فوتبال ایران گرفتار چرخهای معیوب؛
بازی در زمین دلالها
ورزش
121866
ناکامیهای پیاپی برخی باشگاههای پرهزینه در رقابتهای لیگ برتر، بار دیگر احتمال تغییرات گسترده در کادر فنی این تیمها را پررنگ کرده است.
سینا حسینی _ گروه ورزشی: مدیران این باشگاهها که تحت فشار شدید افکار عمومی و مطالبات هواداران قرار دارند، دوباره به نسخه تکراری «برکناری سرمربی» روی آوردهاند؛ رویکردی که فصل گذشته در باشگاه استقلال به طور افراطی دنبال و در یک فصل منجر به حضور بیش از هفت سرمربی روی نیمکت این تیم شد، اما در نهایت جز جایگاهی بحثبرانگیز در جدول لیگ، دستاوردی به همراه نداشت.
این چرخه معیوب بیش از هر چیز بیانگر نگاه کوتاهمدت و بحرانگریزی مدیرانی است که برای حفظ موقعیت خود، تغییرات فنی را راهکاری فوری میپندارند. آنان تصور میکنند با اخراج مربی و معرفی چهرهای تازه، میتوانند نارضایتی هواداران را فرو بنشانند، در حالی که این تصمیمات شتابزده تنها به پاک کردن صورت مسأله منجر میشود و ریشههای ساختاری مشکلات فوتبال ایران را پنهان نگاه میدارد.
پیامد این سیاستهای خلقالساعه، بیثباتی فنی و تحمیل خسارتهای سنگین مالی بر باشگاههاست؛ خسارتی که نهایتاً از جیب هواداران و سرمایه باشگاه پرداخت میشود.
نمونههای اخیر به روشنی بیانگر این روند است؛ در پرسپولیس، وحید هاشمیان با دعوت رسمی به جلسه هیأتمدیره مورد استیضاح قرار خواهد گرفت؛ در استقلال نیز ریکاردو ساپینتو هفته گذشته شرایط مشابهی را تجربه کرد.
زمزمههایی مشابه درباره محرم نویدکیا و دراگان اسکوچیچ هم به گوش میرسد تا چهار تیم مدعی لیگ هر لحظه در معرض تغییر کادر فنی باشند. پرسش اساسی اما همچنان بیپاسخ مانده است؛ آیا برکناری سرمربی میتواند باشگاهها را از بحران خارج کند یا صرفاً مرحله تازهای از ناکامیهای فنی را رقم خواهد زد؟
تجربه فصل گذشته لیگ به وضوح نشان داد صرف هزینههای کلان و ریخت و پاشهای مالی، جایگزین مدیریت علمی و برنامهریزی پایدار نمیشود. در این میان، تنها جریان واسطهگری و دلالی از تکرار این تغییرات منتفع میشود؛ جریانی که با معرفی گزینههای تازه، بخش قابل توجهی از بودجه باشگاهها را به واسطه غرامت مربیان پیشین و قراردادهای جدید جذب میکند، بیآنکه تحول قابل ملاحظهای در روند نتیجهگیری حاصل شود.
مدیریت هیجانی ممکن است در کوتاهمدت با استقبال محدود هواداران همراه شود، اما در بلندمدت جز تعمیق بحران، دستاوردی در پی نخواهد داشت. ثبات فنی، برنامهریزی بلندمدت و تصمیمگیری مبتنی بر منطق مدیریتی، تنها راه برونرفت از این بنبست است؛ مسیری که تا زمانی که مدیران به جای اصلاح ساختاری، به راهحل موقتی اخراج متوسل میشوند، همچنان دور از دسترس خواهد بود.
انتهای پیام/