت میکند.
صفیه رجائی هرندی - ایران آنلاین: نقدهای ساختاری متعددی بر این اثر وارد است که مانع از تبدیل شدن فیلم صیاد به یک اثر حماسی موفق شده است.
ضعفهای فنی و بصری:
زبان بصری ضعیف: با وجود فیلمبرداری داوود محمدی، سبک بصری فیلم در انتقال عظمت فضای جنگی و شخصیت قهرمان ناموفق است. تمرکز بر قابهای بسته (کلوزآپ) و فقدان لانگشاتهای باشکوه، فضای فیلم را به سمت تلویزیونی و متوسط سوق داده و مقیاس حماسی را کاهش داده است. نورپردازی سرد و خاکی نیز اگرچه واقعگرایی را تقویت میکند، اما تکرار بیش از حد آن، به یکنواختی بصری منجر شده است.
موسیقی و صداگذاری افراطی: موسیقی مسعود سخاوتدوست با حجم بالای استفاده از سازهای ایرانی، در برخی لحظات بیشتر نقش پوشش ضعفهای کارگردانی را ایفا میکند تا همافزایی با روایت. صداگذاری نیز در سطح فنی قابل قبول است، اما فاقد ذوق خاص در فضاسازی واقعگرایانه (مانند صدای جنگ) است. همچنین تلاش برای بازسازی صدای شهید صیاد شیرازی با هوش مصنوعی، به دلیل عدم آشنایی عموم با صدای ایشان، تأثیرگذاری مطلوبی نداشته است.
کاستیهای روایی و فیلمنامه:
بزرگترین نقد متوجه فیلمنامه حسین ترابنژاد است که فاقد انسجام روایی و تمرکز بر یک گره مرکزی است.
پراکندگی روایی: فیلمنامه به جای تمرکز بر یک بحران اصلی و پرداخت لایههای روانی و انگیزشی قهرمان، به شاخههای متعددی مانند نزاعهای سپاه و ارتش، اختلافات سیاسی با بنیصدر، ترورها و مسائل خانوادگی میپردازد. این "شاخهبهشاخه شدن" منجر به زوال تمرکز، افت ریتم و سرگردانی اثر میان ژانرهای مختلف (بیوگرافی، سیاسی، جنگی) شده است.
دیالوگهای شعاری و ضعف در نمایش تحول: دیالوگها در سکانسهای کلیدی اغلب طولانی و شعاری هستند و مخاطب را درگیر نمیکنند. تحولات شخصیتی قهرمان نیز بهجای آنکه از طریق کنش بیرونی نمایش داده شود، عمدتاً در قالب مونولوگهای گنگ یا نریشنهای همسرش روایت میشود که مغایر با ذات سینمای بیوگرافی است.
سردرگمی ژانری:
فیلم در تعریف مرز میان سه الگوی اصلی خود (بیوگرافی، تراژدی سیاسی، و اثر حماسی جنگی) ناموفق است. این درهمآمیختگی ژانرها، انسجام روایت را از بین برده و تماشاگر را مجبور میکند تا برای فهم سیر تحول داستان، به دانش تاریخی پیشین خود تکیه کند؛ که این خود نشانهای از ضعف ساختاری فیلمنامه در رسالت داستانگویی است.
انتهای پیام/