«ایران» تأکیدات رهبر معظم انقلاب را به بحث گذاشت

راه قوی شدن ایران چیست؟

الهام یوسفی

الهام یوسفی

سیاست

123225
راه قوی شدن ایران چیست؟

«قوی شدن به عنوان راه علاج پیشرفت کشور» از تأکیدات همیشگی رهبر معظم انقلاب است که در آخرین سخنرانی ایشان در مهرماه امسال هم بار دیگر بر آن تأکید شد.

ایران آنلاین: ایشان با اشاره به ضرورت تقویت همه‌جانبه، از قدرت علمی و اقتصادی تا انسجام مدیریتی و فرهنگی، مسیر آینده کشور را در یک واژه خلاصه کردند: «قوّت». اما «قوی شدن» صرفاً یک شعار سیاسی نیست؛ مفهومی چندبُعدی است که می‌تواند در صورت اجرا، موتور محرک توسعه پایدار در ایران باشد. پرسش اصلی این است که قوی شدن چطور و چگونه می‌تواند ساختارهای کشور را متحول کند؟ ابتدا باید توجه داشت که قوی شدن چند مؤلفه دارد.

اولین مؤلفه آن استقلال و تکیه بر توان داخلی است. زیرا در جهان امروز، کشوری قوی است که بتواند مسیر توسعه خود را بدون وابستگی خارجی طی کند. اما این مسیر ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دارد؛ قوی شدن اقتصادی یعنی اتکا بر تولید داخلی، دانش بومی و مدیریت هوشمند منابع. ایران با برخورداری از ظرفیت‌های عظیم طبیعی و انسانی، اگر بتواند ساختارهای اقتصادی و مدیریتی خود را اصلاح کند، بخش بزرگی از قدرت ملی خود را بالفعل خواهد کرد. 

اما براساس گزارش‌های مرکز پژوهش‌های مجلس در سال ۱۴۰۳، بیش از نیمی از مشکلات اقتصادی کشور ناشی از ضعف کارآیی و تصمیم‌گیری‌های غیرمنسجم است؛ نه کمبود منابع. این آمار نشان می‌دهد قدرت ملی پیش از هر چیز از درون سازمان‌ها و نهادهای کارآمد آغاز می‌شود. از این رو، شاید بتوان گفت گام اول اصلاح ساختارهاست. گام دوم تبدیل علم به فناوری و صنعت است که نمونه‌های بارز این امر کشورهایی چون کره جنوبی و هند هستند که با تکیه بر علم، به قدرت اقتصادی و سیاسی رسیده‌اند؛ تجربه‌ای که مسیر ایران نیز می‌تواند از آن عبور کند. اما همه اینها در گرو بنیان اقتصادی محکم است. زیرا اقتصاد قوی، ستون فقرات استقلال سیاسی و رفاه اجتماعی است.

به گونه‌ای که بسیاری از کارشناسان بر این باورند راه قدرت اقتصادی در ایران از سه محور کاهش وابستگی به نفت، افزایش بهره‌وری تولید و شفاف‌سازی ساختارها می‌گذرد و از آنجا که قدرت اقتصادی به طور مستقیم به انسجام اجتماعی منتهی می‌شود، این امر اعتماد اجتماعی و امید به آینده را در جامعه افزایش می‌دهد. به دیگر سخن، «قوی شدن» یک پروژه دولتی نیست، حرکتی جمعی است که از مردم، نخبگان، مدیران و کارآفرینان آغاز می‌شود و به امنیت، عدالت و رفاه منتهی خواهد شد. بیانات اخیر رهبر انقلاب درباره لزوم قوی شدن کشور، نقطه آغاز گفت‌وگویی ملی درباره مفهوم قدرت در عصر جدید است؛ موضوعی که کارشناسان نیز بر ضرورت آن تأکید دارند.

آگاهی تاریخی پیش نیاز ایران قوی

عباس سلیمی نمین، تحلیلگر مسائل سیاسی: راه قوی شدن کشوری مانند ایران نیازمند درک عمیق واقعیت‌ها و تجربه‌های تاریخی است. اولین گام در این مسیر آن است که جامعه بویژه جوانان به درستی آگاه شوند که کسانی در بیرون یا درون کشور ما وجود دارند که تمایل ندارند ایران ما قوی و پیشرفته شود.
به عبارت دیگر، پشت این مخالفت‌ها تلاش کشورهای سرمایه‌داری و قدرت‌های جهانی است که می‌خواهند کشورهایی مانند ایران در جایگاه مصرف کننده باقی بمانند و مانع رشد تولید مولد و توسعه صنعتی آنها شوند. تجارب تاریخ ایران نشان داده است که حتی در دوره‌هایی که دولت مرکزی با قدرت‌های غربی همکاری یا نرمش نشان داده اجازه پیشرفت واقعی به کشور داده نشده است. نمونه روشن آن، دوران حکومت پهلوی است که علی‌رغم رفتار نرمش‌آمیز با غرب، پروژه‌های زیربنایی حیاتی مانند متروی تهران با مخالفت شدید آمریکا مواجه شد و سرمایه‌گذاری‌های عمده به سمت پروژه‌های نظامی رفت تا توان عمرانی و رفاهی مردم ضعیف نگه داشته شود.
همچنین روندی که در کشاورزی کشور دیده شد نیز مؤید همین سیاست‌هاست یعنی با هدایت عوامل خارجی و همراهی برخی عوامل داخلی، سیستم‌های کارآمدی مانند قنات‌ها نابود شدند و کشاورزی که می‌توانست خودکفایی کشور را تأمین کند، به سوی وابستگی شدید به واردات کشانده شد. این روند موجب نابودی صنایع کشاورزی و معکوس شدن وضعیت خودکفایی کشور شد.
بنابراین درک این واقعیت‌های تاریخی و واقعاً رخ داده برای نسل جوان بسیار حیاتی است تا انگیزه و اراده لازم برای تلاش جهت قوی شدن کشور در آنان شکل بگیرد. زمانی که جوانان بفهمند اراده‌ای وجود دارد که قصد دارد ایران را عقب نگه دارد خود به خود انگیزه قوی برای مقابله با این اراده و پیشرفت در زمینه‌های دانش، فناوری و دفاع پیدا خواهند کرد. همچنین تجربه جنگ‌های گذشته و تهدیدهای امنیتی به خوبی نشان داده است که آینده امنیت کشور به توانمندی‌های داخلی و ارتقای ظرفیت دفاعی بومی بستگی دارد و نمی‌توان به تسلیحات خارجی اطمینان کرد.
لذا چنین باوری به توانایی‌های داخلی تنها زمانی حاصل می‌شود که واقعیت‌های تاریخی و سیاسی کشور برای مردم، خصوصاً جوانان، به خوبی تبیین و درک شود. پس قوی شدن کشور نیازمند باور راسخ به ظرفیت‌های داخلی، شناخت درست از تاریخ و موقعیت کنونی و انگیزه‌ای مستمر برای تلاش و پیشرفت است. این مسیر با روشن شدن حقیقت‌ها، رشد آگاهی و عزم جمعی میسر شده و ایران را به جایگاهی بلندمرتبه خواهد رساند که دیگر نیازی به وابستگی‌ها و تأیید بیگانگان نداشته باشد.

دولت قوی پیش نیاز ایران قوی

مجید شاکری، تحلیلگر اقتصادی: سؤال اصلی امروز کشور ما مربوط به چشم‌انداز آینده ماست. زیرا حکمرانی چیزی جز داشتن چشم‌اندازی قابل تحقق از آینده و انتقال آن به مردم امروز نیست. برای داشتن چنین چشم‌اندازی، پیش‌شرط اول این است که سیاستمدار باشد که هم این چشم‌انداز را داشته باشد و هم به آن چشم‌انداز وفادار و متعهد باشد. این امر ناگزیر مستلزم تمرکز قدرت است. اما جمهوری اسلامی ایران به گونه‌ای است که از منظر سیاست داخلی امکان تمرکز قدرت در آن عملاً وجود ندارد. به‌عبارت دیگر، اولاً فرآیند تصمیم‌گیری میان تعداد زیادی نهادها تقسیم شده است.
اگر بخواهیم این مسیر دشوار را معکوس کنیم، چند نکته اساسی قابل طرح است. اولاً دولت به‌عنوان بخش ایجابی جمهوری اسلامی ایران باید تقویت شود. زیرا سایر بخش‌ها مانند قوه مقننه و قوه قضائیه کارکرد ایجابی و خلقی ندارند اگر دولت بخواهد قوی شود، باید اول ایده مرکزی روشنی داشته باشد که معمولاً این ایده قبل از انتخابات از سوی افراد مؤثر در دولت برای اجماع انتخاب می‌شود. با توجه به نبود چنین ایده‌ای، دولت باید یکی از ایده‌های مرکزی موجود را انتخاب کند. دوم اینکه، انتخاب افراد نیز باید متناسب با این ایده‌ها صورت گیرد. کسانی که در چهارچوب این ایده‌ها تربیت یا زندگی نکرده‌اند، نمی‌توانند روی آن تمرکز کنند یا آن را به عنوان اولویت در نظر بگیرند. برنامه‌داشتن یعنی «دانستن اینکه کدام کارهای خوب را باید کنار گذاشت»؛ زیرا نمی‌توان همه کارهای خوب را به طور همزمان انجام داد.
دست چنین دولتی را باید باز گذاشت. این یعنی نظارت فعلی نمایندگان محترم مجلس که به صورت سؤال و استیضاح انجام می‌شود باید به حداقل ممکن کاهش یابد. توان نمایندگان برای استیضاح باید محدود شود و به صورت داوطلبانه و به روش‌های جایگزین، امکان سؤال از وزیر تقلیل یابد. همچنین فشارهای ناشی از نهادهای نظارتی بر دولت باید به شکل چشمگیری کاهش یابد. در شرایطی که هم فعل و هم ترک فعل جرم‌انگاری شده‌اند، تصور اینکه بتوان کار مؤثری انجام داد، مخصوصاً بدون وجود ایده، بسیار دور از واقعیت است.
در پایان، اگر بخواهم پیشنهادی ارائه دهم، این است که دولت یک چشم‌انداز مشخص انتخاب کند، افرادی را بر اساس این چشم‌انداز تغییر دهد و با مجلس بر سر این چشم‌انداز به تفاهم برسد. سپس مجلس برای یک سال به صورت داوطلبانه از ابزارهای نظارتی خود مانند سؤال و استیضاح استفاده نکند و به وزرا فشار نیاورد. پس از گذشت این یک سال، بر اساس شاخص‌های عملکردی یا KPI های تعیین‌شده در چشم‌انداز، نمایندگان وزرا را مورد ارزیابی و بازخواست قرار دهند. این تقریباً تنها راه داوطلبانه برای تمرکز و قوی‌تر شدن دولت است؛ وگرنه در ساختار فعلی، تصمیم‌گیری و اجرای تصمیم امکان‌پذیر نیست.

 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست