دولت در پرونده هسته ای کوتاهی نکرد

تداوم حمایت اصلاح‌طلبان از پزشکیان

سیاست

122861
تداوم حمایت اصلاح‌طلبان از پزشکیان

استفاده تروئیکای اروپا از مکانیسم ماشه و فعال کردن مجدد قطعنامه‌های تحریمی سازمان ملل علیه ایران به عنوان ابزار فشار امریکا و کشورهای اروپایی متحدش علیه جمهوری اسلامی ایران، اتفاقی بود که در داخل کشور به طرح مجدد بحث‌هایی تاریخی دامن زد.

ایران آنلاین: این بحث‌ها به این گونه بود که آنان که یک دهه مخالف برجام بودند؛ حالا در پایان عمر رسمی آن توافق، خواستار امتداد همان عوایدی هستند که از مسیر تلاش برای مذاکره و توافق جست‌وجو می‌شد. طیفی از جریان مقابل هم بی توجه به همه تلاش‌های دیپلماتیکی که دولت به نمایندگی از ملت ایران و حتی فراتر از آن، با ایجاد همگرایی بر سر مسائل خارجی در داخل، انجام داد تا راه را بر «اسنپ بک» سد کند؛ در وقوع این رویداد انگشت اتهام را به سمت دولتی گرفتند که از هر سو وارث وضعیت موجود حساب می‌شد. این وضعیت اما طرح دو پرسش را از فعالان سیاسی ضروری ساخت. اول اینکه آیا دولت و مشخصاً رئیس جمهوری در انجام تلاش‌های دیپلماتیک و پیشبرد اهداف آن مرتکب قصور شده است؟ و پرسش دیگر اینکه اکثریت فعالان سیاسی در وضعیت اخیر چه رویکردی نسبت به دولت در پیش می‌گیرند؟ اینها پرسش‌هایی است که «ایران» از سه فعال سیاسی اصلاح‌طلب پرسید.

اسنپ‌بک؛ محصول سیاست‌های خصمانه غرب

محمدعلی ابطحی،عضو مجمع روحانیون مبارز: در ماجرای اخیر موسوم به «اسنپ‌بک»، بر خلاف برخی تحلیل‌ها، به هیچ وجه دولت و شخص آقای پزشکیان را مقصر نمی‌دانم. مقصر اصلی را باید در رفتار خصمانه و ماهیت سلطه‌گرانه آمریکا و رژیم صهیونیستی جست‌وجو کرد. تجربه نشان داده است دشمنان خارجی ما همواره به دنبال ایجاد مانع در مسیر پیشرفت و ثبات کشور بوده‌اند و طبیعی است که چنین اتفاقاتی، بیش از آنکه ریشه در تصمیمات داخلی داشته باشد، محصول سیاست‌های خصمانه آنان است.
با این حال، اگر قرار بر پیگیری جدی و ریشه‌ای باشد، باید نگاه را صرفاً محدود به یک سال اخیر نکرد، بلکه به روندی در طول یک دهه گذشته توجه داشت. متأسفانه در دهه‌های گذشته به جای آنکه در قبال شکست‌ها و فشارهای آمریکا و مخالفان خارجی برجام، جبهه‌ای واحد تشکیل دهیم و فشارها را متوجه دشمنان بیرونی کنیم، دعواها را به درون کشاندیم و از آن به‌عنوان ابزاری برای رقابت‌های جناحی و حزبی استفاده کردیم. همین مسأله موجب شد انرژی ملی ما به جای تمرکز بر مقابله با دشمن، صرف اتهام‌زنی‌های داخلی شود.
در این شرایط، نباید فراموش کرد که متهم اصلی همواره استعمار آمریکایی و صهیونیسم جهانی است. البته اصلاح‌طلبان بر این باورند که تداوم و تقویت دیپلماسی می‌تواند گره‌گشای بحران‌های کنونی باشد.
نکته مهم آن است که همه نگاه‌ها به آقای پزشکیان دوخته شده است و انتظار می‌رود او همچنان محور این تلاش‌ها باشد. هرچند شاید این‌طور به نظر برسد که توقعات و انتظارات از دکتر پزشکیان بالاست، اما واقعیت این است که پشت رئیس‌جمهوری خالی نخواهد ماند و جریان‌های سیاسی کشور با وجود تفاوت دیدگاه‌ها، در بزنگاه‌های حساس از دولت در برابر دشمنان خارجی حمایت خواهند کرد.

دولت‌ستیزی و واقعیت سیاست خارجی

احمد شیرزاد، استاد دانشگاه و فعال سیاسی: در سال‌های اخیر پدیده‌ای در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور شکل گرفته است که من نام آن را «دولت‌ستیزی» و گاهی «وزیرخارجه‌‌ستیزی» می‌گذارم. به این معنا که هرگاه مشکلی در حوزه سیاست خارجی پیش می‌آید، بلافاصله انگشت اتهام به سمت دولت یا وزیر امور خارجه نشانه می‌رود؛ گویی تمام ناکامی‌ها تنها محصول تصمیمات داخلی یا شیوه مذاکره مسئولان کشور است. این نگاه یک‌سویه و تقلیل‌گرایانه غفلت از واقعیتی بزرگ‌تر است: سیاست خارجی یک معادله دوطرفه است. به این معنی که در هر مذاکره و تعاملی، یک سوی ماجرا ایران است و سوی دیگر قدرت‌هایی قرار دارند که یا مخالفند یا دشمنی آشکار دارند.
موضوع مذاکره اساساً همین اختلافات و تنش‌هاست. بنابراین کافی نیست که یک طرف یعنی ایران، اراده و آمادگی برای توافق داشته باشد بلکه موفقیت مذاکرات در گرو آن است که طرف مقابل نیز در فضای توافق قرار گیرد.
اما شرایط امروز بویژه پس از جنگ اخیر رژیم اسرائیل علیه ایران نشان داد طرف اصلی ما، یعنی ایالات متحده آمریکا، نه‌تنها در فضای توافق نیست بلکه همچنان بر طبل زیاده‌خواهی می‌کوبد. آنان با توهم قدرت‌نمایی تصور می‌کنند می‌توانند با فشار حداکثری و تحمیل خواسته‌های یک‌جانبه، ایران را وادار به تسلیم کنند.
مشکل دقیقاً همینجاست که آمریکایی‌ها هیچ‌گاه خطوط توافق را شفاف بیان نمی‌کنند، بلکه همه چیز را به گونه‌ای کلی مطرح می‌کنند که معنایش چیزی جز تسلیم مطلق ایران نیست؛ چنین رویکردی نه عقلانی است و نه با روحیه و عزت ملت ایران سازگار. واقعیت آن است که ملت ایران و نمایندگانش هیچ‌گاه حاضر نخواهند شد در چنین شرایطی سر تعظیم فرود آورند. اگر قرار به توافق باشد، باید موضوعات مشخص، روشن و قابل ارزیابی روی میز قرار گیرد.
اکنون همه می‌دانند که طرف آمریکایی بر سر اصل توافق نیست، در حالی که هم دولت ایران و هم نهادهای مؤثر در سیاست خارجی، عزم خود را برای کاهش تنش‌ها و ایجاد فضایی آرام‌تر در عرصه اقتصادی و سیاسی کشور نشان داده‌اند. در این وضعیت تنها راه پیشِ رو، مقاومت، سرسختی و صبوری است تا شرایط برای یک توافق عادلانه‌تر فراهم شود. نباید فراموش کرد که دولت کنونی و تیم دیپلماسی آن، از جمله شخص رئیس‌جمهوری پزشکیان در سفر اخیر به نیویورک و همچنین مذاکره‌کنندگانی چون دکتر عراقچی و دکتر لاریجانی، تلاش‌های گسترده‌ای را برای حل‌وفصل مسائل با طرف‌های غربی انجام دادند. آنان اختیارات لازم را داشتند و از انعطاف کافی نیز برخوردار بودند. هر آنچه از سوی ایران ممکن بود انجام شود، در این مسیر به ‌کار گرفته شد. با وجود این، زیاده‌خواهی و سرسختی طرف مقابل مانع اصلی تحقق نتیجه بود.
این ناکامی نه ناشی از کم‌کاری دولت ایران، بلکه محصول سیاست‌های خصمانه و غیرمنطقی آمریکاست. امید آن است که در آینده نه چندان دور، این زیاده‌خواهی در برابر مقاومت و ایستادگی ملت ایران رنگ ببازد و شرایط برای شکل‌گیری توافقی واقع‌بینانه و متوازن فراهم شود. بنابراین باید گفت اگر به دنبال فهم درست سیاست خارجی هستیم، باید از دام دولت‌ستیزی بیرون بیاییم. دیپلماسی میدان یک‌نفره نیست؛ بلکه صحنه‌ای است که طرف مقابل نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. تنها با درک این واقعیت می‌توان از قضاوت‌های شتاب‌زده پرهیز کرد و مسیر درست را برای آینده ترسیم نمود.

پزشکیان همه کاری کرد

حسن رسولی،عضو بنیاد  امید ایرانیان: فعال شدن سازوکار ماشه، فارغ از اعتقاد ما به نادرست و غیرقانونی بودنش، رویدادی نبود که غیرقابل پیش‌بینی باشد. آنچه طی ماه‌های قبل از روی کار آمدن دولت آقای پزشکیان در حوزه سیاست خارجی و مشخصاً در پرونده هسته‌ای ایران رخ داد، در حد پیش‌بینی کارشناسان حرفه‌ای و مطلع، مسیری بود که به این نقطه ختم می‌شد. این مرحله‌ای که ایران در آن قرار دارد، یک نقطه تصادفی نیست؛ فرآیندی طی شده است تا ما به چنین شرایطی رسیده‌ایم. از نیمه دهه 80 شمسی و در دولت نهم نوعی بدفهمی و فقدان درک روابط پیچیده قدرت در عرصه جهانی شکل گرفت که در امتداد خود با همه تلاش‌ها ما را به این نقطه رساند. کنفرانس هولوکاست و بی‌تأثیر و کم‌اهمیت دانستن سازوکارهای بین‌المللی که به صدور قطعنامه‌های تحریمی علیه ایران منتهی می‌شد و جهت‌گیری‌های بعد از آن مجموعاً مسیری فراهم کرد که منافع ملی در این حوزه وارد شرایط بحرانی شد.
پزشکیان نه تنها در رساندن کشور به این نقطه سهمی نداشته است، بلکه در جهت رفع این تهدیدهای مهم مواضع آشکار و شفافی اتخاذ کرده است. نقطه اوج موضع‌گیری‌های رئیس‌جمهوری را می‌توان در شعارهای انتخاباتی انتخابات سال گذشته جست‌وجو کرد. دکتر پزشکیان با درک صحیح مناسبات قدرت جهانی و آگاهی از شرایط واقعی سیاست داخلی، دو هدف راهبردی مهم را به عنوان مقاصد دولت خود در دو حوزه داخلی و خارجی بیان کرد و توانست با تکیه بر آنها رأی اکثریت را کسب کند. او وعده داد در صورت ریاست قوه مجریه، در داخل به وفاق و توافق‌سازی مبادرت بورزد و در عرصه جهانی به تعامل مثبت و عزتمندانه.
اگر کشور با آسیب‌های گذشته  مواجه نبود و در آغاز یا میانه راه بودیم، می‌توانست این دو رویکرد مانع بروز تهدیدهای فعلی بشوند. همچنین اگر وفاق در داخل نه فقط هماهنگی بین ارکان قدرت، بلکه در اصلاح روابط ملت با دولت به نحو مکفی انجام می‌شد، امروز از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردار بودیم. البته در برخی موارد پزشکیان توانست با همراه‌سازی ارکان قدرت به وعده‌های خود عمل و از تعمیق شکاف‌های اجتماعی جلوگیری کند که اگر جز این بود احتمالاً در دوره جنگ دوازده روزه، شاهد این حد از تاب‌آوری مردم نبودیم.
دولت در حوزه سیاست خارجی نیز اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران خواهان مذاکره است و سیاست نزدیک شدن به همسایگان را دنبال کرد. در این مسیر امروز رابطه ایران با ۱۶ کشور همسایه نسبت به قبل بهبود یافته است.
اما در موضوع مذاکرات، عامل به بن‌بست رسیدن، نه نخواستن دولت یا اراده نداشتن ایران، بلکه عامل بیرونی یعنی صهیونیسم بین‌الملل بود که با تحمیل جنگ اخیر به ایران مانع جدی ایجاد کرد. دستگاه دیپلماسی دولت حتی در سفر اخیر نیویورک اعلام کرد آمادگی مذاکره دارد، اما به دلیل توازن قوا در شرایط مطلوب نبودیم. وجود ناترازی‌ها در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی سبب شد نتوانیم موفقیت‌آمیز عمل کنیم. بنابراین فکر نمی‌کنم وجدان عمومی جامعه و کارشناسان، کوتاهی ادعایی پزشکیان و دولتش را عامل وقوع «اسنپ‌بک» و مسائل وابسته به آن بدانند. بالعکس این پزشکیان بود که توانست در همین یک سال با اعتمادسازی در مراجع تصمیم‌گیری و همراهی سران قوا صدای واحدی از ایران به جهانیان بفرستد.
جریان اصلاحات همچنان از آقای پزشکیان که نامزد تأیید شده جبهه اصلاحات در انتخابات بود دفاع می‌کند. البته این دفاع همراه با نقد و گوشزد کردن اشتباهات احتمالی است. جامعه اصلاح‌طلب انتظار دارد در عرصه بین‌المللی و بویژه روابط خارجی، قدم‌های باقی‌مانده برای تقویت وحدت و سرمایه اجتماعی دولت برداشته شود. انتظار می‌رود آقای پزشکیان که به اصول حقوق ملت پایبند است، از طریق اصلاح حکمرانی برخی عوامل داخلی بروز ناراضایتی‌ها را کاهش و همراهی مردم و حاکمیت را افزایش دهد.
متأسفانه برخلاف انتظار و حتی اشارات صریح رهبر معظم انقلاب به حفظ انسجام ملی بعد از جنگ اخیر، در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی اقدام قابل توجهی دیده نشده است. اینکه در روزهای اخیر برخی اعضای هیأت رئیسه و مجمع عمومی جریان اصلاحات به دلیل صدور بیانیه‌ای دلسوزانه به مراجع قضایی احضار شده‌اند در تعارض با آن خواست اصلی حفظ انسجام است. به همین دلیل در قالب تلاش‌های بی‌وقفه رئیس‌جمهوری برای اصلاح امور، امیدواریم ایشان با استفاده از اختیارات قانونی، جلوی این اقدامات غیرمفید را بگیرند.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست