از «کمپ دیوید» تا «شرم الشیخ»؛ تکرار شکست توافقات بیارتباط به واقعیات میدانی
احمد دستمالچیان_ سفیر اسبق ایران در لبنان در یادداشتی نوشت: توافق آتشبس اخیر غزه در تاریخ منازعه فلسطین پدیده تازهای نیست بلکه امتداد سلسلهای از تجربههای شکستخوردهای است که همگی در یک نقطه مشترکاند: نادیده گرفتن حقوق بنیادین مردم فلسطین.
ایران آنلاین: مرور تاریخ معاصر نشان میدهد که پیمانهایی چون کمپ دیوید، اسلو و کنفرانس مادرید هر یک بهجای آنکه گرهی از مسأله فلسطین بگشایند، خود به گرهی تازه در مسیر صلح بدل شدند. علت تکرار این ناکامیها روشن است: تمام این معاهدات، بدون توجه به حقوق مسلم و غیرقابلانکار فلسطینیها چون تعیین سرنوشت، بازپسگیری اراضی اشغالی، بازگشت آوارگان و حق حاکمیت ملی بر سرزمین مادری شکل گرفتند. وقتی این اصول نادیده گرفته میشود و اشغال همچنان تداوم دارد، طبیعی است که مقاومت نیز در اشکال گوناگون ادامه یابد و مسأله هیچگاه به سرانجام نرسد.
این همان واقعیتی است که غرب بویژه ایالات متحده، هرگز تمایلی به درک آن ندارد. آنها در پی صلحی هستند که نظم مطلوب خودشان را حفظ کند، نه صلحی که بر پایه عدالت برای فلسطینیها بنا شود. از همین رو، این بحران مانند زخمی کهنه در پیکر خاورمیانه باقی مانده و هر بار با نامی تازه باز میشود.
تاریخ نیز گواهی روشن بر این واقعیت دارد. زمانی که آریل شارون به بیروت حمله کرد و یاسر عرفات و رهبران سازمان آزادیبخش فلسطین را از لبنان بیرون راند، تصور میکرد که با پایان حضور آنان، پرونده مقاومت نیز بسته خواهد شد. اما نتیجه درست عکس آن بود: از دل همان سرکوب، گروههایی ریشهدارتر و مصممتر چون حماس شکل گرفتند و حمایت توده مردم را با خود همراه کردند. تحولات دو ، سه سال اخیر غزه نیز بار دیگر ثابت کرد که جامعه فلسطینی، به رغم فشارها و محاصرهها، ارادهای راسخ برای ایستادگی دارد و همین پایداری است که به حماس امکان ادامه مبارزه را داده است.
با چنین صبغهای میتوان گفت که طرح کنونی آتشبس در غزه در چهارچوب سنتی قبلی قرار دارد و بهطور بنیادی خواستهای مهم فلسطینیان از جمله بازگشت آوارگان، پایان اشغال و تضمین حقوق بنیادین را مورد توجه قرار نمیدهد. با این وجود، اراده و ایستادگی مردم فلسطین همچنان تعیینکننده است؛ تاریخی که نشان داده تا زمانی که سرزمین و خانهشان اشغال باشد، مردم جز مقاومت و تلاش برای بازپسگیری حقوق خود راهی نمیپذیرند.
در این عرصه، حماس به سبب پایداری و مقاومت سیاسی و نظامی در شرایط سخت، نزد بسیاری از ناظران پیروز میدان محسوب میشود؛ چرا که تلاشهای نتانیاهو برای نابودی کامل این ساختار به نتیجه نرسید و روندی برای آزادی اسیران و زندانیان فلسطینی شکل گرفت. از منظر تهران نیز رویکردی ثابت مبنی بر حمایت سیاسی و حقوقی از حق تعیین سرنوشت فلسطینیان و نه مداخله نظامی دنبال میشود.
ایران بر این باور است که بیتوجهی به واقعیتهای میدانی و تاریخی همانگونه که تجربه کمپدیوید و اسلو نشان داد، هر روند صلحی را محکوم به شکست میکند و پیشنهاد میدهد سرنوشت فلسطین از طریق رفراندوم همه ساکنان سرزمین تعیین شود.
انتهای پیام/