درباره تجربه‌های فیلمبرداری مرتضی غفوری که فیلم تازه‌اش روی پرده است

قاب‌های قصه‌گو؛ از «پوست شیر» تا «ناتورِ دشت»

هنر

121995
قاب‌های قصه‌گو؛ از «پوست شیر» تا «ناتورِ دشت»

پیشه پدرش را در پیش گرفته و حالا می‌توان او را یکی از حرفه‌ای‌ترین فیلمبرداران سینمای ایران دانست، مرتضی غفوری در این ۴۶ سال زندگی‌اش بالغ بر ۷۰ فیلم و سریال را قاب‌بندی کرده که هر کدام دنیای خاص خودشان و البته مصایب خودشان را داشته‌اند.

زهرا منصوری - روزنامه‌نگار سینمایی: غفوری در دوره‌‌هایی از جشنواره فیلم فجر هم عنوان پرکارترین فیلمبردار را یدک می‌کشید، موضوعی که باعث شد ژانرهای مختلف سینمایی را بیازماید و همکاری با کارگردانان مختلف را تجربه کند. او این روزها فیلم سینمایی «ناتورِدشت»، محصول سازمان سینمایی سوره، به کارگردانی محمدرضا خردمندان را روی پرده سینماها دارد، فیلمی اجتماعی که الهام گرفته از یک قصه واقعی است. به مناسبت همین اتفاق مروری کوتاه بر شاخص‌ترین آثار کارنامه او داریم که گرچه پر‌ و ‌پیمان است اما هر کدام نکاتی دارند که می‌توانند کلاس درسی برای علاقه‌مندان به این حوزه باشند.
 
 تجربه‌ای سخت در آغاز
برای نسل نوی سینماروها شاید فیلمی که بیشتر در ذهنشان مانده «ماهورا» به کارگردانی حمید زرگرنژاد باشد، کارگردان تا آن زمان گمنامی که بعدها نشان داد وسواس غفوری در انتخاب‌هایش درست بوده است. این فیلمبردار جوان آن زمان این تجربه را سخت‌ترین کار زندگی‌اش می‌نامید، تصاویری که در میان نیزارهای جنوب با لوکیشن‌های بکر ثبت و باعث شد کارش به چشم مخاطبان و منتقدان بیاید. فیلمبرداری «ماهورا» به روش اسکوپ انجام شده بود که از جمله روش‌های سخت فیلمبرداری است که شرایط خاص خودش را مى‌خواهد. فیلمبرداری اسکوپ، یعنی فیلم با لنزها یا فرمت‌هایی ضبط شده که خروجی تصویر عریض و سینمایی بدهد. این نسبت تصویر باعث می‌شود تصویر سینمایی‌تر به نظر برسد، مخصوصاً برای نماهای طبیعت، صحنه‌های اکشن یا قاب‌بندی‌های گسترده. نمایش روی پرده‌های عریض هرچند به واقع‌گرایی فیلم‌ها کمک می‌کند، اما کارگردان‌ها را سردرگم و فیلمبرداری را پیچیده و سخت می‌کند.
مرتضی غفوری در کارنامه‌اش هم کار با کارگردانان شناخته‌شده را دارد هم فیلم‌اولی؛ موضوعی که تنوع آثار او را بسط داده است. سیاوش اسعدی از جمله کارگردانانی است که در اولین فیلم سینمایی ترجیح داد، مرتضی غفوری را در مقام فیلمبردار در کنار خودش داشته باشد. «حوالی اتوبان» عنوان اولین فیلم او بود، فیلمی اجتماعی که درباره ورود زنی خیابانی به زندگی یک زوج است، زنی که رازهایی از گذشته همسر این زوج می‌داند که افشایش‌ می‌تواند باعث فروپاشی زندگی آنها شود. یکی از ویژگی‌های فیلمبرداری فیلم سینمایی «حوالی اتوبان» را می‌توان در طراحی بصری و استفاده به‌جا و تأثیرگذار از نورپردازی و قاب‌بندی دانست که به تقویت عمق درونی شخصیت‌ها و فضاسازی مؤثر کمک می‌کند، او این‌چنین شخصیت‌ها و فضاها را برای مخاطب ملموس می‌کرد.

تجربه پُرچالش با فیلم پُرحاشیه
این فیلمبردار همکاری با فریدون جیرانی در «من مادر هستم» را نیز در کارنامه دارد، احتمالاً همه سینمادوستان، اوایل دهه نود و نمایش یک فیلم جنجالی را به یاد داشته باشند، فیلمی که محتوای آن، آنقدر برخی را برآشفته کرد که باعث تقابل دو گروه شد، یک گروه انصار حزب‌الله که با دادن بیانیه‌ای، در مقابل وزارت ارشاد تحصن کردند و آن را یک سیاه‌نمایی به تمام معنا خواندند که باعث ترویج فحشا و زیر سؤال بردن ارزش‌های اخلاقی و مذهبی می‌شود، گروه دیگر اما سینماگرانی بودند که به دفاع از فیلم فریدون جیرانی می‌پرداختند و رسالت سینما را بیان واقعیات می‌دانستند، حواشی «من مادر هستم» تا مجلس پیش رفت به طوری که حتی برخی از نمایندگان درخواست توقیف آن را مطرح کردند. «من مادر هستم» با آنکه در یک روز رکورد فروش فیلم‌های غیرکمدی را شکست اما بعد از مدتی کوتاه (حدود دو هفته) به دستور مستقیم وزیر ارشاد وقت از پرده پایین کشیده شد. این فیلم هرگز فرصت اکران عمومی دوباره را پیدا نکرد اما بعدها نسخه قاچاق فیلم در بازار غیررسمی پخش و باعث شد مردم بدون اکران رسمی گسترده، آن را ببینند. درام جنایی «من مادر هستم» داستان پدر و مادری را روایت می‌کرد که مشکلات فراوانی دارند و در این بین دخترشان مورد تجاوز قرار می‌گیرد و متجاوز را به قتل می‌رساند. آنها برای نجات دخترشان از وضعیت پیش‌آمده به هر راهی متوسل می‌شوند. مرتضی غفوری اما نقشی مهم در انتقال حس‌های «من مادر هستم» داشت، غالب سکانس‌های این فیلم در شب انجام شده بود، فیلمبرداری به همراه نورپردازی شبانه، دنیایی پرتنش، رازآلود و سرد را خلق کرده بود که به انتقال حال‌وهوای درونی شخصیت‌ها کمک می‌کرد. گاهی فضاها سرد و تهی و گاهی پر از کشمکش و اضطراب به نمایش درمی‌آمدند.
 
تبحر در سینمای ملتهب اجتماعی
فیلم‌های اجتماعی ملتهب علاقه‌مندی و البته تبحر اوست، همین هم بود که باعث شد در همان اوایل دهه 90 سراغ «انتهای خیابان هشتم» برود، فیلمی از علیرضا امینی که باید حس اضطراب، بی‌قراری و ناامنی شخصیت‌ها را به تماشاگران منتقل می‌کرد، فیلمی که اتفاقاً فیلمبرداری‌اش در فضای سرد و واقع‌گرایانه‌اش نقش مهمی داشت. غفوری با استفاده از دوربین روی دست و قاب‌های بسته و تنگ، روایتگر تنش‌های اجتماعی بود به نحوی که تماشاگر هم‌پای شخصیت‌ها دچار سرگردانی می‌شد. در ادامه همین مسیر، بهمن‌ سال ۹۳ بود که اکران فیلم سینمایی «خانه دختر» موجی از حواشی را به بار آورد، فیلمی به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی که همین اتفاقات پیرامونی، آن را به محاق توقیف برد، فیلم در نهایت سه سال بعد به شکل محدود به نمایش عمومی درآمد و واکنش‌های مختلفی را در پی داشت. غفوری اما در این فیلم چگونه به فیلمبرداری پرداخت. در سکانس‌های پُرتنش «خانه دختر» ما شاهد دوربین روی دست هستیم تا مخاطب همراهی بیشتر با داستان داشته باشد اما از سوی دیگر در برخی سکانس‌ها دوربین آرام و ثابت است تا نوعی تضاد آرامش و تنش را ایجاد کند. با آنکه در بعضی صحنه‌ها دوربین با کادر نزدیک روی صورت شخصیت‌هاست تا احساسات و اضطراب آنها را بهتر نشان دهد.
 
درخشش در میدان خانگی
سینما تنها جایی نیست که این فیلمبردار به قاب‌بندی‌های آن علاقه‌مند است، او علاوه بر تلویزیون، در این سال‌ها در شبکه نمایش خانگی هم حضوری فعال داشته که برخی از آنها از مهم‌ترین محتواهای تصویری در یک دهه اخیر به شمار می‌روند. «قلب یخی» از اولین سریال‌هایی بود که برای شبکه نمایش خانگی تولید شد، داستانی معمایی که اتفاقاً توانسته بود مخاطبانی پیگیر برای خود دست و پا کند. مرتضی غفوری فیلمبرداری سومین فصل این سریال را برعهده داشت، جایی که تجارب سینمایی به کارش آمد و با نگاه به‌روزش توانست سطح بصری «قلب یخی» را نسبت به فصل‌های اول و دوم ارتقا دهد و آن را به فضای سینمایی نزدیک کند. البته به‌روز شدن تجهیزات فیلمبرداری هم باعث شد تا بافت تصویر شفاف‌تر و رنگ‌ها واقعی‌تر به نظر برسند و در نهایت توانست فضای رازآلود را به‌خوبی به تماشاگران منتقل کند. همان‌طور که در ابتدای این گزارش اشاره شد غفوری همکاری با کارگردانان مختلف را در کارنامه دارد. هادی حجازی‌فر برای ساخت سریال «داریوش» او را فراخواند تا در کنار هم این سریال را پیش ببرند. آنچه غفوری در فیلمبرداری این سریال انجام داد استفاده از تجربیاتش در خلق فضاهای تیره بود. به‌طوری‌که قاب‌بندی و طراحی بصری، ابزار قدرتمندی را در خدمت روایت درام جنایی و اجتماعی قرار داده است. اما شاید مهم‌ترین اثر این فیلمبردار در شبکه نمایش خانگی، «پوست شیر» باشد، سریالی که توانسته بود طیف بزرگی از مخاطبان را با خود همراه کند تا هر هفته درگیر فضای ملتهب آن باشند، سریالی معمایی که گره‌گشایی قسمت به قسمت آن تماشاگرانی جدید بر آن می‌افزود تا به یکی از پربیننده‌ترین سریال‌های شبکه نمایش خانگی تبدیل شود. فیلمبرداری «پوست شیر» با انتخاب هوشمندانه‌ زاویه‌های دوربین نه‌تنها فضایی پرتنش و معمایی می‌ساخت، بلکه بر باورپذیری و شدت درام می‌افزود. دقت در قاب‌بندی که در ژانر جنایی مهم است، باعث می‌شود مخاطب بیش از پیش در دل داستان غرق شود و بار احساسی سکانس‌ها با قدرت بیشتری منتقل شود. این فیلمبردار جوان در ادامه تجربه‌هایش در شبکه نمایش خانگی سریال‌هایی چون «حرفه‌ای»، «افعی تهران» و... را هم فیلمبرداری کرد تا همچنان یکی از حرفه‌ای‌های این عرصه به شمار آید.
 
دشتی که رنگ قصه گرفت
بهانه این گزارش اکران عمومی فیلم سینمایی «ناتورِدشت» است. دومین فیلم بلند محمدرضا خردمندان با نقش‌آفرینی بازیگرانی چون هادی حجازی‌فر، میرسعید مولویان، علی مصفا، سعید آقاخانی و بابک کریمی که رونمایی از آن در جشنواره فیلم فجر سال گذشته، تبدیل به یک اتفاق ویژه در این رویداد شد. «ناتورِدشت» علاوه‌ بر داستان به‌روز و الهام‌گرفته‌شده از یک حادثه واقعی و نیز ترکیب درجه یک بازیگران، از منظر فنی هم فیلمی درخور توجه بود و بی‌شک یکی از درخشان‌ترین وجوه فنی آن، قاب‌های تماشایی مرتضی غفوری است؛ قاب‌هایی که هر یک به ‌تنهایی گویی پالتی سرشار از رنگ هستند و ایجاد یکدستی در این فضای گرم و ملتهب در طول روایت فیلم، قطعاً نیاز به تجربه‌های یک فیلمبردار کاربلد داشته است. دوربین «ناتورِدشت» در عین ایجاد تصاویری چشم‌نواز، هیچ‌گاه مزاحم روایت نمی‌شود و هم‌افزایی هنر کارگردانی خردمندان با تجربه‌های فنی غفوری، آن را به یکی از امتیازات فیلم تبدیل کرده است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر