به وقت دیده شدن

تأملی در موقعیت بازیگری امیرحسین فتحی

هنر

122644
تأملی در موقعیت بازیگری امیرحسین فتحی

آوا فیاض - بازیگر و کارگردان تئاتر: بعضی داشته‌ها همان‌قدر که از بیرون فرصت دیده می‌شوند، برای خود شخص تهدید هستند.
به دنیا آمدن در یک خانواده شناخته شده یعنی هویت فرد از همان اول بر اساس نام خانوادگی‌اش تعیین می‌شود، نه عملکرد یا دستاورد شخصی.
در بازیگری، پسر یا دختر فلانی بودن شاید کاتالیزوری برای ورود به این عرصه باشد، اما ساخت هویت فردی و اثبات استعداد و توانایی شخصی خیلی سخت‌تر و زمان‌برتر از زمانی‌ است که یک فرد ناشناس پا به این حوزه می‌گذارد؛ چرا که اجازه آزمون و خطا دارد و بدون پیش‌زمینه فقط به خروجی نهایی کار او دقت می‌شود.
امیرحسین فتحی یکی از مثال‌هایی‌ است که شاید اگر پسر یک کارگردان حرفه‌ای و کاربلد نبود، خیلی زودتر از اینها نقش‌های متفاوت از او‌ می‌دیدیم، نه لزوماً به معنای کیفیت بیشتر، بلکه فضا داشتن برای تجربه‌های متعدد.
نقش «کامیار» در سریال شغال که این روزها در حال پخش است، وقت دیده شدن امیرحسین فتحی است. انرژی و تلاش‌‌های او برای به تصویر کشیدن این کاراکتر چندلایه با انتخاب یک بازی بیرونی و متفاوت نسبت به نقش‌های قبلی‌اش، در کل کار دیده می‌شود اما این تلاش‌ها گاه به درستی به ثمر نشسته و گاه غلو شده به چشم می‌آیند.
این بازی بیرونی، جایی که لایه جدیدی از کاراکتر کامیار را در سکانس استخر با پدرش (مهدی سلطانی) می‌بینیم، بسیار درست و تأثیرگذار است. دوربین حرکت اضافه ندارد و اجازه می‌دهد تماشاگر قصه کاراکتر را بشنود.
فتحی در این سکانس قرار است رازی از کودکی خود را فاش کند که دلیل اصلی رفتارهای خشن، عصبی و عدم توانایی او در رفتار بالغانه است. فتحی طوری کامیار را بازی‌ می‌کند که بدون شکستن غرور، التماس کردن یا ترحم خریدن، بزرگ‌ترین دردش را به پدرش می‌گوید و جوری او را گوشه رینگ می‌گذارد که جز سکوت چیزی باقی نمی‌ماند. او در این سکانس از آن کامیار بی‌عقل، پررو و منزجرکننده، در حرکتی ظریف با تلفیق حس درونی و بازی بیرونی به آرامی لایه تازه‌ای از شخصیت‌اش را رو می‌کند. حالا شاید همچنان تماشاگر گناه تجاوز را بر او نبخشد، اما دیگر کامیار را سیاه نمی‌بیند و احتمالاً بتواند درکش کند.
یا در سکانس اولین گفت‌و‌گو با زن‌ پدرش (شبنم مقدمی) حس اضطراب پنهان ‌شده زیر اعتمادبه‌نفس ساختگی و صحبت در مورد کتاب هیتلر را به خوبی بازی می‌کند.
همین جنس از بازی، در سکانس‌هایی نپخته و غلو‌آمیز شده‌ است؛ به‌خصوص در سکانس‌هایی که سطح کیفی بازیگران تراز نیست. اینجاست که نقش مهم کارگردان در هدایت بازیگر و انتخاب درست موقعیت به چشم می‌آید. برای مثال انتخاب بازیگر زن نقش مقابل کامیار (تارا) به قدری اشتباه است که پاسکاری‌های عاطفی و‌ حسی اتفاق نمی‌افتد. بی‌تجربگی بازیگر نقش تارا در بیان دیالوگ، انتقال حس و‌ درک درست از موقعیت سکانس کاملاً مشهود است. وقتی حس از یک کاراکتر منتقل نمی‌شود، در سکانس‌های پرتنش مانند دعوا در خانه کامیار که منجر به خودزنی او می‌شود یا درگیری در کافه، بار اضافه روی دوش کاراکتر دیگر می‌افتد. اینجا اگر بازیگر از تجربه کافی برخوردار نبوده و کارگردان نیز حد و اندازه بازی بیرونی را کنترل نکند و انتخاب درستی در اندازه نما و زاویه نداشته باشد، آن میزان از خشم و واکنش کامیار نیز زیاد از حد دیده می‌شود. بالانس در حس و کیفیت ارائه بازیگران بر عهده کارگردان است که از بیرون کلیت قاب را می‌بیند.
اما در کنار تمام سکانس‌های پردیالوگ و پر اکت، یک پلان کوتاه است که توانایی فتحی در بازیگری را بیش از قبل نشان می‌دهد؛ جایی که آوا در آینه دستشویی رستوران، تصویر کامیار را می‌بیند. تمرکز قاب روی‌ کاراکتر آواست، اما نگاه عمیق کامیار که ترس، استیصال و شرمندگی را توأمان دارد، در همان آینه به خوبی منتقل می‌شود.
این بازی درونی شاید در امتداد نقش صابر عبدلی در «شهرزاد» مانند سکانس شوخی‌های عاشقانه با شیرین کنار حوض یا نقش سیاوش در «جیران» مانند سکانس دیدار با جیران و شاه، هنگام اسارت و‌ شکنجه باشد.
فتحی بازیگری ا‌ست که با تغییر لحن و حالت چشم‌ها می‌تواند حس را به خوبی منتقل کند و نیازی به حرکات پررنگ بیرونی ندارد اما هر بازیگری دوست دارد نقش‌های متفاوت بازی کند و حالا بعد از نقش سامان در سریال «قطب شمال»، این دومین‌بار است که در یک نقش اصلی متفاوت در پروژه‌ای مستقل از پدرش، بازی کرده است. پس از گذشت سال‌ها از ورود او‌ به بازیگری، این دو فرصت اخیر شاید باعث شود کارگردانان جسارت سپردن نقش‌های جدید را به خود امیرحسین فتحی پیدا کنند، نه به پسر حسن فتحی.
ایران آنلاین
انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر